کد خبر: 209965
تاریخ انتشار: ۲۲ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۶:۳۰
خواسته پاکستان از بازی دوگانه در افپاک چیست؟
پاکستان پس از آغاز برنامه 2010 آمریکا در افغانستان، به دنبال یک برنامه دوگانه است که همکاری با واشنگتن از سویی و نوسازی طالبان از طرف دیگر سر فصل آن به حساب می‌آید. اسلام‌آباد به دنبال نوسازی طالبان از رأس تا بدنه افتاده تا کارت بازی خود در منطقه را حفظ کرده و تقویت کند تا در مواقع حساس به آمریکا و دیگران بفروشد. در این راه حتی از دستگیری و کشتن نیروهای طالبان دریغ نمی‌ورزد. در این نوشتار با نگاهی به مسائل روز در افغانستان و پاکستان تلاش می شود، اهداف آینده برخی طرف‌های درگیر در بحران «افپاک» مشخص شود.
شروع ماجرا از طرح اوباما
پس از آنکه باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا، برنامه خود برای افغانستان را اعلام کرد و از اعزام 30 هزار نیروی جدید، مذاکره با طالبان میانه‌رو، تطمیع عناصر رده پایین طالبان و نبرد با کسانی که مذاکره با آمریکا را نمی‌پذیرند، سخن به میان آورد، گروه طالبان و حامی اصلی‌اش، پاکستان کارت بازی خود را در خطر سوختن دیدند. خاصه آنکه واشنگتن از اسلام‌آباد می‌خواست- و هنوز هم می‌خواهد- که با دست خود این کارت را در خاک خود (وزیرستان جنوبی و شمالی و ایالت سرحد) بسوزاند. یعنی پاکستان، دست به خودسوزی بزند. سفرهای متعدد مقامات آمریکایی به اسلام‌آباد و دیدار با سران دولت، ارتش و احزاب مختلف با همین هدف انجام شد.
آمریکا حدود یک ماه قبل به استان هلمند در جنوب افغانستان (مرز پاکستان) حمله کرد و سعی در تصرف دو شهرک «مرجاه» و «نادعلی» نمود. این حمله نمایشی که هیچ یک از فرماندهان ارشد و بخش اعظم نیروهای طالبان را در مقابل خود نداشت(آنها با دریافت اطلاعات از انگلیسی‌ها به مخفیگاه‌ها گریخته بودند) تمرین هجوم به دیگر نقاط افغانستان بود که حاضر به مذاکره با دولت کابل و قبول شروط آمریکا نیستند. از طرفی آمریکا تلاش می‌کند برخی شاخه‌های طالبان را به مذاکره با دولت کابل ترغیب کند. در همین زمینه مذاکراتی میان پسر حکمتیار و مقامات دولتی با نظارت آمریکایی‌ها انجام شد اما حکمتیار با قرار دادن شروطی همچون خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان، تغییر ساختار دولت و مجلس کشورش و از این قبیل کام واشنگتن و کابل را تلخ کرد.
تطمیع برخی قبایل و اعضای طالبان نیز انجام شد تا مرجاه و نادعلی به تصرف نیروهای حمله کننده در‌آید و بهره‌برداری از آن مشکلات آمریکا و ناتو را کاهش داد. اینکه آمریکا و ناتو در افغانستان پیروز نشان داده شدند برای این بود که بگویند امکان حل مشکل این کشور از راه نظامی وجود دارد تا از این راه کشورهای دیگر برای اعزام نیرو و تجهیزات بیشتر ترغیب شوند. همچنین آمریکایی‌ها خواستند افکار عمومی داخل کشور خود را متقاعد کنند که پیروزی نهایی نزدیک است.
رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا که دوشنبه هفته قبل به کابل سفر کرد از حمله به قندهار (همسایه هلمند) سخن می‌گوید. جایی که به عنوان پایتخت امارت اسلامی افغانستان و حتی پایتخت کشور موعود «پشتونستان» از آن یاد می‌شود. همه این تحولات در کنار حمله هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا به وزیرستان جنوبی و شمالی وایالت سرحد، پاکستان را نگران آینده خود کرده است. از طرفی به کمک‌های نظامی و مالی آمریکا شدیداً احتیاج دارد و باید در قبال آن، خاک خود را جولانگاه واشنگتن قرار دهد. در این میان اما ابزار قدرتمند خود را در خطر می‌بیند. پس به یک بازی دوگانه روی آورده است.
بازی دوگانه پاکستان با آمریکا
پس از آنکه عزم آمریکا بر نابودی طالبان طرفدار پاکستان، عیان شد، اسلام‌آباد نیز بیکار ننشست و دست به یک بازی دوگانه زد. از طرفی به دنبال راضی کردن آمریکا به جهت حفظ منافع مذکور افتاد و از سوی دیگر، حفظ و تقویت کارت بازی خود را پی گرفت.
این استراتژی جدید به پاکستان کمک کرد که طالبان تحت کنترل خود را نیز نوسازی کند و برای آینده آماده سازد. استراتژی جدید با دستگیری - به عبارت بهتر پناه دادن - فرماندهان ارشد طالبان که در پاکستان زندگی می‌کردند آغاز شد. البته این افراد قبلاً با دستگاه اطلاعاتی -امنیتی ارتش پاکستان ISI همکاری مستقیم داشتند و بازوی این دستگاه در افغانستان و پاکستان به حساب می‌آمدند اما چند وقتی بود که نافرمانی کرده و به تعبیر «خبرگزاری ریانووستی» از کنترل ISI خارج شده و خودسری می‌کردند. برخی از این افراد تمایل خود را برای مذاکره با دولت کابل اعلام کرده و بر خلاف خواست اسلام‌آباد، نیت کرده بودند. از طرفی این افراد اطلاعات حساس و مهمی از ISI و مناسباتش با دیگران دارند، بنابراین نباید در اختیار آمریکا قرار می‌گرفتند. اینگونه شد که دستگاه اطلاعاتی پاکستان ظرف یک ماه گذشته بیش از 10 نفر از فرماندهان ارشد طالبان از جمله ملاعبدالغنی برادر را دستگیر کرد.
«برادر» رهبر شماره دو طالبان خوانده می‌شود که اکنون به مکان‌های تحت نظر ISI منتقل شده است تا مانند فرماندهان دیگر از کشته یا دستگیر شدن توسط آمریکایی‌ها یا مذاکره با دولت کرزای محافظت وضع شوند.
البته آنطور که برخی منابع نوشته‌اند افرادی چون ملا عبدالغنی برادر مدت‌هاست که از پاکستان بریده‌اند یا روابط خود را کاهش داده‌اند که این موضوع و میل به مذاکره با کرزای (کرزای و ملاعبدالغنی هر دو از قبیله پوپلزایی که از قوم پشتون است، هستند) در دستگیری‌اش دخیل بود. او چند هفته قبل از بازداشت توسط پاکستان در کراچی، با نماینده رئیس‌جمهور افغانستان دیدار و تلفنی باکرزای صحبت کرده بود.
تعویض در زمین بازی پاکستان
این دستگیری‌ها به این معنا نیست که پاکستان از حمایت طالبان دست برداشته و عملیات خود را با استفاده از این گروه علیه دیگران متوقف کرده، بلکه وظیفه عملیات انتحاری را بر عهده شاخه دیگری که همچنان به اسلام‌آباد و ISI وفادار است، واگذار کرده. براساس اخبار و گزارش‌های منتشر شده، حملات انتحاری یک ماه اخیر که به طالبان پاکستان نسبت داده شده از سوی جلال‌الدین و سراج‌الدین حقانی مدیریت می‌شوند. حمله به مأموران سیا در «خوست» و حمله به مرکز شهر کابل و تلاش برای تسخیر کاخ ریاست جمهوری به این گروه نسبت داده شده است. البته حادثه خوست، حاصل درگیری سیا و پنتاگون بر سر منافع و حوزه اختیاراتشان بود که قبلاً هم مسبوق به سابقه بوده و تنها عامل آن یک فرد اردنی بوده است.
در واقع اسلام‌آباد نیروهای نافرمانی را به پناهگاه برده و وفاداران را در صحنه به بازی وارد و فعال کرده است. این تعویض عناصر همزمان با انجام نوسازی در رأس و بدنه طالبان انجام می‌شود. مدارس علوم دینی پاکستان، منبع بزرگ تأمین نیروی انسانی در سطوح مختلف به شمار می‌رود و جمعیت 100 میلیونی دوسوی مرز افغانستان و پاکستان به عنوان پشتوانه جذب نیرو در اختیارشان قرار دارد. به این ترتیب پاکستان هیچگاه از بابت نوسازی طالبان، احساس کمبود نخواهد کرد.
با این حال پاکستان می‌خواهد به فکر منافع آمریکایی خود باشد. بنابراین خود را در مبارزه با تروریسم جدی نشان می‌دهد. اینجاست که بازی دوگانه شکل می‌گیرد. یعنی کمک صوری به آمریکا در افغانستان و حتی غرب پاکستان در جنگ با طالبان از یک طرف و پناه دادن به رهبران ارشد و حمایت مخفیانه از نیروهای این رهبران از سوی دیگر. این نکته اما باید مورد توجه قرار بگیرد که طالبان نابود شدنی نیست چون پاکستان نمی‌خواهد. شبه نظامیان با اکثریت بدنه ارتش و دستگاه اطلاعاتی پاکستان اشتراکات قوی و مذهبی دارند و همانطور که گفته شد ابزار اسلام‌آباد برای تحقق امتیازاتش در منطقه و جهان هستند.
مذاکره با طالبان کابل با مدل اسلام‌آباد
چند روز پیش خبر درگیری برخی طرفداران حکمتیار(حزب اسلامی) با گروه طالبان در استان بغلان افغانستان منتشر شد. در این درگیری 70 نفر از طرفین کشته و 90 نیروی حکمتیار به اسارت طالبان در‌آمدند. این افراد در حال سفر به کابل برای پیوستن به دولت کرزای بودند. استان بغلان همسایه شمال غربی استان کابل است. ریشه درگیری حکمتیار و طالبان را باید در اسلام‌آباد جست‌وجو کرد. در واقع پاکستان از اینکه فرماندهان و نیروهای حکمتیار به کرزای بپیوندند خیلی ناخرسند است.
حکمتیار حدود 40 درصد نیروهای موسوم به طالبان را تحت کنترل دارد و اگر با کرزای بدون حضور مستقیم پاکستان در مذاکرات، کنار بیاید ضربه مهلکی به اسلام آباد خواهد بود. پاکستان می‌خواهد یا مذاکره‌ای صورت نگیرد یا اگر هم انجام شد با حضور مستقیم اسلام‌آباد باشد تا بتواند حکمتیار و گروهش را به قیمت خوبی به واشنگتن بفروشد. بنابراین طالبان طرفدار پاکستان با حمله به کاروان طرفداران حکمتیار با آنان درگیر شده و تعدادی را کشتند و عده‌ای را مجروح و اسیر کردند. با وجود این درگیری و نتایج آن، پنج فرمانده و 69 نیروی عادی به کابل رسیدند و پیوستن خود به دولت کابل را اعلام کردند.
علاوه بر آمریکا، پاکستان می‌خواهد با تقویت طالبان جنگ آنان با واشنگتن را به امثال چین و روسیه بفروشد. به این معنا که چون پکن و مسکو می‌دانند هدف نهایی واشنگتن از تقویت طالبان و القاعده طرفدار خود، ضربه زدن به آنهاست، پاکستان نیز نشان می‌دهد که آمریکا را با طالبان در افغانستان مشغول کرده تا نتواند به روسیه و چین گزندی از این ناحیه وارد کند.
لئو پانتا، مدیر سازمان سیا روز چهارشنبه به صراحت از اینکه هند و برزیل با تهدید القاعده و طالبان مواجهند سخن گفت در حالی که دیگر مقامات آمریکایی قبلاً چین و روسیه را با همین گروه‌ها تهدید کرده بودند. اگر بدانیم که آمریکا برای مقابله با گروه بریک (برزیل، روسیه، هند و چین) تلاش می‌کند و می‌خواهد جلوی برتری آنها را به هر قیمتی بگیرد باید بپذیریم که پاکستان می‌خواهد مدیریت طالبان و حتی القاعده را در اختیار داشته باشد تا در مواقع لزوم به غول‌های جهان بفروشد که اکنون مشتری اصلی پاکستان آمریکاست.
پاکستان پس از مدتی، فرماندهان دستگیر شده را آزاد (از پناهگاه خارج) می‌کند و آنانی که فکر مذاکره با کرزای و آمریکا بدون حضور اسلام آباد را کرده بودند اما توبه کنند را خواهد بخشید و به طالبان نو پیوند خواهد داد. آنها می‌دانند که سال 2010 برای اوباما و آمریکا در افغانستان خیلی مهم است؛ چرا که واشنگتن می‌خواهد اوضاع خود در آنجا را تثبیت کند. پاکستان تا پایان سال یا حتی پایان تابستان امسال صبر می‌کند و آنگاه که آمریکا در باتلاق نیروهای حقانی و باقیمانده‌های حکمتیار و دیگر گروه‌ها گرفتار شد، واگذاری حکومت کابل به طالبان طرفدار خود را مطالبه خواهد کرد یا حداقل خواهان نقش ممتاز خود در رأس حکومت افغانستان خواهد شد. شاید به همین دلیل است که رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا روزهای بسیار سختی را در قندهار برای نیروهای آمریکا و ناتو پیش‌بینی می‌کند. البته ممکن است پاکستان در کوتاه مدت حکومت افغانستان را از آن خود نکند اما چون هدف نهایی آمریکا از تسلط به این کشور را می‌داند بنابراین ممکن است فضا را برای فشار به چین، هند و دیگران از مسیر خود بگشاید تا نقش اول را در دولت کابل داشته باشد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار