
مهدی امامقلی - پروژههای جریان فتنه در قالب «نفاقنو» و «دیکتاتوری نوین» ابعاد تازهای به خود گرفته است و باعث رونماییهای جدیدی در حوزه تئوری و عمل فتنهجویان شده است. اکنون برخی تئوریسینهای معاند و خارجنشین اپوزیسیون به طور صریح و بیپرده، دین را مورد حمله قرار داده و در مصاحبههای خود با شبکههای غربی وقیحانه آموزههای اسلامی و انگارههای شیعی را نشانه رفتهاند و برای بهاییان و فتنهجویان داخلی و خارجی باب مبارزه علنی با اسلام را مفتوح کردهاند تا جایی که اکنون این گستاخیها در این راستا برنامهریزی میشود که تنها هویت شیعی و مکتبی جمهوری اسلامی ایران در خاورمیانه و انظار عمومی جهانیان تضعیف و منزوی شود. بررسی ابعاد دینستیزی و حمله جریان فتنه علیه اقتدار نظام جمهوری اسلامی نکات مهمی است که در این وجیزه میآید:
انسجام اسلامی و تشیع
امروزه عزت و ابهت جمهوری اسلامی در حوزههای منطقهای و بینالمللی یک واقعیت مسلم و انکارناپذیر است چنانکه سران و دولتمردان جمهوری اسلامی به هر کجا که سفر میکنند با استقبال عموم جهانیان روبهرو میشوند و سردمداران آمریکایی به هر کجا که میروند مورد تنفر و انزجار ملتهای آزاد قرار میگیرند و این همه رهاوردی است که به برکت هویت مسلمان و انقلابی ملت ایران و حاکمیت اسلامی و شیعینظام جمهوری اسلامی به ارمغان آمده است. طی گذشت سه دهه از حیات با برکت انقلاب اسلامی، چند سالی است که اقتدار نظام اسلامی به عنوان هژمونی تحرکات اسلامی و شیعی منطقه خاورمیانه (حزبالله لبنان، اخوانالمسلمین، حماس، مقاومتهای فلسطینی و تحرکات ضدآمریکایی در افغانستان و عراق و...) به منصه ظهور و بروز بینالمللی رسیده است و پس از شکلگیری تحرکات ضد آمریکایی و ضد اسراییلی به ویژه در تظاهرات بینالمللی در جنگ 33 روزه غزه، جمهوری اسلامی ایران به عنوان قطب مبارزات اسلاممحورانه و پیش برنده جریان شیعی در جهان شناخته شده است. بدین جهت است که آمریکا و انگلیس همواره سعی میکنند با دام جنگ شیعه و سنی و اختلافافکنیهای مذهبی، وحدت و یکپارچگی ملت ایران را مورد حمله قرار دهند و ایران را بهعنوان حامی تروریست در عراق و افغانستان معرفی کنند. تهمتهای آمریکا علیه ایران، حمایت آمریکاییان از عوامل جداییطلب و نیز جاده صافکنی جریانات تروریست مدلول این ادعاست که دشمنان نظام، مسأله از بین بردن وحدت و انسجام ملی حول محور اسلام و تشیع در ایران را در اولویت اهداف شوم خود قرار دادهاند.
فتنه قبل از انتخابات و حمله به دین و مذهب
ماهها قبل از انتخابات اخیر امپریالیسم و به ویژه انگلیس و آمریکا که از دشمنان دیرینه و قسم خورده انقلاب اسلامیاند با تشکیل کارگروهها و اتاقهای جنگ نرم درصدد تشدید تهاجمات، فرصتطلبی و استفاده از ظرفیتهای تشکیلاتی و تئوریک اپوزیسیون ایرانی برآمدند و انتخابات اخیر را بستر مناسبی برای اعمال اهداف شوم خود دانستند. (1- مبارزه در جهت تضعیف نظام اسلامی و برآمدن دولت مطلوب غرب و 2- مبارزه با محتوای اسلامی و شیعی ملت ایران). از طرفی در ایام تبلیغات انتخابات ریاستجمهوری دو کاندیدای ناکام، میرحسین موسوی و مهدی کروبی با حضور در میان مردم سنی و کردنشین کشور و حتی دراویش طریقت گنابادی بهگونهای سخنرانی کرده و شعار دادندکه گویا جمهوری اسلامی با سنیها یا اقلیتها سرستیز دارد و حق آنها را پایمال میکند یا آنکه تنها این دو نفر هستند که در هیبت یک ناجی آمدهاند تا مطالبات آنها را برآورده کنند! از رهگذر همین بلبشوآفرینی و تهمتزدن کروبی و موسوی به نظام بود که جماعت فرصتطلبی چون اتحادیه کردهای دموکرات و دیگر گروههای جداییطلب و وهابیان و بهاییان خارجنشین با بیانیههایی، حمایت خود را از کروبی و میرحسین موسوی اعلام کردند. در یکم اردیبهشت سالجاری میرحسین موسوی در دیدار با مولوی عبدالحمید امام جمعه مسجد مکی زاهدان قول داد در تهران مسجدی خاص سنیها ساخته شود و بیآنکه بگوید مسجد مسلمانان اعم از سنی و شیعه یکی است به اختلافآفرینی دشمنان و دام غربی جنگ شیعه و سنی دامن زد. از همینرو بود که پس از سفر رهبر معظم انقلاب به کردستان و بیانات روشنگرانه ایشان درخصوص ریشههای تفرقهافکنی مزدوران میان شیعه و سنی که فضای همدلی بسیار مثبتی ایجاد شده بود، دشمنان فضا را برای اهداف شوم خود مناسب دیدند و با بمبگذاری 7 خرداد در مسجد شیعیان به نام علی ابن ابیطالب در زاهدان که دومین مسجد اصلی شیعیان در این شهر است در پی ایجاد اختلافافکنیهای مذهبی در قبل از انتخابات برآمدند.
فتنه پس از انتخابات و ادامه «دین ستیزی» فتنهجویان
پس از انتخابات و شکست اصلاحات در برابر اصولگرایان جریان فتنه بیکار ننشست و پروژههایی را در راستای اعمال فشار بر حاکمیت و ایجاد هرج و مرجطلبی از سر گرفت:
1- با کفش به نماز جمعه ایستادن دختر و پسر کنار هم با روبانهای رنگی
2- شعار نه غزه نه لبنان در روز قدس
3- طرح «دین سبز» از سوی حامیان موسوی و کروبی
4- هتک حرمت تصاویر حضرت امام راحل (رضواناللـه تعالی علیه) و مقام معظم رهبری
5- هتک حرمت و سوت و کف و هلهله کردن در عاشورای حسینی
به اضافه فرصتطلبی غربیان در حادثه تروریستی زاهدان و شهادت تنی از فرماندهان سپاه در اواخر مهر ماه و ... که در تمامی این موارد سران فتنه با بهکارگیری سیاستهای ماکیاولی و استفاده ابزاری از دین (مانند تکبیرهای شبانه در راستای توهین به نظام) و هواداری بهاییان و وهابیان فضا را برای گستاخیهای علنی اپوزیسیون خارجنشین نسبت به ملت ایران تمهید کردند تا جایی که اکبر گنجی در مصاحبهای با شبکه تلویزیونی بیبیسی آشکارا به نفی وجود مبارک حضرت بقیتالله الاعظم، ارواحنالتراب مقدمه الفداء پرداخت و این همه در حالی است که اولاً: اکبر گنجی از هواداران میرحسین موسوی و تئوریسینهای جریان ناکام اصلاحات است و ثانیاً: گنجی جزو اتاق فکر 5 نفره جریان فتنه در خارج کشور است و ثالثاً: آقای میرحسین موسوی تشکیل این اتاق فکر 5 نفره را در خارج از کشور تکذیب و یا رد نکرده است.به عبارتی حرفهای سران فتنه توسط عناصر فاشیست خارجنشین عنوان میشود چه آنکه پیش از این بسیاری از هواداران امروزی آقای میرحسین موسوی (به ویژه اتاق فکر پنج نفره خارجنشین) در حمله به بنیانهای دینی و مذهبی ملت ایران ید طولایی داشتهاند.
1-عطاءالله مهاجرانی، آریا 16/1/79: نظریه غیرت دینی ویران کننده اندیشه و فرهنگ و تمدن است.
2-اکبر گنجی، صبح امروز، 23/2/78: پیامبر در بدر و حنین و ... شمشیر زد... اما آیا جنگهای جبهه حق علیه باطل پیامدهای ناخواسته یا آثار وضعیه به دنبال ندارد؟... خشونت فرزند خشونت است و درخت خشونت میوههایی جز خشونت به بار نمیآورد.
3-عبدالکریم سروش، ماهنامه کیان، فروردین 78: ارتداد حق طبیعی هر انسانی است و ادیان همگی برحقاند.
4-محسن کدیور، روزنامه خرداد، 18/9/77: دین حکومت ندارد هیچ روشی را برای نحوه حکومت پیشنهاد نداده است، نحوه حکومت را مردم تعیین میکنند. چون اصل حکومت یک امر عقلانی است، نه دینی.
5-عبدالعلی بازرگان، جرس، موریانه مرگ حکومتها 16/5/88: نظام قرون وسطائی ولایت فقیه اینک نزد اکثریت ملت مرده است.