
علي رضايي - تلاش براي رسيدن به دموكراسي يكي از بهانههايي است كه در نقطه آغاز جنگ نرم دشمنان هر قوم و مللي در گوش مردمان مينوازند. هر لحظه از چشمانداز زيبا در پشت تپه چند متر آن طرفتر سخن به ميان ميآورند و تلاش ميكنند تا برق چشم سادهلوحان را با زرق تپه خيالي به رعدي تبديل كنند كه حقيقت در فضاي غبارآلود بميرد.
در اين شرايط عقل به دنبال مفري ميگردد تا از ساده لوحي صاحب جسمانياش اعلام برائت كند. اين مواضع كينهتوزانه بيگانگان در حيطه جنگ نرم در خصوص جمهوري اسلامي ايران از زمان طفوليت اين نظام يعني از همان بهمن 57 آغاز شد و امروز پس از گذشت حدود 31 سال همچنان ادامه دارد و خواهد داشت اما هر لحظه به فراخور زمان و مقتضيات روز، طوري كه آن عده در تيررس هيچ گاه احساس بيحوصلي، خستگي و قدم زدن در جاده يكنواخت را نداشته باشند، بنابراين امروز نبايد تعجب كرد اگر يك عده با خيال آزاديخواهي در حال عبور از وادي ديكتاتوري هستند و البته خود بيخبرند و آن خبر كه دارند همه از بيبيسي، سيانان و شايد اخترنيوز و حتي كفترنيوز باشد. امروز اگر نماد سبز دستبند و چشمبند و عقلپوش يك عده شده است نبايد متحير شد زيرا اين همان رنگي است كه دشمن به فراخور زمان برپاي كركسها و قرقيهاي زمان بسته تا هنگامي كه اين پرندگان شكاري براي صيد، نوك منقار و چنگال خود را به سمت زمين و طعمه نشانه ميروند، چشمان طعمه از زرق رنگ سبز برق بزند و همان جا ايستاده و آماده براي خوراك شب شود.
به راستي توهم تا به كجا و كم انديشي تا به كي؟
اگر لحظهاي آن عده محدود و قليل به خطرات خيره شدن به آن رنگ سبز بينديشند، قطعاً خواهند دريافت كه پشت آن سبز پرزرق و برق، چنگال تيزي بسان رعد زمستان قرار گرفته كه درخت را از دو نيم ميسوزاند.
حال بعيد نيست كه در اين ورطه عدهاي سود برند و در حقيقت صاحب جسماني نفوس فراواني واقع شوند و به نوعي خود را رهبران و فرمانروايان جنبش سبز بنامند، اما سؤال اينجاست كه بعد از هفت ماه آن نفوس چه نصيبشان گشته كه همچنان اصرار بر تسلط احساس بر عقل دارند؟ اصرار بر آزاديخواهي دارند اما حرف خودشان اين است كه سبز و ديگر هيچ! آيا اين معنايي غير از ديكتاتوري دارد؟
اصرار بر ريشهكن شدن ظلم دارند اما تاكنون دل بسياري را لرزاندهاند و خون عدهاي را بيگناه و بر هيچ و پوچ ريختهاند! آيا اين معنايي غير از آبپاشي بر پاي ريشه ظلم دارد؟
آيا تشبيه اين كشتگان با شهداي انقلاب اسلامي تشبيه پوچي نيست؟
و در نهايت رهبران همين جنبش اصرار بر بازگشت انقلاب به خط امام (ره) دارند اما هواداران تاكنون چندين بار به طور صريح خروج خود از خط امام (ره) را نشان دادهاند كه نمونه بارز و اخير آن صحبتهاي اكبر گنجي و محسن كديور است.
آيا اين حركات معنايي غير از عبور از خط امام (ره) دارد. به راستي اينجاست كه عقل حكم ميكند كه ظاهر و باطن را بشناس، ظاهر جنبش سبز را از باطن آن كه همان جنگ نرم مدرن و امروزي هست را تشخيص بده و اگر عقل حكم بر بازگشت داد، احساس را همراه آن كن.