سینا تکاور- خبر دستگیری دو دیپلمات آلمانی در طول وقایع روز عاشورا که توسط معاون وزیر اطلاعات روایت شده است نه تنها همچنان بر واقعیت دخالت کشورهای بیگانه در بروز وقایع اخیر تأکید میکند بلکه از نقش برخی کشورها که رابطه اقتصادی نزدیکی با کشورمان دارند اما در پازل کشورهای استعماری نظیرآمریکا و انگلیس تعریف میشوند، پرده برمیدارد. این پازل با مهرههای داخلی تکمیل میشود. مهرههایی که معاون وزیر اطلاعات از اعتراف آنها در خصوص ارتباط با سرویسهای اطلاعاتی کشورهای بیگانه خبر داد. این اخبار در حالی از زبان این مقام مسؤول عنوان میشود که پیش از این، هدایتکنندگان جریان فتنه تلاش میکردند با استتار عملیات براندازانه خود در لایههای «انتخابات و مردم» ردپای عوامل بیگانه در این وقایع را از بین ببرند و در این راه بارها با تکذیب ارتباطات مداوم خود با دستگاههای جاسوسی و نهادهای فعال در زمینه انقلاب مخملی بر روی این موضوع پافشاری میکردند. نمونهای از این پافشاری را میتوان در تکذیب ملاقات آقای خاتمی و جورج سوروس از سوی دفتر رئیسجمهور سابق جستوجو کرد. در کنار این موضوع دستگیری کلوتید ریس، دانشجوی مؤسسه علوم سیاسی لیل فرانسه و اعترافات وی در دادگاه و همچنین دستگیری چندین نفر از کارکنان ایرانی سفارت انگلیس بر نقش بیگانگان در طراحی و پیادهسازی مدلهای انقلاب مخملی در ایران تأکید میکند. پارادوکس نظریه خود به خودی وقوع حوادث اخیر در کشور که در داخل از آن با عنوان انقلاب مخملی یاد میشود و همچنین در نظرگیری نقش روشن بیگانگان در این حوادث نظریه خود به خودی بودن این وقایع را نفی کرده و بر از پیش طراحی شده بودن سناریوی این وقایع صحه میگذارد. شاید بتوان دلیل اصلی این ادعا را در مدلهای اجرا شده در وقایع خیابانی و همچنین نافرمانیهای مدنی روی داده جستوجو کرد. علاوه بر این کشف یک فیلم آموزش انقلاب مخملی در منزل یک چهره سیاسی که توسط بنیاد سوروس تهیه شده بود از پیادهسازی مدلهای موفق انقلاب مخملی دیگر کشورها در ایران حکایت دارد. چراکه به رغم جریان آزاد اطلاعات در کشور و همچنین بروز چندین مورد انقلاب مخملی در کشورهایی نظیر اوکراین، گرجستان و صربستان، مردم ایران اطلاعات چندان زیادی در این خصوص نداشتند و رسانههای خارجی نیز هرگز جزئیات آن چه را که در این کشورها گذشته بود برای مخاطبان خود نقل نکردند. بنابراین با بهرهگیری از این عدم اطلاعات که بعدها رهبر انقلاب از آن با عنوان «بی بصیرتی» یاد کردند به سراغ شبکهسازی برای پیاده کردن طرح براندازنه خود در ایران رفتند. نخستین گام در این راستا تربیت سر شبکهها برای انتقال پیام به گروههای اجتماعی بود. از این رو نفراتی همچون هاله اسفندیاری، کیان تاجبخش و رامین جهانبگلو که قراردادهای مالی نیز با برخی بنیادهای فعال در عرصه انقلابات مخملی داشتند با وارد شدن به داخل کشور شروع به برگزاری یکسری کارگاه آموزشی (حتی در وزارت کشور دولت خاتمی) برای ترویج آموختههای خود در خصوص مبارازت نرم کردند و پس از آن برخی نیروهایی که در قالب احزاب شناسنامه دار داخلی میگنجیدند جذب و به صورت شبکههای هرمی این تفکر خود را توسعه دادند. از این رو پایههای اولیه طرح خارجی براندازی که از مدتها قبل در لابراتوارهای انقلاب مخملی کشورهای استعماری بررسی و موفقیت آن تضمین شده بود، در ایران نهاده شد. نفوذ در سیستم برای کودتای مخملی نکته مشترک در تمامی انقلابهای مخملی که در کشورها مختلف به ثمر نشسته است بهرهگیری از بهانه تقلب در انتخابات است. شاید این بهانه بهترین موضوع برای تجمیع نظر تعداد زیادی از مردم یک کشور برای همراهی با طرح انقلاب مخملی است. از این رو تقلب در انتخابات نیز به عنوان «کلید رمز» آغاز تحرکات براندازانه در ایران نام گرفت و چه انتخاباتی حساستر و مهمتر از انتخابات ریاست جمهوری... به همین خاطر افراد آموزش دیده برای پیادهسازی مدل انقلاب رنگی نفوذ خود در ستاد کاندیداهای اصلاحطلب را آغاز کردند تا از این طریق با تحتتأثیر قرار دادن این کاندیداها بتوانند نقشه خود را پیاده کنند. مشاوران کاندیداهای اصلاحطلب که در پازل انقلاب مخملی تعریف شده بودند با ارائه آمارهای نادرست به این کاندیداها و ایجاد توهم پیروزی و همچنین تشکیل کمیته صیانت از آرا تمامی ملزومات آغاز انقلاب مخملی را تدارک دیدند. البته باید این نکته را صادقانه بیان کرد که شاید نتوان این کاندیداها را به عنوان جاسوس و یا از اعضای پازل براندازی قلمداد کرد اما بدون شک با القائات نادرست مشاوران خود ناخواسته در مسیر براندازی حرکت کردند و در کنار آن با پافشاری بر این تفکرات نادرست خود که تحت تاثیر همین القائات شکل گرفته است تلاشی برای خروج از این مسیر انجام ندادند. با پایان یافتن انتخابات بخش اصلی پروژه براندازی در ایران کلید خورد. بخشی که اگرچه همچنان کشور با تبعات آن دست و پنجه نرم میکند اما با هوشیاری رهبر معظم انقلاب و همچنین حضور به موقع مردم در صحنه ناکام ماند تا ایران با برهم زدن تمامی معادلات کشورهای بیگانه تنها حکومتی نام بگیرد که انقلاب مخملی نتوانست خللی در پایههای حکومتی آن ایجاد کند.