
به خاطر دارم زمانی که هیلاری کلینتون به عنوان بانوی اول آمریکا برگزیده شد، من و برخی از دوستانم که تلاش کرده بودیم در برابر اقدامات جنگافروزانه رونالد ریگان در منطقه آمریکای مرکزی مقاومت کنیم، به شدت شاد شدیم. کلینتون نهتنها مسائلی مانند حقوق بشر، حقوق کارگران، سیاست مخالفت با جنگ ویتنام و حفظ محیط زیست اعقتاد داشت، بلکه به عنوان بانوی اول ایالت آرکانزاس به طور خستگیناپذیر برای تقویت برنامههای آموزش و بهداشت کودکان فعالیت میکرد. وی همچنین بر ضد جنگهای آمریکا در منطقه آمریکای لاتین سخنرانیهای افشاگرانه و صریح انجام میداد و از کمیته وحدت خلق السالوادور که با اعزام نیروهای نظامی بیشتر به آمریکا مرکزی مخالف بودند، حمایت میکرد. وی به عنوان بانوی اول آمریکا مسؤولیت اداره گروه ملی اصلاحات مراقبتهای بهداشتی را به عهده گرفت و تلاش کرد مردم آمریکا را به سمت اتخاذ یک روش بشردوستانهتر در زمینه برآورده کردن نیازهای پزشکی برای تمامی افراد سوق دهد.
تمام این مسائل بار دیگر زمانی که کلینتون سفر خود را به چندین کشور آمریکای لاتین آغاز کرد، در ذهن من تداعی شد. مهمترین مسأله در این سفر، بحث حمایت آمریکای لاتین از افزایش تحریمها بر ضد ایران بود. با وجود اینکه تحریمها بر ضد ایران به نوعی جنگ با ایران محسوب میشود، کلینتون مدعی است که این تحریمها برای اجتناب از جنگ با ایران اعمال میشود. وی حتی به روسیه و چین نیز فشار میآورد که با تحریمها بر ضد ایران موافقت کنند.
در طول تاریخ آمریکا زنان همواره به عنوان طلایهداران اصلاحات اجتماعی مطرح بودند. زنان آمریکایی برای لغو بردهداری، جلوگیری از کار کوکان و ممنوعیت استفاده از مواد مخدر و مشروبات الکلی تلاش بسیاری کردند و باعث شدند شرایط زندگی میلیونها نفر در آمریکا بهبود یابد. آنها همچنین بر ضد سلب مالکیت ، انزوا و تبعیض علیه خود و نیز بر ضد فساد و انجام اعمال غیرقانونی در شرکتهای آمریکایی مبارزه کردند، از جمله این افراد هلن هانت جکسون بود که رفتار ناعادلانه و غیرانسانی دولت آمریکا را بر ضد بومیان آمریکا در کتابی با عنوان(یک قرن بیآبرویی) افشا کرد. همچنین فرد دیگری به نام جین آدامز خانههایی را فراهم کرد که در آنها برای افراد بیبضاعت غذا، پناهگاه، لباس، شرایط تحصیل و کار تأمین میشد. ایدا تاربل تیز یکی دیگر از این زنها بود که افشاگریهای وی در مورد انحصارگراییهای ظالمانه نفتی در آمریکا، باعث آگاهی مردم آمریکا شد.
علاوه بر این بسیاری از زنان آمریکا بر ضد امپریالیسم مبارزات شدیدی را انجام دادند. ژانت رنکین نخستین زن سناتور در تاریخ آمریکا، در سنا به ورود آمریکا به جنگ جهانی اول رأی منفی داد. همچنین بسیاری از زنان فعال سیاسی آمریکا سخنرانیهای فراوانی را بر ضد جنگ در شهرهای مختلف انجام دادند که باعث شد بسیاری از آنها به زندان بیفتند.
در جنگ جهانی دوم نیز بار دیگر ژانت به ورود آمریکا به جنگ رأی منفی داد. الینورروزولت بانوی اول وقت آمریکا، یکی دیگر از مخالفان جنگ بود که نقش مهمی را در جلوگیری از اعدام هزاران نفر در طول جنگ جهانی دوم ایفا کرد.
در طول جنگ سرد نیز مارگارت کیس نماینده کنگره آمریکا یک سخنرانی مؤثر در محکومیت جنگ سرد انجام داد.
اما در مورد هیلاری کلینتون، زمانی که به مواضع سابق و فعلی وی میاندیشیم، شگفتزده میشویم. اخیراً گزارشی منتشر شده که نشان میدهد مقامات ارتش آمریکا دیدگاه متفاوتی در مورد ممنوعیت حضور زنان در نبردها داشتهاند.
با وجود این، پس از چندی گزارشی منتشر شد که بسیار عجیب بود. در این گزارش آمده بود که تاکنون 220 هزار زن آمریکایی در حمله آمریکا به عراق و افغانستان شرکت کردهاند. درست است که بحثی پیرامون درستی یا نادرستی حضور زنان در جنگها ونبردها به وجود آمده است، اما بحث اصلیای که در این جا مورد غفلت قرار گرفته این است که آیا اصلاً نظامی شدن زنان کار درستی است یا خیر؟ به بیان دیگر، از زمان جنگ جهانی اول تاکنون نقش زنان در جنگ تا حد زیادی گسترده شده است. اما سؤال این است که ورود زنان آمریکایی به عرصه نظامیگری و امپریالیسم چه اثراتی بر جای خواهد گذاشت؟ شاید یکی از این اثرات در وجود هیلاری کلینتون و حمایت شدید وی از اعمال تحریم بر ضد ایران است. وی زمانی که موضع خود را در مورد نوع رفتار آمریکا با جهانیان تغییر داد، یک اشتباه بزرگ مرتکب شد. پیشتر وی معتقد بود که برای بهبود وضعیت یک کشور تمام دنیا با یکدیگر همکاری کنند، اما پس از چندی اعلام کرد که برای بهبود وضعیت یک مکان نابودی مکانها و انسانهای دیگر امری اجتنابناپذیر است. با توجه به فرهنگ نظامیگری در آمریکا، یکی از شروط اصلی حضور در ردههای بالای سیاسی در آمریکا، نظامی بودن فرد است. مادلین آلبرایت و کاندولیزارایس وزاری خارجه پیشین آمریکا از جمله افرادی هستند که خوی نظامیگری خود را با تأیید تحریمهای عراق که منجر به مرگ نیم میلیون عراقی شد و همچنین تأیید حمله اسراییل به لبنان و آمریکا به افغانستان و عراق نشان دادند.
پس از جنگ جهانی اول بسیاری از زنان شرکتکننده در جنگ خواهان حق و حقوق خود در سطح جهانی شدند. جای بسی تأسف است که زنان به خاطر دریافت حق و حقوق اساسی خود مجبور بودند خود را در اختیار سیستم نظامیگری آمریکا قرار دهند. تأسف بارتر از آن این است که بسیاری از این زنان با هدف ایجاد دموکراسی و تأمین نیازهای شهروندی خود با سلاح و جنگافزار پیوند خورده بودند. در صورتی که زنان آمریکا به تدریج خلق و خوی خود را تغییر دهند و از حالت یک انسان اجتماعی به فردی با خوی نظامی تبدیل شوند، آن زمان خواهد بود که این جمله ژانت رانکین بیش از پیش در ذهن انسان تداعی خواهد شد.«من با تمام وجود از میهن خود حمایت خواهم کرد، اما هرگز به جنگ رأی مثبت نخواهم داد.»