علی رضایی- چرا مسببان فتنه امروز سعی دارند خود و هوادارانشان را «صلحجو» و هر آنچه را که در مقابلشان باشد را «خشونتطلب » معرفی کنند؟ بیگمان این پرسشی است که اگر هر مخاطبی به بیان و زبان مسببان فتنه در چند روز قبل و بعد از 22 بهمن دقت کند، خود را در مقابل آن جویای پاسخ میبیند. این پرسشگر تعجب میکند و میپرسد چرا با آن همه خویشتنداری و صبر و تحمل نظام در برابر حرکات خشن و ساختارشکنانه فتنهگران، امروز اینان ادعا میکنند که ما با همه، حتی با کسانی که عقاید ما را ندارند، دوست هستیم، اما حاکمیت با خشونتطلبی تحمل کمترین انتقاد را ندارد؟!ترس از توده مردم و توجیه حرمتشکنیهادر واقع پس از حماسه ملت ایران در 9 دی که خواسته توده مردم مبنی بر محاکمه فتنهگران به میان آمد، ترس و واهمه از عصبیت دینی ملت سخت بر دل مسببان فتنه نشست. این جماعت اما برای فائق آمدن بر این واهمه و جلوگیری از نشت آن به میان یاران و حامیان خود فکر و چارهای دیگر اندیشیدند. این راهحل که پیش از این در مناسبتهای دیگری با ترازآفرینی آنان همراه بود، به خیر و شر مطلق تقسیمبندی شده بود؛ خشونت شر علیه خیر موجود یعنی اینان. پس اینگونه بود که این روش قدیمی نیازمند یک عنصر مقوم دیگر بود، عنصری که علاجش در یک فرصت تاریخی دیگر دانسته شد، تا تروای آنان از شکوه ملت سر در بیاورد. شکوه 22 بهمن. تقلید از حاکمیت و توجیهات تکراریبر این اساس و طبق مدلآفرینی اعضای خارجنشین اتاق فکر فتنه سبز، با عاریتگیری از توانایی و شیوه عمل نظام جمهوری اسلامی در 7 ماه ساختارشکنی فتنهگران، به گونهای که ذرهای خدشه به حاکمیت اسلام وارد نشد، بهترین فکر را چنین دریافتند که از مسیری بگذرند که حاکمیت در 7 ماه گذشته برای ماندگاری عبور کرد و به عبارتی قصد داشتند نگاه منفی که به سمت خودشان متمرکز بود را به سوی حاکمیت بچرخانند و نگاه مثبت معطوف به حاکمیت را به نفع خود تغییر دهند؛ به آن امید که شاید اینبار آزمونشان نتیجهای غیر از خطا داشته باشد و آمال و آرزوهایشان روال زوال را سیر نکند و جریان فتنه از بحران هویت، مشروعیت و مقبولیت رهایی یابد. در این راستا روزهای نزدیک به 22 بهمن را به عنوان بهترین فرصت برای نمایان ساختن عملکرد و افکار تقلیدی خود که عنصر مقومی بود برای تبلیغات سوء و تداوم اکاذیب و توجیهات پیشین، برگزیدند. فارغ از آنکه اقدامات حاکمیت در 7 ماه گذشته از باب خیرخواهی و ارتقای درک سیاسی مردم و حقیقتیابی بوده و عمل عاریتی اینان در جهت فریبدهی. بدین منوال هر یک از مسببان فتنه به صورت جداگانه در خصوص 22 بهمن اظهارنظری کرد و با تأکید برآنکه حاکمیت به دنبال خشونت است، هواداران خود را از هرگونه حرکت خشونتآمیز منع کردند! این اظهارات در مسیری دنبال میشد که فتنهگران امید مضاعف داشتند تا در روز 22 بهمن هوادارانشان بدون کوچکترین تنشی طبق طراحی اسب تروا با نمادهای سبز به نشانه اعتراض ظاهر شوند و بسیج و نیروهای انتظامی در مقابل آنان با خشونت وارد کارزار شده و با این وصف، سوژه چند ماهه برای فتنهگران رقم بخورد و اینچنین خود را محق معرفی نمایند و به مردم وانمود کنند که ما به دنبال صلح و وحدت بودیم اما حاکمیت با خشونتطلبی، کمترین انتقاد و اعتراضی را تحمل نکرد! هدفی که بنابر اراده الهی و فهم سیاسی مردم و نیروهای امنیتی شکست خورد. با وجود شکست، حکایت همچنان باقی است اما بهرغم متانت نیروهای حافظ امنیت در روز 22 بهمن و شکست مجموعه اهداف شوم خشونتطلبان، مسببان فتنه دست از سوژهپردازی و سناریوسازی برنداشتند. به طوری که حامیان فتنه و سایتهای اینترنتی طرفدارشان، چنین در حال سوژهپردازی و القا به افکار عمومی هستند که در روز 22 بهمن بزرگترین پیروزی شامل حال ما بود؛ چراکه چهره خشونتآمیز حاکمیت در برابر صلحطلبی سبزها بر همگان نمایان شد! در کنار صدها نمونه از این ادعای باطل، نگاهی به مقاله اخیر ابوالفضل فاتح مسؤول کمیته رسانه و تبلیغات ستاد میرحسین موسوی در انتخابات، گواهی بر این مدعاست. وی در این مقاله که سایت حامی فتنه «کلمه» پس از 22 بهمن آن را منتشر کرد، آورده است: « تمامی آبروی انقلاب و نظام و اسلام را به صحنه آوردید تا پاسخگوی مردم منتقد نباشید و با بدترین روش میلیونها نفر را منکوب و بزرگانشان را بیگانه و منافق و خارجی خواندید.» با دقت در محتوای این واژهها و عبارات متوجه همان نکتهای میشویم که در سطور قبل توضیح داده شد. در واقع این حامیان فتنه پس از شکستهای پی در پی درصددند که با مظلومنمایی و تعویض و چرخش نگرشهای موجود میان خود و حاکمیت، در جایگاه مثبت و قابل تقدیر بنشینند و سپس ادعا کنند که هوادارانشان معترضانی هستند که تاکنون با خشونت حاکمیت مواجه شدهاند. این استراتژی درحالی دنبال میشود که فتنهگران با نمایش صلحطلبی خود و نشان دادن خشونتها از سوی حاکمیت این تصور را به اذهان عمومی القا مینمایند که عدهای قصد دارند بر وحدت ملی آسیب وارد کنند و آنان افراد خشونتطلبی هستند که از اغتشاشات سود میبرند. حال آنکه افراد مورد اشاره فتنهگران که بنابر یک خیال خام از فضای اغتشاشات سود میبرند، همانانی هستند که در روز عاشورا از سوی فتنهگران مورد وحشیانهترین هجومها و اهانتهایی قرار گرفتند که مشابه آن را در حوادث و آشوبهای پس از انتخابات به دفعات چشیده بودند. بهراستی صدمات جسمی و روحی، سود و منفعتی را برای اشخاص حاصل مینماید یا در این میان عدهای دیگر از استمرار اغتشاشات سود میبرند؟اسب تروا، پناهنده موقت واژههای زیبادر واقع پروژه اسب تروا که از سوی فتنهگران برای روز 22 بهمن و فتح میدان آزادی طرحریزی شده بود، پس از شکست مفتضحانه، در حال حاضر به شیوه دیگری و نهانتر از پیش در دست پیگیری است. امروز فتنهگران داخل اسب تروایی پنهان شدهاند که آن اسب تروا هم خود را در ظرف زمان و پشت واژههای زیبا پنهان کرده است تا در شرایط مناسب سر برآرد و فرمان فتنه را برای اغتشاشگران اعلام کند. در حقیقت پس از حوادث روز عاشورا و حماسه 9 دی که مردم انزجار خود را از فتنهگران و مسببان آن اعلام نمودند، متوهمان و افراطیون که از آینده خود در 22 بهمن نیز مطلع بودند، بر آن شدند پروژه بلندمدت فتنه را آغاز کنند. پس از 22 بهمن نیز آخرین امیدهایشان بر باد رفت و با یقین از آنکه فتنه در حال فروپاشی است، تنها راه پیش روی خود برای دسترسی به اهداف را برنامه ریزی درازمدت یافتند. در این راستا برای تغییر نگاهها و چرخش نگرشهای مثبت به سمت خود، به فراخور مقتضیات زمان مجبور شدند کمی از مواضع پیشین کوتاه آیند تا شاید کمی از خشم مردم کاسته شود و عطوفت ملی را برای خود خریداری کنند. اما هدف مزبور که همچنان برای تحقق آن تلاش میشود لوازمی را میطلبد که هم بتوان بر دانشگاهیان و نخبگان تاثیر گذاشت و هم بتوان اقشار متوسط را تحت تاثیر قرار داد. بر این اساس برای فریب جامعه هدف اول (دانشگاهیان و نخبگان) واژههای زیبایی هرچند دروغ و تکراری اما با شدت بیشتر به میان میآید از جمله «صلحطلبی»، «انتقاد مسالمتآمیز»، «خشونت طرف مقابل»، «تلاش برای آزادی و رهایی از دیکتاتوری»، «آزادی زندانیان سیاسی و تمامی مطبوعات» و این قبیل واژهها که اگرچه فقط در حد یک واژه مطرح میشود ولی مسیری را میپیماید که به تخیل خودشان برداشت محصول را در آینده شاهد خواهند بود. از سوی دیگر برای تحتتأثیر قرار دادن اقشار متوسط این احتمال بسیار قوی است که در آیندهای نهچندان دور بر تضاد و شکافهای طبقاتی موجود بیش از پیش تأکید کنند تا از مسیر بزرگنمایی نداریها و داراییها به ویژه در برابر چشم کارگران، پس از مدتی احساسات آنان را به وجد آورند و در نتیجه اقشار ضعیف را نیز به خیال باطل خود، همراه و همراز اکاذیب خود سازند. در حقیقت این استراتژی به اسب تروایی شبیه است که خود نیز در پشت واژهها و نیرنگهای فراوان به طور موقت پناهنده شده تا پس از پایان نعل کوبی در گذر زمان، شرایط مناسبی را برای ظهور فتنهای تازه البته با شیوهای موثرتر از یک اردوکشی خیابانی بی هدف و بدون کنترل، فراهم آورد. مردم فریب الفاظ را نمیخورندحال که پاسخ این سؤال روشن شد که چرا امروز مسببان فتنه، خود و هوادارانشان را صلح جو و دیگران را خشونتطلب معرفی میکنند، باید این نکته را به آن اشخاصی که با توهم و تخیل به دنبال احقاق حقوق مردم هستند یادآور شد که مردم این مرز و بوم خدعه شما را در عرصههای مختلف خنثی کردهاند و با لفاظیها و شیرینبیانیها حاضر به خروج از مسیر انقلاب و خط امام (ره) نمیشوند. مردم پیرو ولایت فقیه هستند و در پرتو ولی فقیه از افراط و تفریط در امان میمانند و اینچنین با حفظ اعتدال در اوج اقتدار پاسخ کوبندهای خواهند بود بر هر ناحقی که شیره حق بر آن مالیده شده باشد.