کد خبر: 202775
تاریخ انتشار: ۰۲ بهمن ۱۳۸۸ - ۱۳:۳۷
حکايت عمار ياسر و نقشي که رهبر انقلاب براي خواص ترسيم کردند؛ يادآور برهه اي تاريخي است؛ زماني که علي(ع) در مصدر حکومت بود و با صلابت لب به سخن مي گشود؛ اما در عين حال جاي خالي عمار ياسرها و ابن تيهان ها و ذوالشهادتين ها را نيز در کنار خود احساس مي کرد و اين همه را به صحابه گوشزد مي نمود تا بدانند در جايگاهي که مي بايست در دفاع از ولايت قرار بگيرند، قرار نگرفته اند.رهبر انقلاب مکررا در خصوص تطابق شرايط کنوني با زمان اميرالمومنين(ع) سخن گفتند. ايشان در ديدار با مردم قم در سالگرد قيام 19 خرداد فرمودند:«ببينيد در جنگ صفين، اميرالمؤمنين در مقابل كفار كه قرار نداشت؛ جبهه‌‌‌‌ى مقابل اميرالمؤمنين جبهه‌‌‌‌‌اى بودند كه نماز هم ميخواندند، قرآن هم ميخواندند، ظواهر در آنها محفوظ بود؛ خيلى سخت بود. كى بايد اينجا روشنگرى كند و حقائق را به مردم نشان دهد؟ بعضى ها حقيقتاً متزلزل ميشدند. تاريخ جنگ صفين را كه انسان ميخواند، دلش مي لرزد. در اين صف عظيمى كه اميرالمؤمنين به عنوان لشكريان راه انداخته بود و تا آن منطقه ى حساس - در شامات - در مقابل معاويه قرار گرفته بود، تزلزل اتفاق مى‌‌‌افتاد؛ بارها اين اتفاق افتاد؛ چند ماه هم قضايا طول كشيد. يك وقت خبر مى‌‌‌‌آوردند كه در فلان جبهه، يك نفرى شبهه اى برايش پيدا شده است؛ شروع كرده است به اينكه آقا ما چرا داريم ميجنگيم؟ چه فايده دارد؟ چه، چه.»ايشان همچنين ادامه دادند:«اينجا اصحاب اميرالمؤمنين - يعنى در واقع اصحاب خاص و خالصى كه از اول اسلام با اميرالمؤمنين همراه بودند و از اميرالمؤمنين جدا نشدند - جلو مى‌‌افتادند؛ از جمله جناب عمار ياسر (سلام اللَّه عليه) كه مهمترين كار را ايشان ميكرد. يكى از دفعات عمار ياسر - ظاهراً عمار بود - استدلال كرد. ببينيد چه استدلالهائى است كه انسان ميتواند هميشه اينها را به عنوان استدلالهاى زنده در دست داشته باشد. ايشان ديد يك عده‌‌‌‌اى دچار شبهه شده‌‌‌‌اند؛ خودش را رساند آنجا، سخنرانى كرد.»رهبر انقلاب با اشاره به مواضع انقلابي عمار ياسر افزودند:«يكى از حرفهاى او در اين سخنرانى اين بود كه گفت: اين پرچمى كه شما در جبهه‌‌‌‌ى مقابل مى‌‌‌‌بينيد، اين پرچم را من در روز احد و بدر در مقابل رسول خدا ديدم - پرچم بنى اميه - زير اين پرچم، همان كسانى آن روز ايستاده بودند كه امروز هم ايستاده اند؛ معاويه و عمروعاص. در جنگ احد، هم معاويه، هم عمروعاص و ديگر سران بنى اميه در مقابل پيغمبر قرار داشتند؛ پرچم هم پرچم بنى‌‌‌‌‌‌اميه بود. گفت: اينهائى كه شما مى بينيد در زير اين پرچم، آن طرف ايستاده‌‌‌‌اند، همينها زير همين پرچم در مقابل پيغمبر ايستاده بودند و من اين را به چشم خودم ديدم.اين طرفى كه اميرالمؤمنين هست، همين پرچمى كه امروز اميرالمؤمنين دارد - يعنى پرچم بنى‌‌‌‌‌هاشم - آن روز هم در جنگ بدر و احد بود و همين كسانى كه امروز زيرش ايستاده‌‌‌‌‌اند، يعنى على‌‌بن‌‌‌ابى‌‌طالب و يارانش، آن روز هم زير همين پرچم ايستاده بودند. از اين علامت بهتر؟ ببينيد چه علامت خوبى است. پرچم، همان پرچم جنگ احد است؛ آدمها همان آدمهايند، در يك جبهه. پرچم، همان پرچم جنگ احد است؛ آدمها همان آدمهايند در جبهه‌‌‌‌‌ى ديگر، در جبهه‌‌‌‌‌ى مقابل. فرقش اين است كه آن روز آنها ادعا ميكردند و معترف بودند و افتخار ميكردند كه كافرند، امروز همانها زير آن پرچم ادعا ميكنند كه مسلمند و طرفدار قرآن و پيغمبرند؛ اما آدمها همان آدمهايند، پرچم هم همان پرچم است. خوب، اينها بصيرت است. اينقدر كه ما عرض ميكنيم بصيرت بصيرت، يعنى اين.»عبارت "اين عمارِ" رهبر انقلاب در جريانات بعد از انتخابات فراگير شد تا خواص بدانند نقشي که مي بايست ايفا کنند، نقشي است که در شخصيت عمار ياسر و صراحت هاي او در تبيين مسائل تبلور پيدا کرده است. بيان "اين عمار" يادآور وقايعي تاريخي است. آنجا که علي(ع) با نام بردن از عمار ياسر، ابن تيهان و ذوالشهادتين از کم کاري خواص گلايه کرد....مي گويند آخرين خطبه حضرت قبل از شهادت بوده است. خطبه اي که حکايت از يک سينه داغ و غصه داشت و خواصي که نشناختند علي را و نفهميدند عظمت ولايت را و خويشتن را بر حقايق و رأي امام مقدم داشتند؛ علي از جهاد مي گفت و آنان مشغول دنيايشان بودند و مشغول سياست بازي هايشان. فکر و ذکرشان تنها منافع سياسي شان بود؛ حاضر نمي شدند از خود هزينه کنند. سپر امام نبودند، گاه اگر فرصتي مي شد تنها به تاييد امام و تصميمات او بسنده مي کردند! شايد اگر ولايتمداران امروز، در کوفه زمان علي ابن ابيطالب حضور داشتند، وضع به گونه اي ديگر رقم مي خورد؛ اما آن روز غربت علي وصف ناشدني بود.حکايت عمار ياسر گفتن هاي علي ابن ابيطالب تکان دهنده است. کسي در اوج قدرت و اين گونه سخن گفتن:ما ضَرَّ اِخوانُنَا الَّذينَ سَفِکَت دِماؤُهُم و هُم بِصفّين الا يَکونوا اليَوم اَحياء،
برادران ما که خونشان در صفين ريخته شد ضرر نکردند که اگر امروز زنده بودند،يَسيغونَ الغَصَص و يَشربونَ الرنق
خوراکشان غم و غصه و نوشيدني شان اندوه مي شدقَد والله لَقوا الله فَوَفاهم اُجورَهم واحلهم دارَ الامن بَعد خَوفهم
قسم به خدا در حالي خدا را ملاقات کردند که خدا اجرشان را به تمامي داد و بعد خوف آنها را ايمن گرداندأينَ إخوانِيَ الّذينَ رَكِبوا الطَّريق ، وَ مَضَوا عَلى الحَقّ ؟
کجايند برادران من که راه حق را رفتند؟أين عمّار، أين ابن تيهان، أين ذُو الشهادتين؟
عمار کجاست؟ ابن تيهان کجاست؟ ذوالشهادتين کجاست؟أين نُظرائُهم مِن إخوانِهمُ الذينَ تَعاقَدُوا عَلى المُنية و أبْردَ بِرؤوسِهم إلى الفَجَرة؟
و کجايند مثل عمار، مثل ابن تيهان، مثل ذوالشهادتين که در راه حق با هم عهد بستند و سرهايشان را براي ستمگران فرستادند؟ثُمَّ ضَرَب عليه السلام بِيَدِهِ عَلى لِحيَتِهِ الشَّريفة الكريمة ، فَأطالَ البُكاء
حضرت به اينجا که رسيد به صورت خود زد و گريه اي طولاني کردثُمَّ قالَ عليه السلام :
سپس فرمود:اَوه عَلي اِخواني الَّذينَ تَلوا القُرآن فاحکُموه
آه از آن بردارانم که قرآن را خواندند و آن را حَکَم قرار دادندوَ تَدبروا الفُرَضَ فاقامُوه
در واجبات انديشيدند و با معرفت آن را برپا داشتنداَحيُوا السُّنَّه و اَماتُوا البِدعه
سنت ها را احياء کردند و بدعت ها را ميراندنددُعُوا لِلجهاد فَاجابوا
به جهاد دعوت شدند و آن را اجابت کردندوَ وُثقوا بِالقائد فَاتبعوه
و به قائد و راهنماي خويش ايمان داشتند و از او تبعيت کردندثُمَّ نادي بِاَعلي صوته : الجهاد الجهاد عبادَ اللَّه، ألا و إنّي مُعسكرٌ في يومي هذا، فَمَن أراد الرَّواح إلى اللَّه فَلْيَخرجُ
سپس با صداي بلند فرمود: جهاد! جهاد! اي بندگان خدا! که امروز من آماده ام و هر که قصد خروج الي الله دارد با من بيايد...اکنون اما اگر چه سخن از همان رسالت عمار است اما قطعا شرايط با آن روزها تفاوت دارد. اينجا ديگر کوفه نيست. و اين تحقق همان نگاه روشن امام است که بسيجيانش را برتر از اصحاب علي(ع) و سيدالشهدا(ع) مي دانست. امروز اگر چه صحنه، صحنه صفين است و حقايقي ناگفته مانده است؛ اما بسيارند کساني که در دفاع از حريم ولايت جان بسپارند و انگار حماسه 9 دي تجلي همين معنا بود؛ تجلي بيعتي دوباره با آرمان ها و نظام.اکنون سخنان رهبر انقلاب اتمام حجتي است براي خواصي که هنوز عقب تر از مردم و دانشجويان و طلاب حرکت مي کنند؛ آنان که هنوز با ترديد سخن مي گويند و عماروار به مواجهه با جبهه باطل نمي شتابند. علي امروز به اندازه کافي ياور دارد اما کلامش اتمام حجتي است که در آينه آن مي توان دلسوزي براي خواص را ديد. و امروز روزي است که همه بايد عمار باشند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار