
دارا و ندار، عنوان سريال مناسبتي نوروز 89 كه مسعود دهنمكي آن را كارگرداني كرده، يكي از سه سريال ايام نوروز بود كه بهخوبي تفاوتهاي دو قشر فقير و ثروتمند را به تصوير كشيده بود. اين مجموعه اولين ساخته دهنمكي براي تلويزيون نيز به شمار ميرفت. نفيسه روشن، يكي از بازيگران اين مجموعه پربازيگر بود كه در اين مجموعه در قسمت داراها به ايفاي نقش پرداخته بود. روشن كه قبل از دارا و ندار در سال گذشته در مجموعه كلانتر3، ماهعسل و عمليات 125 حضور داشت، بازيگر نسبتاً پركار اين روزهاي تلويزيون بهشمار ميرود.
او متولد 13/2/1361 و فارغالتحصيل رشته حقوق است. از كارهاي روشن ميتوان به روزهاي به ياد ماندني به كارگرداني همايون شهنواز، سالهاي برف و بنفشه، ماهعسل، كلانتر 2 و 3، روزگار قريب (البته در چند سكانس)، اغما، مثل هيچكس و دارا و ندار اشاره كرد و تلهفيلمهاي مسافر، اين پرونده مختومه نيست، مأموريت بهار، سرگرد، پيوند و آواي زمين. مجموعه دارا و ندار و حرف و حديثهايي كه پيرامون اين مجموعه رقم خورد ما را بر آن داشت كه با نفيسه روشن، گفتوگويي را ترتيب دهيم. مجموعه «دارا و ندار» تا جايي كه توانست به تفاوت قشرهاي متمول و سطح پايين جامعه پرداخت. موضوعي كه چندي است بالاخص در مجموعههاي مناسبتي، كارگردانان و نويسندهها از آن به عنوان سوژهاي جديد! استفاده ميكنند. اما در اين بين نكتهاي كه سؤال برانگيز شده، اين است كه چرا مخاطب در اين مجموعه، سكانسهاي داراها را كمتر از ندارها ديد...پاسخ به اين سؤال كمي مشكل است چون من در جايگاهي نيستم كه بخواهم در اين مورد نظري دهم. ولي در حالت كلي ميتوانم بگويم كه ما تمامي سكانسها را ضبط كرديم و كار در آخر و در كليت كه همان مونتاژ و ... بود، دستخوش تغييراتي شد.
طبق شنيدههاي ما برخي از سكانسهاي داراها حذف گرديد! كه اين شايد كمي به ضرر بازيگران داراها تمام شد؟بله، اين تصميم كارگردان كار بود. همانطور كه ميدانيد، ندارها و فقيرهاي جامعه بايد بيشتر از داراها در اذهان عمومي جاي ميگرفتند چون متمولها هميشه دريادها هستند.
خانم روشن، چطور به اين پروژه دعوت شديد؟از طرف خانم سوسن دين محمد (برنامهريز مجموعه) با من تماس گرفتند. زماني كه من به دفتر رفتم، چون در حال بازنويسي فيلمنامه بودند، فيلمنامهاي براي مطالعه وجود نداشت و به من توضيحاتي كلي درمورد نقش نگار دادند. در آن زمان حدود 70 درصد از عوامل و بازيگران انتخاب شده بودند و من هم با توجه به حضور بازيگران بنام و نازنيني در قسمت داراها چون مرجانه گلچين، نگار فروزنده و... نقش را پذيرفتم.
چقدر اعتبار مسعود ده نمكي براي پذيرفتن نقشتان تأثيرگذار بود؟آقاي ده نمكي اولين فاكتور براي قبول نقشم بودند. طبق كارنامه كاري ايشان و موفقيت «اخراجيها» فكر ميكنم هر بازيگري دوست دارد كه روزي بتواند با ايشان همكاري كند. ضمن اينكه گروهي كه ما با آنها كار ميكرديم، گروهي كاملاً حرفهاي چه در پشت صحنه و چه در جلوي دوربين بودند.
اما و اگرها درباره كارگرداني مسعود ده نمكي در اخراجيها زياد بود. او را در حين كار چطور ديديد؟عالي و بينظير. ايشان دست بازيگر را براي بازي كاملاً باز ميگذارد و او را محدود به فيلمنامه و ديالوگ نميكند و حتي در جاهايي از نظرات بازيگران نيز براي بهتر شدن كار استفاده ميكند و اين از نظر من، از بهترين خصيصههاي يك كارگردان است.
يكي از شاخصههاي كارهاي ده نمكي بداههگوييهاي بازيگران آن است؛ فكر نميكنيد گاهي اين بداههگوييها به كليت كار لطمه ميزند؟در حالت كلي، پاسخ به اين سؤال شما مربوط به نظر كارگردان است ولي من به عنوان يك بازيگر، در جاهايي كه بايد بداهه ميگفتم، اين را قبول ميكردم ولي اينكه در زمان كوتاه، چه جملهاي را بگويي و جملهاي را كه ميگويي موزون و متناسب با ساير ديالوگها باشد، خيلي تمركز ميخواست.
شايد دليل اين موضوع آن باشد كه برخي از بازيگراني كه در مقابل شما بازي ميكردند به دليل شرايط كاري قبليشان، توانايي زيادي در عرصه بداههگويي داشتند اما كارهاي قبلي شما همگي مبتني بر فيلمنامه و ديالوگهاي آن بود، با اين مقوله موافقيد؟بله، من به اندازه برخي از بازيگران اين مجموعه، تجربه بداههگويي نداشتم، اما با راهنماييهاي آقاي ده نمكي و خانم دين محمد در ديالوگهايي كه به صورت بداهه بين من و بازيگران ديگر رد و بدل ميشد، كم نميآوردم.
عمدهترين بازي شما در اين سريال بازي در كنار مرجانه گلچين و نگار فروزنده بود؛ نظرتان راجع به بازي آنها در اين مجموعه چه بود؟من در سالهاي قبل با نگار فروزنده تجربه يك همكاري بسيار شيرين را داشتم. ايشان از تواناييهاي زيادي در بازيگري برخوردارند. خانم مرجانه گلچين هم تواناييهايشان از كسي پوشيده نيست. او بازيگر بسيار باهوش و فهيمي است كه در آثار اخيرش نشان داده كه چگونه حتي نقش يك زن عامي را هم ميتوان بسيار زيبا و با ريزهكاري بازي كرد. در هر حال من از بازي در كنار اين دو عزيز لذت بردم و چيزهاي زيادي را آموختم.
نگار مجموعه دارا و ندار، شخصيتي باچارچوبهاي تعريف شده و خاص خود را داشت و به نوعي در تضادي محسوس با خانوادهاي كه در آن بزرگ شده و زندگي ميكرد به سر ميبرد؛ در كل اين نقش را چطور ديديد؟نقشم را خيلي دوست داشتم و زمان ضبط سريال همه چيز خيلي خوب و عالي پيش ميرفت ولي متأسفانه هنگام پخش مجموعه، به عنوان نفيسه روشن بيننده و يك مخاطب، ازنقش خودم، رضايت كاملي نداشتم و توقعم از خودم بيشتر از اينها بود. حال نميدانم اين نارضايتي به دليل حذف تعدادي از سكانسهايم بود يا به بازي خودم بر ميگشت.
معمولاً هنرپيشهها براي پذيرفتن فيلمنامه در وهله اول به سوژه داستان و فيلمنامه و سپس به بقيه عوامل اهميت ميدهند. شما براي پذيرفتن نقشهايتان به كداميك از اين دو فاكتور بيشتر اهميت ميدهيد؟براي انتخاب نقشهايم 40 درصد فيلمنامه و 60 درصد كارگردان مهم است. چون يك كارگردان خوب در مرحله اول، فيلمنامه بدي را براي كاركردن انتخاب نميكند و اگر هم يك درصد، فيلمنامه بدي را به او بدهند قطعاً از آن فيلمنامه، فيلم خوبي خواهد ساخت.
نقشي را كه شما در اين مجموعه ايفا كرديد قصه دختري است كه به طرق مختلف در سريالهايي از اين قبيل ديده ميشوند. دختري كه تشنه ازدواج است، آن هم به هر صورت و هر شرايطي، عنوان كردن كلمات زنندهاي مانند: ترشيده و ... اين روزها در سريالهاي ما باب شده است. فكر نميكنيد پرداخت اين گونه به ازدواج و اشاره به بالا رفتن سن ازدواج دختران به وجهه عمومي آنها در جامعه لطمه وارد كند؟به نظر من دستمايه قرار دادن ازدواج دختران آن هم بيش از حد، توهين به آنها محسوب ميشود و به جايگاهشان درجامعه لطمه وارد ميكند. با توجه به اينكه رسانه ملي ما همانطور كه ديديم سعي در بالا بردن جايگاه انسانها داشته و از قصههايي استفاده كرده كه بيشتر براي مخاطبين، پند آموز بوده (حال در مجموعههاي مناسبتي كه بيشتر در ذهن مخاطب جاي ميگيرد) فكر ميكنم اگر بياييم، آداب و سنن ازدواج و چگونگي احترام گذاشتن در اينگونه مراسم را نمايش دهيم چون ازدواج يكي از سنتهاي رسول خداست، خيلي زيباتر است. بالا رفتن سن ازدواج در ميان دختران اين نسل، به دليل تحصيلاتشان در دانشگاه و شاغل شدنشان، مسألهاي كاملاً عادي است كه از سوي جامعه هم پذيرفته شده اما پرداخت آن به اين طريق باعث ميشود كه نگاهها به سمت دختران به شكل ديگري تغيير كند.
با اين نوع تفكر ونگاه منطقيتان، خودتان چطور بازي در نقش نگار را پذيرفتيد؟ چون او دختري بود كه به هر قيمتي خواهان ازدواج بود و از سوي خانواده هم تحت فشار قرار ميگرفت و با الفاظ نامناسبي خطاب ميشد.داستان نگار با دختران ديگري كه در اين نوع سريالها بازي ميكنند، كمي فرق ميكند. او دختري است كه خواسته يا ناخواسته در يك كورس حسادتي و رقابتي قرار ميگيرد. او براي اينكه لج همسر برادرش را در بياورد، ميخواهد به هر قيمتي ازدواج كند. از طرفي اطرافيان هم، مشكل اختلاف او را با همسر برادرش، در مجرد بودن او ميدانستند و فكر ميكردند كه نگار به همسر برادرش حسادت ميكند. كل قصه و اصرار اطرافيان براي ازدواج او به همين دليل و پيرامون اين موضوع كه به آن اشاره كردم بود.
شما تا به حال نقشهاي متعددي را ايفا كردهايد كه از بارزترين و شاخصترين آنها ميتوان به نقش پري در سريال «اغما» كه در ماه رمضان سال 86 از شبكه اول سيما پخش شد اشاره كرد.بله، نقش پري در سريال اغما يكي از افتخارات كاري من محسوب ميشود. من با اين نقش توانستم خودم را در اين حرفه ثابت كنم. همچنين بازي و كسب تجربه فراوان در كنار اساتيد بزرگي چون امين تارخ، ناصر ممدوح، سيروس مقدم و ... تجربه گرانبهايي براي من بود كه هيچگاه فراموش نخواهم كرد.
فكر ميكنيد چرا بازيگري مثل شما كه حدود 10 سال سابقه كاري دارد بايد فقط در يك كار بدرخشد؟اين مقوله را حاصل ضعف در كدام قسمت ميبينيد؟در كليت كار ميبينم، چون هميشه و همه جا به كليت و حاصل مجموعه و اثر دقت ميشود تا به جزئيات آن و اينكه هميشه همه شرايط خوب و عالي نيست، گاهي فيلمنامه خوب است ولي بازيگر نميتواند از ايفاي آن نقش برآيد و گاهي فيلمنامه آنچنان كه بايد و شايد خوب نيست ولي بازيگران با بازي خوب و حتي عالي خود، مجموعه كار را بالا ميكشند.
به نظر شما علت ديدهشدنتان در اين مجموعه به شخصيتپردازي درست كاراكتر پري برميگردد يا همبازي شدن با فردي مثل امين تارخ يا كارگرداني درست سيروسمقدم؟بيشك هر سه اين سه عنصري كه اشاره كرديد، در ديدهشدن من در اين مجموعه تأثير داشت. در مورد شخصيت پري بايد بگويم كه به خوبي دغدغههاي دختري از آن نسل و جامعه اشاره شده بود، طوري كه مخاطب صرفاً او را دختري از طبقه مرفه و خانوادهاي سرشناس نميديد. او دختري بود با اينكه از رفاه كاملي برخوردار بود اما با مشكلاتي هم دست و پنجه نرم ميكرد كه همين مسأله باعث ميشد كه مخاطب نسبت به سرنوشت او كنجكاو شود و با او احساس همذات پنداري كند. از طرفي همبازي شدن با استادي چون امين تارخ كه به عقيده من در بازيگري بيهمتاست، قطعاً در ديده شدنم تأثير بسزايي داشت. ايشان اين فرصت را به من ميدادند كه در سكانسهايي كه با هم داشتيم به خوبي ديده شوم.
به طور معمول وقتي بازيگري آن هم در تلويزيون به شهرت قابل قبولي ميرسد، دستمايه حسادت همردههاي خود در آن حيطه ميشود، پس از موفقيت پروژه «اغما» و بازي شما در نقش پري كه بسيار ديده، شد اين مقوله شامل حال شما هم شد؟متأسفانه بله. طعم تلخ حسادت برخي از همكارانم را نسبت به خودم بعد از موفقيتم در پروژه اغما چشيدم. در آن زمان خيلي پيش ميآمد كه به مكانهايي ميرفتم و برخي از همكاران به خاطر ايفاي اين نقش توسط من بعضي رفتارها را از خودشان نشان ميدادند كه در جايگاه آنها اصلاً مناسب نبود.
معمولاً بازيگران ما براي رسيدن به نقشي كه ايفاگر آن خواهند شد، مدتها تلاش ميكنند. به نظر شما اين تلاش و شخصيتپردازي در يك بازيگر، چقدر در ايفاي آن نقش تأثيرگذار است؟خيلي زياد. براي مثال اگر به من نقش معتاد پيشنهاد شود، به دليل اينكه تا الان با اين قبيل انسانها مراوده نداشتم، نميتوانم آن نقش را به خوبي ايفا كنم و حتماً بايد با اين دست انسانها برخورد نزديك داشته باشم و از تمامي ابعاد وجودي آنها مطلع شوم تا بتوانم آن نقش را به خوبي بازي كنم.
پس با اين حساب، براي نقش نگار كه دختري مهندس بود نيز تحقيق كرديد؟بله، براي اين نقش از بعضي دوستانم كه رشتههاي مهندسي ميخواندند كمك گرفتم تا با اصطلاحات آنها و كلاً رشتهشان آشنا شوم.
معمولاً تحقيق كردن و كلاً دنبال نكتهاي جديد بودن براي هر انساني لذتبخش است، شما هم همينطور هستيد؟بله، تحقيق كردن را خيلي دوست دارم، چون علاوه بر اينكه در كار و حرفهام كمكم ميكند، ميتواند در زندگي شخصيام هم تأثيرگذار و مفيد باشد.
بسياري بر اين باورند كه نفيسه روشن، كاراكتر شخصيتي خودش يعني دختري مجرد، مثبت، تحصيلكرده و پايبند به اصول خانواده را بهتر از ساير كاراكترهاي پيشنهادي بازي ميكند. خودتان چقدر بر اين باور صحه ميگذاريد؟خب در حالت كلي اگر هر بازيگري خودش را بازي كند، به طور قطع و يقين، نقشي قابل باورتر را براي مخاطب به نمايش درآورده است. براي مثال وقتي پري در مجموعه «اغما» گريه ميكرد، من از خود واقعيام براي آن صحنهها مايه ميگذاشتم كه پس از آن نيز مخاطبان بسياري به من ميگفتند: چقدر طبيعي گريه ميكردي.
كمي به گذشته برگرديم. شما كار هنريتان را از نوجواني و با گروه تئاتري كه در مدرسه با آنها همكاري ميكرديد آغاز كرديد؟بله، من از دوره دبيرستان و قبل از آن راهنمايي، تئاتر كار ميكردم و يادم است دقيقاً در سالهاي دوم و سوم دبيرستان، تئاتر ما در منطقه مقام اول را كسب كرد و لوح تقدير گرفت.
و پس از آن؟بعد از آنكه حدود 10 سال پيش بود به دفتر سينمايي مراجعه ميكردم و تست ميدادم و خيلي پيش ميآمد كه قبولم نميكردند ولي هيچگاه نااميد نشدم، چون هدفم برايم بااهميت و ارزشمند بود. صبوري ميكردم تا روزي به جايگاهي كه مد نظرم بود برسم.
و الان اين جايگاه را به دست آورديد؟بله، پس از بازي در نقش پري مجموعه «اغما»، جواب تمام زحماتم را گرفتم و خدا را از اين بابت سپاسگزارم.
به طور معمول، هر بازيگري در دوران بازياش نقشهاي متفاوتي را ايفاگر ميشود و قطعاً در برخي از اين نقشها تضاد به وضوح ديده ميشود. اين تضاد در ايفاي نقشهاي مختلف برايتان دوگانگي شخصيتي ايجاد كرده است يا با تمركز و دقت بالا توانستهايد آنها را به تعامل برسانيد؟!نه، اصلاً دچار دوگانگي شخصيت نشدم. بهتر است بگويم تجربه قرار گرفتن در شخصيتهاي گوناگون برايم بسيار جذاب و دوستداشتني است. براي مثال در مجموعه «پيوند»، نقش پرستار كودكي را بازي ميكردم كه به دليل سهلانگاري اين پرستار كودك دچار سانحه خفگي شد و اين پرستار براي اينكه ديه كودك را بپردازد تصميم گرفت كه كليهاش را بفروشد. پس از اتمام اين مجموعه، مدتي براي كاري بايد به بيمارستان و بخش دياليز ميرفتم و در آنجا افرادي را ميديدم كه براي فروختن كليه به آنجا مراجعه كرده بودند و هميشه اين سؤال در ذهنم بود كه آيا اينها به خاطر فقر مالي و كسب درآمد، دست به چنين كاري ميزنند و مدام آنها را با نقش خودم در مجموعه پيوند قياس ميكردم.
يعني اينكه با تمام نقشهايي كه تاكنون ايفا كردهايد، طوري همذات پنداري كردهايد؟بله و هميشه دوست داشتم كه با آنها همدردي كرده و اگر آن شخصيت به خاطر مشكلي كه دارد آنقدر ذهنم را درگير كرده باشد، دوست دارم حتماً به آن قشر از جامعه كه من بازيگر، ايفاگر نقش آن بودم كمك كنم، چون اين حس باعث ميشود كه بتوانم خودسازي كنم و شخصيتم نسبت به قبل، قويتر و به عبارتي پختهتر شوم.
شما داراي ليسانس حقوق هستيد ولي با يك انتخاب مسير زندگيتان را تغيير داديد و ظاهراً از اين تصميم راضي هستيد. تحصيل و كار شما هيچ وجه اشتراكي با هم ندارند، چطور توانستيد تا به حال اين تعادل را در اين زمينه به وجود آوريد؟انسانهايي كه حقوق ميخوانند، درصد كمي از وجودشان را احساس در برميگيرد. دقيقاً برعكس يك هنرمند كه بيشتر وجودش را احساس شامل ميشود تا منطق. در ادامه بايد بگويم چون به رشته دانشگاهيام علاقهاي نداشتم و به اجبار خانواده و احترامي كه براي آنها قائل بودم به سمت اين رشته رفتم، اين دوگانگي را از بعد ديگري ميبينم. حقيقتاً اين براي من دوگانگي نبود، بلكه وسيلهاي بود كه بتوانم با رفتارها و ديدگاههاي منطقي كه در رشته تحصيليام به عنوان يك فرد تحصيلكرده ياد گرفته بودم، در هنر هم آن را به كار گيرم و همين امر به من كمك بسزايي كرد.
همه هنرمندان براي رسيدن به جايگاه يك سوپراستار، زحمات بسياري را متحمل ميشوند ولي از اين مرحله به بعد دو دسته ميشوند؛ دستهاي كه از شهرت و معروفيت راضي نيستند و از آن فرار ميكنند و دسته ديگر انسانهايي هستند كه عاشق و دلشيفته آن شهرت ميشوند كه در اغلب موارد دسته اول از برخورد با مخاطبان خود، احساس خوشايندي ندارند و به عبارتي خود را برتر و بالاتر ميبينند. شما جزو كدام دستهايد؟!به هر حال اين همان راهي بود كه من آن را با تمام دغدغههايش انتخاب كرده بودم و همه اين برخوردها و برخي اوقات شايد محدوديتهايي كه شامل حالم ميشد را همه و همه از پيش ميدانستم و از همان ابتدا برايم امري كاملاً عادي بود. خدا را شكر در برخورد با مردم هيچگاه كم نگذاشتم و فكر نميكنم جزو دسته اولي كه شما به آن اشاره كرديد باشم.
از محدوديتهاي يك هنرمند گفتيد، يك بازيگر آن هم در كشور ما كه درصد بسياري از مخاطبان او را الگوي تمامقد خود ميكنند، خواهناخواه محدوديتهايي از قبيل نحوه لباس پوشيدن، نوع برخورد، طرز صحبت و... برايش اتفاق ميافتد، شما چطور با اين محدوديتها كنار آمديد؟همانطور كه در قبل گفتم، يك بازيگر قبل از ورود به اين حرفه بايد با تمامي اين مسائل كنار بيايد و آنها را براي خود تعريف كند، حال اگر توانست با آنها كنار بيايد، ميتواند بازيگر موفقي باشد، در غير اين صورت... ضمن اينكه اگر من ميخواستم به دنبال آزاديهاي شخصيام بروم هيچگاه نبايد بازيگر ميشدم. يك بازيگر همانطور كه گفتيد، الگوي تمامقدي براي مخاطبان و هواداران خود است. در ادامه بايد بگويم ما در كشوري اسلامي با قواعد و قوانين اسلامي زندگي ميكنيم و بايد طبق آن قوانين عمل كنيم.
اينكه از آزاديهايتان چشم بپوشيد، شما را دچار مشكل نميكند؟نه، چون معتقدم كه اگر من نفيسه روشن نتوانم خود را از لحاظ پوشش و رفتار كنترل كنم، ديگران و اطرافيان به خود اين اجازه را ميدهند كه مرا كنترل كنند و چه بهتر است كه با تحليل و بررسي رفتارها و برخوردهايم خود را كنترل كنم و خوشحالم كه اين تصميم هيچ خللي در كارم ايجاد نكرده است.
كاراكترهايي كه تا به حال شما به ايفاي آنها پرداختهايد، غير از نقش اشرف در سريال مثل هيچكس(مجموعه مناسبتي ماه رمضان 87) كه نقشي متفاوت در كارنامه كاريتان بود(آن هم به دليل تغيير در فضاي نقشهايي كه بازي كرده بوديد)، همگي تقريباً در يك استايل بودند. شايد درست باشد كه بعضي از نقشهايم در كليت، مثل خودم بودند ولي در اكثر آنها ريزهكاريهايي وجود داشتند كه آنها را از يكديگر متمايز ميكرد.
معمولاً در ايفاي نقشهايتان، نقشهاي خاكستري كمتر ديده ميشوند، اين مقوله به خواسته خودتان برميگردد؟ بله، زياد دوست ندارم خاكستري بازي كنم و معتقدم كه نقشهايم يا بايد خيلي مثبت باشند يا خيلي منفي، زيرا در اين قبيل نقشهاست كه يك بازيگر ميتواند تواناييهايش را به اجرا بگذارد و بفهمد كه تا چه ميزان، توانايي دارد.
منفي بازي كردن، آن هم براي بازيگري مثل شما كه چهرهاي مثبت و آرام داريد، قاعدتاً كمي مشكل است. بله، چون خواندن نقشهاي منفي حتي در فيلمنامهها، آزارم ميدهند. ترجيح مي دهم كه بيشتر نقشهاي مثبت را ايفا كنم چون كلاً مثبت بودن را بيشتر ميپسندم و با خصوصيات درونيام سازگارتر است.
تعداد كثيري از بازيگراني كه در تلويزيون به شهرت نسبي ميرسند، چندي بعد در سينما نيز اين شهرت را از آن خود ميكنند. مخاطبان شما، نفيسه روشن را غير از يك كار سينمايي(مادرزن سلام) فقط و فقط در تلويزيون ديدهاند. اين مقوله به عدم پيشنهادهاي خوب برميگردد يا خودتان تمايلي به ورود در عرصه سينما نداريد؟ بايد بگويم كه خودم تمايلي براي حضور در سينما ندارم. آن هم برميگردد به اولين تجربه سينماييام(مادرزن سلام) يادم است قبل از شروع كار به من گفتند، قصه داستان، پيرامون زندگي توست ولي كمكم كه كار پيش رفت، همه چيز به يكباره تغيير كرد و آنقدر برايم تجربه بدي بود كه هيچ جا از اين فيلم به عنوان تجربه كاريام اسمي نميآورم و تصميم گرفتم كه اگر روزي بخواهم در اين عرصه فعاليت كنم، كاري را انتخاب كنم كه حرفي براي گفتن داشته باشد.
پس اينطور كه پيداست، مخاطبان شما، فعلاً بايد حضور شما را در تلويزيون شاهد باشند؟خير، به زودي اين اتفاق خواهد افتاد و اميدوارم كه با يك كار خوب در عرصه سينما حضور پيدا كنم.