محمد صادق زمانی دو میلیون و صد و شصت هزار ثانیه تا شب چهارشنبه سوری وقت باقی است. ساده اگر حساب کنیم میشود 36 هزار دقیقه و اگر باز سادهتر بگوییم میشود 25 روز. تا این دو میلیون و صد و شصت هزار ثانیه بگذرد بارها تا مرز قبض روح پیش میرویم! میپرسید چرا؟ خب پاسخ روشن است و به افرادی برمیگردد که محافل چهارشنبهسوری را با محافل «چهارشنبهکوری» و میدانهای انفجار اشتباه گرفتهاند! تلق ... تلوق ... شترق ... کرکر خنده ... داد ... بیداد ... گریه ... بوی سوختگی ... فحش و ناسزا ... نفرین ... فاجعه ... دست و پای سوخته ... چشمهای کور شده ... اورژانس ... بیمارستان و ... نمیدانم از دست این افراد که شب چهارشنبه سوری را برای خانوادهها و شهروندان به شبی خطرناک، حادثهآفرین و در نهایت به یک غمنامه بدل میکنند به کی و کجا باید پناه برد. به نیروی انتظامی؟ به رسانه ملی؟ به آموزش و پرورش؟ به وزارت کار؟ به کجا باید پناه برد؟ شما هم نمیدانید؟ دایره شمول این افراد طی سالهای اخیر به قدری گسترده شده که فقط جوانها را در بر نمیگیرد تا شکایتمان را به سازمان ملی جوانان تقدیم کنیم! پارسال شب چهارشنبهسوری در حوالی میدان صنعت، مردی حدوداً 65 ساله با آرامش و وقار از روبهرو میآمد. نزدیک ما که رسید دستش را از جیب نامبارکش درآورد و یک نارنجک دستی پیش پای ما بر زمین کوباند و شادمان از این حرکت آنچنان خندید که نزدیک بود فکش از جا کنده شود! زهره ترک شدیم. از حرکت ناجور این مرد سرم درد گرفت. دو سال پیش هم چند جوان سوار بر موتور در این شب پر از تراژدی نارنجکی را جلوی پای یک زن جوان منفجر کردند که منجر به سقط جنین این زن هموطن شد. اگر آن فرد ناآگاه حکایت مثنوی معنوی به قول مولانا سوراخ دعا را گم کرده بود (گفت شخصی خوب ورد آوردهای؛ لیک سوراخ دعا گم کردهای)، افرادی هم که چهارشنبهسوریها زهوار احترام به قانونشان در میرود «سوراخ شادی» را گم کردهاند. چه خلأهایی در جامعه ما وجود دارد که این افراد در تشخیص شادی نرمال از شادی غیرنرمال دچار اشتباه شدهاند؟با کمال تأسف ناچار از پذیرش این واقعیت هستیم که چهارشنبه سوری در کشور ما از یک نامدیریتی فرهنگی رنج میبرد. این بیمدیریتی فرهنگی در خانههای ما، سیستم آموزشی ما، محلهها و توانمندی گروههای همسالان ما لانه کرده و متولیان فرهنگ شپششان هم نمیگزد! در مواجهه با رخدادهای ناگوار این شب فقط یاد گرفتهایم نیروی انتظامی را وارد گود کرده و ماجرا را با دوربین قوه قهریه ببینیم در حالی که اصولاً باید آموزش و پرورش و رسانههای جمعی به ویژه رسانه ملی را برای هدایت برنامههای این شب وارد گود کرد و از آنها خواست که پرچمدار بخش فرهنگپذیری و جامعهپذیری چهارشنبه سوری باشند و مدیریت این شب را عهدهدار شوند. نیروی انتظامی باید در این شب نقش ناظر را داشته باشد نه نقش مدیر را.