در حالی که بعد از راهپیمایی گسترده و بینظیر مردم در 22 بهمن و ناکامماندن فتنهگران، دعوا در بین حامیان این جریان بالا گرفته است و این طیف در كش و قوس متهم كردن یكدیگر بهعنوان عامل شكست،معتقدند كه دیگر روشهای انگلی یعنی چسبیدن به راهپیماییهای ملی و مذهبی و اردوكشیهای خیابانی جواب نمیدهد، باید سراغ شیوههای دیگر رفت.به گزارش رجانیوز، علیرضا نوریزاده كارمند موساد انگشت اتهام را به جانب سبزها گرفت و از اینکه در میان آزادی ابراز حضور نکردهاند، انتقاد کرد.نوریزاده طی سخنانی طرح اسبتروآ را از نظر منطقی بدون اشکال توصیف کرد. او گفت:«بحثی که سبزها بروند در درون جمعیت از نظر منطقی چیز بدی نبود. بروند و شعار بدهند و احمدی نژاد را هو کنند.»او همچنین ضمن اشتباه خواندن سکوت سبزهایی که گفته می شد در میدان آزادی حاضر شده اند، تصریح کرد: «وقتی شما در یک جمع بزرگ قرار دارید، اگر واقعا 10 هزار نفر باشید و دستتان را ببرید بالا چه کار می توانند بکنند؟ اگر در میدان بودید، باید ابراز حضور می کردید!»نوریزاده همچنین از اینکه سبزها حرف میرحسین بیچاره! را هم گوش نمیکنند، انتقاد کرد: «این موسوی بیچاره در مصاحبهاش اعلام کرد طرفداران جنبش سبز با هویت خود حاضر شوند، یعنی بنر سبز را داشته باشند. این رو این بیچاره گفت. ما گوش نمی کنیم.»اظهارات نوریزاده در خصوص عدم توجه به حرف های موسوی در حالی بود که تا پیش از این تئوریسینهای خارج نشین ایدهای مخالف ایده او را تبلیغ می کردند و معتقد بودند مطابق ایده اسب تروآ باید بدون مظاهر جنبش سبز وارد جمعیت شد و به یکباره برنامه را به هم ریخت.با این همه نوری زاده به دفاع از موسوی، کروبی و خاتمی هم پرداخته و گفت: «اون هایی که ایراد میگیرند به موسوی و کروبی و خاتمی! چه کار می خواستید دیگه انجام بدهند؟ چه انتظاری دارید؟»این در حالی است که سایت اصلی فتنهگران جرس از یک سو و محسن سازگارا از سوی دیگر با اعلام تلویحی شکست اردوکشیهای خیابانی به فکر به کار بستن تاکتیکهای جدید افتادهاند!این سایت كه شب گذشته از سوی ارتش سایبری ایران هك شد، در مطلبی از کسانی که آیه یأس میخوانند انتقاد کرد و با تاکید بر ضرورت به کار بستن تاکتیکهای جدید نوشت: «باید به راههایی خلاقانهتر برای نشان دادن اعتراض به وضع موجود در آینده اندیشید و صرفا به نمایش اعتراض خیابانی دلخوش نبود. برخی ایدههای خلاقانه برای اعتراضهای آینده از هماکنون توسط کاربران جنبش سبز در فضای مجازی پیشنهاد شدهاند که میتوان آنها را ذیل سرفصل عملیات نافرمانی مدنی دستهبندی کرد.»محسن سازگارا نیز با تاکید بر اینکه اردوکشی خیابانی متمرکز جواب نمیدهد، از ضرورت پیداکردن راههایی جدید برای اعلام حضور سخن گفت و توضیح داد که یگانه تاکتیک ما حضور در خیابانها نبوده و نیست. او همچنین وعده کرد که در روزهای آتی بیشتر در این خصوص سخن بگوید!این همه در حالی است که سبزها انگشت اتهام را به جانب شخصیتهای مختلف این جریان گرفتهاند و نوریزاده و سازگارا را عامل سیآیای خواندهاند. یکی از حامیان جنبش سبز، محسن سازگارا را تشنه قدرت خواند و او را مزدور لقب داد. او همچنین نوشت: «سوال بزرگ این است كه چگونه مردم را به مسیری هدایت كردید كه از طرف حكومت كاملاً محاصره شده بود و از جوانان میخواستید فقط سكوت كنند! مكانی كه باعث شد هر شخصی كه آنجا حضور داشته، خواسته و یا ناخواسته به عنوان موافق نظام جلوه كند و در برابر دوربین های تلویزیونی قرار گیرد.»این نوشته همچنین میافزود: «شما باختید و باز هم میبازید اگر راه خود را از مسئولان سابق جمهوری اسلامی و صدای آمریكا جدا نكنید، چند دقیقه فكر كنید چرا صدای آمریكا، رادیو فردا، صفحه فیس بوك میرحسین موسوی و بعضی سایتهای به اصطلاح سبز پیج اصلی مرا بلاك كرده و هر گونه كامنت، فیلم كه در آن براندازی و مقابله به مثل است را حذف میكند و یا ایمیلهای تهدید آمیز و رسمی از افرادی كه در این شبكه ها كار میكنند...این جنبش به هیچ كجا نمی رسد اگر سكوت كنید و ساده لوح باشید...»این حامی جریان سبز انگشت اتهام را به جانب میرحسین، کروبی و خاتمی نیز گرفت و نوشت: «باورتان نیست که موسوی یا کروبی یا خاتمی عامل هستند؟؟؟؟؟ پس به بازی اعدام ادامه میدهند!!!!!! اگر واقعا مخالف بودند.....»این همه در حالی است که خودزنیها در میان فتنهگران پس از این شكست بزرگ بالا گرفته است. یکی دیگر از حامیان این جریان ضمن توصیف حضور خود در میدان آزادی و اینکه در میان آن جمعیت امکان عرض اندام نداشته است، می نویسد: «واقعا کم نبودن اینهایی که خانوادگی اومده بودن، پرچم ایران دستشون بود، می دیدن که بسیجی ها دارن باتوم دور سرشون میچرخونن و حمله می کنن سمت ما، اما اینا همچنان داد می زدن:مرگ بر منافق! دردناک بود که بچه پنج، شش ساله شون مثلا ما رو نگاه می کرد و پرچمشون رو تکون می داد:مرگ بر تفاقق(یه چی تو همین مایه ها!)»او همچنین می افزاید:«دردناک تر اینکه نفرت رو می شد توی تمام چشم آدمهای شهر دید امروز. می ترسم؛ از اینکه قرار باشه تنها وحدتمون همین باشه، همین نفرت، بدجوری می ترسم...»اگر چه به نظر می رسد این دعواها و حرف و حدیث ها طی روزهای آتی بیش از پیش بالا بگیرد، اما مرور گذرای بحث ها خود گواهی است بر اینکه همچنان سبزها حاضر نیستند به دلایل اصلی وضعیت اسفبار خود بپردازند.ماجرا از آنجا که آغاز شد که فتنهگران با توجه به حضورشان در 13 آبان و روز قدس مغرور شدند. جریانی شکل گرفت که مدیریت مشخصی نداشت و در سیری از هیجان پیش می رفت. غافل از اینکه این فضای هیجانی معترضان را در مقابل مردم قرار خواهد داد. در واقع سبزها همه اشتباه کردند و بیش از همه سرانی که با سکوت یا پیام های هیجانی از حداقلهای مدیریت خردمند بیبهره بودند. و اکنون از پس این همه باید شکست سبزها را پذیرفت. با نفس مصنوعی به این جریان و امیددادنهای بیهوده وضعیت تغییری نمیکند.آن روز که موسوی میتوانست با قدرت امتیاز بگیرد، عقبنشینی تاکتیکی کند و بدنه خود را برای آینده نگه دارد، نکرد و اکنون که دیگر کشتی به گل نشسته و همه مردم با نفرت در مورد سبزها سخن میگویند، هیچ کورسوی امیدی به نظر نمی رسد. فتنهگران باید تسلیم رای مردم شوند. میرحسین هم باید خود را تسلیم قانون کند.این روند از همان روزهای بعد 13 آبان معلوم بود به کجا می انجامد. روز عاشورا نیز اوج ریزش های جنبش سبز بود. نباید در آسمان ها دنبال مقصر گشت. مقصر خود سبزها هستند. این تصور که می توان حکومت را به زیر کشاند یا او را به تسلیم واداشت اشتباه بود. این همه یک خودزنی بزرگ بود که همان آغاز حجاریان و عبدی هم نسبت به آن هشدار داده بودند.