کد خبر: 205091
تاریخ انتشار: ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ - ۱۳:۳۳
مطبوعات از فساد دربار می‌گویند
نسیبه زمانیان
روزنامه، شاید اعتبارش در مقام استناد، به پای کتاب نرسد؛ اما وقتی قرار است از فضای فکری عامه مردم خبردار شوی، روزنامه‌ها بهتر از کتاب، متن جامعه را نشان می‌دهند. برای همین هم برای گفتن از فساد دربار پهلوی، ترجیح دادیم سراغ آرشیو نشریات در چند ماه بعد از پیروزی انقلاب برویم تا اینکه پی کتاب برویم یا پای حرف شخصیت‌ها بنشینیم.
در آرشیو نشریاتی را جست‌وجو کردیم که در روزهای پر شور تولد یک انقلاب، از فساد ریشه دوانده در درباره پهلوی، چه اخلاقی و چه مالی‌اش، نوشتند؛ گرچه آنچه نوشتند که همه‌اش هم در اینجا نیامده، تازه ذره‌ای از دنیای تاریک اخلاقیات در خاندان پهلوی است؛ اما هرچه هست، ادبیات ساده‌اش و خالی بودنش از هر گونه اتهام غرض‌ورزی سیاسی،‌سطورش را خواندنی‌تر کرده است‌:

‌دزدی‌های کلان شاه و خانواده‌اش
شاه سابق هم مانند پدرش از همان ساعتی که قدرت را در دست گرفت با کمک درباریان و وزرای سر سپرده امپریالیسم، املاک غارت شده توسط پدرش را که در زمان دکتر محمد مصدق دوباره از چنگ محمدرضا شاه خارج شده بود با هزاران حقه بازی دوباره به خود برگرداند و البته کسی از پول‌های هنگفتی که رضاشاه در بانک‌های خارجی داشت اطلاع درستی ندارد و همچنین از جواهراتی که از سراسر ایران به نام این خانواده سرازیر شده بود و هر یک از خواهرها و برادرهای شاه و دیگر اعضای خانواده به نسبت نزدیکی‌شان به شاه ثروت هنگفتی جمع کرده بودند که کاملاً‌ از سیاهه ثروت رضا شاه خارج بود. سندهای زیادی در دست است که نشان‌دهنده دزدی‌های شاه می‌باشد. (مجله هفتگی گزارش روز، شماره اول، 17/12/1357)

اشرف چگونه زنی بود؟
اشرف زنی ماجراجو و حادثه آفرین، زنی که بر سازمان بازرسی شاهنشاهی نظارت کامل داشت و هدفش آن بود که از چند و چون کار شرکت‌های خصوصی سردر آورده و در عواید صاحبان بخش خصوصی شریک باشد. اشرف با توجه به خصوصیاتی که داشت از مردهای تیم ورزشکار و خوش تیپ خوشش می‌آمد و به همین دلیل مدت‌ها با بهروز وثوقی دوست بود و از او حمایت می‌کرد و عشق اشرف نسبت به بهروز وثوقی در سرنوشت سینمای فارسی و رادیو و تلویزیون و نیز مسائل هنری در وزارت فرهنگ و هنر تأثیر به سزایی گذاشت. در بزم‌هایی که اشراف تدارک می‌‌دید آنچه به فراوانی یافت می‌شد مشروب بود، تریاک بود و دیگر افیون‌ها و فیلم‌های پورنوگرافی فیلم‌هایی که عشق بازی یک زن و مرد را لحظه به لحظه به نمایش می‌گذارد و گاه کار این عشق بازی‌ها، گروهی می‌شد. در تاریخ ایران، زنانی چون اشرف کم نبوده‌اند از برای نمونه می‌شود زندگی ترکان خاتون را اشاره کرد که هر شب را با مردی به روز می‌رسانید و روز بعد سزای معشوق اعدام بود. اشرف معشوق‌‌های خود را نمی‌کشت آنان را نگاه می‌داشت و با بخشیدن پست‌های نان و آب‌دار آنان را برای انجام مقاصد دیگرش، اداره شرکت‌ها، قاچاق مواد مخدر، تأسیس شرکت‌های کلاهبرداری مثل لهستان، در آب نمک می‌‌خواباند. (مجله هفتگی گزارش روز، شماره دوم، 24/12/1357)

برای شاه از سراسر جهان معشوقه وارد می‌کردند!
شاه و درباریان در مورد امور جوانان کشور و به‌ویژه دانشجویان و ورزشکاران می‌خواستند تربیت بدنی، پیشاهنگی امور جوانان و حتی دانشجویان مستقیماً زیر نظر خودشان و به فرماندهی یک افسر بازنشسته و یا شاغل ارتش و برای نمایش و سرگرمی و مراسم جشن و تفریح در اختیار داشته باشد و به جوانان اجازه ندهند که پا را از این حدود فراتر گذارند و البته یکی از بزرگ‌ترین مشکلات جوانان اعم از ورزشکار یا دانش‌آموز و دانشجو همین محدودیت‌ها بود. همه سازمان‌ها زیر نظر شاه و ملکه با حیف و میل کردن بودجه‌ها اداره می‌شد.
(مجله دانشمند، شماره 186 سال هفدهم، فروردین 1358)

چگونه رژیم پهلوی پنج روزنامه‌نگار انقلابی را به قتل رسانید؟
در دوران رژیم اختناق پهلوی (پدر و پسر) پنج روزنامه‌نگار انقلابی و فداکار یا ترور شدند یا در زندان به قتل رسیدند. این بزرگ‌ترین لکه ننگی است که بر دامن این خانواده نشسته است. این پنج روزنامه‌نگار عبارت بودند از: شادروان میرزاده عشقی نویسنده و شاعر انقلابی و مدیر روزنامه قرن بیستم (که موفق نشد بیش از 17 شماره از روزنامه خود را منتشر سازد) و در 31 سالگی در سال 1304 به دست مأمور ویژه رئیس شهربانی (آیرم جلاد) و به دستور رضا خان در جلوی خانه‌اش ترور شد. روزنامه‌نگار بعدی فرخی‌یزدی مدیر روزنامه طوفان که پس از انتقال سلطنت به رضاخان به زندان افتاد و در زندان توسط پزشک مجاز مخصوص شاه با تزریق آمپول هوا به طرز دلخراشی جان سپرد، ولی آن روز در مطبوعات مرگش طبیعی اعلام شد. سومین روزنامه‌نگار محمد مسعود که با همان تدبیرهای دژخیمی در جلوی چاپخانه‌اش به ضرب دو تیر ترور شد. چهارمین شهید سیدحسین فاطمی مدیر روزنامه باختر امروز بود که به دستور تیمور بختیار به زندان افتاد و به دستور شاه و دادستانی (سپهبد آزموده) دژخیم آن دوران اعدام شد و آخرین شهید مطبوعات ایران مرحوم کریمپور شیرازی بود که پس از انتقادهای تند و تیز به رژیم فاسد پهلوی سرانجام در آتش فساد و جنایت آن رژیم سوخت و به شهادت رسید. (مجله دانشمند، شماره 188، سال هفدهم، خردادماه 1358)

بانو (ماریون جاویت) آمریکایی برای شاه سابق ایران تکلیف معین می‌کرد.
بانوی آمریکایی (ماریون) همسر (یعقوب- جاویت) یا جاوتیز سناتور آمریکایی که از ایران حقوق گزاف می‌گرفت برای شاه سابق ایران دستور صادر کرده و تکلیف معلوم می‌کرد و عنوان اصلی مقاله روزنامه هرالد تربیون دارای این مضمون بود. اطرافیان شاه، بانو (جاویت) را در آمریکا حامی خود می‌دانستند.
در اسناد آمده کار اصلی بانو اعمال نفوذ در کنگره آمریکا به خصوص در مجلس سنای آمریکا بود که شوهرش ریاست کمیته امور خارجی مجلس سنای آمریکا را به عهده داشت ولی به ظاهر، مشاور شرکت هواپیمایی ملی ایران در آمریکا بوده است.
(مجله خواندنی‌‌ها، شماره 38، شنبه 19 خردادماه 1358)

شاه سابق ایران در هرزگی و زن‌بارگی تا بدانجا پیش رفته بود که در اواخر به هر کجا مسافرت می‌کرد همیشه سه دختر آمریکایی، ژاپنی و کره‌ای همراه او بودند. در آخرین ساعات اقامت در ایران نیز شاه در کاخ لتیان که در دریاچه سد لتیان واقع است این سه گرل فرند خود را همراه داشت، این مطلب را قایقران قایق اختصاصی شاه فاش کرد. اطرافیان شاه سابق می گفتند او در همه محافل و مجالس تعدادی جاسوس‌های جنسی داشت.
آنها اگر زن یا دختر زیبایی را می‌دیدند که با معیارهای پسند شاه جور است وسایل آشنایی‌اش را با شاه مهیا می‌کردند حتی شاه مأموران جنسی خود را به خارج از کشور هم می‌فرستاد تا برایش زنان و دختران زیبا را گلچین کنند. آخرین گرل فرندهایش را نیز همین گروه برایش از ژاپن، کره و آمریکا سوغات آورده بودند. کارکنان کاخ لتیان می‌گفتند یک‌بار در این محل سه دختر زیبا در آب‌های سد غرق شدند این شایعه وجود دارد که شاه برای حفظ اسرارش معشوقه‌های خود را پس از کام گرفتن، از میان می‌برده است. زن‌بارگی ‌شاه تا بدانجا شهرت یافته بود که اواخر شایعه روابط با خواهرزاده‌اش بر سر زبان‌ها افتاد و شاه در پاسخ به سؤال یک روزنامه‌نگار مشهور ایتالیایی در این‌‌‌باره گفته بود مردم خیلی چیزها می‌گویند. (مجله هفتگی گزارش روز، شماره دوم، 24/12/1357)

چگونه شهناز جواهرات فرح را می‌دزدید و پول آنها را خرج اعتیاد خود می‌کرد؟
خاندان شاه، نه تنها سال‌های سال ملت محروم و ستمدیده ما را غارت کردند و اموال عمومی را دزدیدند، بلکه حتی اعضای این خاندان شاهانه به یکدیگر ابقا نمی‌کردند و در هر فرصتی به اموال همدیگر دستبرد می‌زدند. یکی از موارد مهم به سرقت رفتن قسمتی از جواهرات فرح بود که بعدها بر اثر پیگیری دو مأمور آگاهی معلوم شد این سرقت‌ها توسط شهناز، دختر بزرگ شاه، یا به دستور و بنا به خواست او انجام شده است.
مأموران کشف کردند که علت دزدی‌ها آن است که شهناز به مواد مخدر معتاد شده است و چون دریافتی ماهانه‌اش از صندوق دولت و پولی که پدرش در اختیار او می‌گذاشت، تکافوی تهیه مواد مخدر مورد نیاز او را نمی‌کرد، ناچار برای تأمین کسری بودجه خود، دست به سرقت اشیای کاخ پدرش و کاخ نامادری‌اش فرح می‌زد. البته پس از کشف راز این سرقت‌ها چیزی نمانده بود که دو مأمور آگاهی که با دقت و وجدان کار خود را انجام داده بودند دچار دردسر شدند، اما شانس آوردند که از طرف مقامات بالا فقط به آنها اخطار شد که از این ماجرا با کسی حرفی نزنند و پرونده مربوط به این سرقت را نیز از بین ببرند. (مجله هفتگی گزارش روز، شماره پنجم، 23/1/1358)

خوشگذارنی‌های موسمی فرح در هر فصل سال شکل خاصی داشت؟
برای خانواده شاه، هیچ فرقی نمی‌کرد که بر ملت چه می‌گذرد آنها حاضر نبودند حتی از یک شب عیاشی و تفریح و قمار و رقص و خوشگذرانی و میخوارگی و لهو و لعب خود چشم بپوشند، حتی اگر چشم‌پوشی از یک شب عیاشی، برابر با نجات صدها نفر از افراد ملت از چنگال مرگ و نیستی باشد و در میان اینها، خودشاه، فرح، اشرف، غلامرضا و فاطمه جای خاصی داشتند و در میان اینها، جای فرح و شاه و اشرف مشخص‌تر بود و باز در میان این سه، فرح در خوشگذرانی، نمره اول را داشت. فرح، کار عیاشی و خوشگذرانی را چنان از حد گذرانده بود که دیگر همه خوشی‌ها، او را دلزده می‌کرد. دیگر هیچ شکلی از اشکال گوناگون عیاشی او را ارضا نمی‌کرد دیگر هیچ کدام برنامه‌های خوشگذرانی برایش تازگی و جاذبه نداشت به خاطر همین بود که بین همه اقوام، درباریان، دوستان و آشنایان و حتی ندیمه‌ها و کارکنان دربار، مسابقه حیرت‌آوری برپا کرده بود. او از این گروه‌های مختلف خواسته بود تا در صورتی که بازی تازه، راه عیاشی جدید و ابتکاری، طرق خوشگذرانی ابداعی پیدا کردند یا به فکرشان رسید با او در میان بگذراند و جایزه بگیرند. خوشگذارانی‌های فرح، همه موسمی بود و در هر فصل سال، شکل خاصی پیدا می‌کرد و در زمینه خوشگذرانی‌های موسمی، تازه برنامه عیاشی هر شب، با برنامه شب پیش فرق داشت و برای هر شب از شب‌های سه ماهه یک فصل، برنامه‌های جداگانه و متفاوتی تدارک دیده می‌شد. ماهانه 100 میلیون تومان خرج عیاشی‌های فرح بود که از شرکت نفت و بنیاد پهلوی و مؤسساتی نظیر آنها دریافت می‌کرد.
مجله هفتگی گزارش روز، شماره 5، 23/1/1358)

لشکر قزاق که ارتش رضاخانی بر بنیاد آن ساخته شد، پیش از کودتا، طوماری از تبهکاری و کشتارهای خونین را پشت سر گذاشته بود. این ارتش از آغاز پیدایش تا پایان حیات ننگین سلسله پهلوی سلاح خود را جز برای سرکوب جنبش کوچک‌خان‌ها، خیابانی‌ها، کلنل محمد تقی‌خان‌ها، جنبش دموکراتیک و آزادی‌بخش خلق‌های آذربایجان و کردستان، گلوله باران تظاهرات توده‌های انبوه مردم بی‌سلاح خواستار آزادی و استقلال ملی، کشتار بی‌امان میهن‌پرستان ظفار و تبهکاری‌های دیگری از این دست به کار نبرد. (مجله دنیا، دی 1358، شماره پنجم، سال اول، دوره چهارم)

ثریا، از طلاق تا هنرپیشگی
ازدواج شاه و ثریا در روز 23 بهمن 1329 صورت گرفته بود. مهریه ثریا یک جلد کلام‌الله مجید و پانصد هزار تومان پول نقد و یک نیمتاج برلیان و یک گلوبند برلیان تعیین شده بود. ثریا در هفت سالی که همسر شاه بود نتوانست برای او فرزندی بیاورد. سرانجام ساعت 9 روز جمعه 23 اسفند 1336 اعلامیه دربار درباره جدایی شاه و ثریا منتشر شد. البته این را نمی‌توان انکار کرد که شاه ثریا را دوست داشت و حتی تا سال‌های بعد و پس از ازدواج با فرح‌د‌بیا هم این عشق باقی بود، ولی او با همه علاقه به ثریا به منافع خود بیشتر علاقه‌مند بود. ثریا در اعلامیه طلاق خود گفت: من یکی از رعایای اعلیحضرت هستم و بعد از طلاق هم یکی از رعایای کوچک او باقی خواهم ماند. در اواخر بهمن‌ماه 1336 ثریا تنها و بدون تشریفات رسمی به خارج رفت. ثریا بهترین راه انتقام از شاه بی‌وفا و دربار را این دانست که او هم به نوبه خود با مردان جوان و سرشناس اروپایی گرم بگیرد و همین باعث شد که به فکر هنرپیشگی افتاد (سیاه و سپید، شماره 1102، جمعه 31 فروردین 1358)

چرا فاطمه از دربار ایران طرد شد؟
درست در روزی که دربار ایران به مناسبت تشییع‌جنازه رضاخان عزای عمومی اعلام کرده بود، فاطمه پهلوی در پاریس جشن ازدواج خود را با یک جوان آمریکایی برپا کرد!
فاطمه پهلوی و هیلر برای مطبوعات اروپایی و آمریکایی‌ چهره‌های شناخته شده‌ای نبودند که درباره آنها قلمفرسانی کنند و عکسشان را منتشر سازند، اما درست زمانی که در ایران عزای عمومی اعلام شده بود و رزم‌آرا از خبرنگاران خارجی با خواهش و تمنا و وعده و هدیه می‌خواست که هرچه بیشتر از این مراسم عکس و خبر منتشر کنند و این باعث شد ازدواج رسمی یا در حقیقت ازدواج دوم فاطمه با هیلر به صورت پرسر و صداترین ازدواج سال درآید و عکس و خبر آن به تفصیل منتشر شود.
(سیاه و سپید، شماره 1103، جمعه 17 اردیبهشت 1358)

قهوه مسموم، هدیه اشرف به شهریار دادستان
شهریار دادستان با آنکه مورد توجه دختران قرار می‌گرفت نسبت به همه بی‌اعتنا بود، ولی از قضای روزگار او که نوه خاله اشرف بود مورد علاقه اشرف قرار گرفت و می‌گویند اشرف به قدری به او علاقه داشت که همه خاندان پهلوی این موضوع را می‌دانستند، ولی شهریار به اشرف که به جای مادر او بود توجهی نمی‌کرد بخصوص که از بچگی حس کرده بود روابط پدرش در صورتی که پسرخاله شاه سابق است با خاندان پهلوی خوب نیست به این جهت با کمال غرور و بی‌اعتنایی با اشرف رفتار می‌کرد و به همین خاطر اشرف دستور داد نوه خاله‌خوش قیافه‌اش را که به او اعتنا نمی‌کرد مسموم کنند و به این ترتیب یک نفر دیگر نیز بر تعداد قربانیان اشرف افزوده شد.
(مجله سیاه و سفید، شماره 1107، جمعه 4 خردادماه 1358)







نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار