کد خبر: 202125
تاریخ انتشار: ۲۸ دی ۱۳۸۸ - ۰۸:۴۵
گزارش تحلیلی «جوان» از ریزش‌ها و رویش‌های سیاسی پس از انقلاب
رحیم زیادعلی- در فضای گفتمانی کشور آنچه این روزها از سوی یک جریان افراطی تبلیغ و ترویج می‌شود، عبارت است از اینکه پس از حوادث انتخابات ریاست جمهوری بخش قابل توجهی از جامعه نخبه کشور دچار ریزش شده و از حاکمیت فاصله گرفته‌اند. اینکه چرا در فرآیند اجتماعی بخشی از نیروها دچار ریزش می‌شوند، مسأله‌ای است که دلایل بسیاری دارد و متناسب با فضای هر جامعه‌ای زمینه‌های آن متفاوت است، اما، اینکه آیا در فضای کنونی جامعه این اتفاق رخ داده و ادعای فوق قابل اعتناست یا خیر، موضوعی است که در این گزارش تلاش خواهد شد، به آن پرداخته شود. رهبرمعظم انقلاب 10 سال پیش در خطبه‌های نماز جمعه تهران مسأله ریزش‌ها و رویش‌ها را مورد توجه قرار دادند و افزودند: «بعضى عناصرى که هیچ سودى در سلطه‌ آمریکا بر این کشور ندارند، از روى غفلت و اشتباه و ضعف‌ها و عقده‌ها، براى سلطه‌ آمریکا بر این کشور تلاش مى‌کنند! البته اشخاص مختلفند؛ بعضی‌ها عقده‌اى دارند؛ بعضی‌ها کینه‌اى دارند؛ بعضی‌ها گله‌اى از کسى دارند؛ براى خاطر دستمالى، قیصریه را آتش مى‌زنند؛ به‌خاطر یک دشمنى و یک کینه‌ شخصى و یک محرومیت از فلان مسؤولیت که مایل بوده به او بدهند و مثلاً نشده و به‌خاطر یک اشتباه در فهم، مى‌بینید که حرفى مى‌زنند، اقدامى مى‌کنند، موضعى مى‌گیرند و کارى مى‌کنند که به ضرر تمام مى‌شود و در خدمت دشمن قرار مى‌گیرند.»واکاوی رفتار جریان مغلوب انتخابات اخیر تردیدی باقی نمی‌گذارد که اینان خواسته یا ناخواسته در فرآیندی قرار گرفتند که نتیجه آن تحمیل خسارات فراوان مادی و معنوی به کشور و انقلاب و کمک به اهداف تفرقه‌افکنانه آمریکا‌‌ ‌بود. توهم بزرگدر انتخابات دهم ریاست جمهوری، میرحسین موسوی پس از20 سال سکوت و دوری از مناصب اجرایی کشور با طرح شعارهای انقلابی و استفاده از سابقه اجرایی دوران نخست‌وزیری خویش، تلاش بسیاری را آغاز کرد تا بر رقیب انتخاباتی خود غالب شود. او در این رقابت انتخاباتی چنان دچار احساس خود محبوبیتی شده بود که حتی پیش از اعلام نتیجه انتخابات در یک کنفرانس مطبوعاتی پیروزی‌اش را در انتخابات اعلام کرد. میرحسین موسوی که متأثر از مشاوره‌های غلط اطرافیان، ‌به نتیجه‌ای جز پیروزی در انتخابات نمی‌اندیشید، پس از آنکه نتیجه انتخابات را برخلاف ارزیابی‌های خود دید، همه قواعد اخلاقی و قانونی را برهم زد و عملاً راه نافرمانی علیه حاکمیت را گشود. او که تا پیش از این همواره بازگشت به آرمان‌های امام و انقلاب، قانونگرایی و تکریم شهروندان را به عنوان اساسی‌ترین برنامه خود به افکار عمومی معرفی کرده بود، پس از ناکامی در انتخابات با اتخاذ برخی رفتار‌های ساختارشکنانه نه تنها بسیاری از آرمان‌های امام و انقلاب را به مسلخ برد، که حماسه 85 درصدی حضور مردم در انتخابات را که یک رکورد بی‌سابقه در کشور محسوب می‌شد، به خاطر امیال سیاسی خود، به کام مردم تلخ کرد. از ابوالحسن تا میرحسینگرچه این گزارش بنا ندارد رفتار انتخاباتی میرحسین موسوی را با ابوالحسن بنی صدر مقایسه نماید، اما مطالعه رفتار نخستین رئیس‌جمهور ایران در دهه 60 نیز می‌تواند تا حدودی این واقعیت را روشن سازد که مردم همواره از نخبگان جلوتر بوده و هرجا که احساس کنند تمایلات غیرانقلابی در رفتار آنها بروز و ظهور پیدا می‌کند، به سرعت توسط مردم پالایش می‌شوند. شاید بتوان ادعا کرد که ریزش مورد ادعای برخی جریانات افراطی در زمان کنونی از این جنس است. ابوالحسن بنی‌صدر که در کوران حوادث اول انقلاب با رأی 11 میلیونی مردم به ریاست جمهوری رسید، همواره تلاش بسیاری کرده بود تا خود را به عنوان یکی از یاران امام (ره) به مردم معرفی کند. هم‌او بود که کتاب اقتصاد اسلامی را به نگارش درآورد و در رد نظریات مارکسیستی بارها آمادگی خود را برای مناظره با مارکسیست‌ها اعلام کرد. حتی برای نخستین بار واژه «منافقین» برای سازمان مجاهدین خلق از سوی وی به کار برده شد. بنی صدر برای ابراز ارادت بیشتر به امام حتی تصمیم گرفته بود که فرزند امام (سید احمد خمینی) را برای نخست‌وزیری معرفی کند که با مخالفت امام مواجه شد. او که روزگاری کتاب درباره «کیش شخصیت» نوشته بود، آنچنان دچار کیش شخصیت و خودبزرگ بینی شد که پس ازتکیه برقدرت، در کمتر از یک‌سال جایگاه خویش را در نزد مردم از دست داد. توهم خود بزرگ بینی بنی صدر آنچنان به یک باور برای او تبدیل شده بود که با القای مسعود رجوی که «تو از خمینی محبوب‌تری» در مقابل امام ایستادن را به در کنار امام بودن ترجیح داد. از این رو بود که پس از مدتی طرح رفراندوم را مبتنی بر این توهم باطل مطرح ساخت. پس از آنکه ماهیت وابستگی او به غرب بر همگان روشن شد، متأثر از توهمی که در درون او شکل گرفته بود، ‌تا آخرین لحظات ریاست جمهوری تصور می‌کرد به پشتوانه رأی 11 میلیونی مردم، نظام نخواهد توانست با او برخورد کند و در نهایت مردم به نفع او قیام خواهند کرد. غافل از اینکه مردم انقلابی ایران، ‌با درک صحیح از اهداف ضد اسلامی بنی‌صدر او را از گردونه انقلاب حذف کردند و کسانی که با 11 میلیون رأی او را بر کرسی ریاست جمهوری نشاندند، این بار با شعارهای «حالا که رهبرت مصدق شده، رأی ما را پس بده» و«ابوالحسن پینوشه رأی ما کوفتت بشه» او را از گردونه انقلاب خارج ساختند و نظام با کمترین ریزش به پشتوانه مردم به حیات سیاسی خود با قدرت و قوت بیشتری ادامه داد. ریزش در عین رویشدر حوادث اخیر ریاست جمهوری نیز آقای موسوی با دیدن هواداران خود در راهپیمایی 25 خرداد دچار توهم شد و احساس کرد که از حمایت یک نیروی اجتماعی بزرگی برخوردار است، غافل از آنکه درصد جمعیت رأی‌دهنده به موسوی بالاتر از بنی‌صدر نبود. آنچه در رفتار انتخاباتی میرحسین موسوی به عنوان یک مسأله حائز اهمیت می‌توان به آن اشاره کرد این است که او نیز از برخی واژه‌های انقلابی و مردم‌پسند تنها برای اهداف حزبی و جریانی خود بهره جست و در عمل چندان به روحانیت به عنوان یک اصل پذیرفته شده اعتنایی نداشت و به تعبیر علی مطهری که حداکثر جرم موسوی را «خطاکاری » در انتخابات می‌داند، در رابطه با شخصیت موسوی اذعان می‌کند که ایشان و تیپ امثال موسوی، ‌روحانیونی مانند امام(ره) را استثنا دانسته و اعتقاد چندانی به روحانیت ندارند. اما هرچه از فضای غبارآلود حاکم بر انتخابات فاصله گرفته شد و مردم از ماهیت این جریان به رهبری میرحسین موسوی واقف شدند، رفته رفته ریزش در نیروهای معترض و کف خیابانی به نفع حاکمیت آغاز شد، به گونه‌ای که در راهپیمایی‌ها و تظاهراتی که به صورت مستقیم و غیر مستقیم در حمایت از میرحسین موسوی به بهانه‌های مختلف شکل گرفت روز به روز از حجم هواداران وی کاسته شد تا آنجا که جمعیت چندصدهزارنفری 25خرداد در کمتر از پنج ماه به چند هزار نفر در تهران کاهش یافت و بسیاری از 13 میلیون شهروندی که در 22 خرداد به میرحسین موسوی رأی دادند، دراعتراض به اتخاذ رفتارهای ساختار شکنانه‌ای که از سوی وی و همفکرانش صورت گرفت از او روی گردان شده و به خانواده انقلاب بازگشته‌اند. راهپیمایی حماسی و میلیونی مردم در 9دی ماه در اعتراض به هتک حرمت سید الشهدا (ع) در روز عاشورا از سوی عده‌ای که خود را زیر علم میرحسین موسوی تعریف کرده بودند، گویای این مدعاست و هیچ جریان و گروه سیاسی نمی‌تواند ادعا کند که این راهپیمایی عظیم به نفع یک جناح صورت گرفته است. مردم انقلابی ایران در این روز تاریخی با طرح شعارها و حمل پلاکاردهایی که در دست داشتند، فریاد اعتراض خود را بر سر کسانی فرودآوردند که در پوشش حمایت از آنها به مقدسات اهانت شده بود و برای بار دیگر مقدسات اسلامی به عنوان یکی از مؤلفه‌های قدرت ملی توانست وحدت و انسجام کشور را که طی 7 ماه به واسطه برخی رفتارهای غیرقانونی آسیب دیده بود، به رخ جهانیان بکشاند. بنابراین برخلاف آنچه این روزها از سوی جریانات افراطی و شکست خورده تبلیغ می‌شود، حوادث اخیر در کنار خساراتی که برای ملت و نظام درپی داشت، یک اتفاق خجسته به حساب آمده و آن را به بهترین شکل به منصه ظهور رساند و آن عبارت بود از افزایش بصیرت مردم و رویش نسل جدیدی از مدافعان انقلاب که پیش از آن، به عنوان یکی از تهدیدهای نظام از سوی همین جریانات افراطی یاد می‌شد. شاید از همین روست که رهبرمعظم انقلاب اسلامی در دیدار با اعضای اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا، با اشاره به انحراف و زاویه پیدا کردن برخی افراد در داخل کشور تصریح کردند: اگر این مسأله اتفاق نمی افتاد و عده‌ای وسط راه، سست عنصری نشان نمی‌دادند، امروز وضع کشور در زمینه‌های مادی و معنوی خیلی بهتر بود اما همانگونه که بارها تأکید شد و واقعیت‌های جامعه نیز نشان می دهد هر مقدار ریزش بود دو برابر آن رویش وجود دارد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار