
زمانی که نیروهای نظامی اسراییل در جواب اقدام جوانان فلسطینی که بدون کوچکترین خشونتی از ورود یهودیان افراطی به درون مسجدالاقصی جلوگیری میکردند، با گاز اشکآور و گلولههای پلاستیکی از آنها استقبال و بسیاری از آنها را بازداشت میکردند، شعر معروف مارتین نیمولر به یاد من افتاد، «در ابتدا آنها برای گرفتن کمونیستها آمدند، اما من کمونیست نبودم.» نیمولر یک کشیش آلمانی بود که شاهد فجایع و جنایاتی بود که در زمان ظهور آدولف هیتلر و نازیسم، در آلمان رخ داد. اما زمانی که وی تصمیم گرفت انتقادات خود را از نازیسم آغاز کند، دیگر خیلی دیر شده بود. او به همراه میلیونها نفر دیگر از مخالفان نازیها به اردوگاههای کار اجباری فرستاده شد.
مسجدالاقصی که در جنوب بیتالمقدس قرار دارد، یادآور معراج پیامبر اسلام است. این مسجد همچنین دارای منبری تاریخی است که در سال 1190 توسط صلاحالدین ایوب فاتح مسلمان بیتالمقدس ساخته شد. در زمانی تشکیل دولت اسراییل در سال 1948 میلادی شهر بیتالمقدس به دو قسمت تقسیم شد، اما اسراییل در جنگ شش روزه 1967 تمام شهر را به اشغال خود درآورد. از آن زمان به عبد مسجدالاقصی و قدس شریف به منبع اختلاف در منطقه تبدیل شد. این اواخر نیز فلسطینیان به مسأله حضور نیروهای اسراییلی در الخلیل و در کنار مقبره ابراهیم، اسحاق و یعقوب اعتراف کردند. اعتراض آنها به تلاش اسراییل برای انجام برخی تعمیرات در دو مکان مقدس موجود در منطقه بود که مدفن سه پیامبر الهی (ابراهیم، اسحاق و یعقوب) بود. با وجود این اعتراض آنها غیرقانونی تشخیص داده شد و نیروهای اسراییل از معترضان با گاز اشکآور و سلاحهای بیهوشکننده استفاده کردند که موجب زخمی شدن چندین نفر شد.
اگرچه هم فلسطینیان و هم یهودیان این مکان تاریخی شهر الخلیل را مقدس میدانند، اما اکنون این مکان به محل اختلاف دو طرف تبدیل شده است. مقامات اسراییل به تازگی اعلام کردهاند که مسجد ابراهیمی در الخلیل و مسجد بلال بن رباح در بیت اللحم جزو آثار تاریخی یهود است. اسراییلیها بخشی از مسجد ابراهیمی را به یک کنیسه تبدیل کرده و در آن جا مراسم مذهبی خود را انجام میدهند. در فوریه 1994 یک افراطی یهودی به نام باروخ گلدستین، 29 فلسطینی را در مسجد به قتل رساند. برخی فلسطینیان ادعا میکنند که اشغالگران در بسیاری از مناطق فلسطین از حضور نمازگزاران در مسجد جلوگیری کردهاند. متأسفانه صهیونیستها برای نابودی تمام نمادهای مذهبی غیر یهود دندان خود را تیز کردهاند.
اعمالی که مقامات اسراییل بر ضد مساجد اسلامی انجام میدهند، در واقع در پی اقدام سوییس در ممنوعیت ساخت مناره در این کشور انجام شده است. در طول جنگ آمریکا بر ضد عراق نیز چندین مسجد آسیبب دیدند یا به طور کامل تخریب شدند. علاوه بر این بسیاری از مساجد و موزهها در سال 1948 و در اوایل دوران اشغال فلسطین در راستای سیاست تخریب هویت ملی مردم این کشور تخریب شدند، حتی برخی از مساجد از سوی اسراییل به عنوان بازداشتگاه مورد استفاده قرار گرفتند، برخی دیگر به کنیسه، رستوران و کلوپهای شبانه تبدیل شدند.
وندی پرلمن در کتابی با عنوان (صداهای اشغال شده) داستان زندگی زنی به نام مونا را نوشته است. مونا یک مادر فلسطینی است که در کرانه باختری زندگی میکند. پسر 15 ساله وی در انتفاضه دوم فلسطین توسط اسراییل کشته شد. مونا در مورد مبارزه فلسطین میگوید: ما انسان هستیم، ما بچههای خود را با زحمت بزرگ میکنیم، اگر جهانیان واقعاً وجدان داشتند، اکنون در کنار ما بودند. هدف ما آزادی کشورمان است. ما نمیخواهیم شهرکنشین دیگری در کشور ما باشد، نمیخواهیم کسی مانع ورود ما به بیتالمقدس شود. پیام من به جهانیان این است، ما میخواهیم زندگی کنیم. نیمولر پس از خلاصی از اردوگاه کار اجباری به شدت از اینکه تلاش بیشتری برای کمک به قربانیان نازیسم نکرده بود، پشیمان بود و اقدامات نازیها را شدیداً محکوم کرد. در واقع به نظر میرسد که وی قربانی نظامیگری بود که از سوی نازیها بر مردم دنیا تحمیل شد. در واقع نازیها خود را چون خدا میدانستند و انتظار داشتند که همگان از آنان اطاعت کنند و چشم خود را روی خشونت و وحشیگری آنها ببندند.
اکنون این مسأله مطرح است که، در حالی که اسراییلیها همچنان مسجدالاقصی را در محاصره خود دارند و مانع ورود مردم فلسطین به داخل آن میشوند، میتوان گفت که شعر معرف نیمولر در واقع مصداقی برای وضعیت فعلی مردم فلسطین است.