تقارن زمانی نشست بدون نتیجه نمایندگان 1+5 به کارگردانی انگلیس در نیویورک با بیستم فروردینماه یعنی روز ملی فناوری هستهای هرچند مبین تلاش مستمر مخالفان دستیابی ایران اسلامی به دانش و فناوری هستهای است اما جشن روز ملی فناوری هستهای و رونمایی از دستاوردهای جدید دانشمندان هستهای ایران نشان داد که به همان میزان که آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان در تلاش خود برای متوقف ساختن قطار پیشرفتهای هستهای ایران ناموفق بودهاند به همان میزان و حتی بالاتر، جمهوری اسلامی ایران در استمرار موفقیتهای هستهای خود موفق بوده است. از زمان برگزاری نخستین جشن ملی فناوری هستهای در سال 1385 سه سال میگذرد. در این فاصله ایران علاوه بر کسب دانش و فناوری غنیسازی 5/3درصدی موفق شده است با تکمیل چرخه سوخت هستهای و باتوجه به طفره رفتن طرفهای غربی از فروش و معاوضه اورانیوم با غنای 20درصد برای سوخت رآکتور تحقیقاتی تهران، خود درصدد تأمین سوخت راکتور تهران برآید و برسطح موفقیتها و حرکتهای رو به جلو در عرصه دانش و فناوری هستهای صلحآمیز بیفزاید. اما در این فاصله هرچند آمریکا و تروئیکای اروپا با دادن آدرس غلط سعی کردند هزینه هستهای شدن را برای ایران بالا ببرند و فعالیت هستهای صلحآمیز ایران را بهعنوان تهدید برضد صلح و امنیت جهانی مطرح سازند با وجود این حرکت قطار 1+5 هر روز کندتر شده بهطوری که رمقی برای آن باقی نمانده است. نمایندگان 1+5 درحالی در نیویورک دور هم جمع شدند که خروجی آن همانا تأکید مجدد نمایندگان روسیه و چین بر ضرورت ادامه گفتوگوها با ایران بود و این درحالی بود که سوزان رایس نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد امیدوار بود پس از جنجال آفرینیهای اوباما در جریان اعلام دکترین جدید هستهای آمریکا و همچنین اظهارات تبعیضآمیز و کاملاً سیاسی وی در جریان امضای معاهده استارت جدید در پراگ، برضد ایران خروجی نشست نیویورک پیامی قاطع به تهران باشد به نظر میرسد با گذشت زمان و آشکارتر شدن واقعیات درباره ماهیت برخورد دوگانه آمریکا و تروئیکای اروپا با فعالیت هستهای صلحآمیز ایران، اکنون جامعه جهانی بیش از هر زمانی دریافته است که علت برخوردهای سیاسی غرب با فعالیت هستهای صلحآمیز ایران به رویکرد مبتنی بر آپارتاید هستهای آمریکا و تروئیکای اروپا باز میگردد. افزون بر این افکار عمومی دنیا و بهویژه صلح دوستان جهان با مراجعه به حافظه تاریخی خود میدانند که هیاهوی آمریکا درباره خلع سلاح هستهای درپی امضای استارت جدید بیشتر جنبه تبلیغاتی داشته به معنای تغییر بنیادی در راهبرد هستهای واشنگتن نیست. مردم دنیا میدانند که آمریکا و روسیه در جریان استارت یک در سال 1991 توافق کردند تعداد کلاهکهای هستهای خود را به 6000کلاهک کاهش دهند اما با گذشت حدود دو دهه نه تنها اکنون طرفین بالغ بر 20هزار کلاهک هستهای (آمریکا 9000 و روسیه 12000) در زرادخانههای اتمی خود انباشت کردهاند که حتی در قالب استارت جدید نیز پذیرفتهاند ظرف 10سال تعداد کلاهکهای خود را به 1550 کلاهک کاهش دهند، صرفنظر از اینکه چنین هدفی محقق خواهد شد یا خیر، با مروری بر سابقه یکجانبهگرایی آمریکا میتوان دریافت مشخص نیست آقای اوباما نیز بتواند به تعهداتش عمل کند. افزون بر این صلح دوستان دنیا خواستار اعلام کامل کلاهکهای هستهای هستند و این درحالی است که آمریکا در خوشبینانهترین حالت پذیرفته در سال 2020 تعداد کلاهکهای خود را به 1550 کلاهک برساند. البته واشنگتن برای جبران کاهش کمی تعداد کلاهکها سیاست مدرنیزه کردن سلاحهای هستهای خود را محور کار خود قرار داده است که بدین ترتیب ملاحظه میشود در ماهیت سیاست آمریکا یعنی استفاده دومنظوره از دانش و فناوری هستهای، تغییری رخ نداده است با این گزارهها و دادهها نتیجهگیری برای جهانیان بسیار آسان است و آن اینکه هدف آمریکا از دامن زدن به خطر هستهای ایران توجیه سیاستهای هستهای این کشور و تلاش برای به سامان رساندن رژیم امنیت جدید بینالمللی براساس منافع واشنگتن است. اما این بار آمریکا با توجه به فرآیند طولانی چانهزنی برای تحریمهای تازه برضد ایران و همچنین نشستهای بدون نتیجه 1+5 دریافته است که سیاست وارونه جلوه دادن حقایق درباره فعالیت هستهای صلحآمیز ایران تاریخ مصرف خود را از دست داده یا حداقل کارایی گذشته را ندارد و این یعنی موفقیت ایران در توجه دادن جهانیان به ماهیت صلحآمیز فعالیتهای هستهای خود و پی بردن جهانیان به سیاستهای دوگانه آمریکا.