کد خبر: 204979
تاریخ انتشار: ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۰:۱۴
به تصویر کشیدن تفاوت‌ پلیس‌ شرقی و غربی در مجموعه کلانتر در گفت‌و‌گوی «جوان» با ایرج نوذری
ایرج نوذری، همانند بسیاری از فرزندان هنرمندان که راه والدین را دنبال می‌کنند، از همان کودکی و به‌واسطه پدر با وادی هنر و عرصه صدا و تصویر آشنا شد.
پدر او را از سه‌سالگی به مدرسه رازی که مدرسه‌ای فرانسوی زبان بود فرستاد. پس از آن او تا به امروز فعالیت‌های بسیاری در وادی هنر از خود به‌جای گذاشته است که به‌‌رغم این‌همه افتخاراتی که او تا به‌حال کسب کرده است، به هیچ‌ جشنواره و مراسمی در خانه سینما دعوت نشده است! سرگرد امیری در مجموعه کلانتر یکی از نقش‌‌های متفاوت او در عرصه حضورش در تلویزیون است که در این مجموعه ایفاگر نقش پلیسی است که مملو از احساسات و خصیصه‌های پلیس‌های شرقی است.‌ مجموعه کلانتر از سال 80 با فصل اول آن آغاز شد و تا فصل سوم که در حال حاضر در حال پخش می‌باشد، ادامه یافت. شما به عنوان بازیگر نقش ثابت این مجموعه در این چند سال (سرگرد امیری)، فصل سوم کلانتر را با فصل‌های گذشته آن چطور مقایسه می‌کنید؟ در ابتدا، نظر من در قالب یک بیننده و کسی است که این مجموعه را از بیرون می‌نگرد و به این دلیل نیست که در کلانتر، به مدت هشت سال حضور داشتم و نقش محوری را ایفا کرده‌ام. در ادامه باید بگویم مجموعه کلانتر که از هشت سال پیش کلید خورد، سبک و سیاق مشخصی داشت، ضمن اینکه این سبک و سیاق در مورد تمامی فصل‌های مجموعه صادق می‌باشد. یعنی اینکه کلیت کار در این سه فصل، یکی است و مقایسه آنها فقط در جزئیات به چشم می‌آید.‌ طبق شنیده‌ها بسیاری بر این باورند که استقبال نسبتاً خوبی از فصل سوم این مجموعه به عمل نیامده است...تا حدودی با نظر شما مخالفم، چون تا الان در قسمت‌های اول از اپیزود اول در فصل سوم، کار به آرامی شکل گرفت ولی در اپیزود دوم، کاملاً با مخاطب ارتباط برقرار کردیم، طوری که تعداد کثیری از بازخورد عالی کار از اپیزود دوم (مرگ مشترک) بامن صحبت کردند. در واقع باید بگویم که این نظرها به خاطر نوع سبک و ساخت مجموعه است که آرام آرام و به مرور زمان باید شکل بگیرد و به چارچوب اصلی خود که مدنظر کارگردان و تمامی عوامل مجموعه است، نزدیک شود.‌ بر خلاف کلانتر 1 که دستیاران شما را آقایان شامل می‌شدند، در کلانتر 2 و 3، علاوه بر دستیار پلیس مرد، شما به ترتیب صعودی با دستیار پلیس خانم همکاری کردید. فکر می‌کنید، اصولاً و در کلیت کار، حضور این خانم‌ها به خاطر جذابیت مجموعه بوده یا برای ارج نهادن به مقام پلیس زن و صحبت از جایگاه او در جامعه کنونی به این مقوله پرداخته شده است؟قطعاً هر دوی این گزینه‌ها برای کارگردان و تمامی عوامل کار، حائز اهمیت بوده است و اینکه در ابتدا فرهنگ‌سازی را در دستور کار خود قرار داده و آن را (جایگاه پلیس زن) به کلیت و سبک کار نزدیک کردیم. همانطور که می‌بینیم به جذابیت کار نیز افزوده شده است.نزدیک شدن به نقش یک پلیس کار آسانی نیست، این هم برمی‌گردد به کاراکتر شخصیتی این قشر از جامعه که تفاوت‌‌های بسیار با سایر نقش‌هایی که یک بازیگر می‌تواند ایفا کند، دارد. از آن جمله می‌توان به نوع نگاه کردن، ارتباط برقرار کردن حسی و بدون دیالوگ با مظنون و متهم، ایجاد فضای مناسب و امن و به دور از ترس و وحشت برای مظنونین و... اشاره کرد.من در این زمینه، تمام تلاشم را برای رسیدن به این نقش به کار بستم تا آنچه در ذهنم بود را ارائه دهم. نه اینکه نقش پلیس ایرانی متفاوت را ایفا کنم، نه ولی تمام سعی‌ام بر این بود که ایفاگر نقش پلیسی که تا به حال، تکرار نشده است باشم و این از افتخارات من است.از تفاوت‌های بارز سرگرد امیری می‌توان به تفاوت او با پلیس‌های غربی اشاره کرد و اینکه او هرگز مثل نمونه‌های غربی، خود قانون نیست و با ضرب و شتم و درگیری فیزیکی وارد عملیات نمی‌شود و اینکه خودش را با خانواده مظنون، یکی می‌داند...بله او فردی است که احساسات به روند تحقیقات و کارش لطمه وارد نمی‌کند، بلکه با تجربه و هوش بالا و قدرت تصمیم‌گیری در لحظه، گروه عملیاتی خود را مدیریت و فرماندهی می‌کند. در ادامه همانطور که گفتید می‌توان به مهم‌ترین تفاوت سرگرد امیری با پلیس‌های غربی پرداخت که آن هم نحوه برخورد آنهاست. برخورد او با متهمین و مجرمین در واقع، ارائه فرهنگ و تمدن غنی ایرانی و ایران زمین است. همان طور که کوروش هخامنشی، هرگز در پیروزی‌هایش، ایران و کشور شکست خورده را مورد ظلم و غارت و... قرار نمی‌داد، بلکه فضای مناسب، امنیت و گسترش فرهنگ را برای آن سرزمین شکست خورده به ارمغان می‌آورد، سرگرد امیری هم هرگز نمی‌تواند مثل پلیس‌هایی با پیشینه غربی و وحشی باشد.به طور معمول، به تصویر کشیدن فعالیت‌های پلیسی در کشور ما، با کمی محدودیت مواجه است که آن هم به مسائل اقتصادی برمی‌گردد. با توجه به گذشته هشت سال از آغاز این مجموعه، هنوز هم این محدودیت‌ها در تهیه مجموعه تأثیرگذار بوده است؟بله، متأسفانه پس از هشت سال و ساخت سه فصل از این مجموعه، هنوز ما درگیر اسلحه پلاستیکی و فندکی و.. هستیم وهرگز حمایت نمی‌شویم. تهیه‌کننده مجموعه(آقای اصغر زائری) با حداقل و شاید هیچ امکاناتی دست به تهیه و تولید این کار زدند.برخلاف برخی از فیلم و تله‌فیلم‌‌هایی که از مضمونی اجتماعی و کمدی برخوردارند و در آنها شاهد حضور پرقدرت پلیس، آن هم فقط در یک یا دو سکانس از فیلم هستیم، مجموعه‌ای مثل کلانتر که کلیت آن را پلیس و مهارت و شخصیت و خدمت‌‌رسانی به مردم را به تصویر می‌کشد، با کم‌لطفی مسؤولان اداره پلیس مواجه شده است.بله، کاملاً درست است. ما از سوی قوای پلیس و نیروی انتظامی هیچ حمایتی نمی‌شویم. در صورتی که همانطور که اشاره کردید این مجموعه در هشت سال به تبلیغ مستقیم پلیس و فعالیت‌های آن پرداخت و اینکه در همه کشورهای جهان، فیلم‌سازان در فیلم‌سازی و بالاخص در ژانر پلیسی، از قوای به‌روز و امکانات به‌روز پلیس همان کشور بهره می‌برند، اما در کلانتر که تقریباً حدود یک دهه از تولید آن می‌گذرد، هنوز باید درگیر ماشین پلیس آگاهی و دیگر ملزومات پلیسی باشیم، حالا بودجه و دیگر امکانات که بحث دیگری است...در ایران از فیلم‌های پلیسی، استقبال کمی می‌شود و به صورت کلی، مخاطبین، تمایل و گرایش به سمت دیگر ژانرها مثل (اجتماعی، درام و...) را دارند به نظر شما این مقوله به ضعف فیلمنامه‌نویسی برمی‌گردد یا به ضعف در ساخت اینگونه مجموعه‌ها؟ یکی از دلایل برمی‌گردد به تولید نکردن اصولی و حرفه‌ای فیلم‌ها در ژانر پلیس که آن هم باز شاید به مسأله بودجه و مسائل اقتصادی برمی‌گردد. در نتیجه از جذابیت های این ژانر در جامعه به‌تدریج کاسته شده و از این رو، جای خالی این بخش کاملاً احساس خواهد شد.‌تولید و ساخت فیلم‌هایی در ژانر پلیسی و اکشن، تیم قوی و حرفه‌ای را می‌طلبد. مجموعه کلانتر که از این قاعده مستثنی نبود؟اصولاً برای ساخت اینگونه مجموعه‌ها به چنین تیم‌های حرفه‌ای از هنگام نگارش فیلمنامه تا طراحی صحنه‌های درگیری و ساخت لوکیشن‌های مربوطه و زد و خورد و اکشن و همچنین به وجود چندین کارشناس در بخش‌های مختلف تولید و چند کارگردان در کنار کارگردان اصلی پروژه احتیاج داریم. مثل کارگردانی صحنه‌های رزمی به همراه طراحی رزمی و بازیگردانی رزمی که می‌توان به فیلم‌های پلیسی رزمی در سینمای حرفه‌ای هنگ‌کنگ اشاره کرد.ساختار این مجموعه، تولید اپیزودی داستان و قصه را می‌طلبید که در نهایت هر اپیزود، شامل چندین قسمت می‌باشد و به این دلیل است که بعضی از این اپیزودها قوی و برخی ضعیفند.البته قضاوت در مورد فصل سوم کلانتر، خیلی زود به نظر می‌رسد، چون فرصت‌های بسیاری را برای نقد و بررسی کار، پیش رو داریم.ولی به هر حال، نوع چارچوب مجموعه و سبک و نگاه و تفکر نویسنده و کارگردان(محسن شاه‌محمدی) مشخص شده و از پیش تعریف شده بود و من نیز نمی‌توانم و به خود این اجازه را نمی‌دهم که وارد بخش کارگردانی و نویسندگی شوم. در ادامه، جذب نظر و سلیقه های مختلف مردم و مخاطبین، سخت و به عبارتی دشوار است. زیرا ممکن است، عده‌ای از اپیزود 1 ولی عده‌ای از اپیزود2 لذت ببرند و طبق سلیقه های مختلف‌شان، هر کدام با اپیزودی خاص، ارتباط برقرار کنند.کمی از مجموعه کلانتر فاصله بگیریم... در برخی از کارهایتان، با اینکه نقش اصلی را ایفا نمی‌کردید ولی نقش ماندگاری داشتید. مثل نقش عمو یش وردهن در سریال مسافری از هند. ماندگار شدن این نقش را به زبان صحبت کردن یش وردهن و جذابیت آن برای مخاطبان مرتبط می‌دانید یا اینکه کلیت مجموعه را در ماندگاری نقشتان مثمرثمر می‌دانید؟به طور کلی مجموعه مسافری از هند به دلیل نو بودن و خاص بودن قصه و کار و استفاده از فرهنگ، زبان و المان‌های کشور هند، مورد استقبال بسیار بالایی قرارگرفت و از افتخارات من شد. ضمن اینکه، قطعاً نوع گویش و نوع بازی‌ام، نیز در بخش هنری مجموعه با طراحی، هدایت و کارگردانی خودم در این بخش تأثیرگذار بود.بعد از مسافری از هند، شما را در فیلم سینمایی آکواریوم دیدیم. مخاطب شما کاراکتر این دو نقش را در برخی از سکانس‌ها بسیار به هم نزدیک می‌دید. از این روند راضی بودید؟من معتقدم که نقش یش وردهن در مسافری از هند، اصلاً نقش منفی‌ای نبود، بلکه به دلیل وجود اختلافات فرهنگی شدیدی که بین دو جوان ایرانی و هندی بود، او مخالفت شدیدی برای شکل‌گیری ازدواج آن دو می‌کرد. ولی در آکواریوم، نقشی کاملاً منفی و در قالب یک پدر خوانده را ایفا می‌کردم. به هر حال، تمام سعی و تلاشم در ایفای این چند نقش منفی و خاکستری‌ای که ایفا کردم، این بود که هرگز، هیچ کدام شبیه به هم نباشند و تنها اشتراک آن، فقط منفی و خاکستری بودن آن در قصه و داستان فیلم بوده است.در ادامه سعی کردم، نقش‌های منفی و خاکستری را به سبک ایرج نوذری ارائه دهم و تجربه کنم که به لطف خداوند متعال که همیشه یار و یاورم در این عرصه بوده است و با توجه به نقد و لطف مخاطبان به این مهم دست یافتم.حدوداً تا دو سال پیش، همچنان نقش‌های منفی، خاکستری و البته اصلی و محوری را به شما پیشنهاد می‌‌دادند و علت آن نیز به روش ایفای اینگونه نقش‌ها توسط شما بود، این روند، شما را به کلیشه شدن در نقش‌های منفی نزدیک می‌کرد. در همان زمان، شما به یکباره تغییر روند دادید و ناگهان تصمیم گرفتید که به سمت نقش‌های مثبت یا میانه‌‌رو بروید...در ابتدا به دلیل علاقه ای که به نقش‌های منفی و خاکستری داشتم، دوست داشتم آنها را تجربه کنم و به سبک خودم پایه‌گذاری و ایفا کنم، اما به دلیل وضعیت سینمای کنونی که متأسفانه نقش‌های منفی خیلی بیشتر به چشم می‌آیند و تا ابد و همیشه، تمامی کارگردانان، پیشنهاد نقش‌های منفی را به بازیگر مربوطه می‌دهند و همچنین از همه مهم‌تر توصیه پدرم، استاد منوچهر نوذری (روحش شاد، یادش گرامی) که می‌گفتند: دیگر منفی و خاکستری کار نکن، چون در اینجا کلیشه می‌شوی و همچنین تمامی مخاطبانم که با نقد و محبت و لطفی که به من داشتند، می‌گفتند که دیگر حاضر به دیدن ایرج نوذری در نقش‌های منفی نیستیم، تصمیم گرفتم که فعلاً نقش‌های منفی و خاکستری کار نکنم و از سه سال پیش، اعلام کردم که تا اطلاع ثانوی در اینگونه نقش‌ها، ظاهر نخواهم شد و اینکه فقط مثبت و فقط 1.شما از آن دسته هنرمندانی هستید که بازیگری در تلویزیون، سینما و گاهی اوقات، اجرای تلویزیونی را در یک راستا و با هم پیش بردید، درحال حاضر و با تجربه چند ساله‌‌ای که از هر کدام برایتان باقی مانده است، کدام را به بقیه ترجیح می‌دهید؟اصولاً برایم، ایفای نقش در سینما، تئاتر یا تلویزیون، تفاوت آنچنانی‌ای ندارد و سعی می‌کنم که به عنوان یک بازیگر، تمام انرژی خود را برای ایفای تک تک نقش‌هایم به کار گیرم. اما هرگز دوست ندارم در وادی اجرا، به طور حرفه‌ای و همیشگی وارد شوم. بازیگری در سینما، تئاتر و تلویزیون را به اجرا ترجیح می‌دهم. مگر اینکه اجرایی خاص و ویژه و تکرار نشدنی‌ای پیشنهاد شود و بتوانم از تمام توانایی‌هایم در آن اجرا، جهت خدمتگزاری به مردم استفاده کنم.با اینکه شما زمانی مجری، گوینده و بازیگر رادیو بودید، در حال حاضر، حضور شما در رادیو فقط محدود به مصاحبه‌های رادیویی شده است... چرا از رادیو فاصله گرفتید؟در حال حاضر، فرصت حضور و وقت گذاشتن در رادیو را ندارم، اما هرگاه برای مصاحبه یا اجرای برنامه زنده‌ای به عنوان میهمان به رادیو دعوت می‌شوم، تمامی خاطراتم با پدر در ذهن و جلوی چشمانم نقش می‌بندد و یاد و خاطره آن روزهای دلنشین را برایم پررنگ‌تر می‌کند.وقتی صحبت ا ز منوچهر نوذری به میان می‌آید، همه ما ناخودآگاه، تصاویری از مسابقه هفته در یادمان زنده می‌شود. اخیراً سری جدید مسابقه هفته با نام «از کی بپرسم»؟! در دست تهیه است و اجرای آن به عهده شماست. بااینکه بارها شنیدیم که شما دوست ندارید پا جای پای پدر بگذارید، چطور شد که اجرای مسابقه «از کی بپرسم؟!» را پذیرفتید؟!در واقع، هدف، یاد و خاطره و یاد بودی از این استاد بزرگ بود، ضمن اینکه، نه من و نه هیچ فرد دیگری نمی‌تواند پا جای پای پدر بگذارد، زیرا او یک نابغه تکرار نشدنی بود.در این مسابقه (از کی بپرسم؟!) غیر از اجرا فعالیت دیگری نیز به عهده شما می‌باشد؟بله، غیر از اجرا به عنوان کارگردان هنری، طراح و کارشناس سؤالات عمومی به فعالیت پرداختم. کما اینکه این مسابقه با تهیه‌کنندگی و طرحی از امید امیری و با حمایت مالی شرکت پست در بیست و هشت برنامه تهیه و تولید شد که به‌زودی از شبکه تهران پخش خواهد شد.معمولاً رسم است که بازیگران سرشناس و معروف، بعد از شهرت، کمتر به سمت اجرا روی می‌آورند، شما در این زمینه احساس خطر نکردید که ممکن است با اجرا به جایگاهتان در بازیگری لطمه وارد شود؟در مورد اجرای مسابقه هفته (از کی بپرسم؟!) قبول دارم که ریسک بزرگی کردم، اما این اجرا با تمام اجراهایم(مسابقه ستاره‌ها و...) متفاوت و برایم تکرار نشدنی بود.نکته جالبی که در مورد شما وجود دارد این است که در اجرا، نوع ادبیات و لحن گویشتان با پدر (استاد‌منوچهرنوذری) فاصله زیادی دارد، این مقوله تعمدی بوده است یاهمان...در گویش و ادبیات من، نه تقلید هست و نه دوری از تقلید. من ایرج نوذری هستم و هرگز نمی‌خواستم پا جای پای پدر در ژانرهای تخصصی او در طنز و رادیو بگذارم. از همان ابتدا نوع و روش بازیگری سینما و تلویزیون و تئاتر را از روش پدر جدا کردم و خود را از مقایسه‌های مختلفی که برای خیلی از بازیگران پدر و پسر در جهان سینما روی می‌دهد، دور کردم و معتقدم که هرچه در روش کار ایرج نوذری وجود دارد، از آموخته‌هایش در مدرسه‌ای به نام منوچهر نوذری نشأت می‌گیرد.در حال حاضر، تلویزیون به شدت به سمت تله فیلم روی آورده است که بسیاری از منتقدین و سینماگران این مقوله را زنگ خطری برای سینما می‌دانند... شما به عنوان یک بازیگر که چندین سال در این عرصه فعالیت کرده‌اید، به این باور صحه می‌گذارید؟اگر بخواهیم در مورد سینما حرفی بزنیم باید بگویم مدت‌هاست که زنگ خطر برای سینما به صدا درآمده است و سینمای ما روزهای سختی را تجربه می‌کند. در کل معتقدم اگر کاری به صورت حرفه‌ای صورت پذیرد و هر کدام در مقوله خودشان به فعالیت بپردازند(چه سینما و چه تلویزیون)، هیچ زنگ خطری برای یکدیگر نخواهند داشت. اما با توجه به شرایط کنونی سینما، اتفاق مثبت و ویژه‌ای در مقوله فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی روی داده است که توجه بسیاری از افراد را به خود جلب خواهد کرد.تلویزیون در مقطعی از زمان، برای بازیگران، حکم عابر‌بانک را داشت ولی در حال حاضر، شرایط به گونه‌ای رقم خورده است که بسیاری از بازیگران مطرح سینمای ما، تصمیم به حضور در سریال‌های تلویزیونی گرفته‌اند. این قضیه به دلیل از دست دادن مخاطبان سینماست ؟یکی از دلایل آن کم رونقی یا بی‌رونقی سینمای ماست که امیدوارم این وضعیت رو به بهبود رود.یادداشتپدرم سلطان هنر ایران زمین بودملیحه تقویایرج نوذری كه دارای مدرك تحصیلی فوق‌لیسانس زبان‌شناسی است، از معدود هنرمندانی است كه تمامی عرصه‌های هنر، ورزش، زبان‌شناسی و... را تجربه كرده است.او از فروردین ماه سال 1355 و در سیزده سالگی كار هنری خود را در رادیو و با كار دوبله، زیر نظر و تحت تعلیم پدرش (منوچهر نوذری) آغاز كرد و از آن سال به بعد، تمامی فعالیت‌های او در زمینه صدا، تحت مدیریت پدر صورت گرفت.پس از آن، در همان سال‌ها در چندین تئاتر به نام‌های «توی این اتوبوس چه خبره؟» و «توی این دیوونه‌خونه چه خبره؟ و... كه تعدادی از آنها در ژانر طنز و به تهیه‌كنندگی منوچهر نوذری بود، به ایفای نقش‌هایی از جمله: دكتر اسپانیایی و نوازنده تبله هنری كه تمامی آنها نقش‌هایی متفاوت بودند پرداخت. لازم به ذكر است كه این تئاترها در تهران و شهرستان‌ها بارها و بارها به اجرا درآمد و در همان زمان با استقبال خوب و بی‌نظیری روبه‌رو شد. او حدود سال‌های 69- 68 دو فیلم اوینار و قهرمان را بازی كرد و پس از بازی در این دو فیلم و به دلیل كسب تجربه‌های گرانبهای زندگیش، حدود دوازده سال،‌دوری از وطن را «هرچند با سختی» به جان خرید. نوذری پس از دوازده سال به ایران بازگشت و دوباره فعالیت‌های هنری خود را از سر گرفت.ابتدا در فیلم‌هایی چون: ملاقات با طوطی، فریاد در شب، باج خور، كافه ستاره، رازها، این ترانه عاشقانه نیست، آكواریوم، عاشق، ملودی، بارهستی و در ادامه در سریال‌هایی نظیر: مسافری از هند (كه در آن كار دكور، گریم، گویش، بازیگردانی و كارگردانی بخش هنری را به عهده داشت.)، ریحانه،- اغما و اجرای مسابقه ستاره‌ها و در انتها نقش محوری و اصلی سه فصل از مجموعه كلانتر را عهده‌دار شد.مجموعه پرمخاطب كلانتر به نویسندگی و كارگردانی محسن شاه‌محمدی و تهیه‌كنندگی اصغر زائری در مدت هشت‌سال، ضبط و تولید شد و براساس نظرسنجی از مخاطبین و نظر منتقدین، فصل یك این مجموعه با آماری حدود 95 درصدی بیننده در رأس سریال‌های سال 80 قرار گرفت.آخرین سریالی كه نوذری در آن به ایفای نقش پرداخت، سریالی به نام گلریزان به كارگردانی مسعود رشیدی است كه حدود سه سال پیش، ضبط آن به اتمام رسیده است و به زودی از شبكه یك سیما پخش خواهد شد.این سریال، كاری متفاوت از ایرج نوذری است. او این‌بار، در قالب پهلوانان قدیمی قرار گرفته است تا باز، تجربه جدیدی را به كارنامه كاری خود اضافه كند.پدر او «منوچهر نوذری» كه به قول پسرش از نابغه‌های تكرارنشدنی است، جزو چهار نفری بود كه در قالب اجرا و مجری‌گری، رسانه ملی را به مخاطبان معرفی كرد.لازم به ذكر است، منوچهر نوذری، در همان آغاز ورود ایرج نوذری با اینكه او را بسیار پشتیبانی می‌كرد، اما با شناخت از روحیه حساس او و اینكه خودش از این عرصه روی خوشی ندیده بود بارها و بارها به پسرش می‌گفت كه تو با توجه به روحیه بسیار حساسی كه داری، نمی‌توانی با این جماعت نامرد و نارفیق همكاری كنی و قطعاً ضربه خواهی خورد.او در عرصه صدا و تصویر،‌خدمت‌رسان فوق‌العاده و فروتن برای مخاطبان خود و تمامی مردم ایران به شمار می‌رفت و می‌رود، طوری كه هنوز هم مردم ایران، او را به‌عنوان یكی از بهترین‌ها در عرصه صدا و تصویر در خاطرشان مرور می‌كنند.ایرج نوذری نیز زیر نظر پدر رشد یافت و همین یك جمله، دلیلی بر موفقیت او در تمامی زمینه‌های كاری‌اش شد. از دیگر فعالیت‌های هنری، ورزشی و علمی نوذری می‌توان به طراحی صحنه و لباس در تئاتر، سینما و تلویزیون، طراحی حركات موزون در تئاتر و تلویزیون، مدیریت دوبلوری، دوبلور و راوی در رادیو و عرصه‌ صدا اشاره كرد. همچنین او استاد چندزبانه در زبان‌شناسی است كه از آنها می‌توان زبان‌هایی مثل: سانسكریت، هندی، هندوستانی، اردو، اسپانیایی، فرانسوی، انگلیسی و فارسی را نام برد.»شاخصه بارز او در بحث زبان‌شناسی، برگرداندن همزمان (مترجم همزمان) در فیلم، سریال، فیلمنامه، كتاب و متون تخصصی و حرفه‌ای است، همچنین در این زمینه، نویسندگی و پژوهشگری را نیز تجربه كرده است.موسیقی از دیگر فعالیت‌های او به شمار می‌رود. آهنگسازی، ترانه‌سرایی، نوازندگی (تبله هندی) و سازهای كوبه‌ای و ضربه‌ای، زیرمجموعه فعالیت‌های موسیقایی اوست.در بخش هنرهای جهانی، ایرج نوذری را كارشناس سینمای هنرهای رزمی جهان و كارشناس و طراح صحنه‌ها و عملیات محیرالعقول در فیلم و سریال‌ها نامیده‌اند.آخرین فعالیت او به حیطه ورزش برمی‌گردد. او پیشكسوت و استاد كونگ‌فو، پایه‌‌گذار كونگ‌فوی سینمایی و طراحی شده و رئیس امور بین‌الملل فدراسیون كونگ‌فوی ایران و همچنین كاپیتان و بازیكن فوتبال، والیبال، قهرمان‌ شنا، بازیكن بدمینتون، تنیس و سواركاری است. در انتها و با كسب تعداد بسیاری مدارج عالی، او همانند یك هنرمند واقعی،‌ راه پدر را در پیش گرفته است و تمامی فعالیت‌های هنری و... خود را یك نوع خدمتگزاری به مردم می‌داند.تمبر استاد منوچهر نوذری و همچنین تمبرهای ایرج نوذری، حدود دو سال پیش، توسط شركتی با مدیریت امیر سعید بورنگ به چاپ رسید و در افتتاحیه مسابقه «از كی بپرسم؟!» از آن رونمایی شد كه عنوان تمبرها به شرح زیر می‌باشد:1-‌ هفتاد و یكمین زادروز منوچهر نوذری2-‌ چهل و چهارمین زادروز ایرج نوذری3-‌ یادبودی برای عید نوروز منوچهر نوذری و ایرج نوذری4-‌تمبر مربوط به رئیس امور بین‌الملل در فدراسیون كونگ‌فوی ایران (ایرج نوذری)
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار