کد خبر: 205871
تاریخ انتشار: ۲۲ بهمن ۱۳۸۸ - ۲۲:۰۱
جهان: برای بر شمردن صفات و خصائل حسنه ایرانیان در طول تاریخ سخنان بسیار بر زبان رانده شده است. از ادوارد براون مستشرق مشکوک الهویه ی اروپایی که در نوشتار خود به نام" یک سال در میان ایرانیان "‌جماعت ایرانی را با اخلاقی گرم و روابطی صمیمی به همراه برخی سستی و تنبلی های روزمره توصیف کرده تا سفرنامه برادران شرلی ( آنتونی و روبرت شرلی ) فرستادگان انگلیس در زمان صفویه به ایران که جماعت ایرانی را بسیار پاک و ساده توصیف کرده و از همین محمل کلاه گشادی بر سر دولت و حکومت وقت ایران و امرای صفوی دوختند و بر سر آنان نهادند. همچنین، آثار و سفرنوشته های مستشرقان دیگری چون ژان شاردن، سیاح فرانسوی با عنوان" سفر به ایران و هند شرقی" و سفرنامه "ژان باتیست تاورنیه ، سفرنامه دکتر ادوارد پولاک سیاح آلمانی، طبیب مخصوص ناصرالدین شاه قاجار با عنوان "ایران، سرزمین و مردم آن"، سفرنامه کنت دوگوبینوی فرانسوی تحت عنوان "سه سال در ایران" و بسیاری آثار دیگر که نشانگر تلاش این مستشرقان - که اغلب نیز با انگیزه هایی آلوده و ناپاک در بزم مهمان نوازی ایرانیان رخنه کرده و جاخوش می کردند - در جهت شناخت و رمز گشایی از روحیه مردم ایران بوده است اما با تمام این اوصاف نکاتی مشترک در همه این نوشته جات به چشم می خورد. از جمله این نکات مشترک تکیه غربی ها و مستشرقان بر شور و شعور جمعی مردم ایران، پاکی و صداقت و ازجان گذشتگی ایرانیان در بزنگاه به خطر افتادن مثلث ناموسی خود یعنی ، "وطن، شرف وعزتمندی" آنان است.

تاریخ به یاد ندارد زمانی را که خون سلف نژاد آریایی و جمعیت مسلمان ایرانی برای مرز و بوم خود به جوش نیامده باشد. هر چند این جوش و خروش هماره نتیجه ای رضایت بخش در پی نداشته است اما مهم تر از نتیجه ، منزلت و مرتبتی است که این غیرت و حمیّت ایرانی در طول تاریخ به مردم کشورمان بخشیده است.

حال، همان گونه که انقلاب اسلامی عصاره و فشرده ای از تمامی جوش و خروش های هزاران ساله مردم کشورمان در تب و تاب التهابات به جای مانده از طواغیت زمان به شمار می رود، ‌مردم همراه و همیار در سال های پس از پیروزی حق بر باطل نیز اسوه هایی بی بدیل و بی نظیر از تمامی صفات و محسنات پیشینیان خود گشته اند. گویی که قرار است عصاره ای که از میان این مردمان برای ظهور منجی آخرالزمان مهیا می شود آفتاب چشیده تر و آبدیده تر از اسلافشان شود. چرا که در این سه دهه که در واقع امر، قرون و اعصاری را در خود جای داده است ، نمونه هایی از تمامی محنت ها و بلاهای تاریخ بشر برای خوار و ذلیل کردن این ملت مقاوم و مستقل به میدان آمد، اما آنچه پاسخ گرفت زبونی و ذلتی بیشتر از قبل بود. تاریخ گواهی خواهد داد که کمتر طبقه ای از طبقات بشر بود که تا بدین حد دچار سختی و تعب شده و در مقابل، چون نقره ای مستفاد، براق تر از قبل امتحان خود را پس داده باشد. اما نکته ظریف و جالبی که در سه دهه گذشته وجود داشته اینکه ، غربی ها با استفاده از تمامی تکنولوژی های روز دنیا و نیز بهره بردن از ابزار و علوم خودساخته ای چون جامعه شناسی و تاریخ تحلیلی، هیچ گاه نتوانسته اند راز تجدید میثاق میلیونی و هرساله مردم به نظام و رهبرشان را کشف و راه علاج آن را بیابند.

شرکت بی نظیر و حماسه ساز مردم در راهپیمایی 22 بهمن که هر سال چشمگیر تر از سال قبل برگزار شده از جمله اینگونه معماها و رازهای سر به مهری است که هیچ یک از دشمنان و حتی دوستان غربی و شرقی ایران قادر به تجزیه و تحلیل آن نشده اند.

واکاوی علمی و جامعه شناختی این روحیات بیدار و سرشار ایرانیان مجالی دیگر می طلبد اما آنچه در این نوشتار بایستی بر آن تکیه کرده و تاملی دقیق تر در آن داشت ، تلاشی هر چند سطحی برای کشف رموز و چرایی شرکت هر سال و سالیان مردم ایران در راهپیمایی ها و مناسبات جاودانه انقلابی است. اینکه چرا با وجود پشت سرگذاردن تمامی مشکلات و مصائب فرود آمده بر سر انقلاب نوپای اسلامی ، همراهان همیشگی و مایه های دل گرمی نظام و انقلاب، هیچ گاه دست از حمایت و عنایت خویش برنداشته و پله پله تا رسیدن به قله خورشید، ایران و ایرانی را سرفراز کرده اند، مطلبی است که سیاهی های این نوشتار خواهان درک و نشان دادن شفافیت و روشنی درخشان تر از روز آنست.
شاید بی راه نرویم اگر چند نظر و دیدگاه را در این باره به بوته نقد و بررسی گذاشته و درباره صحت و سقم آن تامل کنیم.

1- بر اساس آنچه که هانتینگتون درباره چیستی انقلاب و راز هم افزایی انقلاب ها می گوید "انقلاب یعنی؛ یک دگرگونی سریع و بنیادی و خشونت آمیز داخلی در ارزش‏ها، اسطوره‏های مسلط بر یک جامعه، نهادهای سیاسی، ساختار اجتماعی، رهبری و فعالیت‏های سیاستهای حکومتی ". آنچه که این روزها در کوی و برزن و هر مکان و مامنی به چشم می خورد فغان داغی است که از ظلم و جنایات 2500 ساله سلسله منحوس پادشاهی بر پیشانی این ملت و مردم، ناروا روا شده است. یعنی این فریاد 31 ساله پژواکی از ناله های فروخفته هزاران ساله نیاکان مردمی است که سال ها و قرن ها آه کشیدند و جز ناله چاره ای دیگر در بساط نیافتند. طنین حضور و شکوه ملت در پاسداشت آرمان های انقلاب خود، بر آمده از رفرم و تغییراتی است که با انقلاب بهمن 57 در ارکان حکومت طاغوتیان پهلوی ایجاد شد و این بیعت هرساله، برای ابراز انزجار از برقراری و بازگشت دوباره آن حکومت و عمال آن است. با این حساب، باید اولین رویکرد را با این تعابیر همراه کرد که علت اصلی ادامه چنین حمایتی رضایت از مدل حکومت اسلامی – جمهوری و بی رغبتی به تسلط دوباره طواغیت گذشته و حال است.

2- امیرمومنان علی (ع) در اولین جملات از کلام قصار و گهربار خود در نهج البلاغه ، در هنگامه کارزار دو باطل، مردم و شیعیان خود را فرموده که بسان بچه شتری دو ساله (کابن اللبون) باشند که نه توان شیر دادنشان موجود است و نه یارای سواری دادن! اما همین پیروان راستین، بارها و بارها سخنان گهرباری را نیوش کرده اند که در هنگامه جدال حق و باطل آنان را امبر به تبعیت از حق فرموده اند. اما در مواقعی چون 22 بهمن سال 88 در نظام اسلامی ایران که فتنه ها فضا را غبارآلود کرده و قصد در هم آمیختن حق و باطل را داشته اند مشخص بود که مردم بیش از پیش به چنین پیش گامی و پیش قدمی بی سابقه ای دست یازند. این روایت، سندی گویا برای لزوم شناخت و انتخاب حق در هنگامه غبار آلود شدن فضا خصوصا در آنجایی است که پای اشخاص و چهره هایی با سابقه درخشان اما حال و روز نامناسب در میان است.

"در چکاچک شمشیرها و نیزه ها، در میان ولوله و شور جنگ و نبرد، در لابلای نعره ها و فریادهای رزم آوران جنگ جمل، مردی سر به گریبان اندیشه فرو برده بود :خدایا، حق با کدامین طرف است؟ در یک سو علی،داماد پیامبر، سردار بزرگ اسلام،کسی که پیامبر در وصفش می فرمود« علی مع الحق و الحق مع علی» با جمعی از یاران صدیق پیامبر است، و در سوی دیگر « ام المؤمنین، عایشه» و دوتن از صحابه بزرگ پیامبر، «طلحه الخیر» مرد خوش سابقه اسلام و زبیر «سیف الاسلام» - دلاور میادین نبرد- صف بسته اند. آیا می شود هر دو گروه برحق باشند و با این حال با هم بجنگند؟! به راستی کدامیک بر حق است؟سرانجام چاره کار را در این دید که جواب را از علی (ع) بازجوید که «باب مدینه العلم» بود.
" آیا ممکن است طلحه و زبیر و عایشه بر باطل اجتماع کنند؟" علی (ع) در پاسخ، جوابی داد که، دانمشند سنی مذهب مصری، دکتر «طه حسین» در وصف آن گفته است: پس از قرآن، هیچ کلامی از بشریت بدین پایه محکم و والا گفته نشده است.

«إنک لملبوس علیک. إن الحق و الباطل، لا یعرفان بأفدار الرجال إعرف الحق تعرف أهله و إعرف الباطل تعرف أهله»

"همانا حقیقت بر تو اشتباه شده است. به درستی که حق و باطل را با میزان قدر و شخصیت افراد نمی توان شناخت .اول حق را بشناس تا اهل آن را بشناسی و باطل را نیز خوب بشناس، اهل آن برایت آشکار می گردد."

آری ذائقه و قریحه ی دشمن شناس ملت ایران قرائن و شواهد بسیاری را دیده و شنیده که حکایت از نیت حق طلبی و حقیقت جویی حکومت برپاشده با خون صدها هزار شهید است. چه، آنجا که تمامی مستکبران جهان به ستیز با وی روی آوردند و "یکی از راه های شناسایی حق ، نظر بر مخالفان حق است" و چه آنجا که مردان این حکومت که مردمانی ظلم دیده و ستم کشیده بودند و دست به دست هم با تمامی موانع و زحمات گام های استوار برای سربلندی و اعتلای این کشور برداشتند.
اینها و صدها نشانه دیگر گواه خوبی بود برای مردمی که شاهد جدال حق و باطل بودند و چه ملجئی بهتر از پناهگاه حق؟ حتی برای مردمی که به شبهه و هوای غبار آلود گرفتار شده بودند نیز حجت تمام شده و رفتارها گویای اسرار بودند، نه گذشته و تاریخ و سابقه اشخاص!

3- "خمیر مایه استاد شیشه گر سنگ است///عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد"
فتنه هایی چون وقایع پیش آمده پس از انتخابات 22 خرداد از اسبابی است که به خوبی چهره واقعی جریان نفاق را روشن ساخت. همچنین، سبب خیری بود تا آواز خیرخواهی و للگی دلسوزتر از مادری دشمنان که چند وقتی بود از نزدیک به گوش می رسید با نوا و فضای واقعی اش به گوش رسد و مردم با مشاهده رخداد های اخیر و اینکه دشمنان به ظاهر دوست برای رسیدن به اهداف خود از هیچ هدفی فروگذار نکرده و از کشتن دهها جوان و کودک و زن بی گناه ابائی نکردند، پرشورتر و غیرتمند تر از قبل به صحنه آمده و فریاد برائت خود را از خائنانی که به نام دوست و به کام دشمن نفس می کشند اعلام دارند.

4- همگان به خوبی بر این نکته واقفند و کسی نیز بر طبل خلاف آن نکوبیده که این انقلاب از بدو تولد تا کنون بدون عیب و نقص بوده است. یا اینکه هیچ نقص و خللی در ارکان آن وجود نداشته است. اما این پافشاری مردم و گروه ها بر این نقائص و ضعف های برخی مدیران تا بدانجایی است که پای دشمن و حتی دوست بیرونی در میان نباشد. در سه دهه گذشته هر آنجا که پرتگاه سوء استفاده ضدانقلاب و دشمنان قسم خورده نظام پیش آمده نه تنها مردم بلکه جناح های سیاسی نیز موجودیت و هویت خود را فدای وحدت و همدلی ملی که لازمه حفظ نظام در برابر دشمنان است کرده اند.

5- 22 بهمن تجلی گاه حماسه ای است که هر ساله شاهد بوده و سالیان سال شاهد خواهیم بود. این واقعه ای است که تنها در ایران اسلامی به وقوع می پیوندد و نه در هیچ جای دنیا. چرا که ایران و ایرانی در هیچ قالب پیش ساخته ای نمی گنجد.

22 بهمن شب قدری است برای نظام اسلامی که هر ساله بسان لیالی قدر، نظام را برای یک سال دیگر بیمه و ضمانت می کند. نیازی به گفتن و اذعان ندارد که این کشور متعلق به همه مردم است و حضوری این چنین تنها برای خط و نشان کشیدن برای کسانی است که رویایی غیر این در سر داشته و دارند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار