
محمد صادق زمانی
این روزها بازار طرح هدفمند کردن یارانهها داغ داغ است. این طرح که در بدو امر با اما و اگرهای زیادی از سوی کارشناسان و نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی روبهرو بود سرانجام توانست گلیم خودش را از آب بیرون بکشد و با موافقت نمایندگان مجلس هشتم بر ساحل تصویب تکیه بزند. هرچند این طرح هم مثل هر طرح دیگری موافقان و مخالفان ویژه خودش را دارد اما در یک وزنکشی آزاد، کفه مخالفان آن سنگینتر است.
موافقان طرح هدفمند کردن یارانهها بر این باورند که این طرح باید اجرا شود چرا که در حکم یک جراحی برای اقتصاد ایران است. گروه موافقان یارانههای هدفمند، دولتهای پیشین را به خاطر اجرایی نکردن این طرح مورد انتقاد قرار میدهند و میگویند که دولتهای گذشته (سازندگی و اصلاحات) شجاعت اجرای این طرح را نداشتهاند.
مخالفان این طرح را هم میتوان به دو دسته تقسیم کرد؛ طیفی از آنان از بیخ و بن مخالف اجرای چنین طرحی هستند و گروه دیگر، اصل طرح یارانههای هدفمند را قبول دارند ولی اجرای آن را در مقطع کنونی سمّ کشندهای برای اقتصاد کشور قلمداد میکنند. اما هر دو گروه این مخالفان در این نکات اشتراک نظر دارند که اولاً اجرای طرح هدفمند کردن یارانهها سبب وارد آمدن فشار مضاعف بر مردم و افزایش تورم میشود و ثانیاً کارشناسیهای لازم در تدوین طرح و چگونگی اجرای آن صورت نگرفته است.
انتشار مخالفتهای گروهی از کارشناسان مسائل اجتماعی و اقتصادی با طرح هدفمند کردن یارانهها و خبر دهکبندی اقشار جامعه از سوی دولت برای آغاز اجرای طرح، نوعی التهاب و دلواپسی را طی چند روز گذشته میان مردم به ویژه شهروندان تهرانی رقم زده است. البته بخشی از این التهاب و دلواپسی از منظر روانشناختی امری طبیعی است که از آن با عنوان «اینرسی» یاد میشود؛ به این معنا که انسانها و جوامع همیشه در برابر پدیدههای جدید و نوظهور دچار اضطراب میشوند. اما خاستگاه بخش اعظم این نگرانی را میتوان در مشکلاتی جستوجو کرد که مردم با آن دست به گریبان هستند؛ مشکلاتی مثل گرانی و بیکاری. قطعاً این حق طبیعی مردم است که از افزایش گرانی و فشارهای اقتصادی و عوارض خطرناک آن نگران باشند؛ عوارضی مثل افزایش بزهکاریهای فردی و اجتماعی، رشد فساد اداری، گسترش بدبینی و منفینگری اجتماعی، افسردگی، پرخاشگری و. . .
اما هنوز روشن نیست که آیا اجرای این طرح به افزایش تورم دامن میزند یا نه؟ و از این بابت پرسشها و ابهامات پررنگی در افکار عمومی شکل گرفته که از دغدغههای بحق آنان پرده بر میدارد. خود مسؤولان دولتی هم در تشدید این ابهامات مؤثر بوده و هستند چرا که اطلاعرسانی شفاف و کاملی در این باره انجام ندادهاند. مسؤولان دولتی مرتبط با این طرح برای برطرف کردن این ابهامات و پاسخ به این پرسشها باید وارد گود شوند و فاز تازهای از اطلاعرسانی را در این زمینه کلید بزنند. به قول شاعر: یارانهها را سقف بشکافند و طرحی نو دراندازند!