
کبری آسوپار
سپاه یک اتفاق مهم بود در دل حکومتی تازه تأسیس که قبلتر دنیا، نه مانند آن حکومت را ونه مانند آن سپاه را، ندیده بود و تجربه نکرده بود. این اتفاق از سویی تشکیل یک نیروی مسلح قوی برای صیانت از انقلاب بود که خود از اتفاقات مهم قرن محسوب میشد و از سویی دیگر برخلاف ارتشهای دیگر دنیا که تشکیل غالب بدنه آن، مدیون فراخوانی اجباری سربازان یا اعطای پاداشها و حقوق بالا بود، بدنه سپاه را داوطلبانی تشکیل میدادند که نه تنها بودند برای دفاع از انقلاب اسلامی، بیچشمداشت ذرهای از این دنیا، تا آخرین قطره خون مبارزه کنند، بلکه اینگونه کشته شدن را نعمتی از سوی خداوند متعال میدانستند. با چنین رویکردی چندان دور از ذهن نخواهد بود، تصور عقیده، مرام و شخصیت جوانانی که از سر عشق به امام (ره) و انقلاب به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوستند؛ جوانانی که گویی از آغاز برای پاسداری از انقلاب اسلامی تربیت یافته بودند...
جنگ، آغاز کار سپاه بود، اما قرار نبود همه کار سپاه باشد. سپاه در دورهای تشکیل شد که پاسداری از انقلاب اسلامی، جز با حضور نظامی و تن دادن به جنگی تمام عیار ممکن نبود، بعد از جنگ اما، سپاه برای آنچه وظیفه اصلیاش بود، همراه با حفظ و تجهیز و تقویت بنیه نظامیاش در عرصه سازندگی و تقویت جنبه اطلاعاتی نظام، حضوری پررنگ یافت. سپاه از سویی سال به سال پیشرفت و شکوفایی بیشتر خودش را به رخ میکشید و از سویی پیشرفت نظام را در این راه جوانان سپاه، اندک اندک پختهتر و پختهتر شدند، موهایشان کمی سپید میشد، درجههایشان بالا میرفت، کمکم در خشت خام هم میدیدند آنچه را که شاید قبلتر در آینه نمیدیدند اما ... اما دوره بازنشستگی میرسید. سقف خدمت در نیروهای مسلح 30 سال بود و 30 سالگی سپاه، جدایی تجربههای قدیمی را رقم میزد.
این در حالی بود که کار سپاه حتی اگر فقط در حضور نظامی هم خلاصه میشد، باز نباید که یکباره، سپاه از تجربه جوانان به سن نشستهاش که عمری را در میدانهای جهاد نظامی، موی سپید کرده بودند، خالی شود.
جوانان دیروز سپاه، هم از لحاظ عقیدتی و هم از لحاظ کارآمدی طی دوره جوانی به تجربیاتی رسیدند که حیف است گذشتن از آن. گرچه لزوم سپردن میدان به جوانترها قابل انکار نیست اما این سپردن میدان، نباید به گونهای باشد که سرمایه عظیم 30 سال تجربه اندوختن ودانش آموختن، جایی گوشه خانهای یا در میدانی ناگزیر دیگری برای امرار معاش، از دست برود.
در همین زمینه نظر دو نفر از بازنشستههای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را جویا شدیم.
دکتر شجاعی، رئیس خانه کتاب ایران میگوید: اینکه کسی واقعاً همه جوانی را در این راه خدمت کرد و شخصیت فکری و روحیاش در سپاه شکل گرفته، الان به گونهای بازنشسته شود و دور از فضایی که عمری با آن مأنوس بوده باشد، قطعاً به لحاظ روحی، خیلی راحت نیست. وی افزود: تصمیم به بازنشستگی برای کسی که در سالیان گذشته، در فضایی بوده که دوستان و همکارانش به شهادت رسیدهاند، سخت است. سردار شجاعی در عین حال گفت: بسیاری از دوستان، بعد از بازنشستگی به نوعی با سپاه همکاری و ارتباط دارند و این موضوع، اندکی از دغدغه راکاهش میدهد، ولی در هر حال سپاه برای گسترش ارتباطات، نیاز دارد که تدابیر بهتری را پیش بگیرد. وی در مورد وضعیت بازنشستگان سپاه گفت: تعدادی از اینها به دلیل اشتغال درمحیطهای فرهنگی، به لحاظ کاری در وضعیت مناسبی هستند و گرچه برایشان سخت است اما خوشبختانه به دلیل حضور در محیط فرهنگی، مشغول کمک به نظام در راه پیشبرد اهداف فرهنگی هستند.
سردار علی سلمانیان نیز، در مورد وضعیت بازنشستههای سپاه پاسداران گفت: اینها نیروهای باتجربه هستند و باید از آنها استفاده شود. وی در عین حال افزود: نیروهای خوب و جوان در سپاه بسیار هستند و نعمت وقتی فراوان شود، گاهی سرریز میشود! آنقدر نیروهای خوب دراختیار این نهاد بود که با افزایش سن، چارهای جز بازنشستگی قدیمیترها نبود. از جنبهای دیگر هم، این بازنشستگی به پیرنشدن و جوان ماندن این نیرو کمک میکرد.
سردار سلمانیان در عین حال تأکید کرد: برخی از این بازنشستهها هنوزجوان هستند و مجدد جذب اموری شدند که برای پیشرفت کشور مفید است. این راه را خود نیروها پیدا کردند، اما باید با تدبیر مناسب، به صورت سازمان یافته از این امر، استفاده میشد. در آن صورت بعضیها بهتر میتوانستند توانمندیشان را به نمایش بگذارند.
گرچه نیروهای کارآمد، هیچ گاه در سکوت و سکون نخواهند ماند، اما سازماندهی آنها به سود سپاه هم خواهد بود.