
طی ماههای اخیر و پس از آشکار شدن حرکات معاندانه بیت العدل در تحولات سیاسی ایران و در نتیجه نقش بر آب شدن توطئه های کوچک و بزرگ علیه دولت و ملت ایران اسلامی، دیگر از بیانیه های پی در پی بیت العدل خبری نیست . تعطیلی محفل ملی ایران (تحت عنوان یاران ایران) و نبود سیستم رهبری و هماهنگ کننده از یک طرف و کاهش صدور بیانیه از سوی بیت العدل جهت راهبری بهائیان داخل ایران از طرف دیگر ، تامل برانگیز و در نوع خود کم سابقه می باشد و این سوال به ذهن متبادر می گردد آیا بهائیان در ایران رها شده اند یا سیستم تشکیلاتی بهائیت در حال دگردیسی جدیدی است ؟ و بیت العدل نامشروع بدنبال چه گزینه جانشینی در ایران بجای محفمل ملی ایران می باشد ؟ واقعیت اینست که با رو شدن چهره دشمنی بیت العدل نامشروع با نظام جمهوری اسلامی در جریانات اخیر و روشن شدن موضع سیاسی این فرقه در همسوئی با دشمنان جمهوری اسلامی ،دیگر جای هیچ انکاری را برای کتمان این حقیقت نمی گذارد که بیت العدل و تشکیلات بهائیت دیگر نه در صف دوست یا صف بیطرف نسبت به ملت و دولت ایران اسلامی و شیعی قرار ندارند و آنان اکنون در اردوگاه دشمنان ایران چادر زده اند. واقعیت تلخ دیگری که گریبانگیر بهائیان ایران شده اینست که بیت العدل نامشروع؛ آنان را بصورت ناخواسته وارد مواضعی نموده که هیچگاه دوستدار آن نبوده و همواره از ورود به این جایگاه پرهیز داشته اند .اینکه بهائیان؛ عناصر داخلی دشمنان از دید مردم و دولت ایران تلقی گردند.اینکه هر حرکت بهائیان بعنوان یک حرکت سیاسی همگام با مخالفان این مرز و بوم تلقی گردد همه باعث میگرددکه همزیستی مسالمت آمیز گذشته در جامعه ایران دیگر برای بهائیان معنا نداشته باشد و این چماقی است که از روی نادانی جماعتی مستقر در بیت العدل نامشروع بر سر بهائیان ایران خورده است و اگر ترس از طرد روحانی نبود و فضای آزادی برای ابراز عقیده وجود داشت مطمئناً بهائیان بر روند ایجاد شده از سوی بیت العدل معترض بودند. اگر چه نمونه های جسته و گریخته ای در میان بهائیان سنت گرا و نیز جوانان روشنفکر بهائی پیدا شده است که به انحا گوناگون مخالفت خودرا با تصمیمات نا بخردانه بیت العدل و مشاورین قاره ای آن نشان میدهند .ولی اکنون در اردوگاه مخالفان ایران سهمیه خاصی برای فرقه بهائیت در نظر گرفته شده و آن چیزی نیست مگر مشارکت در جنگ نرم برعلیه جمهوری اسلامی و مذهب شیعه .!!!. به صدها دلیل می توان ثابت کرد که هیچ دسته و گروه معاندی باندازه این فرقه نمی تواند در این جنگ برای امریکا و اسرائیل تاثیر گذار باشد.این فرقه می تواند با استفاده از نیروی داخلی بهائیت در ایران و نیروهای تربیت یافته در زمینه های مختلف خبری،هنری،اقتصادی،فرهنگی و... درخارج از کشور توان مبارزه دراز مدتی را از خود بروز دهد و لذا سردمداران جنگ نرم حساب ویژه ای برای این فرقه و تشکیلات باز نموده اند.بیت العدل در این میان بازنگری جدیدی برای استراتژی حیات خود در دستور کار دارد.آنان کم کم باب تفاسیر جدیدی از آنچه بدستور رهبران گذشته خود منع شده اند ،آغاز خواهند نمود و با استفاده از ابزارهای تبلیغاتی خود آنها را توجیه پذیر نموده تا سطح اعتماد عمومی بهائیان را از دست ندهند.بطور مثال آنان در تلویزیون ، سایت ها وضیافت های 19 روزه تفسیر جدیدی از اصل عدم دخالت در سیاست را ارائه می دهند و مرتباٌ بر این تفاسیر جدید توجیه تکراری می گذارند.اگربه بیانیه های بیت العدل ،مقالات درج شده در سایت های منتسب به بهائیت و نوع گفتار گویندگان کانال های تلویزیونی بهائی در مقایسه با چند سال قبل نگاهی بیاندازیم ، بخوبی صدق این ادعا روشن خواهد شد. بیت العدل نامشروع برای همراه نمودن بهائیان با اقدامات در دست انجام خود چاره ای جز ورود به آنچه قبلا بر آن منع گردیده ، ندارد . شاید یکی از دلایل مخالفت بهائیان ارتدوکس یا بهائیان حقیقی با بیت العدل فعلی نیز بایستی از همین زاویه مشاهده کرد.هرچند هردو در اصل قضیه باطلند.اما غیر سیاسی بودن بهائیان حقیقی و متعهد بودن آنان نسبت به بیت العدل نشینان ملموس تر است