کد خبر: 205389
تاریخ انتشار: ۱۹ بهمن ۱۳۸۸ - ۱۷:۲۲
آخرین شاهد اظهارات متهم به قتل را تکذیب کرد

به گزارش خبرنگار «جوان»، ‌‌صبح روز یازدهم اسفند 85 مرکز فوریت‌های پلیسی از طریق تماس‌های مردمی از کشف جسد مرد میانسالی در منطقه رباط‌کریم باخبر شد. ‌‌با حضور مأموران پلیس در محل حادثه دریافتند که مرد میانسالی به نام «محمدعلی» در حالی که مدارک شناسایی او در اطرافش رها شده بود، ‌‌با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده است. ‌‌چندی بعد از این جنایت، ‌‌کشف یک خودروی مسروقه در حوالی عبدل‌آباد و هوشیاری یکی از اهالی محل، ‌‌مأموران پلیس را به مخفیگاه این زوج قاتل رساند. ‌‌
در تحقیقات پلیسی مشخص شد که این زوج قاتل قبل از سرقت خودرو در شهرستان رشت اقدام به سرقت گوشی موبایل با استفاده از اسپری کرده‌اند، ‌‌اما به دلیل عدم تسلط بازپرس پرونده، متهمان آزاد شده و روز بعد مرتکب قتل می‌شوند. ‌‌
سیزدهم بهمن نخستین جلسه محاکمه در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی حسن تردست و مستشاران دادگاه برگزار شد و روز گذشته نیز آخرین جلسه دادگاه برگزار شد. ‌‌
متهم درباره حادثه به قاضی گفت: ‌‌ما از شهرستان رشت یک خودروی گذری را برای تهران کرایه کردیم. ‌‌صبح زود به تهران رسیدیم و در منطقه رباط‌‌کریم تصمیم به سرقت گرفتیم. ‌‌من با طنابی که در ماشین بود به دور گردنش راننده انداختم و از همسرم خواستم طناب را بکشد و دو ضربه چاقو به مقتول زدم. ‌‌قاتل در ادامه گفت: ‌‌سپس از ماشین پیاده شده و با او درگیر شدیم. ‌‌من چند ضربه دیگر به او زدم و در حالی که چاقو را انداخته بودم از همسرم خواستم چندضربه به او بزند. ‌‌پس از آن خودرو را برداشتیم و تصمیم گرفتیم به منزل یکی از دوستانم برویم. ‌‌ساعت 7 صبح بود که به منزل سعید رفتیم. ‌‌من به سعید گفتم که مرتکب سرقت شده‌ایم. ‌‌لباس‌هایمان خونی بود. ‌‌همسرم به داخل خانه رفت و من و سعید برای خرید نان تازه به نانوایی رفتیم. ‌‌پس از خوردن صبحانه من اتومبیل را در عبدل‌آباد رها کردم و دو روز پس از حادثه به منزل پدرزنم رفتیم. ‌‌من به داخل خانه نرفتم و منتظر همسرم بودم که مادرش آمد و به من گفت که فرحناز دیگر نخواهد آمد و تو به فکر مشکل خودت باش و پس از چندی درخواست طلاق او را دریافت کردم. ‌‌
متهم ردیف دوم
در ادامه فرحناز به قاضی گفت: ‌‌ادعاهای همسرم دروغ است و خودش مرتکب قتل شده است. ‌‌متهم پیش‌تر گفته بود: ‌‌من به خانه سعید نرفتم، ‌‌بلکه پس از سرقت موبایل با اتوبوس‌گذری به تهران آمدم و به خانه مادرم رفتم. ‌‌ من خانه شاهد نرفته‌ام و اگر همسرش در دادگاه حاضر شود حرف‌های او را قبول دارم. ‌
در ادامه جلسه، قاضی تردست ‌همسر شاهد را به جلسه فرا خواند. او روز گذشته ‌با حضور در دادگاه به قاضی تردست گفت: ‌‌رسول و همسرش ‌صبح روز حادثه به منزل ما آمدند. آنها زنگ واحد ما را به اشتباه زدند ‌و صاحبخانه ما ‌را از حضور مهمانان ناخوانده آگاه کردند. ‌‌همسرم ‌به در خانه ‌رفت و لحظاتی بعد رسول و همسرش به داخل خانه آمدند. ‌‌من از حضور آنها تعجب کردم. آنها ‌دلشوره داشتند. ‌این زن به قاضی گفت: ‌‌ما رابطه خانوادگی با خانواده رسول نداشتیم، اما قبلاً ‌در خانه پدر رسول او و همسرش را دیده بودم. ‌او گفت: ‌‌آنها حدود ظهر بود که شوهرم را از واقعه قتل باخبر کردند و زمانی که من از زبان همسرم خبر را شنیدم باور نکردم، چرا که پس از مدتی به خواب آرامی فرو رفتند. ‌همسر رسول هنگام ظهر به حمام رفت و لباس‌هایش را شست. ‌‌رسول و همسرش مرتب ‌به زبان ترکی با هم حرف می‌زدند. ‌در ادامه جلسه قاضی متهمان را برای آخرین بار تفهیم اتهام کرد. ‌‌رسول دربرابر اظهارات قاضی سکوت کرد و زن بار دیگر اتهامات خود را منکر شد. ‌یاسر با جلب رضایت اولیای دم از قصاص ‌رهایی یافت. ‌دادگاه با بررسی محتویات پرونده برای صدور رأی نهایی درباره پرونده وارد شور شد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار