
مهرداد ابوالقاسمي - شوراي نظارت و ارزشيابي بر نمايش، در حقيقت قلب تپنده مركز هنرهاي نمايشي است و هر هنرمندي براي ارائه آثارش بايد از شورا مجوز داشته باشد و تنها در صورت دريافت مجوز شوراي نظارت و ارزيابي بر نمايش است كه امكان اجرا براي گروهي فراهم ميشود.
در عين حال و علاوه بر اين نكته مهم، شوراي نظارت است كه دستمزد اختصاصيافته به گروهها را در جلسات شوراي ساخت تعيين و اعلام ميكند و تمام بار مالي نمايشها بر عهده تصميمگيري اين شوراست.
اما در سالهاي گذشته اين بخش از وظيفه شورا كمتر مدنظر قرار گرفته است و با وجود مشكلات اقتصادي تئاتر، هنرمندان از اين بابت كمتر اعتراض يا انتقادي بر شورا داشتهاند و عمده انتقاد و اعتراض هنرمندان به شورا در حيطه نظارت اين نهاد بر آثار آنان بوده است.
شوراي نظارت و ارزشيابي نمايش وظيفه صدور پروانه نمايشها را بر عهده دارد و شورا هم براي صدور پروانه نمايش براساس آييننامه و مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي اقدام به صدور پروانه نمايش براي آثار ميكند و در حقيقت اين شورا در قالب يكسري چارچوبها و ضوابط مشخص و معين از پيش تعيين شده، اقدام به صدور پروانه نمايش ميكند اما باز هم تصميمات و نظرات شورا هميشه در نوك كانون انتقادات هنرمندان قرار داشته است.
در دهه گذشته و با توجه به تغييرات مديران مركز هنرهاي نمايشي و به تبع آن تغيير و تحولات در مديريت و شيوه نظارت بر نمايشها، هميشه هنرمندان نسبت به شوراي نظارت و ارزشيابي و عملكرد آن معترض بودهاند و هيچگاه تعامل مناسبي ميان شورا و هنرمندان وجود نداشته است.
براساس مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي، وظيفه اصلي شوراي نظارت بر نمايش وظيفهاي هدايتي و حمايتي است. يكي از اهداف تشكيل اين شورا افزايش سطح كيفي آثار براساس نظارت كارشناسان خبره و زبده بوده است اما به دليل غافل ماندن شورا از اين وظيفه حياتي در سالهاي گذشته، اين باور نزد هنرمندان به وجود آمده است كه وظيفه شورا صرفاً مخالفت يا موافقت با اجراي نمايش است و از همين رو هميشه شورا وجههاي منفي در اذهان هنرمندان داشته است.
اين در حاليست كه طي دهه گذشته، در سال تعداد نمايشهايي كه موفق به اجراي عمومي نشدهاند، عموماً از تعداد انگشتان يك دست بيشتر نبوده است. در عين حال همواره اين انتقاد هم به شوراي نظارت وارد بوده كه از بحث هدايتي و حمايتي هميشه غافل بودهاند و كارشناسان شورا به دليل نداشتن مقبوليت كافي در نزد هنرمندان موفق به راهنمايي هنرمندان براي افزايش سطح كيفي آثار نشدهاند.
اين در حاليست كه اعضاي شوراي نظارت عموماً از هنرمندان و تحصيلكردگان نمايش بودهاند و از اهل فن محسوب ميشوند.
شوراي نظارت فقط تأييد يا مردود ميكند
حسين كياني نويسنده و كارگردان تئاتر درباره شوراي نظارت و ارزشيابي بر نمايش ميگويد: قبل از ورود به اين بحث لازم است كه پيشزمينهها را بدانيم و در واقع به لزوم تشكيل اين شورا و تأثيراتش بر عرصه تئاتر بپردازيم.
شوراي نظارت بايد براساس مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي عمل كند و براساس آييننامه آن فعاليت كند و لزوم تشكيل اين شورا در نهايت افزايش سطح كيفي آثار است اما در اين سالها همواره در ذهن هنرمندان تئاتر و به خصوص نمايشنامهنويسان اين مسأله پديد آمده كه وظيفه شورا صرفا تأييد يا رد آثار آنهاست و اين مسأله از ديد هنرمندان به اصليترين و حتي تنهاترين وظيفه شورا تبديل شده است، در حالي كه براساس آييننامه شوراي عالي انقلاب فرهنگي اصليترين هدف از تشكيل شورا نظارت كيفي و سوق دادن آثار به سمت آثار باكيفيت مورد پسند جامعه و هنرمندان است و وظيفه اصلي آنها بالا بردن سطح كيفي نمايشها براساس نظرات كارشناسان خبره آن است.
نويسنده «تكيه ملت»ميافزايد: متأسفانه در اين سالها هرگز از سوي شورا قدمي در اين مسير برداشته نشده و شاهد چنين عملكردي از شورا نبودهايم و اصولاً همان ذهنيت تأييد يا رد آثار از سوي شورا متبادر شده است.
او ميگويد: در اين 12-10 سالي كه من در اين عرصه فعاليت كردهام، شورا بر اين مسأله تأكيد داشته و براساس آن اصول و قراردادها و مصوبات صرفاً صدور پروانه نمايش يا عدم صدور پروانه نمايش اقدام كرده و اين ذهنيت را قوت بخشيده و حتي ميتوان گفت تثبيت كرده است.
كياني ميگويد: در اين مدت بارها و بارها هنرمندان اين مسأله را به مديران يادآوري كردهاند و خواستار رعايت اصول و مقررات شوراي عالي انقلاب فرهنگي شدهاند كه البته بسته به نوع مديريت مديران گاهي زبان شورا در مواجهه با هنرمندان نرمتر و گيراتر بوده، از همين رو مسائل مدنظر شورا و خواستههايشان را به راحتي با هنرمندان در ميان گذاشته و گاهي هم منويات و خواستههاي شخصي عدهاي با زباني تند و سختگيري بيشتري لحاظ شده است.
كياني تأكيد ميكند: در هنگام اجراي نمايش «تكيه ملت» همين مسأله سختگيري از سوي رئيس شوراي نظارت براي خود من پيش آمد و سرانجام با دخالت مستقيم حسين پارسايي، رئيس مركز هنرهاي نمايشي اين نمايش روي صحنه رفت و هيچ كدام از پيشبينيهاي رئيس شورا درست از آب درنيامد و نمايش بدون كوچكترين مشكلي به مدت يك ماه اجراي عمومي شد.
نويسنده «همسايه آقا» در انتقاد از عملكرد شورا و پيشنهاد براي بهبود نقش آن در عرصه تئاتر ميگويد: وجود مشترك شوراي نظارت در تمام دورهها اين بود كه كارشناسان زبده و خبره در تركيب شورا حضور نداشتند و اصرار اعضا بيشتر بر رعايت و اجراي قوانين بوده است در حالي كه اگر كارشناسان زبده و خبره در تركيب شورا قرار بگيرند،هم چهره شوراي نظارت ملايمتر ميشود و هم به ندرت شاهد تغيير جهت عملكرد شورا و تأثير مثبت آن بر كيفيت نمايشها در درازمدت خواهيم بود و اين بار منفي حاكم بر نگاه هنرمندان نسبت به شورا هم تعديل خواهد شد.
سياستهاي فرهنگي با خواست هنرمندان همسو نيست
ايوب آقاخاني، دبير سابق شوراي نظارت و ارزشيابي بر آثار هم در اين مورد ميگويد: اگر شورا در نقش واقعياش و آنطور كه طراحي شده ظاهر شود و علاوه بر صدور پروانه نمايش، وجه ارزشيابي آثار را هم مد نظر داشته باشد، ميتواند در كنترل معادلات فرهنگي تئاتر هم مؤثر باشد و ارتقاي كيفي نمايشها را هم رقم بزند. متأسفانه در حال حاضر شرايط اجتماعي بخش دوم عملكرد عنوان شورا را كه ارزشيابي نمايش باشد، بيمسما كرده است.
او ميافزايد: من برخلاف ساير دوستانم معتقدم دراين زمينه فقط موجوديت خود شورا مؤثر نيست بلكه شرايطي كه هميشه شورا را در تنگنا قرار ميداده يك شرايط تحميلي و پر از قيد و بند است.
اين نويسنده و كارگردان تئاتر در بررسي علت اين اتفاق ميگويد: خيلي وقتها نيت بلندپروازي صورت گرفته ولي افراد نهادهايي به جز شورا عرصه را تنگتر كرده و مانع از فعاليت درست شورا شدهاند. نبايد فراموش كنيم كه حضور آدمهاي زبده و كارآمد و دانشآموخته در تركيب شورا به عنوان كارشناسان شوراي نظارت و ارزشيابي و ارزياب و كسي كه مسير شورا را تعيين ميكند تا حد زيادي در رشد وجهه ارزشيابي تأثيرگذار باشد. در حقيقت براي نيل به اين مقصود بايد افرادي بزرگتر از هنرمندان را در تركيب شورا قرار داد تا روحيه ويژه كار با هنرمندان تأمين شود و در اين صورت هنرمندان هم با اعتماد و اعتقاد به نظرات كارشناسان شورا مينگرند و در تضاد و تعارض با شورا قرار نميگيرند.
آقاخاني معتقد است: تا زماني كه سياستهاي كلان فرهنگي كشور با خواستههاي منطقي و اصولي هنرمندان همسو نباشد، اين مشكل قابل حل نيست و در اين زمينه ميگويد: در سالهاي اخير هميشه خواستههاي هنرمندان با سياستهاي كلان فرهنگي اختلاف داشته و قطعاً هرچه اين اختلاف بيشتر باشد، شكاف ميان هنرمندان و شوراي نظارت عميقتر ميشود و قطعاً تا زماني كه اين خواستهها و سياستها يكي نشوند اين تضاد در تعارضها هم حل نخواهند شد. تا زماني كه هنرمندان و شوراي نظارت خواستههايشان همسو نباشد و با هم صادق نباشند، قطعاً فعاليت شورا و هنرمندان نتيجه قابل قبولي رادر بر نخواهد داشت.
باب گفتوگو با هنرمندان را بازگذاشتهايم
سيد صادق موسوي حدود يك سالي است كه رياست شوراي نظارت و ارزشيابي بر نمايش مركز هنرهاي نمايشي را عهدهدار شده است. او پس از محمدعلي خبري، عهدهدار اين سمت شد و اين در حالي بود كه در زمان خبري انتقادات و اعتراضات زيادي نسبت به عملكرد شورا وجود داشت و همواره هنرمندان نسبت به عملكرد شورا و پاسخگو نبودن وي درباره تصميمات و سياستهايشان معترض بودند.
موسوي ميگويد: براين باور بوديم كه شوراي نظارت براساس وظايف قانوني و مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي بايد نسبت به صدور پروانه نمايش اقدام كند و مبنا را در تصميمگيريها بر پايه همين مصوبات قرار داديم، اما در اين راه ضمن پايبندي به قوانين، تعامل با هنرمندان، اصلاح رفع معضلات موجود، فراهم كردن شرايط بهتر، توليد آثار مطابق خواست هنرمندان و... را هم در دستور كار قرار داديم البته تلاش كرديم مصالح فرهنگي جامعه را با خواستههاي هنرمندان نزديك كنيم و در عين حال به عنوان يك واسطه در توليد آثاري كه با فرهنگ ملي و ديني و مغاير با شرايط امروز باشد هم تأثيرگذار بوديم اما صرفاً نگاه توقيفي نداشتيم.
رئيس شوراي نظارت معتقد است: شورا ابزار مكانيكي و قدرت اجرايي ندارد بنابراين در اين يك سال تلاش كرديم تا با رايزني و تعامل به اين سمت حركت كنيم و مشخصاً براساس مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي گام برداريم و بر همين اساس تلاش كرديم تا با استناد به مصوبات در مقابل ابتذال و استهجان قرص و محكم بايستيم، اما گاهي اوقات در اين زمينه تخطيهايي هم صورت گرفته است حتي برخي هنرمندان هم معتقدند متلكگويي در تئاتر زيادتر است كه تلاش كرديم از اين حيث هم مقابل روند نامطلوب موجود بايستيم چرا كه شأن تئاتر بالاتر از اين حرفهاست. موسوي خط قرمز شوراي نظارت را توهين به مقدسات و باورهاي ديني ميداند و ميگويد: در اين زمينه سختگيرتر از هميشه خواهيم بود اما عدهاي معتقدند فضا براي حرفهاي سياسي و نقدهاي اجتماعي بازتر شده است كه اينگونه نيست.
ذات تئاتر نقد و انتقاد است و هنرمند و مخاطبش هم محدودتر اما نخبهگر و فرهيختهتر است، از همين رو اگر نقد سياسي يا اجتماعي مضمون نمايشي باشد ولي اهداف تخريبي يا معاند نداشته باشد، مانعي سر راه اجراي اين نمايش وجود ندارد اما اين مسأله بايد در نمايشها استنباط شود. وي همچنين ميگويد: در عين حال هميشه باب گفتوگو از سوي ما باز بوده است و هرگز بنا نداريم پشت درهاي بسته تصميمگير بوده و پاسخگو نباشيم.
هميشه امكان گفتوگو و اعتراض وجود داشته و حتي اگر هنرمندان بتوانند ما را قانع كنند، ما هم با افتخار رأيمان را پس خواهيم گرفت و اميدواريم اين ديدگاه مورد قبول هنرمندان قرار بگيرد تا ما هم بدنام نشويم چرا كه در شوراي نظارت هيچ مديري خوش نام نخواهد شد و فقط ميتوان تلاش كرد تا بدنام نشويم البته تا زماني كه درخواستها و نگاهها واقعبينانه باشد. به طور حتم مشكلات قابل حل خواهد بود و با گفتوگو ميتوان تعامل ايجاد كرد و دافعه هنرمندان را نسبت به تصميمات شورا كاهش داد.
در واقع هر جا كه چارچوبها مشخص باشند نگاهها واقعبينانه، مشكل به وجود نخواهد آمد. رئيس شوراي نظارت و ارزشيابي در پايان ميگويد: از ياد نبريم، مركز هنرهاي نمايشي و شوراي نظارت و ارزشيابي از بودجه بيتالمال به عنوان تهيهكننده اقدام به توليد تئاتر ميكند. در هيچ كجاي دنيا هيچ دولتي حاضر نميشود هزينه كند تا عدهاي عليه باورها و اعتقاداتش به توليد اثر بپردازد.
چگونه ميتوان توقع داشت كه ما به يك گروه نمايشي 80 ميليون بودجه بدهيم و قبول كنيم كه اين گروه عليه مقدسات و باورهاي مردم تئاتري روي صحنه ببرد.