
از مشارکت نمایان و افتخارآفرین ملت در 22 خرداد تا راهپیمایی اقتدارآفرین 22 بهمن، 8 ماه سپهر سیاسی – اجتماعی کشوردستخوش حوادث و رخدادهایی بود که برآیند آن برای بسیاری از عناصر و جریانهای سیاسی کشور میتواند در بردارنده عبرتها و پندهایی باشد؛ عبرتها و پندهایی فراوان برای همه علایق و سلایق.
در روزگاری که جریانهایی از فروکاهش علقهها سخن به میان میآوردند و برخی تحلیلگران، دهه چهارم انقلاب را کشمکش نظام با بحران «مشروعیت و کارآمدی» ارزیابی میکردند و در هنگامهای که عدهای با تکیه بر برخی تحلیلهای جامعهشناسانه از گسست نسلی سخن به میان آورده و طرحی نو برای تغییر در انداختند، 22 خرداد و مشارکت نمایان ملت، بنای بسیاری از تحلیلها و توهمها را گسست و شرایطی متفاوت از آنچه که سیاست بازان تعریف و تصویر کرده بودند را آفرید.
این مشارکت گسترده و ظرفیت جدید که میتوانست سکوی جدیدی برای حرکت متعالی نظام باشد اما با توهمات برخی، سمت و سوی ظرفیت سوزی یافت. عیار و ترازی که خلق شد آتشی به خرمنش زده شد چرا که مدعیان، پنداری دگر داشتند، «یا ما یا تقلب» را سردادند و ماههایی طلائی را که میتوانست صرف اوج گیری شود، به اغتشاش و آشوب تبدیل ساختند. ملت اما وقتی فتنهها را رصد کرد، وقتی جان مایه تحرکات فتنهگران را شناخت،تراز دیگری آفرید و در 9 دی ماه با کسانی که اعتقادات، ارزشها و رکن رکین نظامشان یعنی ولایت را مورد هجوم قرار داده بودند، اتمام حجت کردند.
اتمام حجت ملت اما گویا چندان فتنه گران را مجاب نساخت. آنها از ملت دیگری گفتند که به فرمان آنها به صحنه خواهد آمد. اما در راهپیمایی 22 بهمن، ملت استوار، با گامهایی خستهناپذیر بار دیگر به میدان آمد و پرده آخر توهم آنان را درید، میلیونها نفر به خیابانها آمدند که برخی از پیامهای این حضور با شکوه را میتوان چنین برشمرد:
1- 22بهمن بیتردید زائیده لحظهشناسی و یک بصیرت عمیق بود. حضور ملت در 22 بهمن، سومین نمایش بصیرت پس از انتخابات 22 خرداد و حماسه 9 دی بود. ملت نشان داد که نبض حادثه را در دستان خود دارد و در لحظه موعود با اذن ولایت توفان به پا میکند.
2- ملت در 22 بهمن باردیگر نشان داد که هیچ حرکت و گفتمانی خارج از «جمهوریت» و «اسلامیت» نمیتواند سیادت داشته باشد. این دو عنصر تفکیکناپذیر از منظر آنان قابل مصادره به نفع یکی دیگر نیست. نه به نام جمهوریت میتوان اشرافیت و رأی خاص را بنا نهاد و نه بر اسلامیتی که رأی مردم را تزئینی بداند میتوان مردمسالاری دینی بنا نهاد.
3- در حالی که بسیاری از گسست میان نسلی سخن به میان میآوردند و از لمسناشدگی آرمانها و ارزشها از سوی نسل جدید سخن به میان میآوردند، حضور همه نسلها در 22 بهمن این باور را بیاعتبار ساخت. این گردهمایی نسلی اما نیازمند یک تعمیق جدی است که نباید نسبت به آن غفلت ورزید.
4- ملت بهوضوح نشان داد که مسلمان ایرانی، اسیر پندارها و توهمهای دیگران نیست، مخلوق القائات نبوده و اهل اندیشه است. او میگوید، میبیند و قضاوت میکند و حتی حکم میدهد اما نه با اندیشه، زبان و چشم دیگران.
5- 22 بهمن موج شکستن هویتهای کاذبی بود که با وام گرفتن از روش و سیاق انقلاب به کاریکاتوریزه کردن آن میاندیشیدند. هویتهایی که باید آن را یک نقاب و یک چهره دانست؛ نقابی که لبخند بر لب داشت اما در پشت آن صورتک مرامهایی تغییر یافته و در تضاد با اندیشههای انقلابی در جولان بود. در حقیقت، پیام و بیان این صورتکها نه منبع آگاهی بود و نه خودآگاهی، بلکه تنها جمع ضد و نقیضهایی بود منبعث از دگردیسیها.
6- و در آخر اینکه 22 بهمن پیامی برای همه جریانهای سیاسی بود که هرآنچه دارند به سبب لطف و اشاره ولایت و رهبری فرزانه است که محبت او در عمق جان این مردم ریشهای عمیق دوانیده است. معیار و میزان برای ملت ولایت است و جریانها و چهرههای سیاسی تا زمانی که درمدار ولایت باشند در قلبها جا دارند و در غیر این صورت چون کف روی آب در لحظهای محو خواهند شد.