
پس از آنکه انقلاب اسلامی ایران با وحدت و همدلی امت مسلمان در سال 57 به پیروزی نهایی رسید، امام خمینی (ره) در مقاطع مختلف بر وحدت کلمه میان مسلمین تاکید داشتند و همواره رمز پیروزی را وحدت کلمه میدانستند.
بیانات شیوای امام (ره) چنان عمیق و دلنشین بود که مردم انقلابی حتی پس از هجران بزرگ معمار انقلاب بدون کمترین تردیدی کلام حق را از وصایای نورانی امام(ره) و نصایح خردمندانه رهبر معظم انقلاب پذیرفتند و در آن وادی قدم میگذاشتند که موجب شکستن قلب مولای خود نباشند.
اما در ماههای اخیر پس از انتخابات ریاست جمهوری وقایعی رخ داد که برای بسیاری باورکردنی نبود؛ آن لجاجتها از کردار و رفتار شخصی نشات میگیرد که روزگاری در کسوت نخست وزیری امام(ره) بوده است. به هر حال زمان گذشت و به مرور بر همگان یقین حاصل شد که امروز نخست وزیر امام(ره) چنان لجوج شده که قلب آن پدر عزیز و گرانمایه را در دیار باقی به درد آورد و دل رهبر فرزانه انقلاب را چنان شکست که ایشان فریاد «أین عمار» سر دادند.
شاید در این میان آنچه مردم انقلابی را بیش از هر مورد خشمناک و حیرتزده میکند، ادعاهای انقلابی و خط امامی میرحسین موسوی در عین لجاجتهای وی با انقلاب باشد و آنچه اخیراً وی برای تحریک و فریب احساسات به زبان آورده است: «شبی نیست که بنده به امام(ره) و شهید بهشتی و دیگر شهیدان عزیز فکر نکنم و با آنها نجوا نکنم» گویا بازار آشفته فتنهگران چنان کلاشی و حیلهگری را رسم خود کرده که در آن هر ادعایی جایز است و با این وصف عجیب هم نیست که شورای هماهنگی جبهه اصلاحات وارد شود و به نیت خودشان برای حفظ آرمانهای انقلاب، بیانیه دهد و به هواداران فتنه سبز، نمادگرایی و تداوم حرکات انحرافی و التقاطی در 22 بهمن را یادآوری کند. اما اگر کمی دقت شود، دیگر نیازی به توضیح و تبیین و تشریح اکاذیب مدعیان دروغین نیست و تنها باید به جزئیاتی اشاره شود تا شاید آن عده که اصرار بر غفلت دارند بیدار شده و دست از خیانت بردارند.
رنگ سبز که در انتخابات اخیر نماد هواداران میرحسین موسوی بود، در واقع آتشی شد بر خرمن وحدت در جامعه، زیرا عدهای از مردم در برابر مردم دیگر قرار گرفتند و رفتار هواداران سبز رنگ رفته رفته جدایی آنان از سایر مردم را نشان داد.
حال آنکه مردم بدون دست بند سبز تنها جرم و گناهشان طرفداری از تفکر و اندیشههای نامزد دیگر انتخابات بود. به هر طریق انتخابات گذشت و امید آن میرفت که نامزد بازنده از دوقطبی کردن جامعه دست بردارد و میزان را رأی ملت بداند که البته چنین نشد و آن شد که همه در این چند ماه شنیدیم و دیدیم.
و اکنون این روزها که در آستانه 22 بهمن یعنی سالروز بزرگترین وحدت مردم در سال 57 و سالهای بعد از آن هستیم، مشاهده میشود که باز هم آن جمعیت غافل و کجرو و حامیان فتنه سبز به دنبال آنند که وحدت را در این روز خدشه دار کنند و شاید حرمتشکنی تازهای را اینبار بر لوح روز بزرگ تاریخ انقلاب بکوبند.
البته این عده ممکن است برای توجیه حرکات ساختارشکنانه خود بگویند که مقصود امام (ره) وحدت در «کلمه» یعنی اعتصام به «حبل اللـه» بوده و ایشان با تکثر اندیشه و انتخاب مسیرهای گوناگون برای رسیدن به غایت مطلوب مخالفتی نداشتهاند. مسلماٌ این کلام صحیحی است؛ اما باید پرسید که مگر 22 بهمن چند کلام و چند بخش است و آیا هدف این روز غیر از استحکام و تداوم استقرار نظام جمهوری اسلامی است؟
آیا جمهوری اسلامی با سبز و قرمز و نارنجی و بنفش تا امروز ماندگار مانده که عدهای قصد دارند در جهت خیرخواهی (!) این راه را ادامه دهند؟ و مهمتر آنکه این کدام کلمه است که عدهای انتخاب کردهاند تا حرمتشکنی را در روزهای متفاوت رقم بزنند و مقابل اکثریت مردم بایستند؟
در واقع باید یادآور شد آن کلمهای که عدهای به دنبال آن میدوند همان است که استکبار جهانی با افتراق و انشقاق در جامعه مسلمان ایران به دنبال آن میدود و با بازی گرفتن برخی گروههای فشار داخلی سعی در تحقق این هدف دارد.
با این اوصاف باید پذیرفت آن شخص که ادعای نجوا با امام راحل را دارد یا هنوز امام(ره) را نشناخته یا خود و حرکات به راه انداخته را نمیشناسد و به نوعی با گوش و چشم بسته با امام(ره) نجوا میکند!
بنابراین در شرایط کنونی باید به دوستان واقعی و آشنای این مرز و بوم پیغام داد که برای پیروزی، رمز آن یعنی وحدت کلمه را بشناسیم و در هر حزب و جناحی که هستیم، روز 22 بهمن را به رنگهای فرقهای نیالاییم و همه با پرچم ایران و یک رنگ اصیل که همان استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی است وارد صحنه شویم و وا اسفای خود را از تنگ نظری و کوته بینی کوچکانی که در پی تفرقه افکنی و خراش اندازی بر وحدت کلمه امت مسلمان هستند، اعلام کنیم.