
محمد تاجيک : مجموعه " به کجا چنين شتابان " ساخته ابوالقاسم طالبي از مجموعه هاي موفق تلويزيوني است که به تازگي با استقبال بسيار خوب مخاطبان مواجه شده است . به گزارش جهان ,کافي است در زمان پخش يک سريال موفق در خيابانهاي تهران قدم بزنيد , از تلويزيونهاي روشني که در مغازه ها صداي يکسان هنر پيشه هاي يک سريال را پخش مي کند مي توان فهميد که آن سريال واقعا مردم را با خود درگير کرده است .قدم زدن در تعدادي از خيابانهاي تهران و شنيدن صداي بازيگران سريال آقاي طالبي از تلويزيون مغازه ها نشان مي دهد که اين سريال توانسته جاي خود را در بين مردم باز کند.
/روايت منتقدان/
مجموعه به کجا چنين شتابان " همچنين بااستقبال نسبتا خوب منتقدان مواجه شده است . منتقدي درباره اين سريال نوشته :طالبي در اين فيلم بدون افتادن در دام شعار، قصه خود را تعريف كرد و چون سراغ موضوعي تازه رفته بود، مورد ستايش منتقدان سينما هم قرار گرفت. به كجا چنين شتابان اولين سريالي است كه طالبي آن را كارگرداني ميكند، اما در اين سريال از تجربيات سينمايي خود استفاده كرده و دكوپاژ و ميزانسن قابل قبولي را براي سريال طراحي كرده و بازيهاي قابل قبولي را هم از بازيگران گرفته است؛ هرچند در بازي گرفتن از بازيگران هم خط سياه و سفيد را رعايت كرده و با بزرگنمايي رفتار و كنش شخصيتهاي منفي آنها را تا حدودي غيرقابل باور كرده است. اين منتقد درادامه مطلب خود مي نويسد :انتخاب بازيگران سريال به كجا چنين شتابان خوب است. آهو خردمند را ميتوان بهترين گزينه براي نقش عزيز دانست. بازيگري كه تاكنون او را در نقش مادر بزرگ نديدهايم. خردمند حسهاي مادري دلسوز را كه ميخواهد با كلام خود فرزندان و نوههاي خود را از ناهنجاريها دور كند بخوبي به بيننده منتقل ميكند. خردمند، رضا رويگري و بابك حميديان از بازيگراني هستند كه در به كجا چنين شتابان توانستهاند بازيهاي خود را كاملا كنترل كنند و غلوآميز ظاهر نشوند.
آنها هرچند بايد ديالوگهايي را كه كارگردان به آنها داده مقابل دوربين بگويند، اما تجربه سالها بازي در نقشهاي مختلف به آنها كمك كرده كه نوع بيان، نوع نگاه و كنشهاي خود را كنترل كنند تا بتوانند شخصيتي قابل باور به مخاطب ارائه كنند؛ شخصيتي كه بيننده با او همذات پنداري كند و او را تقلبي و ساختگي نداند.
البته منتقد ديگري درباره اين سريال مي نويسد :اين سريال 25 قسمتي كه هر بخش آن 45 دقيقه است، بيارتباط با دنياي شخصي كارگردان نيست و به نوعي بازتوليد گفتمان ايدئولوژيك ابوالقاسم طالبي در تلويزيون است كه در ساختار زمينهاي اجتماعي روايت ميشود و در واقع دغدغه اخلاقي كارگردان را در مناسبات اجتماعي و انساني بررسي ميكنند.
اين منتقد درادامه مطلب خود مي نويسد :انتخاب بابك حميديان در نقش جواني كه ميخواهد يكشبه ره صدساله را طي كند، قابل توجه است. او با چهره معصومانهاش از يك سو و روياها و آرزوهاي بزرگي كه در سر ميپروراند از سوي ديگر، تصوير كارگردان را از قهرمان اصلي قصه خود ترسيم كرده است. گرچه گاهي احساس ميشود نوعي ظاهربيني و سطحينگري در رفتار او ديده ميشود كه شايد به تلقي كارگردان از نسل جوان مربوط ميشود و نوعي يكدستي و يكسونگري در شخصيتپردازي او ديده ميشود كه در عين زرنگ دانستن خود، خيلي زود و كودكانه فريب ميخورد. او نمادي از جوانان احساسي و هيجاني است كه نوعي شتابزدگي در آنها وجود دارد و البته همين شتابزدگي است كه گاهي زمينه سقوط آنها را فراهم ميآورد. طالبي اگرچه به سمت يك داستان اجتماعي درباره نسل جوان رفته است اما قصه دستكم اين امتياز را دارد كه به جاي طرح مساله ازدواج و عشقهاي دختر و پسري، تفكر، رويكرد و نگاه به زندگي را در نگاه غالب جوان امروزي، بويژه طبقه متوسط شهري محور كار خود قرار دهد. البته تعاملات و تضادهاي اجتماعي را نيز در نسبت سنت و مدرنيته در ذات خود پنهان دارد و در فرآيند قصه بازگو ميكند. بابك حميديان جوان سردرگمي است كه در ميانه سنت و اخلاقيات و ارزشهاي آن از يك سو ايستاده و عزيزخانم مادربزرگش نماد تجسميافته آن ارزشهاست. دنياي مدرن و پر زرق و برق در شخصيت فريدون احتشام تجلي مييابد. /شخصيتي جنجالي/رضا رويگري ايفاگر نقش «فريدون احتشام» از شخصيتهاي جنجالي اين سريال است ؛ نقشي که گويا قرار بود مرحوم شکيبايي بازي کند و رويگري براي نقش ديگري انتخاب شده بوديد؟
آن طور که رضا رويگري درمصاحبه اي دراين باره گفته :ابوالقاسم طالبي رويگري را براي بازي در نقش هاتف که الان علي عمراني آن را بازي مي کند، انتخاب کرده بود. و زماني هم که خسرو شکيبايي از دنيا رفت، آقاي طالبي به دنبال بازيگري بود که بتواند از پس اين نقش بربيايد. .رضا رويگري وقتي فيلمنامه را خوانده وبا نقش فريدون احتشام آشنا شده ، با آقاي طالبي تماس گرفته و گفته يا فريدون احتشام يا اصلاً بازي نمي کنم.او هم که ظاهراً از قبل خودش به اين نتيجه رسيده بود، نقش را به رويگري مي سپرد.
از نظر رضا رويگري احتشام يک شخصيت خاکستري است؛ يک نقش پر فراز و نشيب از آنهايي که مي شود به خوبي رويشان کارکرد و مانور داد. رويگري گفته : وقتي فيلمنامه را خواندم، عاشق فريدون شدم.