
گفتوگو با خانواده حجازي، كار بسيار سختي است، خصوصاً اگر بدقول باشيد و برنامههاي روتين و سرساعت ناصر حجازي را با مشكل روبهرو كنيد. اما اين بار، او وخانوادهاش با آغوشي باز تأخير ما خبرنگاران را به فال نيك گرفتند تا گفتوگويي گرم با ناصر حجازي كه اين روزها حسابي سرحال است و قصد دارد اين شرايط را ادامه دهد و به بيمارياش غلبه كند، تدارك ببينيم. از گرماي اين مصاحبه خانوادگي با او و همسرش هر چقدر بگوييم كم است. بخوانيد صحبتهاي تازه خانواده حجازي را. ناصر حجازي چطور از بيمارياش باخبر شد؟احساس درد داشتم و وقتي دكتر رفتم به من گفت:ريهات چرك كرده است. ضمن آنكه پچ پچ اطرافيان با دكتر و صحبتهايشان دور از من، باعث شد روزهاي سختي را بگذرانم! اما هرگز باور نكردم كه سرطان گرفتهام و خدا را شكر باور درستي هم بود! همين ديروز هم پزشك معالجم گفت ميتوانم به مسافرت بروم.
دعاي مردم را در اين امر چقدر مؤثر ميدانيد؟خيلي زياد، اگر از ميان ميليونها دعايي كه براي حجازي شد، تنها چهار تاي آن هم از ته دل بوده باشد، خدا قبول كرده و لطف خود را شامل حال من كرده است.
درست مثل بيماري عابدزاده، همين طور است؟براي او هم از جان مايه گذاشتند. دقيقاً همين طور است.
اصولاً آدم معتقدي هستيد؟من معتقد به آن بالايي هستم، يك رابطه قلبي و مستقيم با آن بالايي دارم كه توصيف ناپذير است. پشت ستون اتاق پذيراييام را ميبينيد، هر وقت دلم ميگيرد، آنجا ميايستم و طوري كه همسرم هم نبيند با خداي خودم راز و نياز ميكنم.
به او چه ميگوييد؟تشكر، تشكر و باز هم تشكر. خدا به من همه چيز داده است.
مثلاً چه چيزهايي؟شهرت، محبوبيت، پولي كه نيازمند نامردان نباشم، خانواده خوب، قيافه مطلوب و ... بابت همه اينها خدا را شكر ميكنم.
در اين دوران بيماري پيش آمده كه پيش خدا ناله كنيد كه چرا من بايد چنين دوراني را سپري كنم؟!نه، اين هم خواست خداست و آن قدر بدهكار خدا هستم كه چنين تفكري نداشته باشم.
چرا به عنوان كانديداي رياست جمهوري ثبت نام كرديد؟ اين اتفاق يك نوع مخالفت با مسؤولان ورزشي كشور نبود؟به هيچ وجه. ميخواستم بگويم، من هم هستم و ميتوانم به مردم خدمت كنم. اگر باز هم زمان به عقب برگردد، دوباره براي كانديداي رياستجمهوري ثبتنام ميكنم.
ناصر حجازي تا به حال حسرت چيزي را در زندگياش خورده است؟هرگز حسرت چيزي را نخوردهام چون به لطف خدا به هر چيزي كه خواستهام رسيدهام.
چند روز پيش از زبان يكي از فوتباليستها شنيدم كه شما گفته بوديد، مال اندوزي چه ارزشي دارد؟ حساب ميلياردي به چه دردي ميخورد؟درست است. عليرضا منصوريان به منزلم آمده بود و همين حرفها را زدم و گفتم: به عنوان مثال خودم منزل شخصي دارم مستأجر نيستم، مسافرت خارجي هم تا دلتان بخواهد رفتهام. ماشين هم دارم كه هر زمان اراده كردم به مسافرت داخلي و شمال بروم پس ديگر چرا بايد حرص مال دنيا را بخورم؟ به فرض كه 20 ميليارد تومان هم در حساب بانكيام وجود داشت به چه دردي ميخورد؟ پول بيش از حد تباهي ميآورد و در حد متعادل خوب است. ضمن آنكه دنيا هم فاني و زودگذر است.
ناصر حجازي به معجزه اعتقاد دارد؟بله، يك مرتبه در بنگلادش كه بودم اين اتفاق برايم افتاد؛ روزي بود كه در اين كشور هيچ پولي نداشتم، حجازي بودم اما فقير و پول نداشتم. انگار خدا دستش را دراز كرد و دست مرا گرفت، آن روز معجزه را به چشم خود ديدم!
گويا خيلي از مسؤولان ورزشي ناراحتيد، خصوصاً بعد از اين بيماري؟دوست دارم حرفهايم را بزنم و بعضي از رسواييها را فاش كنم، اما به يك تريبون زنده نياز دارم كه راحت حرفهايم را بزنم. نه اينكه بخواهم پس از مطرح كردن يكسري از بحثها، حرفهايم را قطع كنم يا اجازه بازگوكردنش را نداشته باشم.
اگر قرار بود در نظرسنجي برنامه90 شركت ميكرديد، به عملكرد فدراسيون فوتبال چه نمرهاي ميداديد؟من اهميتي به اين نظرسنجيها نميدهم!
اگر شما رئيس فدراسيون فوتبال بوديد، چه كسي را سرمربي تيم ملي ميكرديد؟اولاً كه اين صندلي را به كسي مثل من نميدهند و اگر اين اتفاق رخ دهد، من ميرفتم و يك مربي درجه يك خارجي را ميآوردم و صد البته ابزار و امكانات را در اختيارش قرار ميدادم. و بيجهت پول بيتالمال را دور نميريختم. هر چند من را براي چنين پستي انتخاب نميكنند. چون بلد نيستم، جلوي آقايان تعظيم كنم!
گفتيد اگر قرار است حرفهايتان را بزنيد در برنامه زنده اين كار را انجام ميدهيد. پس برنامه 90 بهترين گزينه است؟دقيقاً بايد در برنامه فردوسيپور بنشينم و مستقيم حرفهايم را بزنم.
پس به خاطر نظرسنجي مدتي پيش كه در بين اسطورهها و محبوبترينها شما در قعر جدول قرار گرفتيد از فردوسيپور و برنامهاش دلخور نيستيد؟اين نظرسنجيها زير نظر فردوسيپور نيست! مشخص بود كه آن پيامكها و نظرسنجيها دستكاري شده تا با شخصيت حجازي بازي شود. همه هم ميدانند بعضيها برنامهريزي كردند تا بگويند حجازي محبوب نيست مردم هم خوب آنها را ميشناسند، اتفاقاً فردوسيپور كسي است كه بيش از همه به ملاقات من آمده، لطف كرده و 6 مرتبه به بيمارستان سرزده. من به او گفتم كه نظرسنجيها از عهده وي خارج بوده و به او ديكته شده!
فكرش را ميكرديد كه صمد مرفاوي با استقلال در آسيا موفق شود؟چند وقت پيش مدير عامل استقلال مهمان من بود. به او گفتم: برويد و پشت صمد مرفاوي بايستيد. شايد در ليگ اول يا دوم نشويد، اما به آسيا فكر كنيد و به آوردن مربي ديگري فكر هم نكنيد.
به همين دليل تنها بازيهاي استقلال را به استاديوم آزادي ميرويد؟بله و البته من نميتوانم به تنهايي بروم مديريت تيم با ماشين شخصي مرا همراهي ميكند.
يك سؤال جالب توجه؛ در اين مدت كه بيكار هستيد، پيش آمده كه كسي قصد ديدار با شما را داشته باشد، اما اجازه ندهيد؟يكي، دو نفر ميخواستند، بيايند، اما قبول نكردم كه بيايند و مرا در آغوش بگيرند و بعد بروند و وقتي خوب شدم به من بد و بيراه بگويند و فراموشم كنند! به همين خاطر نپذيرفتم كه آنها را ملاقات كنم.
اسم نميآوريد كه چه كساني بودند؟ميگويم، اما دوست ندارم رسانهاي شود!
گويا همسرتان به شما اصرار دارد كه براي آب و هواي بهتر، به خارج از كشور سفر كنيد و همان جا اقامت كنيد، اما شما نپذيرفتيد؟دوست ندارم خارج از ايران زندگي كنم.
چرا؟حجازي در ايران حجازي است. بارها دوستان با من تماس گرفتند و پيشنهاد دريافت گرين كارت آمريكا را دادند، اما جواب من «نه» بوده و عوض هم نميشود! اينجا مردم در كوچه و خيابان مرا ميشناسند، صحبت دارند و ... اما كجاي دنياي ميتوانم چنين احساسي را به دست بياورم؟! يك وجب خاك ايران را با هيچ كجاي دنيا عوض نميكنم.
برخي از شاگردانتان در فوتبال پس از بستري شدن، وعده وعيدهاي بسياري براي كمك خرج و معالجه شما درخارج از كشور دادند. آن وعدهها عملي شد؟بنويسيد فقط دكتر عطاران و بيمارستان كسري به وعدههايشان عمل كردند جالب آنكه حتي يك ريال هم از بابت هزينه درمان دريافت نكردم. دكترهاي غير ورزشي بسيار با معرفتتر از فوتباليها بودند و هستند.
شما هميشه از حقيقت حرف ميزنيد. حال واقعاً فوتبال ايران پاك است يا ناپاك؟مگر تنها فوتبال ناپاك است؟ فوتبال ماهم نشأت گرفته از بعضي معضلات اجتماعي است. اما بايد بگويم اگر مرا در كار انتخاب ميكردند آن را پاك ميكردم! وقتي خود انسان پاك باشد، مجموعهاش پاك ميشود! مثلاً در استقلال زماني كه من سرمربي بودم، فوتبال پاك رعايت ميشد، نه مربي، نه بازيكن و نه اطرافيان، جرأت اجراي فوتبال ناپاك را نداشتند. اگر كسي ناپاك بود من رسوايش ميكردم.
اما شما در همان زمان صحبت از كم كاري برخي نفرات در تيم استقلال كرديد؟من اولين نفري بودم كه علم ناپاكي را در فوتبال بلند كردم.آن روزها نامردي فراواني در حق من شد و برخي بازيكنان در زمين راه ميرفتند و شل بازي ميكردند تابه خيال خودشان حجازي را به زمين بكوبند، من زمين نخوردم.
پس خود را يكي از مطرحكنندگان رسوايي فوتبال ناپاك ميدانيد؟صددرصد، متأسفانه اين فوتبال ناپاك است و پاك هم نخواهد شد.
ناصر حجازي در زمان مربيگرياش به پول خيلي اهميت ميداد، درست است؟ميتوانيد از مدير عامل آن زمان تيم استقلال سؤال كنيد.اصلاً نميتوانم بگويم كه چقدر پول ميخواهم. باور كنيد كه اصلاً در مورد مبلغ قرارداد حرفي نميزنم. فتحالله زاده مدير عامل آن زمان استقلال 130 ميليون براي يك فصل مقابلم گذاشت و من بدون حرفي امضا كردم. در حالي كه همين صمد مرفاوي با سابقه كم، 200 ميليون تومان از استقلال پول دريافت كرده است. حال شما بگوييد، او بايد اين مقدار پول بگيرد و من با آن سابقه 130 ميليون.
زمزمههايي درخصوص بازگشت شما به استقلال به عنوان مشاور مديرعامل و مشاور فني سرمربي تيم شنيده ميشود، اين اخبار صحت دارد؟اين پيشنهاد زماني كه خبر بيماري من منتشر شد از سوي مديرعامل استقلال به من داده شد، اما من با باشگاه دياس تراداي اتريش قرارداد دارم و نميتوانم براي استقلال كاري انجام دهم.
فعلاً كه شما در ايران به سر ميبريد و گفته ميشود كه در بازيهاي آسيايي استقلال به مربيان اين تيم مشاوره دادهايد؟در بازي با الغرافه و الاهلي به پيشنهاد مديرعامل استقلال و با همراهي او به استاديوم آزادي رفتم و با بازيكنان در رختكن ديدار كردم. در اين ديد و بازديد نكات فني را كه به نظرم ميرسيد به استقلال كمك ميكند به بازيكنان گوشزد كردم. اين مسأله هيچ ربطي به مشاوره نداشت و من به خاطر دل خودم و موفقيت استقلال اين نكات فني را يادآور شدم.
بابت اين مشاوره مبلغي را از باشگاه استقلال دريافت ميكنيد؟نه، به هيچ وجه. قراردادي نبستم كه پولي دريافت كنم. هر صحبتي و هر پيشنهادي كه مطرح شده در حد حرف بوده و هيچ چيز رسمي نيست.
شنيديم كه قصد بازگشت به تمرينات تيم دياس ترادا را داريد؟از مدتها قبل تصميم داشتم به اتريش سفر كنم و تمرينات اين تيم را زير نظر بگيرم اما پزشك معالجم اجازه اين سفر را صادر نكرد تا مجبور شوم از ايران و از طريق تلفن با مربيان تيمم در تماس باشم. اما چند هفتهاي است كه اين تيم نتايج خوبي نميگيرد و من هر طور شده بايد خودم را به اتريش برسانم تا شرايط را مستقيماً زير نظر بگيرم.
مشكلي براي اين سفر وجود ندارد؟پزشك معالجم در اين سفر مرا همراهي ميكند تا خانوادهام نگران اين سفر طولانيمدت نباشند.
دوست داريد سردبير يك روزنامه ورزشي باشيد؟سردبير شدن كار من نيست!
فوتباليست مورد علاقه حجازي كيست؟فرهاد مجيدي! البته من از شخصيت و متانت مهدي مهدويكيا هر چه بگويم كم گفتم، او راه دوري از آلمان به تهران را طي كرده بود، اما سريعاً به ديدن من آمد. او هيچوقت شاگرد من نبوده اما از هر حيث برايم قابل ارزش و احترام است.
و مربي مورد علاقه شما؟غلام حسين پيرواني.
مدير ايراني مورد قبول شما؟مهدي تاج چون با او كار كردم و قبولش دارم.
ناصر حجازي چند بار در زندگي عاشق شده است؟يكبار. من هيچ وقت به كسي نگفتهام دوستت دارم. اما در دانشكده با همسرم آشنا شدم، او تنها عشق من بود كه خوشبختانه به درخواست ازدواجم پاسخ مثبت داد.
خيلي از نشريات در خصوص بيماري شما شايعاتي مطرح كردند، از آنها دلخور هستيد؟از اين اتفاقات براي من زياد پيش آمده اما توقع نداشتم كه موضوع بيماريام بدون مدرك مطرح شود و گفته شود كه من سرطان دارم، آن هم در حالي كه معاينات پزشكي و تمام اسناد و مدارك حكايت از يك عفونت شديد ريوي داشت. با اين حال دلخور نيستم، به هر حال روزنامهنگاران را درك ميكنم.
اما برخي از طرفداران قصد شكايت از اين نشريات را داشتند؟نه چنين اتفاقاتي نميافتد، آنها بسيار باشخصيت هستند و بعيد ميدانم اين كار را ميكردند و اگر هم اين مسأله را مطرح كردند از روي ناراحتي و عصبانيت بوده است.گفتوگوي «جوان» با همسر ناصر حجازي: دل ناصر براي فوتبال تنگ شده استابتدا در مورد زندگي با فوتباليستها صحبت كنيد، واضح است كه بسيار سخت و شايد وحشتناك باشد؟دقيقاً همينطور است. شايد سختي براي يك لحظهاش باشد. اما بايد پذيرفت. واقعيت اين است كه بايد پذيرفت كه شرايط اين است و طبق آن بايد زندگي كرد.
پس شما سختي زيادي را در اين زندگي متحمل شديد؟من اين جريان را پذيرفتم. قبل از ازدواج هر دختر عاقلي، بايد با شرايط خودش را وفق دهد و اگر متوجه شد ميتواند با اين جريان كنار بيايد، بپذيرد همان كاري كه من در سن 20، 21 سالگي انجام دادم البته دخترهاي همسن آن زمان من، كه حالا در اين سن ازدواج ميكنند، عاقلتر هستند و شرايط متفاوتي دارند، اما من خواستم و با اين مسأله كنار آمدم.
پس به همين خاطر به دخترتان اجازه داديد كه با يك فوتباليست ازدواج كند؟من تمام اين حرفها را به دخترم آتوسا گفتم، چندين و چند بار در گوش او خواندم كه حواسش را جمع كند و اگر نميتواند وارد اين زندگي شود، موافقت نكند. گفتم كه فوتباليستها چه شرايطي دارند و بايد در زندگي چه صبر و تحملي داشته باشد. همانطور كه من آن روزها را گذراندم.
شنيده بوديم كه شما اوايل ازدواجتان از محبوبيت ناصر حجازي حسابي اذيت شديد؟طبيعي است كه فوتباليستهاي معروف طرفداران زيادي دارند و من با اين مسأله مشكلي نداشتم!
پس كاملاً براي شما طبيعي بود؟شرايط خاص خودش را داشت، اما من تصورم اين است كه هيچ كدام از آنهايي كه ناصر حجازي را دوست داشتند، هيچ منظور بدي نداشتند و او ورزشكار محبوبشان بود.
رفتار شما در مقابل ابراز احساسات طرفداران حجازي چطور بود؟شايد باور نكنيد اما آنها چون رفتار مرا ميديدند و همينطور آرامشي كه من داشتم، ميدانستند كه نبايد از حد خود تجاوز كنند. مردم به خاطر فوتبالش او را دوست دارند و اين طبيعي است اين محبوبيت دليل بر هيچ چيز ديگري نيست.
اما در حال حاضر چنين مسألهاي نيست، زيرا كمتر ميتوان به فوتباليستها اعتماد كرد و محبوبيت را مثل شما توصيف كرد؟بله، اينطور است، اما بستگي به طرف دارد، زمان ما هم انگشت شمار درست زندگي ميكردند و درست ماندند. اينطور نيست كه حالا به اين شكل باشد. آن زمان هم همين بود و شايد هم بدتر. اما درست زندگي كردن و درست ماندن و حفظ زندگي مهم است و ارزش دارد. البته ديد آدمها در مورد زندگي فرق دارد بايد ديد كه از زندگي چه چيز ميخواهي.
پس ديد و تفكر شما به زندگي شرايط را آسان كرد؟تعهد در زندگي بسيار مهم است. آن هم تعهدي كه بعد از بچهدار شدن داريم. بچهدار كه ميشوي، بايد مسؤوليت را تا آخر عمر را بپذيري، بچه بايد با پدر و مادر بزرگ شود.
چرا زندگي برخي از فوتباليستها متزلزل است؟وقتي خانمها تزلزل را در رفتار شوهرشان ميبينند، همه چيز تغيير ميكند. شك و ترديد و عدم اعتماد زندگي را خراب ميكند اما من ميدانستم شوهرم اخلاقمدار است.
گويا ناصر حجازي پيشنهادات هنرپيشگي بسياري هم دريافت كردند؟دقيقاً اما من اجازه ندادم كه پاسخ مثبت بدهند.
چرا؟چون هركسي بايد در شغل خودش پيش برود و موفق شود نه اينكه به خاطر محبوبيت در يك شغل به مشاغل ديگر كشيده شود. زيرا در اين صورت موفقيتي حاصل نخواهد شد.
كمي هم در مورد شرايط فعليتان صحبت كنيد، در مدتي كه حجازي بيمار شده شما بسيار زياد افتاده شديد و بسيار ناراحت به نظر مي رسيد؟وقتي عكس يا فيلمهاي چند ماه قبل خود را ميبينم شوكه ميشوم. واقعاً از بين رفتهام و شايد باورتان نشود كه چقدر عذاب ديدم.
چه چيز بيشتر از هر چيز شما را عذاب ميدهد؟ناصر حجازي ميخواهد به فوتبال بازگردد، اما شرايطش ممكن نيست دلش براي فوتبال تنگ شده است. ميخواهد تمرين كند. دائم به من ميگويد دعا كن برگردم به زمين فوتبال. اينكه كمرش درد ميكند و حالش بد ميشود مرا عذاب ميدهد. دوست دارد ورزش كند و فعاليت داشته باشد.
دختر و پسرتان چطور؟ آنها چطور با شرايط كنار آمدند؟آنها به خاطر من حرفي نمي زنند. خيلي ناراحتند، اما به خاطر رعايت حال و احوال من به روي خود نميآورند. تلاش ما اين است كه محيط را آرام نگه داريم تا روحيهاش حفظ شود.
در اين چند ماه مردم در خانه شما زياد رفت و آمد ميكنند، اين شرايط چطور است؟روحيه او بستگي به همين رفت و آمدها دارد. وقتي ميبينم او با اين ديد و بازديدها خوشحال است و روحيه دارد، راضي ميشوم. او ميخواهد كه فراموشش نكنند و من به همين دليل هيچ مشكلي نداريم.
براي بهبودي حال ناصر حجازي در اين مدت حسابي نذر و نياز كرديد.بله،ما در خانه نذري ميدهيم، اما در را باز نميگذاريم تا مردم ببينند كه ما نذري ميدهيم، اكثرا در پاركينگ غذا را آماده ميكنم و آن را به مراكز و بيمارستانها ميبريم، خصوصاً بيمارستان علياصغر كه بيماران سرطاني در آنجا هستند. دوست ندارم در ديد مردم باشد. اميدوارم با دعاي مردم حال ناصر هر چه زودتر بهتر و بهتر شود.
با كدام يك از فوتباليستهاي قديمي رابطه خانوادگي داريد؟با علي پروين و همسرش، آنها بارها به ما سر زدند و با همسرش دوست هستيم و درد دل ميكنيم. ما معتقديم كه هر دو سعي و تلاش بسياري براي حفظ زندگيمان داشتيم وحالا نتيجهاش را ديديم.ما هر دو در شرايط سخت زندگيمان را حفظ كرديم و با سختيها ساختيم و خودمان را به نتيجه رسانديم. درست بر خلاف خيليها كه زمان ما زندگي تشكيل دادند، اما خيلي سريع زندگيشان از هم پاشيد.