«به صراحت اعلام میکنیم ما با استکبار و نظام سلطه و تسلط چند کشور بر جهان مخالفیم و با آن مبارزه میکنیم و نخواهیم گذاشت این چند دولت با سرنوشت دنیا بازی کنند».جملات فوق بخشی از فرمایشات مقام معظم رهبری است که روز گذشته در دیدار هزاران نفر از مردم آذربایجان شرقی مطرح فرمودند و آن را بحق باید «مبنای» سیاست خارجی آینده نظام جمهوری اسلامی دانست. معظمله در این دیدار علت اصلی بهانهگیریها و دروغپردازیهای دشمنان در مورد موضوع هستهای، حقوق بشر و دمکراسی در ایران را نیز همین موضوع صریح و ایستادگی ایران دانستند و خاطرنشان کردند: اکنون بار دیگر آمریکاییها مأمور خود را همچون دورهگردی به خلیج فارس فرستادهاند تا همان دروغها را تکرار کند. اما اکنون هیچکس این سخنان را باور نمیکند، زیرا آمریکا به فکر مصالح و منافع ملتهای منطقه نبوده، بلکه برعکس تا آنجا که توانسته است منطقه را در زیرپای نامشروع خود، لگدمال کرده است. کمترین تردیدی نیست که ریشه اصلی فشارهای قدرتهای استکباری علیه ایران اسلامی ثبات و اقتدار نظام اسلامی و حرکت در مسیر روشن طراحی شده توسط حضرت امام (ره) و رهنمودهای مقام معظم رهبری است و اگر به دلیل فشارهای گذشته و تهدیدات نظام اسلامی از مسیر خارج شده بود به طور طبیعی نمیتوانست اینگونه مورد حمایت مردم مسلمان ایران قرار گیرد که حضور پرشکوه مردم در راهپیمایی 22بهمن نماد آن بود.اما آنچه ضرورت ایستادگی نظام اسلامی در مقابل دشمنان را ایجاب میکند، تجربه گذشته ایران و تجربه دیگر ملتها است. ایستادگی نظام اسلامی در برابر فزونخواهی غرب سبب شده است که شیوه و منش نظام جمهوری اسلامی به عنوان الگویی در جهان معاصر مطرح شود. این الگو سبب تحولات اخیر در آمریکای جنوبی و روی کارآمدن دولتهایی شد که با راهبرد و سیاستهای آمریکا مخالفند و الگوی ایران سبب شکست راهبردها و استراتژی منطقهای آمریکا گردید به گونهای که تلاشهای سالهای اخیر آنها برای کسب وجاهت رژیم صهیونیستی و تحمیل صلح در منطقه خاورمیانه ناکام مانده است. اما سخنان روز گذشته مقام معظم رهبری را باید مرحله جدیدی در سیاست خارجی نظام جمهوری اسلامی بدانیم؛ دورانی که به طور طبیعی باید در راستای مقابله با سلطه چند کشور بر جهان و همچنین تلاش برای جلوگیری از این باشد که چند کشور سلطهطلب با سرنوشت دنیا بازی نکنند.بستر اصلی این راهبرد را در چند محور میتوان یافت:1- روند تحولات جهانی به سمت تضعیف جایگاه ابرقدرتی نظامهای سلطه سوق یافته است. این امر را میتوان در نوع تحرک آمریکاییها در منطقه دید که نماد بارز آن دورهگردی و گدایی وزیر خارجه آمریکا در کشورهای کوچک منطقه خلیج فارس برای جلب حمایت و افزودن فشارها بر ایران است و این نشان میدهد که ابزارهای اقتدار آنها همگی تضعیف شده و از قدرت نظامی و توان تسلیحاتی و یا حتی قدرت اقتصادی آنها برای تحریم ایران کاری ساخته نیست.2- فرصت رقابت میان قدرتهای جهانی زمینه دیگری برای تحقق راهبردهای ایران است. رقابتهای درونی آنها و آسیبپذیریهای هر یک سبب شده که فرصت مناسبی برای ملتهای ضعیفتر فراهم گردد.3- گسترش نفوذ انقلاب اسلامی به ویژه در میان مسلمانان جهان و تقویت نهضتهای جهادی بعد دیگری از بستر اثرگذاری نظام جمهوری اسلامی است. این روند سبب شده است که آمریکاییها و پایگاههای منطقهایشان نیروهای قدرتمندی را در حاشیه خود ببینند که اگرچه به لحاظ کمیت در تراز آنها نیستند اما به لحاظ اثرگذاری روزبهروز قدرتمندتر میشوند.4- رشد روزافزون اسلام در جهان و بهویژه در میان کشورهای اروپایی بستر مناسب دیگری برای راهبردهای ایران است. بهرغم تلاش کشورهای مرتجع منطقه، این نماد تفکر اسلام ناب است که به عنوان الگویی نوین مطرح است.5- اما این راهبرد کادری قوی و هوشمند را نیز در عرصه سیاست خارجی ایران اقتضا میکند. در این زمینه اگرچه گفتنیها و ناگفتنیهای زیادی وجود دارد، ولی حضور گسترده و خیرهکننده مردم در راهپیمایی 22بهمن امسال که مقام معظم رهبری آن را معجزه الهی خواندند تحرّک و تحوّل جدی در دستگاه سیاست خارجی کشور را ایجاب میکند.