جرج میچل، نماینده ویژه اوباما در امور حل بحران فلسطین و خاورمیانه از روز جمعه دور جدید رایزنیهای خود را برای از سرگیری مذاکرات رژیم صهیونیستی و تشکیلات خودگردان اغاز کرده است. این سفر قرار بود چند هفته پیش صورت گیرد اما به دلایلی چون بروز تنش در روابط واشنگتن و تلآویو به تأخیر افتاد. از زمانی که کابینه نتانیاهو بر سر کارآمده اختلافات دو طرف در خصوص بحران فلسطین بخصوص مسأله شهرکسازی بارها نمایان شده است. اما در جریان برگزاری کنفرانس هستهای واشنگتن که با رد دعوت اوباما از سوی نتانیاهو برای شرکت در این کنفرانس همراه بود این اختلافات در عرصه هستهای نیز آشکار شد. با اینحال این اختلافات در پی درخواست کنگره آمریکا از وزارت امور خارجه این کشور برای یافتن راهی برای حل اختلافات دو کشور به سرعت از کانون محافل خبری و سیاسی جمع شد و عرض ارادات آمریکاییها به اسراییل که بارها از آن به عنوان متحد راهبردی آمریکا یاد شد در سطح گستردهتر شروع شد. در این جهت دولت اوباما باوجود اینکه در چارچوب رهنمودها و توصیههای کمیته مطالعاتی کنگره برای برون رفت از بحرانهای خاورمیانه گفتوگو با سوریه را در دستور کار خود قرار داده بود اما بلافاصله پس از طرح اتهامات تلآویو علیه سوریه در خصوص تجهیز حزب الله به موشکهای دوربرد اسکاد همراهی خود را با این اتهامات نشان داد. پیش از این نیز هنگامی که دولت اوباما همزمان با ارائه راهبرد هستهای جدید آمریکا باب توسل به حمله اتمی را به ایران و کره شمالی بازگذاشته بود مشخص بود که دولت اوباما در ارائه این اظهارات نیز از گفتمان تغییر فاصله گرفته و تحت فشار لابیهای یهودی و نومحافظهکاران وابسته به جمهوریخواهان چنین رویکردی را اتخاذ کرده است. از طرف دیگر پس از آنکه نتانیاهو در جریان سفر اوایل فروردین ماه خود به آمریکا که برای دلجویی از مقامات این کشور بابت اعلام طرحهای جدید شهرک سازی همزمان با سفر جوزف بایدن به فلسطین اشغالی در اواخر اسفندماه گذشته، با بیاعتنایی اوباما مواجه شد و پس از آن بحثهایی در خصوص تلاش اوباما برای بازگشت به طرح کمپ دیوید 2 مطرح شد، اما در مقابل دولت نتانیاهو در اقدام جدید طرح کوچ اجباری فلسطینیها را از کرانه باختری در دستور کار قرار داد که این خطرناکترین طرح رژیم صهیونیستی پس از جنگ سال 1967 محسوب میشود. این طرح که حتی طرفداران سازش از جمله اردن را نیز به وحشت انداخته است تنها با رخدادهایی چون کوچ اجباری فلسطینیها در جنگ سال 1948 قابل تشبیه است، چرا که اجرای طرح اجباری فلسطینیها از کرانه باختری میتواند مقدمه اجرای طرح تشکیل دولت خالص یهودی باشد که در آن اخراج حدود یک و نیم میلیون فلسطینی ساکن اراضی اشغالی 1948 موسوم به اسراییل باشد. در واقع تلآویو با اجرای طرح کوچاندن فلسطینیها از کرانه باختری باردیگر طرحهای صلح و تلاشهای موجود در این زمینه را به چالش طلبید اما هیچ واکنشی از سوی مجامع جهانی و کشورهای غربی صورت نگرفت و در واقع این کشورها با سکوت اقدامات ضد صلح جدید رژیم صهیونیستی را مورد تائید قرار دادند. از این رو میتوان گفت که جرج میچل در حالی دور جدید رایزنیهای خود را برای خارج کردن مذاکرات از بن بست و رکود آغاز کرده است که فضای مذاکرات کاملا به نفع رژیم صهیونیستی است و برایند کشمکشهای اخیر بین تلآویو و واشنگتن به نفع این رژیم تمام شده است و در چنین وضعیتی بعید است که این رایزنیها تحول اساسی را در مذاکرات صلح ایجاد کند. رعایت نکردن اصول میانجیگری و بازگذاشتن دست رژیم صهیونیستی در نقض اصول و قوانین بینالمللی و قطعنامههای سازمان ملل و حتی طرحهای صلح موجب شده است که این رژیم از فضای به اصطلاح مذاکرات صلح برای ادامه و تکمیل اهداف توسعه طلبانه خود در چارچوب سیاست وقتکشی و راهبرد اشغال خزنده حداکثر بهره برداری را انجام دهد ومذاکرات صلح را از فرمول «زمین در برابر صلح» به «امنیت در برابر امنیت» و اینک در برابر برخورداری فلسطینیها از زندگی عادی تقلیل دهد و حتی حق خودمختاری کامل را از فلسطینیها سلب کند.