
به گزارش الف ،رفتار و گفتار عمومي آقاي ميرحسين موسوي طي ماههاي اخير از نوساني محسوس برخوردار است. پيش از 16 آذر با لحني بسيار تند و آتشين، تاخت و تاز ميكند و مانند فرمانده يك لشگر آفندي، با شورانگيزترين عبارات به هوادارانش فرمان حمله ميدهد، اما همين شخص يك ماه بعد و پس از تظاهرات سراسري و بيسابقه 9 دي، لحنش عوض ميشود و با ادبياتي نرم و مسالمت جويانه، تلويحا آمادگي خود را براي معامله اعلام ميكند.
اخيرا نيز گويي حرارت 9 دي را سرد شده تصور كرده، باز لحظهاي تند و آتشين موضعگيري ميكند و لحظه ي نرم و آشتيجويانه.
بعد از بيانيه 17 آقاي موسوي، برخي ناظران تغيير لحن آن بيانيه را آغاز بازگشت ايشان به مسير قانون و مصالحه دانستند و برخي هم ذوق زده، از حكميت و آشتي سخن گفتند، غافل از اينكه مسير بازگشت آقاي موسوي، چندان هم ساده و بي هزينه نيست.
افرادي كه تغيير لحن بيانيه 17 آقاي موسوي را آغاز بازگشت و مصالحه وي دانستند، فراموش كرده بودند كه گردنگشي آقاي موسوي در برابر قانون، نه تنها ضربهاي بيسابقه به «حيثيت ملي ما» در جهان و «سرمايه اجتماعي ما» در داخل وارد كرده، بلكه سي و اندي جنازه به جاي گذارده است.
جنازه هموطنان عزيزي كه بخاطر ادعاي ناشي از توهم آقاي موسوي، جان عزيزشان را از دست دادهاند. به همين دليل هم، بازگشت آقاي موسوي، پيچيده و پرهزينه است. حتي اگر مردم و نظام هم وي را ببخشند، قطعا خانوادههاي داغدار از وي خواهند پرسيد:
شما كه درباره تقلب در انتخابات، دليل محكم و محكمه پسندي نداشتي، چرا جوانان ما را براي حضور در خيابان تحريك كردي؟
چرا همان اول از مسير قانوني اعتراضت را پيگيري نكردي و بجاي مسير قانوني، هوادارانت را به شورشي دعوت كردي كه خودت هم از سر انجام آن خبر نداشتي؟ و...
امروز آقاي موسوي در بد مخمصهاي گرفتار آمده است. ادامه راه برايش تقريبا غيرممكن است، چرا كه روز عاشورا معلوم شد از پياده نظام عظيم وي در 25 خرداد، فقط عدهاي آشوبگر ته كار ماندهاند و تازه از او هم دستور نميگيرند، بلكه گوش به فرمان لندن و واشنگتن و حيفا و اردوگاه اشرف هستند.
آقاي موسوي ميتواند اين آشوبگران را «مردان خداجو» بنامد، اما بايد بداند اگر بخواهد به كمك آنها حتي يك گام ديگر بردارد، آن گام، قطعا آخرين گامش خواهد بود.
بنابراين راه پيش روي آقاي موسوي، كاملا مسدود است اما راه بازگشت وي مسدود نيست البته پرهزينه است. حداقل هزينهاش هم سرزنش و مطالبه خانوادههاي داغداريست كه بخاطر لجبازي وي با قانون، عزيزانشان را از دست دادهاند.
ايرانيان، ملتي نجيب و باگذشت هستند. شايد آنها به دليل خاطره خوبي كه از مهندس موسوي دهه 60 دارند، بتوانند رفتار و عملكرد فاجعه بار وي در 8 ماه گذشته را ببخشند اما معلوم نيست آقاي موسوي در صورت بازگشت، چه پاسخي براي خانوادههاي داغدار خواهد داشت؟
1400 سال پيش، دو مرد همزمان در ابتداي دو راهي بزرگي قرار گرفتند. عمر سعد بين كشتن امام حسين و حكومت ري يا نافرماني از يزيد، راه اول را انتخاب كرد و در رديف شقيترين مردان تاريخ قرار گرفت. حر ابن يزيد رياحي نيز در دوراهي اجراي فرمان يزيد يا كمك به اهل بيت(ع)، دومي را برگزيد و آزاده جاويدان تاريخ و رو سفيد در آخرت شد.
بازگشت حر از خطاي وحشتناك و فاجعه باري كه انجام داد (محاصره كاروان امام حسين و بستن آب به روي اهل بيت) البته پرهزينه بود. هزينه آن را هم با خون خود و پسرانش پرداخت و جاودانه شد.
راه بازگشت براي آقاي موسوي سخت و پرهزينه است اما هزينههاي دنيوي و اخروي اين بازگشت براي وي، قطعا از هزينه ادامه دادن اين مسير، بسيار كمتر است.