.
به گزارش خبرنگار «جوان»، بیستم اسفند سال 83 مرد میانسالی مثل هر روز وارد خانه مادرش شد، اما زمانی که داخل منزل شد آنچه مقابل چشمانش میدید باور نداشت.
مادر پیرش در حالی که دست و پاهایش را بسته بودند به خواب ابدی فرو رفته بود. او مأموران کلانتری 11 شهریار را از حادثه باخبر کرد. مأموران پلیس در منزل مقتول حضور یافتند و دریافتند که بتول 74 ساله را پس از آنکه طلاهایش مورد سرقت قرار گرفته است، به کام مرگ کشاندهاند.
ردپا
تحقیقات سریالی کارآگاهان پلیس زمانی مأموران را به مخفیگاه قاتل رساند که فرزند مقتول به ساکنان یکی ازخانههای همسایه مظنون شد.او به مأموران پلیس گفت که سه جوان معتاد در این خانه مجردی زندگی میکنند و من به رفتار آنان مظنون هستم. با انجام تحقیقات ویژه، مأموران پلیس به رفتار یکی از آنان به نام «بهروز» مظنون شدند و در بازجوییهای ویژه او لب به سخن گشود و به ارتکاب قتل اعتراف کرد. او روز گذشته به اتهام قتل در شعبه 123 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمدرضا محمدی کشکولی و چهار مستشار دادگاه محاکمه شد.
پس از آنکه ذبیحیزاده، نماینده دادستان قتل کیفرخواست را خواند، قاضی اولیای دم را به جایگاه فراخواند. دو نفر از اولیای دم در جلسه دادگاه حضور نداشتند و درخواست خود را به دادگاه ارائه نکرده بودند. چهار نفر از اولیای دم از دادگاه تقاضای قصاص کردند.
وسوسه مرگبار
قاضی محمدی کشکولی، متهم را به جایگاه فراخواند و تفهیم اتهام کرد. او اتهام خود را پذیرفت و درباره حادثه گفت:من به تریاک اعتیاد داشتم و یک ماهی بود که در آن خانه زندگی میکردیم. از عمل خود نادم هستم.
یکی از دوستانم به نام «وحید» ذهن مرا به سوی خانه پیرزن جلب کرد. من در مراقبت از خانه او و زمانی که مشغول شستن لباس بود دریافتم که جواهرات بسیاری دارد.
تصمیم گرفتم که از منزلش سرقت کنم، بنابراین نقشه خودم را عملی کردم.
روز حادثه
متهم گفت: من در فرصت مناسبی به در خانهاش رفتم. زمانی که در را باز کرد فوراً با دست مقابل دهانش را گرفتم و او را به داخل خانه کشاندم.
پیرزن نمیدانست چه هدفی دارم. با مشت بر سرش کوبیدم که نقش برزمین شد.
من به شدت ترسیده بودم. دریافتم که دیگر نفس نمیکشد، بنابراین تلاش کردم که به او نفس بدهم، اما زمانی که فهمیدم فاجعه دردناکتری رخ داده، دست و پایش را بستم و طلاهایش را به سرقت بردم.
چوب حراج بر اموال سرقتی
قاتل در ادامه گفت: طلاها را نمیتوانستم هر کجا به فروش برسانم. آنها را به دستفروشی به مبلغ 700 هزار تومان فروختم. تصور میکنم طلاها حدود 6 میلیون قیمت داشت.
پایان جلسه
در پایان جلسه دادگاه با بررسی محتویات پرونده وارد شور شد تا حکم نهایی را پس از آنکه از نظر دو نفر از اولیای دم آگاه شد، صادر کند.