
کانسپتچوال آرت را که میتوان سرآغاز پستمدرنیسم دانست که به معنای هنر مفهومی است که در آن مفهوم انگاشت کلی از موارد خاص اهمیت دارد و نه چگونگی ارائه آن، فکر هنرمند مهم است و نه شیء هنری، هدف رسانیدن مفهوم به مخاطب است، وسیله بیان هرچه میتواند باشد. بنابراین «هنرمندان مفهومی» انگارها و اطلاعات مورد نظرشان را به مدد موارد گوناگون و ناهمخوان چون مقاله، عکس، سند، نمودار، نقشه، فیلم و یا از طریق زبان گفتاری به مخاطبان ارائه میدهند. هنر لند آرت یا خاکی یکی از گرایشهای کانسپتچوال آرت است که از اواخر دهه1960 و اوایل 1970 در آمریکا پدید آمده و هدفش تأکید بر وحدت هنر و طبیعت بوده در ایران یکی از هنرمندانی که سعی میکند بیان ذهنی خود را به مدد طبیعت به مخاطب برساند دکتر احمد نادعلیان است. در گفتوگوی پیشرو با ایشان بیشتر با هنر محیطی در ایران آشنا میشویم.چطور شد که به هنر محیطی علاقهمند شدید؟این یک انتخاب از پیش تعیین شده و حساب شده و آگاهانه نبود. شاید بتوان گفت پس از آنکه تحصیلم در مقطع دکترا حدود سیزده سال پیش به پایان رسید به اتفاق خانواده از انگلستان به ایران بازگشتم و پس از چند ماه تصمیم گرفتم به منطقه کوهستانی که محل اسکان تابستانی یا ییلاق اجدادیم بود، بروم. ابتدا تصمیم داشتم روی بوم نقاشی بکشم و چند ماهی هم این کار را کردم، اما به دلیل آنکه در چادر سکونت داشتم و حضور در چادر و کار در طبیعت شرایط خاص خود را داشت، مانند باد و باران یا رطوبت بالا و سرمای هوا و کمبود مواد کاری و دشواری تهیه مواد به دلیل کوهستانی بودن منطقه و دوری 65 کیلومتری از تهران سبب شد که به هنر محیطی به عنوان یک راه حل رو آوردم.منطقه ییلاقیان کجا بود؟اطراف روستای پلور در دامنه کوه دماوندپس به همین علت مرکز هنری در پلور تأسیس کردید؟راه اندازی پردیس در پلور نیز حاصل یک روند بود، از پیش تعیین نشده بود. پیش آمد. من در طبیعت زندگی کردم و تدریجاً از مواد و مصالح موجود در طبیعت برای آفرینش آثار هنریام استفاده کردم. تدریجاً به سنگها روی آوردم و جمع آوری و کارکردن رویشان جایگزین نقاشی شد. در یک فرایند به نقطهای رسیدم که کارها در طبیعت باقی میماند و با عکاسی از آنها و انتشارشان از طریق یک پایگاه اینترنتی علاقهمندان بسیاری برای دیدن آن آثار و تفریح در طبیعت منطقه به آنجا سفر میکردند. کمکم علاقهمندان و مسافران هم دست به کار شدند تا آثاری را به وجود آورند تا جایی که دامنه این مخاطبان به مخاطبان و هنرمندان خارجی هم رسید و آنها هم برای بازدید از منطقه آمدند و با ماده کاری خود نیز کارهایی را ارائه کردند. توسعه و نهادینه شدن آثار ایجاب میکرد که این مکان را به عنوان یک مرکز هنری و البته در ایران به عنوان یک نگارخانه در فهرست نگارخانهها ثبت کنیم.چه اهداف و برنامههای دیگری برای دایر کردن چنین مرکزی داشتید؟هدفمان آفرینش و نمایش آثار هنری در طبیعت بود. درخارج از ایران این مرکز به نام CENTER RESIDENTAL ART شناخته شده است، یعنی مرکزی برای اسکان هنرمندان. من چنین مکانی را هنرمند سرانامیدم. حالا مرکز پردیس به عنوان یک مرکز غیر متعارف در میان هنرمندان خارجی که طی 10 سال گذشته به ایران آمدهاند یا در پایگاه آن WWW.RIVERART.NET/PARADISE فعالیتهای آن را پیگیری مینمایند، نامی شناخته شده است. هنرمند سرامکانی است که اولویت و تأمین اسکانش تنها برای هنرمندان است. در بهمن ماه گذشته مرکز دیگری به نام «هنرمند سرای خلیج فارس» در جزیره هرمز افتتاح شد تا هنرمندان بتوانند در فصول سرد سال که امکان کار در پلور نیست به آنجا کوچ کنند و در طبیعت منحصر به فرد آنجا کار کنند. این مرکز همچنین موزهای دائمی برای هنر محیطی و هنر چیدمان مختص به مکان INSTALLATION SITE SPECIFIC خواهد بود. حالا گردشگرانی که به جزیره هرمز میروند به همراه راهنمای آن مرکز از آنجا بازدید میکنند.هنر محیطی ایران در سطح جهانی چه جایگاهی دارد؟این هنر تحت عنوان هنر زمینی در دهه 60 در آمریکا متولد شده و از همان زمان آغاز، هنرمندان اروپایی را هم درگیر خود کرد. این هنر در آمریکا و کشورهای اروپایی به خوبی شناخته شده است و هنرمندان بسیاری در این حیطه فعالیت میکنند اما در کشورهای بلوک شرق آنچنان شناخته شده نیست، نظیر کشورهایی که در گذشته بخشی از اتحاد جماهیر شوروی بوده یا حتی چین و ... اما طی سفرهایی که در 5 سال گذشته به این کشورها داشتهام متوجه شدم آنها با شتاب بسیاری میخواهند این حرکت را در کشور خود نهادینه کنند. اما برخی از این کشورها یقین دارم که از نظر کمیت از سطح بسیار پائینی برخوردارند و حتی شاید یک هنرمند شاخص در این زمینه داشته باشند. اما کشوری مانند چین بهرغم نداشتن سابقه رسمی تصمیم دارد نمایشگاه دو سالانه هنری سال آینده خود را به هنر زیست محیطی اختصاص دهد. حتی حدود دو سال پیش دو سالانه شارجه هم همین محوریت را داشت.کسانی که جذب این هنر میشوند باید چه شرایطی داشته باشند؟در واقع برخلاف هنرمندان بسیاری از گونههای هنری که کارشان طی فرایند دشواری مورد ارزیابی قرار میگیرد تا به مرحله نمایش برسد، در حوزه هنر محیطی ابتدا هنر متولد میشود و همزمان با تولدش حداقل برای جمعی به نمایش در میآید. در نتیجه هنر محیطی بستری بسیار آزاد دارد. در هنر همانطور که هر فرد دوست دارد در قلمرو ذهن آزاد باشد در قلمرو هنر محیطی و طبیعت هم کسی نمیتواند او را محدود به قوانین خاصی کند، چون به میزان زیادی با استفاده از رسانههای جدید و البته غیر وابسته به مراکز رسمی به صورت مستقل میتواند خودش را معرفی نماید. هنر محیطی هنری مقرون به صرفه است و با هزینههای دانشجویی هماهنگ است چون با مواد و مصالح طبیعی و آماده در دل طبیعت به وجود میآید.روح هنر ایرانی در هنر محیطی وجود دارد؟از چند جهت دارای ویژگی ایرانی است. به طور عمومی هنرهای زمینی و محیطی به کهن الگوها یا به ارتباط تنگاتنگی که انسان با طبیعت و آیینها دارد بر میگردد و در واقع هنرمند دوست دارد که آنها را احیا کند و با توجه به اینکه چنین بستری در کشور ما مهیاست، یعنی ما نشانهها و نمادها و آئینهای بسیاری را داریم که میتوانند دستمایه آثار قرار بگیرند و در یک محیط طبیعی اجرا شوند. همچنین از بعد مفاهیم تمثیلی و نمادین ما در فرهنگمان از عناصر بسیاری برخوردار هستیم که میتوانیم آنها را احیا کنیم علاوه بر اینکه دارای مفاهیم بسیار غنی تمثیلی نیز هستند. باید اشاره کرد که ایرانیان راهکاری که برای اشاعه و ارائه آثار میدهند راهکاری است که سرانجام اخلاقی دارد یا با پیام و تعهدی همراه است که این هنر را از حالت شکل گرایی یا فرمالیسم محض خارج میکند. با این وجود بسیاری از آثار ایرانیها در کنار مفاهیم تمثیلی وجه تزئینی نیز دارند.واقعاً سهم بندی و آثار چگونه است؟در جشنوارههای پیشین بر سر همین مسأله مشکلات بسیاری به وجود آمده بود. مثل اثر پرواز 655 که مالکیت اثر تحریف شده بود و افرادی که در حاشیه اثر بودند و در شکلگیریاش نقشی نداشتند با چشمداشت مادی خود را صاحب اثر معرفی کرده بودند. ما برای پیشگیری از این رفتار حساسیت پیدا نمودهایم.ما هم سعی کردیم که به راهحلی دسترسی پیدا کنیم و این مسأله را بین خودمان حل کنیم. در نتیجه توافق بر این شده که افراد تازه کار در قالب کارگاهها در جشنواره شرکت کنند. به عنوان مثال گروهی که زیر نظر مسؤول کار میکنند بهرغم اینکه اسم افراد گروه به عنوان عوامل مشارکت کننده ثبت میشود، امتیاز خاصی هم برای مدیریت اصلی طرح که طرح را هدایت کرده ذکر می شود. در مواردی هم که اعضا انرژی یکسانی برای اثر میگذارند و همه در سطح یکدیگرند با هم توافق میکنند که اگر روزی اثرشان در جایی چاپ شد، اسم تمامی اعضا قید شود. مثلاً کسی که عکس گرفته باید بررسی شود که عکسی که گرفته شده تا چه میزان آن اثر را شاخص کرده و حتی تصمیم گرفته شده که اگر اجازه داده میشود از اثری عکسی گرفته یا فیلمبرداری شود، باید توجه کرد که اگر آن عکس در نگارخانهای ارائه شد، چقدر عکاس سهم دارد چند تا از عکسهای چاپ شده متعلق به عکاس یا صاحب اثر است.البته هنوز این مسأله نزد هنرمندان در حال بررسی است.اگر کارگاه و مواد و مصالح به سهولت در اختیارتان بود زمانی که در پلور بودید بازهم به دنبال هنر محیطی میرفتید؟پاسخ به این سؤال دشوار است. ما به دنبال یک بهانه میگردیم که کارمان را توجیه کنیم. در واقع این مسأله مثل قضیه فردی است که هنر خوانده و به او گفته میشود چرا هنرخواندی؟ بگوید: در حوزههای دیگر درسی موفق نبودم به سمت هنر رفتم.دشواری در یک سمت و سو نمیتواند تنها دلیل رفتن به سمتی دیگر باشد. ما دلایل دیگری نیاز داریم. با رفتن به طبیعت هنوز تجربههای پیشین در کارم محفوظ هستند. چیزی را از دست ندادهام و چیزهایی را در کنار آن به دست آوردهایم. هنرمند ذهنش همیشه سیال است و به دنبال راه میگردد.هنر محیطی چقدر در جامعه شناخته شده؟با توجه به شایستگی و ضرورتی که دارد بسیار کم مورد توجه قرار گرفته است. شایستگی از آن جهت که بعد از برگزاری 25 جشنواره هنر محیطی که در مجموع احتمالاً هزار شرکت کننده داشته، لازم است که بیشتر شناخته شود و ضروری از این جهت که به هر حال بحران محیط زیست و مباحث محیطی مسألهای جهانی است.اگر امروز بادی در نقطهای از کشور بوزد و شنی را بلند کند، غبارش به چشم مردم کشور دیگر هم مینشیند یا وجود گازهای گلخانهای کارخانجات کشورها و مشکلاتی که پیش میآورند تنها برای همان کشورها نیست. امسال سال محیط زیست و پاسداری از آن است و بسیاری از هنرمندان در مجامع هنری فعالیت خود را در این حیطه متمرکز کردهاند. باید اعتراف کرد که این هنر با آنکه نوپاست در مقایسه با دیگر هنرها از منحنی رشد خوبی در رسانهها برخوردار بوده و قائم به رسانههای مجازی است.کمی از سفری که به جزیره هرمز داشتید و جشنوارهای که برگزار شد، بفرمایید؟در جزیره هرمز بیست و پنجمین جشنواره هنر محیطی برگزار شده بود که این اتفاق همراه بود با افتتاح هنرمندسرای خلیجفارس.چند سال است که این جشنواره برگزار میشود؟حدود هشت سال است که این جشنواره در ایران برگزار میشود و هنر محیطی اولین بار در خانه تابستانی که در روستای پلور داریم اعلام موجودیت کرد. پس از آن یک سلسله جشنوارههای همهساله در آنجا برگزار شد. این جشنواره در سال دو بار برگزار میشود و تدریجاً پس از اولین دورهها از سوی انجمنهای هنری استانهای دیگر دعوت میشدیم و حدود سه سال است که زمستانها یک یا دو جشنواره را در جزیره هرمز برگزار میکنیم. جشنوارههایی که درجزیره هرمز برگزار میشود به خاطر قابلیتهای خاص و ویژگیهای منطقه هرمز فضایی رنگین دارد و از آنجایی که جزیره هرمز فاقد هرگونه امکانات رفاهی برای عموم است، دشواریهایی را هم به دنبال داشته است.کمی بیشتر در مورد هنرمندسرای خلیجفارس توضیح دهید؟حدود 11 ماه پیش خانهای را در بافت سنتی جزیره هرمز خریداری کردم. خانهای که در فضایی کاملاً متروکه بود و در واقع مکانی برای افراد بزهکار و معتاد به حساب میآمد. حدود سه ماه پیش آن قسمتی که نیاز به تعمیرات و بنایی داشت را آماده کردم. اما جذابترین بخش تغییرات در طول جشنواره و با کمک خود هنرمندانی که شرکتکننده در جشنواره بودند، انجام گرفت. ما خودمان با خاکهای رنگی جزیره در و دیوار هنرمندسرا را نقاشی کردیم حتی مسیری که برای رسیدن به هنرمندسرا باید طی شود و حدود 300 تا 400 متر است را به تصاویری روی دیوارهای کوچهها نقاشی کردیم.با مشکلی از سوی اهالی روبهرو نشدید؟نه، حتی در مسیر نقاشی روی دیوارهای کوچهها فردی از بچههای گروه خواسته بود که روی دیوار داخل حیاط خانهاش را نقاشی کند و هدایایی هم به بچههای گروه داده بود و برای شام دعوتشان کرده بود جالب اینکه بچههای کوچک هم میآمدند و رنگ میگرفتند و خود دیوارها را نقاشی میکردند. چون رنگها از خاک خود جزیره هرمز بود و هزینهای نداشت.چطور به فکر افتادید که با هزینه شخصی هنرمندسرایی را در جزیره هرمز تأسیس کنید؟در واقع زمانی به فکر خرید این مکان افتادم که قصد داشتم به دلیل کوچک بودن منزلم در تهران یک آپارتمان خریداری کنم تا کامپیوتر و کلاً وسایل کارم را در آن دفتر کار قرار دهم. از آنجایی که خانهها یکی، دو سال پیش گران شده بود و مقدار پولی که داشتم برای خرید خانه کافی نبود، در آنجا خانهای را خریدم. زمانی که افکارم را با دوستان مطرح میکردم که قصد دارم هنرمندسرایی را تأسیس کنم آنها میگفتند این کار نشدنی است. اما با این فکر که هر مکانی به تنهایی خود اعتباری ندارد و این افراد که در آن حضور دارند هستند که به آن فضا اعتبار میبخشند، طرحم را عملی کردم. در این فرآیند تمامی نقاط منفی موجود در آن مکان به مثبت تغییر پیدا کردند.مگر چه مشکلاتی داشتید؟مثلاً میگفتید خانه در کوچه پسکوچه و دور از خیابان اصلی واقع شده است اما من میگفتم هنرمندی که به اینجا میآید از لابهلای مردم جزیره میگذرد.در واقع تجربه نقاشی در آن بافت و آن خانه متروکه و تغییر کاربری وسایلی که در آنجا بود یک تجربه جذاب و جالب برای هنرمندان شرکتکننده بود. ما مکانی را به وجود آوردیم که خود هنرمندان با سلیقه شخصیشان بتوانند آن را تزئین و آماده کنند. به طوری که افرادی که در جشنوارههای بعدی این منطقه شرکت میکنند و در آن هنرمندسرا قرار میگیرند در واقع درون یک اثر هنری قرار خواهند گرفت.در جامعه هنری ما کمتر اتفاق افتاده که کسی با هزینه شخصیاش چنین اقدامی کند؟این تقدیر بود و من کل این ساختمان را نزدیک به شش میلیون تومان خریداری کردم و خیلی ارزان بود. جالب اینکه حدود یک سال بعد از خرید آن مکان در جزیره هرمز حدود دو ماه پیش توانستم آپارتمان مورد نظرم را خریداری کنم. فقط با این تفاوت که یک سال با تأخیر انجام گرفت. همان نیت تأسیس آن هنرمندسرا باعث حل مشکل خرید دفتر کارم شد. نمیتوانم بگویم که من این کار را برای رفاه دیگران انجام دادهام اما نمیدانم که آیا دیگر هنرمندان چنین کاری انجام میدهند. در هرحال هستند افرادی که مرا به خاطر این کار تحسین میکنند و در مقابل افرادی نیز عنوان میکنند که این کارها را برای مطرح شدن انجام میدهم. نمیدانم انسان چقدر میتواند در برابر چنین نظریاتی مقاومت کند و برای دیگران متفاوت زندگی کند، یا اصلاً نمیدانم که انسان اگر بخواهد وانمود به خوب بودن بکند امری خوب است یا بد؟ بدون شک هر کسی دوست دارد دیگران در موردش بگویند که کار درستی کرده و انسان خوبی است. حتی من عقیده دارم اگر نیت افراد در مورد کاری که میکنند این باشد اصلاً امر بدی نیست مهم کاری است که انجام میشود. حتی مدتی قبل که با خانوادهام در این مورد صحبت میکردم گفتم ما بیش از حد بیپول هستیم وگرنه پنج یا شش میلیون تومان پولی نیست برای یک هدف بزرگ و مدیریت یک اراده و فکر و با چنین باوری، جمعی به وجود آید که اعتقاد داشته باشند که اینجا بهترین مکانی است که میتوان بهترین کارها را در آن انجام داد. حالا من فکر میکنم چنین مکانی متولد شده است.موضوع این جشنواره و همایش آن چه بود؟موضوع جشنواره در بخش عملی «خاک» بود. در گوشه و کنار جزیره کارهای مستقلی به صورت هنر اجرا و چیدمان توسط هنرمندانی که دعوت شده بودند، اجرا شد. اما خودم کمترین فرصت را برای دیدن آن طرحها داشتم. به طوری که از بعضی کارها عکسهایی را برایم فرستادند و من حدود سه هفته در جزیره هرمز بودم و با دیگر بچهها برای آمادهسازی هنرمندسرا تلاش میکردیم. محور همایش هم «اقتصاد هنر محیطی» بود که مباحث خوبی در آن مطرح شد.جشنواره هنر محیطی ایران در سطح بینالمللی چقدر بازتاب داشته است؟اگر شما در بخش تصاویر (IMAGE) پایگاه اینترنتی google یا yahoo هنر محیطی (ART ENVIRONMENTAL) را به طور عمومی جستجو کنید، در حوزه تصاویر در آن لینکها شاهد این خواهید بود که گونههای بسیاری حتی از اولین نمونهها از کشور ایران است و پیش از این معتبرترین پایگاه اینترنتی این حوزه مثل WWW.GREENMUSEUM.ORG فعالیتهای محیطی در ایران را منعکس کردهاند. بعضی از پایگاههای ایرانی خبری هم مانند خبرگزاری ایسنا اخبار ما را پوشش دادهاند. اگر شما در اینترنت در مورد هنر محیطی ایران جستوجو کنید، اطلاعات بسیاری به دست خواهید آورد و حتی تا دو سال پس از یک جشنواره در موردش اخبار و نظریاتی را میتوانید پیدا کنید.نحوه فروش آثار این دوره چطور بود؟در حیاط خانه هنرمندان در واقع همان هنرمندسرای جزیره هرمز یک حراج از کارها گذاشتیم. مثلاً من در آنجا به یک زن بومی، نقاشی با خاک را آموزش میدهم. در این جشنواره چند کار دیگر هم انجام دادیم و به هنرمندان شرکتکننده گفتم که این خانم و من به طور مشترک این آثار را ارائه کردهایم و قیمت از 10 هزار تومان شروع و به صورت رقابتی تا 70 هزار تومان رسید و یک کار هم 65 هزار تومان خریداری شد.با توجه به اینکه آثار محیطی فروش چندانی ندارد چطور میتواند جوابگوی هنرمندانی باشد که در این حیطه فعالیت میکنند؟سؤال دشواری است. کسی که عاشق کاری است یا حتی در زندگی کسی را دوست دارد به حساب بانکی یا پدر متمول طرفش توجهی ندارد، در لایه اول آن شخصیت یا آن حوزه کاری را از جنبه درونی میبیند و ابتدا مورد ارزیابی مادی قرارش نمیدهد. زمانی که غرق آن مورد شد تازه شاید به جنبههای مادیاش توجه کند که آیا منفعتی دارد یا نه؟ در بین افرادی که در ایران با نام هنرمند محیطی مشغول به فعالیت هستند، من زودتر از دیگران این کار را آغاز کردم که بسیار سخت و دشوارتر از حوزههای دیگر بود، برای اینکه به سوددهی مادی هم برسانمش. برای مثال بعضی از کارهایی که انجام میدهم مثل سنگهایی که در حجم کوچک هستند و در نگارخانهها ارائه کردم و فروختم یا کارهایی که در طبیعت انجام دادم و عکس تهیه کردم و عکسها را فروختم. مهرههایی که میغلتانم و عکسش را گرفتهام و خود اصل مهره که منشأ آن آثار تصویری به وجود آمده است را فروختم، از خاکهای رنگین هرمز نقاشی کردم و برای فروش گذاشتم و این در مقایسه با آثار نقاشی که به فروش میرسند پول کمی است.بسیاری از دوستان حتی دوستان نگارخانهدار میگویند کار ما شبیه به هیچ کس نیست یعنی اگر شبیه کسی بود میتوانستیم همان قیمتی که روی آن کار میگذاریم روی کار بعدی هم بگذاریم. در واقع به طور عمومی هنرمندان «لند آرتیست» یا محیطی در دنیا، هنرمندان زیاد گرانی نیستند. علت این است که آثارشان عمدتاً قائم به رسانه است و تنها یکی از هنرمندان محیطی در دنیاست که کارهایش ارقام بالایی دارند و ممکن است ماکت کارهایش را بفروشد.چه کسی؟کریستو ژان کلود زوج که یکی از ماکت کارهایشان در موزه هنرهای معاصر خودمان است و به شکل بستهبندی است. پیش فرض ما این است که این هنر در آینده مخاطب و بازارش را در ایران پیدا خواهد کرد. در جوامع غربی مثلاً در محله جنوبی منهتن ویدئو آرت خرید و فروش میشود، اما در ایران کسی ویدئویی را در گالری برای نمایش نمیگذارد که بفروشد چون فروخته نمیشود. علت این است که ما از سنتیترین و کهنترین نوع الفبای فروش استفاده میکنیم. اما امکان دارد در یک روندی مجموعهداری باشد که بخواهد ویدئو آرتی را بخرد و بخواهد آن را به مالکیت معنوی خود درآورد.علت چیست؟ این هنر خوب معرفی نشده یا در مورد هنر و درک آن فرهنگسازی نشده؟هم فرهنگسازی نشده و هم خوب معرفی نشده. کسی که در قلمرو هنر و آموزش آن میخواهد کار کند معمولاً در نهادینهتر شدن آن سرمایهگذاری خواهد کرد. مثلاً کسی هنر محیطی یا هنر جدید را در ایران آموزش نمیدهد برای اینکه همه یک تابلو یا مجسمه را به عنوان یک اثر هنری قبول دارند اما زمانی که هنر محیطی در دانشگاه تدریس شود و کارخانه هنر محیطیسازی راه بیفتد دیگر آن پیشرو بودن را ندارد و بدیع و اسرارآمیز نخواهد بود. یکی از جذابیتهایی که برای همنسلان من و خودم هم مهم است، قلمرو ناشناخته آن در حوزه بازار و اشاعهاش است. چندی پیش خبرنگاری برای مصاحبه نزد من آمده بود از مجله سرنخ. برایم بسیار جالب بود که میخواست با من به عنوان یک «ترین» مصاحبه کند. برای او کسی که کارش را چال میکند یا در رودخانه میاندازد دیوانه بوده و کارش جنونآمیز است یا حداقل یک پرسش بزرگ است. این شگفتی فرد را از فضایی متروک کنج نگارخانهها برای شناخت هنر جدا خواهد کرد، فضایی که خاص روشنفکران و مجموعهداران است و به واسطه شگفتانگیز بودن فرد با مقوله هنر آشنا میشود و این یک روش است برای اشاعه هنر در حوزه رسانه و مطبوعات.در مورد شما هم همین طور بوده؟من مثل خودم زندگی میکنم. پیش از این جایی گفتم که خیلی از افراد قصه شنیدن را دوست دارند و خیلیقصه گفتن را و من قصه بودن را. بارها از من سؤال شده که امکان دارد کاری که میکنید را کسی نبیند یا بر اثر سیل یا شرایط آب و هوایی از بین برود، به چه امیدی کار میکنید ومن گفتهام در فرهنگ ما فرهاد نامی بوده که برای معشوقش کوه را تراشیده البته من تا به حال آن حجاریها را ندیدهام اما همین که قصهاش را شنیده ام یعنی این باور وجود دارد و این تعریف شفاهی خود یک بار مفهومی را انتقال میدهد.کافی است که بگویند فردی بوده که سنگ میکنده و در آب میانداخته اگر هم کسی، هیچ کدام را ندیده باشد آن مفهوم در ذهنش زنده میشود.این میتواند جالب و لذتبخش باشد. حتی حداقل زمانی که سر را روی متکا میگذاری و میخوابی میدانی که تا صبح کلیک خواهند کرد و عکس کارها را خواهند دید. مثلاً چند نفر گفتوگوی من و شما را پشت این میز گوش میکنند؟ دو نفر. اما ما این را به نوعی ثبت و ضبط میکنیم و میدانیم که بعدها دستکم چند هزار نفر به واسطه دست به دست شدن این مطلب در روزنامه آن را خواهند خواند و راههای اشاعه بسیاری دارد. هنر محیطی از جنس هنرهایی مثل سینما یا هنرهای چند رسانهای است که یک جا اتفاق میافتد و زمینهسازی میشود که یک جای دیگر ارائه شود.با تشکر از شما که وقتتان را در اختیار ما گذاشتید.