
برگزاری کنفرانس بینالمللی خلع سلاح هستهای در تهران، از نظر منطق موقعیت نقطه عطفی در تاریخ انقلاب اسلامی به حساب میآید. این کنفرانس دستاوردهای قابلتوجهی برای نظام جمهوری اسلامی به همراه آورد که دو مورد آن دارای برجستگی خاصی است:
1ـ نظام جمهوری اسلامی بدون گرفتار آمدن در پازل تدافعی و انفعالی بر موضع حقی تأکید کرد که شایسته واقعی آن بود. یعنی به دنیا این پیام را منتقل کرد که برگزاری چنین کنفرانسی در صلاحیت کشور و ملتی است که در عرصه مذکور آلوده نیست. روی دیگر این سکه، برجسته کردن این موضوع است که اولین و آخرین (تاکنون) کشور استفادهکننده از بمب اتم فاقد صلاحیت جهت خلع سلاح هستهای و رطب خورده را صلاحیت منع رطب نیست، همانگونه که در مبارزه با تروریسم نیز، نظام جمهوری اسلامی با صراحت اعلام نمود که ما آمریکا را برای مبارزه با تروریسم واجد صلاحیت نمیدانیم زیرا دولت آمریکا، استاد پرورش تروریسم درجهان است، خود میکشد و خود برای آن گریه میکند.
2ـ حجم بالای شرکتکنندگان خارجی که از بیش از 50کشور جهان در کنفرانس مذکور شرکت کرده بودند، این پیام را منتقل کردند که اولاً برای ما اثبات گردیده است که ایران فاقد سلاح اتمی است که اگر غیر از این بود، شرکت در چنین کنفرانسی رنگ و بوی ریا و تمسخر به خود میگرفت. دوماً، ما شرکتکنندگان در کنفرانس تهران از تبلیغات و جنگ روانی غرب هیچ تأثیری نپذیرفتهایم و غرب را فاقد صداقت و صلاحیت برای این امر میدانیم. کنفرانس تهران الگویی از سیاست فعال، مدلی است برای هجوم، جلوهای است از خلاقیت، تدبیری است از موضع حق، تأییدی است برآنچه تاکنون مدعی بودهایم و تستی بود برای ارزیابی نفوذ جهانخواران در بین اندیشمندان و کشورهای مستقل. اگر از فردای پیروزی انقلاب اسلامی در همه بزنگاههای سیاست خارجی اینگونه عمل میکردیم، امروز تجربه ذیقیمتی در به انجام رساندن چنین پروژههایی داشتیم. وقتی به صحنه تلخ سیاست خارجی در دوران اصلاحات نگاه میکنیم، غیر از صندلی متهم صحنه دیگری را نمیبینیم. وقتی رئیسجمهور ایران اسلامی اولویت سیاست خارجی خود را اروپای غربی قرار میدهد و ورود به هر یک از کشورهای اروپایی را به منزله پرستیژ و برگ برندهای برای خود میداند، نتیجهاش این شد که ایران پذیرفته است که تاکنون بهعنوان یک کشور رادیکال، سرکش، تندرو، حامی تروریسم، ناقض حقوق بشر و... در عرصه بینالملل حضور داشته است و با روی کار آمدن اصلاحطلبان قصد پیوستن به جامعه جهانی و رشد و ترقی را دارد(!) وقتی دیدار دوباره رئیسجمهور اصلاحات از کاخ الیزه و جلسه با شیراک موجب نشد که حتی نخستوزیر فرانسه به بازدید خاتمی بیاید، عرق شرم بر پیشانی هر ایرانی آزادهای جمع میشود و احساس حقارت تاریخی، غرور ملی را به چالش فرا میخواند. امّا امروز نظام جمهوری اسلامی ایران ضمن دستیابی به چرخه کامل فناوری هستهای پرچمدار مبارزه با سلاح هستهای است. امروز در مقابل دنیای غرب، با گردنی کج شده سوگندنمیخوریم که ما فاقد سلاح اتمی هستیم بلکه فریاد میزنیم که صاحبان فاجعه هیروشیما و ناکازاکی فاقد صلاحیت برای پاک کردن لکههای ننگ دیروز خود هستند. بهنظر میرسد رسانههای داخلی و خصوصاً رسانه ملی درمقیاس بزرگی این کنفرانس به ابعاد مختلف آن نپرداخت و پیام اصلی آن به همه ملتها به صورت جدی منتقل نشد. پیام اصلی آن چه بود؟ پیام اصلی آن این بود که ما پرچمدار مبارزه با سلاح هستهای هستیم و هیچ سندی برای نقض مدعای ما وجود ندارد. اما 240هزار کشته سال 1945 ژاپن در اوج سکوت فریاد میزنند، تیغ را از زنگیان مست بگیرید که بمبهای اتمی آنان بر سر ملتهای جهان سایه افکنده است. الگوی کنفرانس اخیر، الگویی برای ادامه سیاست خارجی است. این الگو را پاس بداریم.