
طی چند ماه اخیر آیتالله محمد یزدی رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به دلیل مواضع و رفتار سیاسی آیتالله هاشمی رفسنجانی در جریان انتخابات ریاست جمهوری و حوادث بعد از آن، انتقادات صریحی درباره مشی سیاسی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام مطرح کرده است. در واکنش به این انتقادات، آقای هاشمی رفسنجانی روز سه شنبه در جمع گروهی از دیدارکنندگان با خود، تهدید کرد که مطالبی را علیه آقای یزدی مطرح خواهد نمود. اگر چه از نظر ما در حوادث بعد از انتخابات، آیتالله یزدی در برابر جریان فتنه مواضعی راسخ و توام با بصیرت و زمان شناسی داشتند و از جمله فقهای شجاعی بودند که عمارگونه، گرفتار غبار فتنه نشده، راه را گم نکرده و بر خلاف برخی خواص، با تمام توان از نظام و رهبری دفاع کردند ؛ ولی در این نوشتار قصد ورود و قضاوت درباره محتوای محاجه ایشان با آیتالله هاشمی رفسنجانی را نداریم. اما در اظهارات آقای هاشمی رفسنجانی در واکنش به اظهارات رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم دو نکته وجود دارد که جای تأمل است:
1- آقای هاشمی رفسنجانی در واکنش به اظهارات آیتالله یزدی گفته است: «با صحبتهای دیروز ایشان ( آیتالله یزدی ) و اطلاعات رسیده، این بار بوی توطئه به مشام میرسد!»
رسیدن بوی توطئه به مشام آقای هاشمی رفسنجانی طی روزهای اخیر در حالی است که ایشان در ابتدای شکلگیری فتنه سبز (بر مبنای دروغ بزرگ تقلب) نه تنها در برابر توطئه شکل گرفته علیه نظام و انقلاب موضعگیری نکردند بلکه تا مدتها مواضع ایشان(از جمله خطبههای نماز جمعه 26 تیرماه) موید رفتار غیرقانونی سران فتنه بود. برخی فرزندان و نزدیکان ایشان نیز بنا به شواهد و اسناد منتشر شده در رسانهها، در میدان اغتشاشات و آشوبها حضور داشته و حتی بعضاً نقش سازماندهی را ایفا میکردند.
طی دو سه ماه اخیر نیز به رغم زاویه گرفتن نسبی آیتالله هاشمی رفسنجانی با سران فتنه (در مواضع و رفتار سیاسی بیرونی و ظاهری) هنوز هم ایشان موضع قاطع و شفافی علیه فتنه گران اتخاذ نکردهاند. هر چند همین زاویهگیری نسبی آقای هاشمی از سران فتنه مایه امیدواری است و بر همین اساس جریانها و رسانههای اصولگرا موضع انتقادی خود را نسبت به ایشان کاهش داده و بعضاً تحرکات روی صحنه و پشت صحنه نزدیکان ایشان را به دیده اغماض مینگرند ؛ اما قابل قبول نیست که آقای هاشمی 7 ماه فتنه و توطئه علیه نظام و انقلاب و آن همه قانون شکنی و هتاکی به نظام و مقدسات را به سکوت برگزار کند و اکنون که از جانب یک فقیه هم کسوت - در مقام امر به معروف و نهی از منکر – نهیب درستی بر ایشان وارد شده، بوی توطئه به مشامشان برسد! ای کاش زمانی که در مقابل سکوت آقای هاشمی رفسنجانی و حمایتها و دخالتهای آشکار برخی نزدیکانشان، آشوبگران در تهران بر صورت نظام و انقلاب و امام(ره) و رهبری و حتی امام حسین(ع) پنجه خونین میکشیدند، ایشان با شامه تیزی که دارند، بوی توطئه را حس میکردند؛ نه اینکه با مطرح شدن چند انتقاد از خودشان، فی الفور احساس توطئه کنند.
2- آقای هاشمی رفسنجانی در بخش دیگری از واکنش خود به اظهارات آیتالله یزدی، عنوان کرده است: «مهمترین دلیل این حملات، مواضع اینجانب درباره لزوم رعایت حقوق مردم و همچنین دفاع از شخص رهبری و پرهیز از افراط بر اساس عقیده و اعتقاد قلبیام است.»
درباره دفاع آیتالله هاشمی رفسنجانی از شخص مقام معظم رهبری، انشاء الله که این گونه است ؛ هر چند ربط دادن انتقادات آیتالله یزدی از ایشان به این موضوع، کمی تا قسمتی به مزاح سیاسی شبیه است. چون رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در حوادث اخیر یکی از مدافعان شجاع حضرت آقا در برابر سکوت و خیانت ناجوانمردان سیاسی بودهاند و عقلانی نیست که یک مدافع سرسخت رهبر معظم انقلاب دیگران را به دلیل حمایت از ایشان مورد حمله قرار دهد.
اما این که انتقاد از آیتالله هاشمی (و به تعبیر خودشان حمله) ناشی از مواضع ایشان درباره لزوم رعایت حقوق مردم است، جای تأمل جدی دارد. آقای هاشمی رفسنجانی غیر از انتخابات مجلس خبرگان، در سایر انتخابات سالهای اخیر همواره با «نه» مردم روبهرو شدهاند. در انتخابات مجلس ششم و انتخابات نهم ریاست جمهوری ایشان شکست فاحشی خوردند و قادر به کسب رأی مردم نشدند. برگزیده شدن ایشان به عنوان رئیسجمهور در انتخابات سال 1372 (دوره دوم ریاست جمهوری) نیز با رأی 30 درصد واجدان حق رأی حاصل شد، یعنی 70 درصد مردم به ایشان رأی ندادند. در انتخابات دهم ریاست جمهوری نیز که آیتالله هاشمی رفسنجانی همه سرمایه سیاسی خود در اختیار میرحسین موسوی گذاشتند، رقیب موسوی یعنی دکتر احمدینژاد با اختلاف فاحش 11 میلیونی به پیروزی رسید و به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران، این انتخابات بالاتر از شکست موسوی فی الواقع شکست آقای هاشمی رفسنجانی بود. حتی برخی حامیان و نزدیکان موسوی مدعیاند اگر میرحسین خود را به آقای هاشمی الصاق نمیکرد، میتوانست آرای بیشتری کسب کند.
با این تفاصیل و با آن قضاوتهای منفی که مردم درباره آقای هاشمی داشته و در نحوه رأی دادن خود در آزمونهای سیاسی فوق الذکر به نمایش گذاشته اند، آیتالله هاشمی رفسنجانی چگونه میتوانند انتقادات از خود را به دلیل دفاع از حقوق مردم تلقی کنند؟ آیا تردید افکنی ایشان همراه با سران فتنه در سلامت انتخابات، دفاع از حقوق مردم بود؟
مطرح کردن «پرهیز از افراط» از سوی آیتالله هاشمی به عنوان یکی از دلایل انتقاد از ایشان نیز، جای تأمل جدی دارد. آیا از نظر ایشان، این همه تهمت و دروغ و نسبتهای ناروایی که سران فتنه به نظام وارد کردند - و موجب شعف و هلهله همه مخالفان انقلاب از آمریکا و رژیم صهیونیستی گرفته تا سلطنت طلبان و منافقین روسیاه شدند - افراط نبود؟ آیا آن همه خسارتی که آشوبگران به اموال عمومی و خصوصی وارد کردند، افراط نبود؟ آیا آن همه شعارهای ساختار شکنانه و هتاکانه علیه نظام و انقلاب و مقدسات دینی، افراط نبود؟ آیا حضور فرزندان آقای هاشمی در وسط میدان تجمعات غیرقانونی و منجر به اغتشاش، افراط نبود؟ اگر آقای هاشمی مخالف افراط گرایی هستند چرا به طور صریح و شفاف در برابر این افراط گریها (بلکه ساختار شکنی و فتنه گری) موضعگیری نکردند؟
امیدواریم آیتالله هاشمی رفسنجانی برای این سؤالا ت، پاسخهایی داشته باشند و امیدوارتر به این که ایشان به جای برآشفتن از انتقادات به خود، قدری هم در برابر این همه توطئه و ترفندی که علیه نظام و انقلاب از جانب دشمنان و فتنه گران طراحی و اجرا میشود برآشفته شوند و اتخاذ موضع کنند. بسیاری از نیروهای انقلاب هنوز هم تمایل دارند و در انتظارند که آیتالله هاشمی رفسنجانی حلقه مرموز و خطرناکی که با تحریک، قصد جدا کردن ایشان از انقلاب و نظام را دارند، شجاعانه بشکنند و به جای اتخاذ مواضع غیرشفاف و دوپهلو و چندپهلو و رودررو قرار گرفتن با نیروهای انقلابی منتقد وی، بوی توطئه را از اردوگاه استکبار استشمام نموده و با موضعگیری شفاف علیه فتنه گران و دفاع قاطع از نظام اسلامی و ستون خیمه آن یعنی ولایت فقیه، موجب خوشحالی تودههای عظیم انقلابی و متدین و یأس دشمنان و فتنه گران شوند. دهه فجر نزدیک است. بوی امام(ره) میآید. شاید وقتش باشد حضرت آیتالله!