«بهسوی فردا» اسم برنامه زنده تلویزیونی است که توسط شبکه سه سیما برای روشن شدن ابعاد تاریک، مبهم و غبار آلود جریانات انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری که منجر به فتنه بزرگی علیه نظام جمهوری اسلامی شده تهیه شده و شبها با دعوت از میهمانان با دیدگاههای متفاوت پخش میشود. شب 22 دی ماه میهمان «به سوی فردا» آقای حسین شریعتمداری مدیر مسؤول روزنامه کیهان و آقای مصطفی کواکبیان، مدیر مسؤول روزنامه مردم سالاری بود. در شبهای گذشته گر چه میهمانان دیدگاههای متفاوتی نسبت به جریانات اتفاق افتاده داشتند اما جملگی از جریان اصول گرا دعوت میشد؛ تا جایی که یادم میآید آقای جهانگیرزاده و مقدمفر ( البته این دو تقریباً مواضع یکی داشتند) آقایان مطهری و وحید جلیلی و همچنین آقایان سلیمی نمین و آقای مرتضی نبوی. اصل پرداخت به موضوع در جهت روشن شدن زوایای تاریک فتنه و بالابردن شناخت مردم و به تبع آن پیدا کردن بصیرت بسیار کارشایسته و قابل تقدیر است. اما گر چه صدا و سیما در انتخاب میهمانان و اجرای برنامه با تمام محدودیتها و معذوریتهایی که از نظر رسانه ملی بودن و زنده بودن برنامه دارد، باید نهایت تلاش خود را معطوف کند که در اجرای برنامه کاملاً بیطرف عمل کند که اگر غیر از این باشد یقیناً به ضد تبلیغ تبدیل خواهد شد. یعنی نه تنها فضای بحث و موضوع شفاف نخواهد شد بلکه برغلظت غبار آن نیز افزوده خواهد گشت. در همان شب مورد اشاره کلیپی از فرمایشات حکیمانه مقام معظم رهبری پخش کردند. به رغم آنکه بخشی از کلیپ به جدیدترین فرمایشات ایشان در دیدار مردم قم به مناسبت 19 دی ماه ایراد شده بود بخش مربوط به حرکتهای خود سرانه برخی نیروها که به تعبیر ایشان کمک به دشمن بود را حذف کرده بودند شاید به این نیت که اگر پخش میشد تأکید و شاهد مثالی میتوانست برای بخشی از حرفهای کواکبیان باشد. به نظر میرسد این برنامهها در صورتی موفق خواهد بود که نگاه کاملاً بیطرفانه و در جهت کالبد شکافی و آسیبشناسی جریانات پیش آمده باشد. گر چه به نظر میرسد که هاضمه افکار عمومی قضایای پیش آمده را هضم نکرده است و فلسفه چنین برنامههایی نیز در همین راستا تدارک دیده و پخش میشود اما به نظر این قلم ناچیز حل و هضم مشکلات پیش آمده چیز مهمی است. ولی کالبد شکافی و آسیب شناسی بسترهایی که باعث ایجاد فتنه و یا طمع استکبار جهانی برای استفاده از ابزارهای داخلی برای هدایت یک فتنه تمام عیار شد مهمتر از قضیه اول یعنی مهار فتنه است، شاید یکی از علل تأکید مقام معظم رهبری برای پیدا کردن بصیرت نخبگان و مردم همین موضوع باشد. باید در آسیب شناسی قضایایی که منجر به انعقاد نطفه فتنه در کشور شد را کارشناسانه شناسایی کرده و تمام بسترهای آن را از بین برد و به عبارت دیگر تهدیدها را به فرصت تبدیل کرد وگرنه در آینده نیز باید منتظر آبستن حوادث جدید با پیچیدگیهای به مراتب بالاتر بود. یقیناً عوامل مختلفی مستقیم یا غیر مستقیم در ایجاد بسترهایی که مورد استفاده دشمن قرار گرفت تأثیرگذار بوده است. گرچه برخی معتقدند یک برنامه از پیش تعیین شده استکبار با هماهنگی عوامل داخلی جریان انتخابات را رقم زد. اما به عقیده نگارنده این نمیتواند صحیح باشد چرا که آنگاه میباید دستگاههای نظارتی که پیش از 30 دوره بر انتخابات و تعیین صلاحیت کاندیداها نظر دادهاند را ناخواسته زیر سؤال ببریم و باز قبول دارم که میزان، حال فعلی افراد است اما ممکن است به علل مختلف افراد در طول ادوار دچار دگرگونی، دگردیسی یا دگراندیشی شده باشند و در برخی از مواضع خود تغییراتی داده باشند. اما اینکه افرادی که از فیلتر شورای نگهبان گذشته و احراز صلاحیت شدهاند از اول دچار کجی بودهاند را عقلاً نمیتوان قبول کرد و قبول آن مساوی با زیر سؤال بردن راه طی شده انقلاب اسلامی است که پیوسته از افتخارات ملی بوده است. البته وجود کمیها و کاستیها در جای خود محفوظ، اما ممکن است ایراد یا انتقاداتی هم بر عملکردها وارد بوده باشد. چرا که مسؤولان هیچکدام معصوم نبودهاند و اوایل انقلاب نیز هیچیک از آنها تجربه مملکت داری نداشتهاند. اما در صداقت آن روز آنان کمتر میتوان شک کرد.بر این باورم که مسؤولان امر به دور از حب و بغضها و تعصبهای گروهی و جناحی که متأسفانه اکثر آنان به این مرض اپیدمی دچار شدهاند با نگاهی آسیبشناسانه و رو به ساختن فردای بهتر تمامی عوامل دخیل در جریان فتنه را دقیقاً کالبد شکافی کنند و عملکردها مورد باز خوانی و باز شناسی قرار گیرد و هر یک از مسؤولان منصفانه قضاوت نمایند و مسؤولیت کارهای انجام شده یا انجام نشدهای که منجر به پیدایش فتنه شده است را بپذیرند. باید شورای محترم نگهبان بپذیرد که با عدم تفسیر قانون اساسی در مورد رجال سیاسی زمینه را برای حضور بسیاری از نااهلان و کوتولهها باز کرد یا موضعگیری ناصواب برخی از اعضا سرمایه اجتماعی یعنی اعتمادی که مردم به داور مسابقات داشتند تا حدود زیادی لطمه دید البته شیطنت رسانههای استکباری در بزرگنمایی نقاط ضعیف در جای خود محفوظ است اما متأسفانه برخی عملکردها بهانه دست دشمن داد و همچنین با ایرادات اساسی که به قانون انتخابات فعلی از نظر ساختاری وارد است اگر مرتفع نشود یقیناً در انتخاباتهای آتی میتواند بستر سازنا آرامیهای بیشتری در سطح جامعه باشد که بحث قانون انتخابات باید بدون فوت وقت و در جای خود بهطور مفصل به آن پرداخته شود. در مقطع کنونی نیز برای حل مشکل پیش آمده بهترین راه، برگشت به قانون است و قبول حکمیت و قضاوت قانون بر رفتارها و عملکردهایی است که همگان داشتهاند. در این برگشت به قانون، راهبرد را مقام معظم رهبری تعیین کردهاند؛ باید جذب حداکثری و دفع حداقلی صورت بگیرد. البته به نظر میرسد که برخی بنا ندارند بگذارند که غائله فیصله پیدا کند. ازجمله کسانی که به خطا رفته و قانون شکنی کردهاند نمیخواهند بگذارند که فضای غبار آلود پیش آمده رو به شفافیت بگذارد. در محیطی آرام و منطقی و به دور از هیاهو شناخت سره از ناسره کار چندان مشکلی نخواهد بود و برخی نیز خبط طرف مقابل در قانون شکنی را برای خود یک فرصت طلایی تلقی کرده و برای ریشهکن کردن رقیب چندین ساله خود سر از پا نمیشناسند. غافل از آنکه هر دو در زمین دشمن بازی میکنند.دشمن در جنگ نرم در پی آسیب رساندن به یاورها و ارزشهای اسلامی و انقلاب، وحدت و یکپارچگی، سرمایههای اجتماعی که همان اعتماد مردم به نظام را، ناجوانمردانه نشانه رفته است. در داخل کشور عدهای از روی غفلت با جنگ سختی که علیه همدیگر آغاز کردهاند خواسته یا ناخواسته آب بر آسیاب دشمن ریخته و بدون جیره و مواجب عمله آنان شدهاند. طرحهای آشتی ملی و ایجاد لویی جرگه و امثالهم نیز از روی دلسوزی نبوده ونمی تواند چاره کار باشد. چرا که بیشتر برای فرار از زیر بار تاوانی است که خطاکاران باید در قبال نظام مظلوم جمهوری اسلامی پرداخت کنند. بنابر این بهترین و کوتاهترین راه تسلیم در برابر اراده ملت و قبول اجرای دقیق قانون است.