
حبیب ترکاشوند- پس از راهپیمایی پرشور و ضد استكباری مردم در 13 آبان و در تنگنا قرار گرفتن جنبش سبز، آقای میرحسین موسوی عملاً منزوی شد و از بیانیههای تند و داغ وی دیگر خبری نبود تا اینكه یك روز قبل از 16 آذر كه سالروز 3 دانشجوی ضد آمریكایی و روز دانشجو است به یكباره با صدور بیانیهای بسان اطلاعیههای سابق خود، فرقه سبز را به میدان فراخواند كه باعث تعجب سیاسیون شد. اما شاید هرگز فكر نمیكرد در روزی كه حتی در سالهای قبل نیز دانشگاهها شاهد تحولات سیاسی خاص بود تعداد حامیان وی كه در عرصه حضور پیدا كنند از دو هزار نفر در سراسر كشور تجاوز نکند.
انصراف از فراخوانی رسمی روز عاشورا
فضاحت سیاسی 16 آذر به حدی بود كه میرحسین و حامیان وی بهرغم تبلیغات هزاران سایت و وبلاگ برای به آشوب كشاندن عاشورا از صدور بیانیه رسمی صرف نظر کند تا اندك پرستیژ باقی مانده از وی حفظ شود. هر چند طبق استنادات معاون وزیر اطلاعات وی حتی برای روز عاشورا نیز ساكت ننشست و در فیس بوك شخصی خود، فراخوان محرمانه صادر كرد اما این امر را رسمی نكرد تا بتواند از بار مسؤولیت آن شانه خالی كند، خصوصاً اینكه مردم متدین ایران نسبت به ایام شهادت حضرت سید الشهدا و روزهای تاسوعا و عاشورا حساسیت خاصی دارند و با هیچ توجیهی نمیتوان قداست این روزها را برای آنان مخدوش كرد.
9 دی زلزلهای كه كاخ فتنه را ویران ساخت
با قداستشكنی روز عاشورا توسط عدهای اراذل و اوباش، بهاییها، منافقین و سلطنت طلبها، غیرت دینی و انقلابی مردم چنان به جوش آمد كه همچون روزهای منتهی به بهمن 57 بدون آنكه از جانب كسی دعوت شوند در شهرهای سراسر كشور دست به تظاهرات گسترده زدند. هر روز در دهها شهر و مركز استان شاهد تجمعات خودجوش و شعارهای انقلابی بودیم تا اینكه در روز 9 دی این رودهای خروشان به هم پیوسته و اقیانوسی عظیم را تشكیل دادند كه تاریخ انقلاب چنین جمعیتی را كمتر به چشم خود دیده بود. این راهپیمایی دهها میلیونی از یك طرف نشان داد كه مردم ایران همان انقلابیون سال 57 هستند كه برای حفظ اصل ولایت فقیه به عنوان میراث گرانقدر تشیع و امام راحل ملاحظه هیچ كس را نخواهند كرد و اجازه نخواهند داد كه انقلابیون سابق و پشیمانان امروز جولان دهند. 9 دی اما از طرف دیگر همچون یك زلزله 8 ریشتری كاخ فتنه را ویران كرد و تنها خرابهای از آن باقی گذاشت كه بازسازی آن نیاز به زمان و البته راهبری و مدیریت دارد كه هر دوی این مؤلفهها هم اكنون در اختیار آنان نیست چرا كه اولا زمان زیادی در اختیار ندارند و از سویی دیگر شخصیت کاریزماتیکی كه بتواند همچون سابق این کشتی شكست خورده را به ساحل برساند یافت نمیشود.
انفعال در آستانه 22 بهمن
با آغاز ماه بهمن و در آستانه سالروز پیروزی شكوهمند انقلاب اسلامی و پس از گذشت چند هفته از سكته سیاسی حاصل از رستاخیز 9 دی، دو كاندیدای اصلاحطلب شكست خورده در انتخابات در این فكرند كه 22 بهمن آخرین فرصت آنان برای ابراز وجود و عرض اندام در عرصه سیاست و جلوگیری از مات كامل سیاسی است. در این بین اكثریت جناح اصلاحطلب نیز كه بیشتر آنان از مواضع ساختارشكن این دو اعلام برائت كردهاند، نیز با این تحلیل كه باید هزینه حذف آنان از قدرت برای نظام بالا رود به میدان آمدهاند تا آخرین شانس خود را امتحان كنند و «آخرین پیكان» مانده در چله خود را رها سازند شاید كه بتوانند از این امر امتیاز بگیرند و نظام را مجبور سازند كه از خطاهای فاحش آنان در وقایع پس از انتخابات چشم بپوشاند و در یك موضع انفعالی آنان را همچون گذشته به رسمیت بشناسد.
سوپاپ اطمینان سران فتنه
هفته گذشته شاهد یك گفتوگو از میرحسین موسوی با سایت خود و به فاصله یك روز، بیانیه كروبی در دعوت مردم برای حضور در راهپیمایی 22 بهمن البته به حمایت از آنان بودیم. یكی از فصول مشترك مواضع و اطلاعیه این دو را باید توصیه به هواداران برای پرهیز از سردادن شعارهای ضددینی،ضد انقلابی و مخالف با باورهای اعتقادی جامعه دانست. كروبی در اطلاعیه خود مینویسد: «به عنوان پدری پیر به جوانان عزیز و به عنوان برادری سرد و گرم چشیده و آب از سرگذشته به پیران و میانسالان عرض میكنم طرح مباحث دیگر به جز خواسته بحق و قانونی، انحراف از مسیر است.» میرحسین نیز در گفتوگوی خود میآورد: «برخی از شعارهای معطوف به عبور از قانون اساسی مورد سوءظن مردم متدین و نهادهای سنتی است و متأسفانه باید گفت گاهی شعارهای افراطی در این زمینه بیشتر از افراط كاریهای اقتدار گرایان به جنبش آسیب میرساند.» این موضعگیری مشترك كه به نظر میرسد در آن یك هماهنگی از پیش تعیین شده وجود دارد را باید اینگونه ارزیابی كرد كه این دو از آنجا كه نمیدانند عاقبت سردادن شعارهای افراطی حامیانشان چیست با این حربه مسؤولیت رسمی آنها را نپذیرفتهاند تا چنانچه همچون روز عاشورا با واكنش یكپارچه ملت مواجه شدند، بتوانند از آن شانه خالی كنند.
تقسیم وظایف جنبش فتنه
این روزها شاهد یك هماهنگی خاص میان سران فتنه و احزاب و حامیان داخل و خارجنشین آنان هستیم. از یك رو دو رأس فتنه برای تحریك احساسات حامیان با مطرح كردن بهانه نخ نما شده تقلب سعی دارند پتانسیل و انگیزه لازم را برای اعتراض حامیان خود برای حضور در این راهپیمایی فراهم كنند اما از سوی دیگر با پرهیز دادن به سر دادن شعارهای تند سعی دارند از خود چهرههایی موافق اصل انقلاب و البته معترض به برخی فرآیندها در اذهان جای دهند و از سویی دیگر 17 حزب اصلاحطلب مأموریت مییابند رسماً مردم را به حضور با نمادهای سبز در روز وحدت ملی مردم فراخوانند. پایگاه اطلاعرسانی خارج نشینان این جنبش (جرس) و برخی سایتهای ضد انقلابی با پشتیبانی رسانههای غربی نیز مأموریت دارند تا با فراغ بال و بدون محدود شدن در چارچوب نظام، بدترین تهمتها را به اركان نظام نسبت دهند. تا زمینههای احیای جنبش را فراهم سازند.
موانع سر راه آرزوهای سران فتنه
1- تمامی تب و تابهای سران فتنه طی یکی دو هفته اخیر از ترس آن است که نکند حماسه 9 دی در روز 22 بهمن تکرار شود که با این حساب بایستی ناقوس مرگ فتنه 8 ماهه به صدا درآید و این افراد و حامیان آنان به موزه عبرتهای تاریخ انقلاب سپرده شوند.
2- برنامههای رسانه ملی خصوصاً برنامه شاخص این روزها به بازخوانی فرمایشات بنیانگذار کبیر انقلاب در مقابل ساختارشکنان اول انقلاب میپردازد و با استقبال خاص مردم مواجه شده، این گروه را بسیار عصبانی کرده به گونهای که شاهدیم شایعه انتشار یک نامه انتقادی به صدا و سیما که هنوز هیچ مرکز رسمی آن را تأیید نکرده است به تیتر یک برخی روزنامههای حامی فتنهگران تبدیل میشود تا شاید بتوانند این افشاگریها را در نطفه خفه کنند.
3- اعلام برائت بسیاری از اصلاحطلبان معتدل، اصولگرایان منتقد و حامیان کاندیداهای شکست خورده از سران فتنه مشکل دیگر این افراد است: این گروهها با تبیین روز 22 بهمن به عنوان روز ملی و فراجناحی که مظهر وحدت ملی است به هرگونه خدشه در این مانور عظیم ملی هشدار داده و آن را همراهی با دشمنان نظام تلقی کردهاند.
4- اگر طی چند ماه گذشته به بهانههایی تحت عنوان تقلب، ماجرای کهریزک، کشتهسازی، محاکمه اغتشاشگران ظرفیتی برای فراخوان حامیان آنان ایجاد میشد اما اینروزها هیچ عامل محرک جدی در دسترس آنان نیست تا با آویزان شدن به آن، عواطف عمومی را تحریک کنند.
من هنوز نفس میكشم!
عوامل اصلی اغتشاشات چندماهه اخیر میدانند اگرچه در مناسبتهایی چون روز قدس، 13 آبان و 16 آذر عملاً عرصه برای جولان آنان تنگ شد اما همان حضور اندک حامیان، خوراک فکری لازم را برای رسانههای معاند ایجاد کرد تا القا کنند که این جنبش هنوز وجود دارد و هنوز فراگیر است. این افراد در تلاشند حتی اگر شده همانند آن مناسبتها همان عده محدود را نیز اگر شده به میدان آورند تا نشان دهند نفسهای آنان به پایان نرسیده و هنوز رمقی برای آنان باقی مانده است.