
علی البرزی - این روزها در هر کوی و برزن، شهر و روستا و داخل و خارج از کشور صحبت از هدفمندسازی یارانهها و نحوه واگذاری و اجرای آن در سال آینده بر سر زبانها است.
یکی از دغدغههای اصلی مجلس و نمایندگان هم این روزها در کنار بررسی لایحه بودجه سال 89، اجرای قانون هدفمندسازی یارانهها در سال آینده است و به نوعی همه مردم با این موضوع درگیر شدهاند و هر کسی به دنبال جایگاه و سهم خود از هدفمندسازی یارانهها است.
همه، اخبار روزنامهها و سایتهای مختلف را دنبال میکنیم و هر لحظه به دنبال یک خبر جدید در رابطه با میزان یارانههای این طرح هستیم.
اما در این بین موضوعی که به نظر میرسد با توجه به شعارهای عدالت محور دولت دهم به نوعی مغفول مانده مربوط به کوله به دوشان و کودکان بیسرپرست است و اینکه به واقع سهم این افراد از هدفمندسازی یارانهها چقدر است و آیا این افراد میتوانند به اندک یارانهای دلخوش باشند؟!
سالهاست که همه ما در شهر و دیار خود با این افراد روبه رو میشویم و از کنار آنها به راحتی میگذریم؛ به راستی جای سؤال دارد که مگر این افراد عضوی از خانواده بزرگ ایرانیان نیستند و حق و حقوقی در این جامعه ندارند؟!
در قانون از یارانه به عنوان تقسیم مساوی و عادلانه بخشی از درآمدیهای کشور به میزان مشخص به تمامی افراد جامعه نام برده شده و به صراحت اشاره شده که یارانهها هر مقدار و میزان که باشد باید بین تمامی افراد جامعه به عدالت تقسیم شود.
متأسفانه در مراحل مختلف بررسی و تصویب نهایی قانون هدفمندسازی یارانهها در مجلس هیچ اشارهای به سهم یارانه کودکانی که تحت پوشش هیچ سازمان یا مؤسسهای نیستند، کارتنخوابها و در حقیقت بینوایان کوله به دوش شهرها نشده و این موضوع علامت سؤال بزرگی را در برابر این پرسش به وجود آورده که به راستی این افراد از یارانه چه سهمی دارند؟
عدالت و مساوات مکمل یکدیگرند
عدالت و مساوات در کنار یکدیگر قرار میگیرند و به نوعی مکمل یکدیگر هستند؛ چنانچه در اجرای عدالت اجتماعی تمامی افراد از کوچک و بزرگ و فقیر و غنی مد نظر باشند اما در مساوات و تقسیم عدالت حتی یک قشر کوچک و ناپیدای جامعه فراموش شود، این عدالت به درستی محقق نخواهد شد.
آسیبهای اجتماعی و کودکان کار
هر از چندگاهی در رسانههای مختلف مباحثی درخصوص آسیبهای اجتماعی و کودکان کار و بیسرپرست منتشر میشود که این موضوع بعد از سالها هشدار و ارائه مطالب و نظرات مختلف همچنان به عنوان یکی از دغدغههای اصلی جامعهشناسان به حساب میآید.
کارشناسان مختلف همواره در رابطه با موضوع کودکان کار یک نظر واحدی را ارائه کردهاند و آن هم این است که عدم توجه مسؤولان و نگاه گذرا به این افراد در جامعه به علت قرار گرفتن در بین اقشار ناپیدای جامعه در سالهای اخیر باعث اینجاد مشکلات مختلفی از لحاظ آسیب اجتماعی شده است. فر اموش نکنیم که هدرفمندسازی یارانهها تنها یک طرح اقتصادی برای ارائه یک یارانه مشخص به افراد جامعه نیست بلکه اهمیت این طرح در ابعاد اجتماعی- فرهنگی و حتی سیاسی همواره مورد توجه قرار گرفته است.
در نظر گرفتن اقشار کوچک و ناپیدای جامعه در چنین مباحثی میتواند زمینه را برای مساعدتهای بعدی به این افراد و در نتیجه کاهش بسیاری از آسیبهای اجتماعی فراهم کند.