جعفر تکبيري-جيمز ک. گلاسمن و مايکل دوران دو ديپلمات وابسته به جناح جمهوريخواه آمريكا با انتشار مقالهاي در «والاستريت ژورنال»، با بررسي راههاي كمك غرب به آشوبگران داخل ايران، بهترين راه ممكن براي ضربه زدن به ايران را تشديد جنگ نرم دانستهاند. اين خبري بود كه سايت الف به نقل از مجله «وال استريت» آن را منتشر كرد تا مهر تأييد ديگري بر نقش پررنگ آمريكا در ايجاد وقايع اخير كشورمان بزند؛ نقشي كه پيش از اين با حمايت باراك اوباما از اغتشاشگران و همچنين سخنان هيلاري كلينتون وزير امور خارجه آمريكا در خصوص حمايت از سايتهاي فعال در زمينه براندازي نظير توئيتر و فيسبوك، حالتي علني به خود گرفته بود و با اضافه شدن جمهوريخواهان به اين كارزار، اجماع بيسابقهاي در آمريكا براي براندازي نظام جمهوري اسلامي شكل گرفت.اين حمايتها و دخالتهاي براندازانه در ايران، توسط دولتمردان و سناتورهاي آمريكايي در حالي صورت ميگيرد كه خود آمريكا از بحراني بيسابقه در زمينههاي سياسي و اقتصادي رنج ميبرد. اين بحران كه ميتوان ريشه آن را در سياستهاي غلط دولت بوش، در تحميل هزينههاي سنگين، از طريق لشكركشيهاي جنگطلبانه به منطقه خاورميانه جستوجو كرد و ماندگاري اين ميراث ناخوشايند براي دولت باراك اوباما هم باعث نشد كه اين كشور دخالتهاي خود در ديگر كشورها را متوقف كند. حتي بر اساس آنچه كه در اين گزارش آمده است، سياستمداران آمريكايي تلاش ميكنند با كمرنگ كردن تهديدات تروريستي داخلي خود، نقش مداخلهجويانه در ديگر كشورها را به خوبي ايفا كنند.از اين رو است كه ديپلماتهاي آمريكايي در مقاله خود اينگونه مينويسند: «تلاش عاملان انتحاري القاعده براي انجام بمبگذاري در خطوط هوايي آمريکا چالشي است که به توجه فوري نياز دارد اما بايد چالشي به نام ايران که ممکن است برنامه هستهاي و موشکياش براي آمريکا تهديد محسوب شود و کشوري که در حال توسعه موشکهاي با قابليت حمل کلاهک هسته اي است، نيز مورد توجه قرار بگيرد.»جيمز ک. گلاسمن و مايکل دوران دو ديپلمات نگارنده اين مقاله راه مقابله در برابر ايران را، از سه طريق عنوان کردند:1. اقدام نظامي2. مصالحه با ايران3. به قدرت رساندن يک دولت جديد مصالحهگرآنها همچنين بلافاصله پس از اعلام اين سه گزينه، اضافه ميكنند كه اجراي گزينه اول و دوم به نظر بعيد ميآيد و به صلاح آمريكا هم نيست، اما اجراي گزينه سوم حداقل از زماني که اعتراضهاي پس از انتخابات رياست جمهوري در ايران شروع شد، به نظر واقعبينانهتر ميآيد. تاکنون نيز آمريکا و همپيمانانش به طور جدي گزينه سوم را رد نکردهاند.تغيير لحن جمهوريخواهاناين سخنان در حالي از زبان دو ديپلمات جمهوريخواه عنوان ميشود كه حتي در واپسين روزهاي عمر سياسي جمهوريخواهان در كاخ سفيد كه جورج بوش نمايندگي آن را برعهده داشت، گزينه اقدام نظامي تنها راهحل برطرف كردن مشكلات آمريكا با ايران معرفي ميشد و حتي تعداد زيادي از كارشناسان مسائل نظامي و سياسي معتقد بودند كه لشكركشي آمريكا به افغانستان و عراق، براي ايجاد مقدمات جنگ نظامي با ايران است. اين تنها مربوط به جورج بوش نبود بلكه پيش از وي نيز بوش پدر و رونالد ريگان نيز به عنوان ديگر رؤساي جمهور جمهوريخواه آمريكا پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، گزينه نظامي را به عنوان قويترين گزينه براي تقابل با ايران در كارتابل خود نگه ميداشتند. اما تغيير لحن يكباره جمهوريخواهان و پس زدن گزينه نظامي عليه ايران و همچنين تأكيد بر جنگ نرم توسط اين حزب كه مدام حالتي هجومي در قبال ايران در پيش گرفته بود، از اجماع عمومي بر سر جنگ نرم عليه ايران در بين سردمداران آمريكايي حكايت ميكند. به همين خاطر آنها از ادغام استراتژيهاي درون آمريكا سخن به ميان ميآورند و مينويسند: «در اين راستا آنچه مهم و کليدي به شمار مي رود، ارتباطات و راههاي ارتباطي استراتژيکي است که حرفها و عملها را براي رسيدن به يک هدف سياسي – تغيير نظام در ايران – ادغام کنند. هر آنچه که انجام ميدهيم و ميگوييم و هر آنچه که انجام نميدهيم و نميگوييم مي بايست براي رسيدن به اين هدف در مورد ايران هماهنگ شود.»راهكارهاي مشترك براي براندازياين ديپلماتها در ادامه مقاله خود به ارائه راهكار ميپردازند و در اين راهكارها به صورت علني بر دخالت مستقيم آمريكا در وقايع ايران تأكيد ميكنند. بر اين اساس آنها حمايتهاي اخلاقي و آموزشي از اعتراضات سبز در ايران، تشديد تحريمها عليه ايران و تحميل مشکلات بيشتر اقتصادي، تقويت ارتباط و راههاي ارتباطي با مخالفان در ايران را به عنوان راههاي براندازي حكومت قانوني ايران معرفي ميكنند. آنها همچنين در كنار اين راهكارها ميگويند: ما بايد به صورت يک اقدام گسترده، چهار موضوع تبليغاتي از سوي ايران را رد کنيم. اين چهار را موضوع بايد به طور مداوم و به روشهاي متنوع تكذيب کرد تا هيچكس آنها را باور نكند.اين چهار موضوع عبارتند از:1- اصلاحطلبان غيرمردمي و غيروطن پرست هستند2- آمريکا در حال سقوط است، ميخواهد با ايران مصالحه کند و قصد دارد خود را از خاورميانه نجات بدهد3- برنامه هستهاي ايران در حال پيشرفت است4- هدف مخالفان بينالمللي برنامه هستهاي ايران تحت توطئه غرب، عقبماندگي و عدم پيشرفت ايران است.با نگاهي به اين مقاله كه توسط دو ديپلمات جمهوريخواه به رشته تحرير درآمده است، اين نكته عينيت مييابد كه عزمي جدي به دور از جنجالهاي سياسي- حزبي در آمريكا براي براندازي در نظام قانوني ايران وجود دارد و دولتمردان آمريكايي بدون هيچ ابايي به صورت علني از طرحهاي خود براي از براندازي حكومت ايران سخن به ميان ميآورند. طرحهايي كه پيش از اين با لحني زمختتر و در قالب تهديدات نظامي و تحريمهاي اقتصادي عنوان ميشد اما در طول 30 سال هيچ كدام از آنها نتوانستند آنطور كه مورد تمايل طراحان آن بود عملي شود. اين بار نيز شكست ديگري در پرونده طرحهاي آمريكا عليه ايران ثبت خواهد شد. شكستي در عرصه جنگ نرم...