
کریم دهکردی - قبل از آن نیز مقام معظم رهبری این مطالبه را به نحوی دیگر بیان و کرسیهای آزاداندیشی را طرح کردند و در ماه رمضان امسال نیز در دیدار با جوانان به صراحت فرمودند: «چرا شما این کار را نکردید؟» بنابر این مناظرات تلویزیونی و کرسیهای نقد و نظر و آزاداندیشی بستر خوبی برای تضارب آرا، تخلیه هیجانات، افت تنفرها و رشد عطوفها میتوانست باشد.
جریان اصلاحات که قاعده بازی را از فردای انتخابات به هم زد و جمهوریت نظام را به سخره گرفت، به صورت گسترده به مظلومنمایی اقدام کردند و نداشتن تریبون، یکطرفه عمل کردن صدا و سیما، بستن رسانهها و ... را به عنوان مؤلفههایی که سد ارتباطی آنان با مردم شده است یاد کردند.
با تأیید شورای عالی امنیت ملی و ریاست وقت قوه قضائیه قرار شد کاندیدای معترض و قانونشکن از طریق رسانه ملی حرفهای خود را بزند. مثلاً به مردم بگوید چرا ساعت 11 روز جمعه 22 خرداد رسانهها را جمع کرد و خود را «برنده قطعی» انتخابات خواند، چرا از فردای انتخابات آن را خیمهشببازی خواند و چرا تا عصر انتخابات شورای نگهبان را در همه مراحل انتخابات محترم شمرد، اما هنگام احساس شکست، حملات ناجوانمردانه خود و دوستان را بر آن متمرکز کرد و... اما ایشان دو شرط نبود مجری و زنده بودن برنامه را شرط حضور خود اعلام کردند، بنابر این طبیعی بود که حاکمیت تریبون خود را در اختیار کسی که هیچ قاعدهای را نمیپذیرد قرار نخواهد داد اما صداوسیما تلاش کرد این تفکر نیز بتواند با مردم سخن بگوید بنابر این برنامه رو بهفردا را طراحی کردند. طی چند جلسه، اقبال عمومی نسبت به آن شکل گرفت و در آخرین جلسه آن آقای اطاعت هر آنچه اصلاحطلبان و دشمن میخواست را به صورت «MP3» به صحنه آورد. با وجود استقبال اصلاحطلبان از آن مناظره، اعلام شد که آنان حاضر به حضور در مناظره نیستند. در این رابطه اسامی تعدادی نیز اعلام شد که در جریان اصلاحات از افراد نسبتاً خوشسابقه به حساب میآیند اما چرا آنان حاضر به حضور در مناظره تلویزیونی نیستند؟ برای پاسخ به این سؤال میتوان دلایل متفاوتی را برشمرد، از جمله این دلایل:
1-ناعادلانه بودن مناظرات: قضاوت مردم این است که تقسیم وقت و نحوه برخورد مجری کاملاً عادلانه بود و نماینده اصلاحطلبان هیچ محدودیتی برای سخن گفتن نداشت. اتفاقاً آقای اطاعت که بدترین سخنان را در آن مناظره به زبان آورد در تاریخ 10/11/88 در مصاحبه با سایت جهاننیوز از مجری و دکتر زاکانی تقدیر کرده بود.
2-ترس از نیروهای مؤمن به انقلاب: یکی دیگر از دلایل عدم حضور آنان واکنش نیروهای مؤمن به انقلاب به مواضع آنان است. آنان بیم دارند که پای آنان به حوزههایی کشیده شود که اسلاف آنان در هفت ماه گذشته رفتهاند، بنابر این جسارت هزینه سخنان خود را در فردای مناظره در محافل عمومی و رسانهها ندارند و با پاک کردن صورت مسأله خود را میرهانند.
3-مطالبات اصلاحطلبان: نوع مطالبه اصلاحطلبان خصوصاً تجدیدنظرطلبان سکولار از نماینده خود در مناظرات یکی از دلایل امتناع آنان از حضور در مناظره است. سخنان تند و بیربط (بیربط به موضوع مناظره) اطاعت نشان داد که او موظف به گفتن برخی مسائل بوده است، حتی اگر مسائل مد نظر هیچ ربطی به مناظره نداشته باشد بنابر این مناظرهکنندگان اصلاحطلب از رفتارهای رادیکال در صفحه سیما بیمناکند زیرا قضاوت میلیونها ایرانی جایگاه آنان را از وضع موجود نیز بدتر خواهد کرد. از طرفی دیگر اگر مطالبات اصلاحطلبان را عنوان نکند بعداً مورد شماتت درون جناحی قرار خواهد گرفت بنابر این عدم پرداخت هزینه به افراطیون درون جناحی یکی دیگر از موانع حضور است.
4-نداشتن حرفی برای گفتن: اصلاحطلبان به خوبی میدانند که مسائل مربوط به فردای انتخابات در دو سطح اصلی و فرعی قرار میگیرد. اصل مسأله دروغ خواندن برترین انتخابات ملت است و به تعبیر مقام معظم رهبری، هتک حرمت از نظام اسلامی در جلوی چشم ملتهای اسلامی است که جرم اصلی است، بنابر این بقیه مسائل کشته شدن افراد، ماجرای کهریزک و ... تابع آن مسأله اصلی هستند، بنابر این اصلاحطلبان حاضر در مناظره به سؤالاتی نظیر اسناد تقلب مدعایی کجاست؟ چرا از قانون و رهبری عبور کردید؟ چرا شورای نگهبان را در پایان انتخابات مورد خدشه قرار دادید اما از اول قبول داشتید؟ چرا کشتهسازی میکردید و در مراسم آنان حضور مییافتید؟ و صدها چرای دیگر که هیچ پاسخی برای جواب آن وجود ندارد.
بنابر این دعوتشدگان به مناظرات با خود میگویند، چه لزومی دارد ما در برنامهای حاضر شویم که پاسخگوی خطاهای استراتژیک دیگران باشیم. چه لزومی دارد ما در حضور میلیونها انسان مسلمان و ایرانی، از خداجو خواندن کمونیستها، بهائیها، سلطنتطلبان، انجمن پادشاهی و منافقین دفاع کنیم؟
چه لزومی دارد ما از حضور موسوی در مراسم سعیده پورآقایی دفاع کنیم؟ چه لزومی دارد ما تاوان هتک حرمت از اصل نظام را به عهده بگیریم؟ در میان دلایل و احتمالات چهارگانه بالا میتوان دلیل اخیر را مهمترین عامل عدم حضور اصلاحطلبان در مناظرات دانست، حتی کسانی از این جماعت که حاضر به حضور باشند یا به مسائل فرعی (مثل مسائل اقتصادی دولت) یا به معلولها (بازداشتها...) خواهند پرداخت. قطعاً یک نفر را نیز نخواهیم یافت که از این همه بیتدبیری و قانونشکنی عریان دفاع کند. هر دلیل دیگری غیر از دلیل ذکر شده نمیتواند علت عدم حضور آنان در مناظرات باشد. اما آنان به فرافکنی خواهند پرداخت و روبهجلو فرار خواهند کرد.
اما فضا آنقدر شفاف شده است که مردم بر سر دو راهیها درنگ نخواهند کرد.