آنان که اهل رسانه و روزنامهخوانی هستند به احتمال زیاد نام احمدی بیغش را شنیدهاند؛ فردی که با صراحت سخن میگوید. اگرچه تیغ تند انتقادهای وی دست بسیاری از رسانهها را در انعکاس کامل نظرات او محدود کرده اما این بار ما به سراغ وی رفتیم تا از افراطگرایی در فضای سیاسی، مصاحبه خود را شروع کنیم و با گذر از تحلیل دقیق فتنه بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری به مباحث سیاست خارجی کشور برسیم. بیغش در تمامی طول مصاحبه خود همچون بسیاری از مردم بر محاکمه سران فتنه و اقدامات انقلابی اصرار میورزید؛ امری که او امیدوار بود در سال جاری به واقعیت بپیوندد تا عدالت نظام به همگان اثبات شود. برای آشنایی بیشتر خوانندگان با نماینده مردم شازند و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، خود را به صورت مختصر معرفی کنید؟من محمود احمدی بیغش متولد روستای توره از توابع شهرستان شازند از استان مرکزی هستم؛ تا سال 51 در این منطقه بودم و سپس مجاور حضرت عبدالعظیم حسنی در شهرری شدم. همچنین مفتخرم که به عنوان یکی از اعضای اولیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی حدود 24 سال در این نهاد مقدس خدمت کردهام. در مسیر فعالیت خود سرانجام به پیشنهاد دوستان ساکن منطقه با استخاره از قرآن در اردیبهشت سال 86 وارد رقابت انتخاباتی مجلس هشتم شدم و با رأی مردم شازند از میان 14 نامزد توانستم امین ملت شوم. در ضمن دارای چهار فرزند هستم که از بین آنها سه نفر طلبه حوزه علمیه هستند. تحصیلات شما در چه رشتهای است؟لیسانس جغرافیای خود را از دانشگاه تهران و فوقلیسانس مدیریت را از دانشگاه امام حسین(ع) کسب کردم. تعریف شما از افراط و تفریط در محیط سیاسی چیست؟افراط یا تفریط باعث کند شدن جامعه در دستیابی به اهداف موردنظر خود است و باید دید آیا این تعابیر موجب به چالش کشیده شدن اهداف جامعه میشود یا نه.آموزههای دینی ما نیز همیشه در تمامی زمینهها از خانواده تا جامعه و سیاست بر اعتدال توصیه میکند، بنابراین اسلام امور مردم را بر اعتدال طراحی کرده است. به نظر شما در فضای سیاسی کشور تا به چه حد این افراط و تفریطها وجود دارد؟البته در فضای سیاسی، بیشتر نظام حاکمه مهم است چرا که در تمامی کشورهای دنیا در کنار نظام رسمی، حاشیههایی نیز وجود دارد که در راستای افراط و تفریط قدم برمیدارند والا در کشور ما نظام حاکمه در مسیر اعتدال حرکت میکند. یعنی در کشور ما افراط و تفریط رخنمایی نمیکند؟چرا ولی این تندروی یا کندرویها شدت دائمی ندارد بلکه در مقاطعی خود را نشان میدهد؛ به طور مثال بنا به نظر رهبری سکوت خواص بعد از انتخابات یک نوع تفریط به حساب میآید همچنین ممکن است بعضیها در خواستههای خود روند افراط را در پیش گیرند. اما بعضی از آقایان اظهارات شما را تند میدانند و حتی رسانههای اصولگرا از انعکاس مطالب شما خودداری میکنند. در این راستا میتوان به طرح، ارتباط مستقیم موسوی، کروبی و خاتمی با سرویسهای جاسوسی غرب و اسراییل از سوی شما اشاره کرد. آیا این اظهارات ناشی از اطلاعات محرمانهای است که دیگران فاقد آن هستند یا یک نوع افراط به حساب میآید؟ما باید در اعتقادات خود راسخ باشیم و این امر با افراط متفاوت است. سست عنصرهایی که مقابل ملت ایستادهاند در فکر خود ثابت قدمند بنابراین نمیتوان بر واقعیتها چشمپوشی کرد.انقلاب اسلامی در کشور ما حاصل زحمتها و رنجهای صدها ساله علما، مردم و مجاهدین در راه حق است و در این راه ما شهدای بزرگواری از شیخ فضلالله نوری و مدرس تا ستارخان، باقرخانها و هزاران شهید دیگر را تقدیم این انقلاب کردیم.سرانجام نهضت اسلامی به رهبری حضرت امام(ره) توانست بعد از صدها سال یک حکومت اسلامی را مستقر کند و از این نقطه به بعد فتنهطلبی و حرکت در مسیر شکست این انقلاب شروع شد.در همین راستا میتوان به انجام کودتاهای مختلف، تحمیل کردن جنگ به ملت ایران به واسطه خواست استعمار جهانی و... اشاره کرد؛ چرا که هرگز آمریکا یک نظام شیعه را در جهان نمیتواند بپذیرد.در نهایت نیز الگوی جدید آمریکا با امتحان در چندین کشور منطقه با نام کودتای مخملی یا جنگ نرم به ایران نیز تعمیم مییابد، بنابراین بر کسی که در این مسیر با اقدمات خود منافع آمریکا را تأمین میکند چه نامی میتوان نهاد؟! آیا لزوم این حرف مبتنی بر ارتباط «سیستماتیک» با سرویسهای جاسوسی است؟بله، اگر خاتمی مستقیماً با رئیس سازمان جاسوسی آمریکا(سیا) دیدار نداشته با آقای سوروس که دیدار داشته است.آیا این حرکت ناشی از ناآگاهی و بیبصیرتی سیاسی بوده است یا آنکه اصلاً معتقدید این افراد از ابتدا قصد خیانت را داشتهاند؟این پروسه مربوط به 8 ماه اخیر نیست بلکه این طرح کلان بعد از پایان جنگ تحمیلی شروع شده است. در آن ایام آمریکا و ایادی آن پیبردند که ایران از طریق قدرت سخت و نظامی شکست نخواهد خورد، لذا به دنبال پروژه جدیدی حرکت کردند که ماحصل 20 سال اخیر در این چند ماه به عرصه اجرا گذاشته شد. سوال این است که آیا کروبی، خاتمی و موسوی میدانستند با آمریکا همکاری دارند یا نه. در پاسخ این سوال باید تصریح کرد به هر حال آنان نسبت به اینکه در مقابل رهبری قد علم کرده بودند، اطلاع کامل داشتند. دلیل این نظر هم بیانات رهبری در 29 خرداد 88 در خطبههای نماز جمعه مبنی بر ترسیم راه است. معظمله در همان جا خطاب به سران فتنه گفتند بدانیدکه اینجا گرجستان نیست و حتی در ادامه با نصیحت آنان در حمایت از خواستههای قانونی این افراد تأکید ورزیدند.حتی رهبری پذیرای نمایندگان کاندیداهای معترض شدند اما آنان هنوز پای خود را از چارچوب بیت بیرون نگذاشته بودند که به فکر طراحی مراحل بعدی فتنه افتادند.با تفسیر جنابعالی مبنی بر ارتباط این افراد با سرویسهای بیگانه آن هم بعد از جنگ پس چطور شورای نگهبان این افراد را تأیید صلاحیت کرد؟این دیدگاه را میتوان نسبت به بازرگان و بنیصدر هم مطرح کرد.چگونه جریان چپ سابق که در مبارزه با استکبار گوی سبقت را از جناح راست ربوده بود به این شکل به استیصال میرسد؟من منکر حرکات تند و آتشی جناح چپ نیستم، لیکن ما دارای تاریخ و دین روشنی هستیم و برای جواب به این سوال باید به تاریخ دینی خود رجوع کنیم. چه کسانی با ایستادن در مقابل امام علی (ع) حکومت را از وی غصب کردند و این روند در رابطه با دیگر ائمه و در نهایت در حوادث تلخ عاشورا توسط چه کسانی رخ داد.آیا سراغ دارید غیر مسلمانی را که موجب شهادت 11 امام ما شده باشد؟!حتی بعضی از این مسلمانها که باعث رخداد حوادث مذکور شدند نماز شبشان ترک نمیشد؛ طلحه و زبیر جزو همین افراد بودند که در ایامی شمشیرشان در رکاب حضرت رسول (ص) حرکت میکرد و حتی جزو اولین بیعت کنندگان با مولا علی (ع) بودند اما همین افراد یک جنگ تمام عیار را در مقابل امام علی (ع) ایجاد کردند. بنابر این در رابطه با اصلاح طلبان و استیصال آنها شاهد تکرار همین ماجرای تاریخی هستیم.با کشته شدن زبیر یا طلحه که از محل نزاع گریخته بودند امام قاتل وی را نفرین میکند. آیا در شرایط سیاسی کشور ممکن است به واسطه اقدام عدهای، نفرین ولی جامعه شامل حال آنها هم شود؟این نشانگر کرامت اهل بیت است چرا که امام حسین (ع) در روز عاشورا هم با وجود تحمل آن همه مشکل کسی را لعنت نکرد. امام علی (ع) با قاتل خود چنان رفتار کردندکه یک الگوی زیبا به همگان در باب رحمت نشان داد اما اگر نظیر ما بودیم اول ابن ملجم را میکشتیم و سپس برای حضرت طبیب میآوردیم.اما همان حضرت علی به یک خوارج هم رحم نمیکند؟ایشان تا جایی که ممکن بود از رحم مطلق استفاده کردند.این رحم مطلق در رابطه با مخالفان نظام جمهوری اسلامی تا به حال اجرا شده است؟ما بیش از 300 هزار شهید بعد از انقلاب داریم بنابر این اگر کسی به واسطه ایجاد بستر برای دشمنان ملت در صدد پایمال کردن خون این شهدا بود قطعاً باید با او برخورد شدید کرد. اما جمهوری اسلامی با آنان چنین نکرد.فتنه طلبان در اوج اقتدار کشور چنان کردند که دشمنان ما جری شده و حتی قراردادهای 10 میلیون دلاری ما را به امید سرنگونی نظام لغو کردند اما با این وجود رهبری تا به حال تنها این افراد را نصیحت کرده است. با وجود اینکه بیش از 207 نماینده طومار دستگیری سران فتنه را به خواست موکلین خویش امضا کردند اما تا به حال به موجب سیاست کلان کشور در مورد محاکمه سران فتنه صبر شده است.این صبر تا چه زمانی ادامه مییابد؟من اعتقاد دارم که این صبر باید پایان یابد و در اخبار شاهد محاکمه و صدور کیفرخواست بیش از 200 اغتشاشگر بودیم. از مسوولان این سوال را دارم که چرا به جای محاکمه این افراد راهنمایان و تحریک کنندگان را محاکمه نمیکنید؟معتقدم بسیاری از افرادی که در وقایع اخیر دستگیر شدند جوانهای خوبی بودند و در انتخابات به نامزد مورد علاقه خود رأی داده بودند، چرا باید این افراد تنها به واسطه حضور، محاکمه یا بازداشت کوتاه حتی برای 24 ساعت شوند و چندین خانواده در استرس به سر برند در حالی که سران فتنه که خود موجب اصل این ماجرایند در آرامش کامل به سر میبرند.در دنیا تنها سه بار به حریم امام حسین (ع) توهین شد که متأسفانه یکی از آنها در مهد حرکت شیعی جهان بود؛ سپس باز هم سران فتنه با صدور بیانیه جنایتکاران را جزو مردم خداجو میپندارند. سران فتنه برای اثبات عدالت نظام اسلامی باید هر چه سریعتر دستگیر و محاکمه و مجازات شوند.آیا با توجه به حماسه 9 دی و 22 بهمن امکان تکرار فتنه وجود دارد؟تا هنگامی که جمهوری اسلامی بر اصول خود پایبند است فتنه هم وجود دارد. طبق تجربیات انقلاب ما در هر 10 سال یکبار بحران خواص را شاهد بودهایم. بعد از پیروزی انقلاب در اواخر سال 57، درست بعد از 10 سال شاهد ماجرای آقای منتظری بودهایم. منتظری یکی از خواص درجه یک نظام بود که دارای مقام عالی رتبه قائم مقام رهبری بود.بعد از این ماجرا با گذشت 10 سال باز هم شاهد وقوع کودتای 18 تیر به دست وزارت کشور دولت اصلاحات بودیم و باز هم در 10 سال سوم بحران خواصی نظیر کروبی، خاتمی و موسوی را شاهد بودهایم و این امر قطعاً تکرار خواهد شد، مگر آنکه از اصول خود دست برداریم و با صهیونیسم بینالملل و امپریالیسم جهانی دست اخوت دهیم تا آنان برای ما آدم نتراشند.به ماجرای 18 تیر اشاره کردید، اما آن حادثه زیاد طولانی نشد و با اولین راهپیمایی مردم در هفتههای نخست شاهد در نطفه خفه شدن آن غائله بودیم اما در شرایط فعلی شاهد طولانی شدن فتنه اخیر بودیم؛ علت این تفاوتها چیست؟اجازه دهید در توضیح این سؤال از بیان یک مثال کمک بگیریم، اگر نمایندهای قصد شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی را داشته باشد برای محک زدن شرایط و تعداد رأی خود ابتدا در انتخابات کوچکتری مانند شورای شهر شرکت میکند و در صورتی که شرایط را مهیا ببیند وارد مرحله بعدی میشود. استکبار و دشمنان داخلی و خارجی کشور ما نیز در تیرماه سال 78 با ایجاد بلواهای آن ایام پروژه خود را امتحان کردند که با نامساعد دیدن فضا، پرونده را مسکوت نگاه داشتند و در سال 88 دوباره این پروژه غنی شده را مجدداً به مرحله اجرا درآوردند. آخرین ترفند و ابزار استعمار نوین در جهان، کودتای مخملی در قالب جنگ نرم است و برای اینکه آنان نمیخواهند این آخرین ترفندشان با شکست مواجه شود همواره بر آتش فتنه میدمند تا بر خلاف رأی ملت همچنان شاهد شعله ور بودن فتنه باشند.آیا در شرایط فعلی که مردم خواست خود را با صدایی فراگیر اعلام کردند استفاده از واژه وحدت توسط بعضی از سیاستمداران ایجاد فضایی برای عدم محاکمه سران فتنه نیست؟استفاده از واژه وحدت در شرایط فعلی مطمئناً طرحی انحرافی است؛ هرگز نمیتوان انتظار داشت که با معترضین به امنیت مردم و افراد جانی وحدت پیدا کرد. مردم ایران با هم وحدت دارند اما بیان وحدت تنها فرار به جلو و شعار انحرافی است برای عدم محاکمه عدهای خواص که مطرح میشود. به عبارت دیگر (هر کسی در فضای کنونی شعار انحرافی وحدت را سر دهد به ملت ایران خیانت کرده است.آیا مهمترین دغدغه مردم و خواست آنها را محاکمه سران فتنه میپندارید؟نه، گرچه یکی از خواستههای اصلی آنها این امر است؛ مردم ایران به تمامی دنیا ثابت کردند که حتی در اوج نابسامانیهای اجتماعی حامی نظام خود هستند. گرچه بیکاری، تورم و فساد در جامعه عده کثیری را رنج میدهد اما همه مردم با ندای رهبری بر زیر بیرق دفاع از نظام اسلامی خود تجمع پیدا خواهند کرد. در 22 بهمن کسانی که در حمایت از نظام خود تجمع کرده بودند هیچ یک به تورم راضی نبودند شاید نیمی از آن جمعیت بنزین لیتری 400 تومانی را نپسندد اما مردم فهیم کشورمان به درستی این مقولهها را از هم تفکیک میکنند.بنابراین مهمترین خواست مردم اجرای عدالت در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است البته مردم خواستار وجود همبستگی بین مسؤولان هستند.برای افکار عمومی کشور هنوز جای سؤال است که چطور بعضی از آقازادگان حاشیه امن قضائی دارند و اصولاً این افراد دست به چه اقداماتی زدند که باید پاسخگوی آن باشند؟در اینکه بعضی از آقازادگان در مدیریت بحران و حتی در سیاهی لشکر بحران حضور داشتهاند هیچ جای شک و شبههای نیست؛ اسنادی که در بعضی از خانههای تیمی علیه نظام به دست آمده در کنار نتایج بازجویی بعضی از سرشاخههای فتنه طلبان این امر را مسجل کرده که مهدی هاشمی به تعدادی از اراذل و اوباش تهران و دیگر نقاط پول نقدی داده است تاغائله بر پا کنند و اصولاً نقش مهدی هاشمی تکرار الگوی شعبان بیمخ در کودتای مرداد سال 1332 بود. در جلساتی که در محافل خصوصی سران فتنه مطرح بوده، خانم فائزه هاشمی به صراحت افراد را علیه ولایت فقیه و شخص رهبری تهییج میکردند که حتی قسمتهایی از آن گفتوگو دست به دست میگردد. این خانم حتی به عنوان لیدر خیابانی هم وارد عمل میشود و مردم را تشویق به دیگر اقدامات میکند. فرزند آقای کروبی هم به همین شکل البته تعداد بسیاری از آقازادگان خاطی دستگیر شدند اما عدم محاکمه افراد یاد شده نشان از ناتوانی دستگاههای قضایی و امنیتی کشور است.اقدام علیه امنیت ملی کشور جرم کوچکی به حساب نمیآید اما هنوز هم حاشیه امن این افراد محفوظ به نظر میرسد؛ این حاشیه امن به موجب مصلحت به وجود آمده است یا موضوع دیگری در این رابطه مطرح است؟به عنوان یک نماینده مجلس معتقدم که فرزندان آقای هاشمی بدون هیچ مسامحه کاری باید دستگیر شوند و این امر باید به واسطه پلیس بینالملل و دستگاه سیاست خارجی کشور پیگیری شود. باید در اجرای عدالت تفاوتی میان جوان بیکس و کار که در کف خیابان دستگیر شده با آقازادگان خاطی نباشد. البته شاید انتظار این است که با آقازادگان خاطی که موجب جریانسازی در این راستا شدند برخورد به مراتب سختتر صورت گیرد. قطعاً عدالت نسبی است و با اجرای این عدالت این مردگان سیاسی به خاک سپرده خواهند شد. آیا این احتمال میرود که با دستگیری سران فتنه و آقازادگان صاحب نام موج جدیدی از ناآرامی شروع شود؟نه، اصلاً این طور نیست حتماً برخورد با کسانی که به دروغ خود را ستون انقلاب میپندارند باعث هیچ اتفاق خاصی نخواهد شد؛ چرا که انقلاب اسلامی به شخص وابسته نیست. زمانی که انقلاب ما همچون یک گل چند روزه آسیبپذیر بود امام (ره) با بعضی از علمای آن ایام برخورد کرد. حتی امام (ره) با قائم مقام خود هم برخورد کرد، بنابراین اکنون که انقلاب تبدیل به درختی تنومند شده دیگر نباید نگران وزش بادهای ملایم بود. دستگیری آقای معصومینژاد در ایتالیا اتفاق ناخوشایندی بود که در اواخر سال گذشته اتفاق افتاد. علت دستگیری ایشان چه بود؟دولت ایتالیا با بهانهگیریهای بیمورد ضمن ایراد اتهام جاسوسی، ارتباط و تعامل وی با دیگر سفارتخانهها را در راستای اقدامات وی برای فرار از تحریم ایران جهت خریدهای غیرمجاز ارزیابی کرده است. با وجود رفت و آمد گروههای تروریستی و مافیا در ایتالیا برخورد با یک خبرنگار ایرانی چه معنای سیاسی دارد؟اساس این طرح بهانهای برای برخورد با نظام اسلامی ما است. شما اگر پرونده هستهای ما را هم مرور کنید متوجه خواهید شد که غربیها تنها به فکر فشار سیاسی به ما هستند، این نوع برخورد در زمینههای دیگری همچو حقوق بشر هم به روشنی قابل مشاهده است. تغییر سطح میزان روابط با انگلستان تا به چه حد جدی است، آیا بیان این طرح هم جزء شعارهایی است که به فراموشی سپرده خواهد شد؟این طرح جهت چکشکاری هر چه بهتر در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در حال ارزیابی است بنابر این کاهش روابط امری قطعی است. پس قطع روابط منتفی است؟من به شخصه این امر را قبول ندارم اما در بعضی از محورها مانند تعامل فرهنگی ما نیازی به روابط فرضی با این روباه پیر نداریم در نتیجه باید سطح روابط با انگلستان کاهش یابد. آزادسازی باغ قلهک نیز مدنظر این طرح قرار گرفته است؟باید این طرح هم که جزئی از حقوق انکارناپذیر ملت است پیگیری شود. آیا مردم و دانشجویان میتوانند منتظر یک تاریخ برای اقدام عملی در این راستا باشند؟بحث شعار نیست و این خواسته قانونی باید از مجرای خود پیگیری شود. سالیان متمادی است که ما شاهد تعدی به حقوق شهروندان ایرانی در خارج از مرزهای کشور هستیم؛ از ربودن دیپلماتهای ایرانی در لبنان و عراق تا ربودن دانشمند هستهای ما در مراسم حج و پروندهسازی برای اتباع ایرانی در خارج از کشور؛ آیا تا به حال دستگاه دیپلماسی کشور برای حمایت از اتباع خود دست به اقدام عملی یا تلافی جویانهای زده است؟اقدامات ضعیفی در این راستا صورت گرفته است اما من به عنوان نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی باید اذعان کنم که دستگاه سیاست خارجی کشور هماهنگ با سرعت دولت کریمه احمدینژاد و نظام ما نیست. سرعت دستگاه دیپلماسی کشور به عبارت دیگر لاکپشتوار است و انگیزهای در میان این بخش مشاهده نمیشود. علت این امر چیست؟معتقدم باید وزارت امور خارجه کشور یک شستوشوی کامل بشود والا هر روز شاهد توهین به مردم عزیز کشورمان در اقصی نقاط جهان خواهیم بود. ماجرای امریکاییهای بازداشت شده در ارتفاعات غربی کشور به چه مرحلهای رسیده است؟بحث معاوضه اینها مطرح است و ما میتوانیم از این امر استفاده مطلوبی کنیم، نخست آنکه جاسوس بودن آنها را اثبات کنیم و شرارتهای آمریکا علیه کشورمان را به جهانیان ثابت کنیم. همچنین میتوان در این راستا در مجامع بینالمللی اقامه دعوی کرد. آیا آمریکاییهای مذکور تا به حال اعترافی هم داشتهاند؟بله، جرم آنها برای مسؤولین اثبات شده است. آیا باز هم شاهد عفو کریمانه این جاسوسان و آزادسازی یک طرفه آنها خواهیم بود یا نه؟اگر واقعاً این اتفاق تکرار شود ما شاهد خیانت بزرگی خواهیم بود؛ در عراق که حکومت و مردم آن با ما برادر هستند آمریکاییها به شهروندان ما رحم نمیکنند و به طور رسمی آنها را میربایند و اگر این اتفاق رخ دهد و با سلام و صلوات، کت و شلوار بر تن آنها کنیم و تا دم فرودگاه از آنها عذرخواهی کنیم این یک خیانت به حیثیت ایرانی اسلامی ما خواهد بود. باید در قبال هر یک از اینها صدها نفر از اتباع دربند خود و حتی دوستداران انقلاب را که در دیگر نقاط دنیا به واسطه آمریکا در بند هستند آزاد کنیم. در سیره عملی و حتی در وصیتنامه و قانون اساسی کشور دفاع از مستضعفین دنیا و خصوصاً مسلمانان یک امر خدشهناپذیر است. متأسفانه در این راستا ما شاهد اقدام عملی و حتی تبلیغاتی مناسب خصوصاً در مورد شیعیان یمن در رابطه با کشتار فجیع آنها نبودهایم به طوری که شبکه الجزیره نسبت به صدا و سیمای ما این حوادث تلخ را بیشتر منعکس کرد، آیا نباید بر طبق اصولی که ذکر شد اقدام مؤثرتری در این راستا انجام داد؟وزارت امور خارجه ما اقداماتی را انجام داد که با عرض تأسف کارهای ابتر و بیهدفی بود. باید اعتراف کرد که وزارت امور خارجه ما در این حادثه کاملاً منفعل بود، اگر ما توان اعزام سلاح، مواد غذایی و دارو را نداشتیم توان دفاع تبلیغاتی از شیعیان مظلوم یمن را که داشتیم. در این ماجرا شاهد جری شدن حکومت عربستان بودهایم به نحوهای که هم مردم بیگناه را قتل عام میکرد و هم این واقعه را به پای ایران حساب میکرد و من هم مانند شما نسبت به انقلابی برخورد نکردن دستگاه دیپلماسی کشور اعتراض دارم. در پایان اگر سخنی باقی مانده بفرمایید؟مردم غیور کشور در طول 31 سال از گذشت انقلاب حمایت خود از نظام و رهبری را به اثبات رساندند و حالا نوبت مسؤولین است که با حفظ وحدت با اطاعت محض از رهبری مخلصانه برای مردم کار کند. امیدوارم روزی موسوی، خاتمی و کروبی را پشت میز محاکمه ببینیم و قلب آنان که با ترس و وحشت روزها و شبها را در تهران سپری کردند و قلب خانم فاطمه زهرا(س) که خیمه فرزندش را در روز عاشورا در قلب کشور شیعه جهان به آتش کشیدند، آرام شود. با وقوع این محاکمه اثبات میشود که نظام در اجرای عدالت بین فقیر و غنی چه در ابعاد مالی و چه از بعد نفوذ سیاسی هیچ تفاوتی را قائل نمیشود.