کد خبر: 204793
تاریخ انتشار: ۱۶ بهمن ۱۳۸۸ - ۱۴:۳۲
درآمدی بر آسیب شناسی وضعیت موسیقی در مقطع کنونی در گفت‌و‌گوی «جوان» با سالار عقیلی
سالار عقیلی، خواننده سنتی‌خوان کشور متولد سال 1356 است. او دانش‌آموخته هنرستان سوره است و مدرک کارشناسی تئاتر دارد، اولین آلبوم او «عشق ماند» در سال 80 روانه بازار شد که با استقبال بسیار خوبی از سوی علاقه‌مندان مواجه شد. هر چند که پرونده هنری او چندان شلوغ نیست اما او توانسته با همین تعداد آلبوم به جایگاه قابل توجهی در موسیقی سنتی دست پیدا کند. یکی از دلایلی که عقیلی توانست در این سبک موسیقی هواداران زیادی پیدا کند، نوآوری‌ای بوده که او در سبک این نوع موسیقی به وجود آورده است. این روزها صدای سالار عقیلی را روی تیتراژ سریال «سال‌های مشروطه» می‌شنویم؛ قطعه‌ای که به حال و هوای موسیقی پاپ نزدیک است. گفت‌وگوی ما را با ایشان در مورد وضعیت فعلی موسیقی در ایران در زیر می‌خوانید.‌‌ شما دانش‌آموخته هنرستان موسیقی «سوره» هستید و موسیقی را از پایه به شکل کاملاً آکادمیک آموختید، اما متأسفانه این هنرستان چند سالی است که تعطیل شده است، فکر می‌کنید اساساً نقش و جایگاه چنین مراکزی در موسیقی چیست و با تعطیل شدنش آیا موسیقی متضرر می‌شود یا نه؟!سؤال کاملاً بجا و خوبی پرسیدید، همانطور که خودتان هم اشاره کردید من فارغ‌التحصیل هنرستان سوره هستم. من سال 72 یعنی حدود 16 سال پیش وارد این مرکز شدم، آن زمان که من به این مرکز راه پیدا کرده بودم حدود 2 سال از تأسیس آن گذشته بود به همین جهت این هنرستان از هر جهت در سطح بسیار مطلوبی قرار داشت. اساتید ما همگی جزو بهترین اساتید موسیقی محسوب می‌شدند به همین جهت سطح کیفی کلاس‌ها بسیار عالی بود. من آنقدر خودم را مدیون این مرکز می‌دانستم که بعد از فارغ‌التحصیلی‌ام تصمیم گرفتم به‌عنوان مربی در آن مرکز مشغول به کار شوم و تا چهار سال پیش هم در آنجا تدریس می‌کردم، آن هم با حقوق ماهانه 35 هزار تومان... اما علاقه من به این هنرستان و احساس دینی که به آنجا داشتم باعث می‌شد که هیچگاه این فکر حتی به ذهنم هم خطور نکند که مسائل مالی را برای خدمتم به این مکان لحاظ کنم اما سال 86 این هنرستان که به نوعی یکی از معتبرترین آموزشگاه‌های موسیقی بود تعطیل شد و در اوضاع نابسامان موسیقی این اتفاق تا حد زیادی ناراحت‌کننده است و بی شک به ضرر موسیقی کشور ما تمام می‌شود.به نظرتان چرا هنرستانی مانند «سوره» که به نوعی وابسته به حوزه هنری است باید تعطیل شود بدون هیچ کنش و جنجالی؟!ضعف مدیریت‌ها در رده‌ها و دوره‌های مختلف، عدم مانور تبلیغاتی، حمایت نکردن متولیان که یکی از آنها همین «حوزه هنری» بود و نداشتن بودجه کافی این مؤسسه را ابتدا رو به زوال برد و بعد هم که به تعطیلی کشاند و به گفته خود شما هم تعطیلی آن حتی بازتاب چندانی نداشت.آن‌طور که شنیدم شما هم این اواخر با هنرتان همکاری نمی‌کردید، چرا؟برای عدم همکاری‌ام دلایل مختلفی داشتم، زمانی که من خودم در این هنرستان تحصیل می‌کردم بچه‌هایی که به آنجا می‌آمدند واقعاً شیفته موسیقی بودند و به عشق موسیقی بود که به این مؤسسه می‌آمدند. شوق آنها به یادگیری موسیقی حتی اساتید را هم به وجد می‌آورد....، اما این اواخر افرادی به مؤسسه می‌آمدند که از جاهای دیگر منع شده بودند، معدلشان به سایر رشته‌ها نمی‌خورد و از سر اجبار به آنجا می‌آمدند البته در این میان هم افرادی بودن که واقعاً شوق یادگیری داشتند، این مسائل به همراه آنکه سفرهای کاری من به کشورهای مختلف گاه و بیگاه به تعطیلی کلاس‌‌ها می‌انجامید من را بسیار ناراحت می‌کرد که بچه‌ها به خاطر سفرهایم از کلاس‌هایشان باز بمانند از طرفی هنرستان به لحاظ کیفی بسیار افت کرده بود، دستمزدهای بسیار ناچیزی که به استادهای صاحبنام می‌دادند باعث شد در درازمدت آنها انگیزه‌ای برای آمدن نداشته باشند، همه این اتفاقات دست به دست هم داد که من تصمیم بگیرم از فضای آنجا فاصله بگیرم. چندی قبل وقتی یکی از شاگردانم را دیدم در حالی که داشت در یکی از شبکه‌های ماهواره‌ای گیتار می‌زد و موهایش را بلند کرده بود و... واقعاً ناراحت شدم. او در کلاس من جزو نوازندگان خوب کمانچه محسوب می‌شد اما...گفتید زمانی در هنرستان موسیقی بهترین اساتید ایران حضور داشتند، می‌توانید تنی چند از آنها را نام ببرید؟بله، اساتید صاحبنامی مانند بیداریان، قنبری، درویش، منتظری، صالح عظیمی، مهرپروران، مهدوی و وارتان ساواکیان در آنجا تدریس می‌کردند که شاگردی آنها افتخار بزرگی برای هر علاقه‌مند به موسیقی محسوب می‌شود. شاگردی آنها باعث می‌شد که نگاه دانش‌آموزان نسبت به موسیقی کاملاً عوض شود و به یک نگاه درست و علمی تبدیل شود مطمئنم اگر من زیر نظر چنین اساتیدی آموزش نمی‌دیدم با جایگاه کنونی‌ام فاصله زیادی داشتم.از بحث هنرستان سوره جدا شویم، موسیقی در کل دنیا به ویژه کشور ما به شدت و با شتاب رو به مصرفی شدن می‌رود و نکته جالب آنجاست که مخاطب هم از این موسیقی دم دستی استقبال می‌کند و به همان نسبت موسیقی اصیل هم از اقبال کمتر نزد مخاطبان برخوردار است، چرا؟بگذارید جواب سؤالتان را با داستانی بدهم. روزی شاگرد دباغی که همواره با پوست و بوی نامطبوعی که متصاعد شده از خون و پوست و لاشه حیوانات بود سرو کار داشت از دکان خارج می‌شود، در بازار از کنار دکان عطاری رد می‌شود و زمانی که بوی عطر و رایحه‌های دل‌انگیز و مطبوع را می‌شنود از حال می‌رود و بیهوش می‌شود. او آنقدر حالش بد می‌شود که به حال مرگ می‌افتد، چرا که به بوی خوش عادت نداشت و از حس کردن بوی خوب از حال می‌رود. حکایت برخی از مخاطبان موسیقی ما هم حکم همان شاگرد دباغی را دارد که چون تا با حال به او موسیقی خوب و فاخر ارائه نشده است و دائم با کارهای ضعیف و دم دستی و بی‌محتوا سر و کار داشتند در نتیجه از شنیدن کارهای خوب و اصیل لذتی نمی‌برند، موسیقی‌های بی‌محتوا این روزها به‌راحتی از طریق اینترنت و ماهواره به MP3‌های مردم راه پیدا کردند در نتیجه مردم به دلیل دسترسی راحت‌تر از این موسیقی بیشتر استفاده می‌کنند. فراموش نکنید تا شما طعم غذای خوشی را نچشید به‌راحتی یک غذای بد را می‌خورید اما اگر آن غذای خوب را بخورید حتی از حس کردن بوی آن غذای بد هم حالتان بد می‌شود. متأسفانه شرایط جامعه ما به گونه‌ای است که سواد و شناخت موسیقایی مخاطبان ما در سطح پایینی قرار دارد، متأسفانه برخی ازجوان‌های ما حتی فرق صدای کمانچه و گیتار را نمی‌دانند آن وقت معلوم است که به‌راحتی در معرض آسیب قرار می‌گیرند و سودجویان هر چیزی را می‌توانند به عنوان موسیقی به آنها قالب کنند.البته فراگیر شدن موسیقی‌های دم‌دستی و به قول شما بی‌محتوا فقط مختص به کشور ما نیست و حتی کشورهای صاحبنام موسیقی هم با آن درگیر هستند.همین طور است، منتها وضعیت در کشور ما در حالت آژیر قرمز است و حالت اورژانسی دارد. در کشورهای صاحبنام موسیقی هم‌شاید چنین حالتی وجود داشته باشد اما به این شکل حاد نیست، چرا که آنها حداقلش آن است که موسیقی سالم را می‌شناسند و اگر موسیقی مصرفی را هم می‌سازند اساس و پایه‌اش روی موسیقی درست است، اما در کشور ما چون سازندگان چنین آثاری شناخت درستی نسبت به موسیقی سالم ندارند در نتیجه کارهایی را که تولید می‌کنند به لحاظ ساختاری در پایین‌ترین سطح از جهت شعر، ملودی و تنظیم قرار دارند.‌ پس شما معتقدید که موسیقی ایران در شرایط بحرانی قرار دارد؟بله و مطمئن باشید اگر این شرایط ادامه پیدا کند ما به‌زودی دیگر چیزی تحت عنوان موسیقی نداریم و آیندگان ما اگر بخواهند براساس داشته‌های کنونی ما موسیقی‌ای را تولید کنند به بن‌بست بر می‌خورند. بخشی از دلیل اینکه نسل جدید ما نسبت به موسیقی اصیل کشورش اطلاعات کافی ندارد به دلیل عدم نمایش چنین موسیقی از شبکه‌های ماهواره‌ای است. این شبکه‌ها در موارد بسیار خاصی موسیقی اصیل را نمایش می‌دهند. این مسأله با پایین بودن سطح اطلاعات مردم نسبت به چنین موسیقی‌ای رابطه مستقیم دارد.‌ با برخی از موزیسین‌ها و خوانندگان عرصه پاپ هم که صحبت می‌کنیم آنها از اهالی موسیقی سنتی‌ گله می‌کنند و می‌گویند نگاه آنها همیشه به موسیقی پاپ از بالا به پایین بوده است؟بستگی دارد این حرف را چه کسی بزند اگر چنین موضعی بوده همواره نسبت به افرادی بوده که موسیقی سخیف را تولید کرده‌اند وگرنه من همواره به بزرگان عرصه موسیقی پاپ احترام می‌گذارم و دست افرادی مثل استاد محمد نوری را می‌بوسم، افرادی که در پیشبرد موسیقی نوین نقش بسزایی داشتند. من شخصاً همواره علاقه‌مندم که استاد این افتخار را به من بدهد که با ایشان آلبوم مشترکی را بدهم یا اینکه حتی کنسرت مشترکی را برگزار کنم. موسیقی‌ای که ایشان تولید می‌کنند در نوع خودش بسیار فاخر و ارزشمند است.‌ یکی از ایرادهایی که به موسیقی سنتی گرفته می‌شود به عدم نوآوری آن برمی‌گردد، سال‌هاست که موسیقی سنتی به یک شکل ساخته، نواخته و اجرا می‌شود؟گفته‌هایتان تا حدی درست است اما من همواره سعی کردم که از تکرار پرهیز کنم و در کارهایم دست به نوآوری بزنم و فکر می‌کنم بخشی از موفقیتم را هم مدیون همین نوآوری می‌دانم.‌ تیتراژ سریال سال‌های مشروطه، تا حدی در حال و هوای پاپ ساخته شده است و موسیقی‌اش در بعضی از جاها به موسیقی پاپ طعنه می‌زند و به نوعی کار جدیدی محسوب می‌شود.همین طور است، یکی از عواملی هم که من حاضر شدم این کار را بخوانم به خاطر نوآوری بود که در ماهیت کار قرار داشت. از عوامل این کار با من تماس گرفتند و گفتند قرار است که یک پروژه‌ای با این ابعاد و این تعداد بازیگر ساخته شود، حال و هوای کار هم تاریخی است من هم نگاهی به لیست بازیگران انداختم و دیدم انصافاً در این سریال بهترین بازیگران ایران حضور دارند برای من خواندن یک تیتراژ صرفاً به کیفیت موسیقی و شعر برنمی‌گردد بلکه تیم سازنده‌ای که با آنها همکاری می‌کنم هم بسیار مهم است چرا که یک قطعه موسیقی خوب روی یک سریال خوب است که دیده می‌شود.‌ شما تا به حال پنج تیتراژ خواندید که همگی هم جزو آثار پرمخاطب محسوب می‌شود، شاید دلیلش به نوعی به حساسیتتان در انتخاب کارهایتان برمی‌گردد؟همین‌طور است من تاکنون تیتراژ سریال «حجربن عدی» با موسیقی استاد انتظامی، سریال شهریار با موسیقی فرهاد فخرالدینی و شیخ‌‌‌بهایی باز هم با موسیقی استاد انتظامی و پریدخت با موسیقی آریا عظیمی‌نژاد را خواندم که خوشبختانه همگی با اقبال مخاطبان مواجه شد. آخرین کارم هم «سال‌های مشروطه» بود که خدا را شکر تاکنون بازتاب‌های خوبی را از آن دریافت کردیم.‌ سؤال در سؤال پیش آمد و از بحث اصلی‌مان که نوآوری در موسیقی سنتی بود، دور شدیم. شما در راستای آن خلاقیتی که اشاره کردید یکی از قدم‌هایتان استفاده از اشعار سپید در موسیقی سنتی بود، آلبوم «گل سرخ» کاری بود که تمامی اشعار آن در قالب سپید بودند؟من به متن و شعر در تولید یک قطعه موسیقی بسیار اهمیت می‌دهم، گاهی اوقات روز‌ها و ماه‌ها درگیر انتخاب یک شعر خوب هستم، خیلی دوست داشتم که تجربه خواندن شعر سپید را داشته باشم به همین خاطر به سراغ اشعار شفیعی کدکنی که علاقه ویژه‌ای به آن دارم رفتم، در حالی که می‌دانستم ساختن موسیقی روی شعر سپید بسیار مشکل است و حتی ممکن است در خواندنش دچار مشکل شویم اما حمید متبسم موزیسین این کار در این راه حرکت عظیمی را انجام دادند و به خوبی شعر را روی موسیقی سوار کردند، طوری که اکثراً از نتیجه کار لذت بردند اما متأسفانه پخش این آلبوم ضعیف بود و در هر جایی یافت نمی‌شد به همین خاطر آنطور که انتظار داشتم این آلبوم شنیده نشد.شما سال‌هاست که با گروه قمر همکاری می‌کنید، نکته جالبی که در مورد این گروه وجود دارد این است که اکثر اعضای این گروه از جوانان تشکیل شده‌اند. در این انتخاب عمدی در کار بوده است؟به نظر من قمر یکی از موفق‌ترین گروه‌هایی است که من تاکنون با آنها کار کرده‌ام. اعضای این گروه از جوانان با استعداد تشکیل شده است، همکاری با آنها برای من بسیار لذتبخش است، من همیشه به مخاطب احترام گذاشته و می‌گذارم به همین خاطر زمانی که آنها به کنسرت من می‌آیند، سعی می‌کنم میزبان خوبی باشم و برای آنها سنگ تمام بگذارم من با اعضای این گروه به آن چیزی که مد نظرم است که همان راضی کردن مخاطب است، بسیار نزدیک می‌شوم.در بخشی از مصاحبه گفتید روی انتخاب اشعار بسیار حساس هستید برای انتخاب متن‌ها با کسی مشورت می‌کنید یا به تنهایی تصمیم می‌گیرید؟سعی می‌کنم در انتخاب اشعار از دکتر الهی قمشه‌ای و دکتر آذر مشورت بگیرم. تسلط و سلیقه آنها در انتخاب اشعار بی‌نظیر است البته من از نقطه نظرهای آنها در مسائل دیگر مانند چگونگی ادای کلمات هم استفاده می‌کنم. گاهی پیش می‌آید که برای تلفظ برخی از کلمات اشعار مثلاً مولانا به مشکل می‌خورم، فوراً با آنها تماس می‌گیرم و موضوع را در میان می‌گذارم گاهی برخی به من می‌گویند تو دیگر زیادی حساسی، من هم در پاسخ می‌گویم من کاری را که می‌خوانم دست کم 100 هزار نفر می‌شنوند پس باید برای گوش و سلیقه آن عده احترام قائل باشم.اینطور که شنیدم شما لیسانس تئاتر دارید، تحصیل در این رشته چه کمکی در ارتقا و پیشبرد موسیقی برای شما داشت؟من از 8، 9 سالگی‌ام با موسیقی آشنا شدم البته در آن زمان بازیگری را هم دوست داشتم و تئاتر کار می‌کردم و خب در دوران دبیرستان هم موسیقی خواندم، دوست داشتم در دوران دانشگاه در رشته‌ای دیگر هنری تحصیل کنم، هر چند که من با وجود علاقه‌ای که به بازیگری تئاتر داشتم بعد از فارغ‌التحصیلی‌ام به طور جدی هیچ‌گاه به آن نپرداختم اما یکی از حسن‌هایی که تحصیل در این رشته برای من داشت این بود که روی بیان من تأثیر زیادی گذاشت. گاهی اوقات متأسفانه ما آلبوم‌هایی را که می‌شنویم متوجه ادای کامل کلمات از سوی خوانندگان نیستیم ولی خب به لطف تئاتر من از بیان خوبی برخوردار شدم و توانستم تسلطم روی اجراهای صحنه‌ای را بالا ببرم و با خودم احساس راحتی کنم. ضعفی که به بسیاری از خوانندگان سنتی‌خوان وارد می‌دانند و می‌گویند اجراهای آنها خشک است.بله، همین‌طور است، اما من سعی کردم به غیر از کلام بتوانم با میمک چهره‌ام و حرکات دستم هم حسم را به مخاطبم ارائه دهم و این موضوع را با نوازندگانم هم در میان گذاشتم و به آنها گفتم طوری روی صحنه رفتار نکنید که مخاطب انگار دارد یک آلبوم صوتی موسیقی را صرفاً می‌شنود. هیچ وقت وسوسه نشدید که به بازیگری بپردازید؟ حقیقتش نه، با اینکه چندی قبل یک پیشنهاد خوب بازیگری داشتم برای فیلم «کنسرت» اما نپذیرفتم. ظاهراً کارگردان آن فیلم از حرکات روی صحنه من خوشش آمد و دوست داشت که نقش اول کارش را به من بسپارد اما من قبول نکردم چرا که دوست نداشتم دو مقوله جداگانه را با یکدیگر پیش ببرم مطمئن بودم که در دراز مدت یکی را باید قربانی آن یکی کنم. از همان ابتدا که فعالیتتان را در عالم موسیقی آغاز کردید، انتخابتان موسیقی سنتی بود؟نه، من در ابتدا تصور خاصی راجع به موسیقی نداشتم. من فقط از بچگی به واسطه فضای خانوادگی‌ که در آن رشد کرده بودم با موسیقی آشنا شدم و از کودکی پیانو می‌نواختم اما بعدها که وارد هنرستان موسیقی شدم تازه فهمیدم که چقدر اطلاعات کلی‌ام راجع به موسیقی کم است و بعد با کمک اساتیدم سره را از ناسره تشخیص دادم.آن زمان الگوی خاصی داشتید؟من همواره ارادت خاصی به صدای استاد بنان و استاد شجریان داشتم. همین ارادتتان نسبت به استاد شجریان باعث شده که عده‌ای شما را به تقلید از سبک ایشان متهم کنند.تقلید کردن از چیزی که اساس و درست و الگو است به نظر من کار چندان اشتباهی نیست. استاد شجریان استاد بی‌بدیل موسیقی سنتی است و پیروی‌کردن از راه ایشان بسیار مطلوب است اما من همواره سعی کردم ضمن الگو قرار دادن استاد شجریان از تقلید صرف هم پرهیز کنم و به دنبال نوآوری باشم. قطعه «وطن» بی‌شک یکی از پرطرفدارترین کارهای شماست اثری که دانلودش در اینترنت در نوع خودش یک رکورد است. بله، سرود «وطن» توانست خودش را به بهترین شکل ممکن در دل مردم جا کند و حتی زنگ موبایل بسیاری شود. این قطعه در موسیقی سنتی کنونی ما یک اتفاق محسوب می شود.البته موفقیت این قطعه و همه‌گیر شدنش حاشیه‌ ساز هم شد و آهنگساز این کار شما را متهم به استفاده بدون اجازه از این کار کرد.ایشان نسبت به من لطف داشتند، حاشیه همواره نسبت به کارهای هنری وجود دارد، این کار نه متعلق به من است و نه به ایشان و نه هیچ کس دیگری، این اثر متعلق به موسیو لوهر فرانسوی است. او سال‌ها قبل این قطعه را ساخته که به شکل‌‌های مختلفی هم خوانده شده است. از نمونه‌های ایرانی آن هم می‌توان در خارج از ایران به دریا دادفر اشاره کرد. در هر حال هر کس دیگری هم که مایل است می‌تواند این کار را بخواند.شما آلبومی را به اتفاق همسرتان ارائه دادید با نام «مایه ناز»، آلبومی سنتی در حال و هوای موسیقی قدیمی ایرانی.این آلبوم برای من و همسرم حکم ادای دین و یادگاری را داشت. می‌خواستم از این طریق ادای دینی به استاد بنان که همواره از شنیدن صدایشان لذت می‌بردم، بکنم. همسرم هم همواره به پیانوی مرتضی محجوبی نوازنده استاد بنان علاقه‌مند بود ما تصمیم گرفتیم برای حفظ موسیقی آن دوران که این روزها در ورطه فراموشی است و ادای دین به این اساتید، آلبوم «مایه ناز» را تولید و روانه بازار کنیم.در میان کارهایی که روانه بازار کردید، کدامیک به فضای ذهنی‌تان بیشتر نزدیک است؟آلبوم «عشق ماند» «دریای بی‌کران» و «مایه ناز»... این طور که شنیدم قرار است یک تور کنسرت در اروپا برگزار کنید و در آن قطعات آلبوم «گل سرخ» را بخوانید؟همین طور است این تور در اوایل فروردین ماه آغاز می‌شود و قرار است 11 کنسرت را در اروپا برگزار کنیم که این اجراها از کشور آلمان آغاز می‌شود. در این کنسرت‌ها گروه دستان من را همراهی می‌کنند و همانطور که خودتان هم اشاره کردید، قرار است قطعات آلبوم «گل سرخ» را اجرا کنم.شما با کدام کارتان به مخاطب معرفی شدید؟قطعه‌ای که این مطلع شروع می‌شد «شاه شمشاد قدان، خسرو شیرین دهنان» این قطعه در آلبوم اولم «عشق ماند»‌که در سال 80 روانه بازار شد، قرار داشت. ظاهراً قرار است دو آلبوم جدید را هم روانه بازار کنید؟بله، آلبوم «باده‌نوشین» را با هوشنگ فراهانی و «×عاشقی» را با ارشد طهماسب قرار است تا مدتی دیگر روانه بازار شود.اگر اشتباه نکنم «عاشقی» چهارمین همکاری مشترک شما با ارشد طهماسب است؟همینطور است.این تداوم همکاری به خاطر نزدیکی فضای ذهنی شما دو نفر نسبت به یکدیگر است؟بله، من و آقای طهماسب هم به لحاظ فضای ذهنی و فکری به هم نزدیکیم و هم اینکه ایشان به کارشان تسلط زیادی دارد. من همیشه در انتخاب‌هایم اولویتم با کسی بوده است که به کارش مسلط است و ایشان از این تسلط برخوردارند. من در کارنامه هنری‌ام سعی کرده‌‌ام همواره گزیده کار باشم و به هر قیمت و شرایط کار به بازار ندهم.تا چندی دیگر جشنواره موسیقی از راه می‌رسد، امسال در جشنواره شرکت می‌کنید؟سال‌هاست که من به عنوان خواننده ارکستر ملی در جشنواره شرکت می‌کنم و هر بار هم استقبال خوبی از جشنواره به عمل می‌آید، اما امسال با استعفای آقای فرهاد فخرالدینی از ارکستر ملی، من هم در جشنواره حضور ندارم. ظاهراً عدم حضور ایشان باعث شده که ارکستر ملی به حالت تعطیل در آید.بله و امیدوارم هر چه زودتر شرایطی پیش بیاید که ارکستر ملی مجدداً فعالیتش را از سربگیرد چرا که تا به حال به واسطه این ارکستر، کارهای فاخر زیادی ساخته شده است.به عنوان سؤال آخر، به نظرتان موسیقی سنتی ما به دلیل نداشتن رسانه در حال فراموشی است یا...نداشتن رسانه تنها به موسیقی سنتی ما بر نمی‌گردد. موسیقی در کشور ما فاقد رسانه ملی است و طبیعی است زمانی که از جایی که اصل است و حکم مادر را دارد، حمایت نمی‌شود، دچار بیراهه می‌شود. مسؤولان و برنامه‌ سازان تلویزیون باید فکر جدی به حال موسیقی ما بکنند و شرایطی را فراهم آورند تا موسیقی سالم از طریق یک رسانه مرجع پخش شود. پرواضح است زمانی که آنها از زیر بار این مسوولیت سنگین شانه خالی می‌کنند عده‌ای فرصت طلب پاپیش می‌گذارند و یک نوع موسیقی بی‌محتوا را به مخاطب ارائه می‌دهند. امیدوارم بستری فراهم شود که مردم مابتوانند موسیقی و ساز را از طریق تلویزیون ببینند. متأسفانه ما در برخی از سریال‌های تلویزیونی بساط منقل تریاک و هروئین را می‌بینیم اما نمی‌توانیم یک ساز راببینیم در چنین شرایطی طبیعی است که مخاطب نمی‌تواند فرق یک موسیقی خوب و بد را متوجه شود.با تشکر از اینکه در این مصاحبه شرکت کردید.من هم از شما ممنونم، با آرزوی روزهای طلایی و پر از شکوفایی برای موسیقی ایران زمین...
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار