در خبرها آمده بود که عطاءالله مهاجرانی وزیر ارشاد تساهل و تسامح اصلاحطلبان، اظهار نموده است:«من برای موسوی نقش ابوذر برای علی(ع) را دارم». این جمله برای کسانی که تاریخ صدر اسلام و وادادگی خواص دوران امیرالمؤمنین علی(ع) را از منابع تاریخی مطالعه کرده و با افکار و رفتارهای فردی و اجتماعی مهاجرانی آشنایی دارند، مایه تعجب و حیرت است. ابوذری که در زندگی، فردی زاهد، در معیشت به اندکی قانع و زبانش در بیان حق و حقیقت، گویا و مذهباش آنچنان بود که اندوختن هر مازاد بر نیاز را نامشروع میدانست، کجا و مهاجرانی کجا؟زندگی فردی ابوذرابوذر در زندگی فردی به اندکی قانع بود. آنگونه که او خود در بیان ویژگیاش میگوید: «روز قیامت مجلس من از همه شما به رسول خدا (ص) نزدیکتر است و این به آن جهت است که از آن حضرت که درود و سلام خدا بر او باد، شنیدم که میفرمود نزدیکترین شما روز قیامت به من کسی است که از دنیا همانگونه بیرون رود که در زمان رحلت من بوده است و به خدا سوگند هیچکس از شما نیست مگر آنکه به چیزی از دنیا دست یازیده است، جز من».سؤال اینجاست،امروز مهاجرانی که خود را با شخصیت بزرگی همچون ابوذر مقایسه میکند، از لحاظ گرایش به دنیا چه قرابتی دارد؟مهاجرانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در حالی که دانشجویی بیش نبود، وارد عرصه سیاسی کشور شد و در سایه الطاف برخی شخصیتهای نظام، آنچنان از چرب و شیرین دنیا برخوردار شد که با پایان یافتن دوره ریاستجمهوری آقای هاشمی رفسنجانی، پیشنهاد ابقای ایشان برای دورههای متمادی در پست ریاستجمهوری را داد و این در حالی بود که در قانون اساسی محدودیت قانونی برای کاندیداتوری متوالی رؤسای جمهور وجود داشت.همین فرد در دوران اصلاحات، پس از انتصابش در جایگاه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و تبدیل کردن این دستگاه مهم فرهنگی کشور به جولانگاه افراد لاقید و ساختارشکن نظام دینی، بنای مخالفت آشکار با ساختار سیاسی کشور که روزگاری در همان قالب بر آن تکیه زده بود را گذاشت و به دنبال اعتراضات گسترده مردمی نه با فشار حاکمیت و تبعید به سرزمینی با ویژگی «ربذه»، بلکه به اختیار و از سر انتخاب، اقامت در لندن را برگزید. ابوذر به همراه همسر خویش به جایی تبعید شد که از هیچ امکاناتی برخوردار نبود و تنها شنهای تفتیده صحرای ربذه و بیابان خشک آن سرزمین نجواهای عاشقانه و مناجات عارفانه او را پذیرا بود و بدون هیچ پژواکی، تنها این پروردگار بود که شنوای آن نجواها میشد. اما مهاجرانی به محض خروج اختیاری از کشور، آن هم بدون همراهی همسران، کرسی استادی در دانشگاههای خارجی اخذ نموده و شبکههای BBC و الجزیره شبانه روز مسؤولیت پژواک اندیشههای مسموم او را برعهده میگیرند و با دریافت حقوق ثابت از شبکههای جاسوسی و رسانهای غرب، برخلاف رفتار ابوذر که به جهت دفاع از ولایت امیرالمؤمنین علی(ع) مستحق تبعید و مجازات شده بود، از امکانات مادی برخوردار میگردد. ابوذر همراهی و در کنار همسر وفادار و ولایتمدار خویش را بر بهرهمندی از الطاف خلیفه ترجیح میدهد و مهاجرانی واگذاردن همسرانش در ایران و بهرهمندی از زنان بزک کرده غربی و عیش و نوش با دیگران را مناسب برای حال خویش تصور میکند. ابوذر از تنها همسر خویش برای تبعید در ربذه فرار نکرد ولی مهاجرانی با دریافت اولین شکایت از همسر چندمش فرار را برقرار ترجیح داد. ابوذر از آن جهت تبعید شد که حقیقت دین را درک کرده و همراهی با امام زمان عصر خویش را بر هر توصیه یا سکوتی ترجیح میداد ولی مهاجرانی شورش علیه نایب امام خویش را محور عمل خود قرار داده بود.ابوذر و حمایت از ولایتابوذر حلقه در کعبه را به دست گرفته و میگوید: «من ابوذر غفاریام. آنکه مرا نمیشناسد بداند نامم جندب و یاور پیامبر خدا هستم. از رسول خدا شنیدم که میگفت مثل اهل بیت من مثل کشتی نوح است که هر کس سوار شد نجات یافت و هر کس تخلف کرد، تباه گردید.»نقل میکنند؛ حضرت علی(ع) در مسجد مشغول نماز بود و ابوذر نیز در گوشهای نشسته بود که مردی نزد او رفت و گفت: «به من بگو چه کسی را از همه بیشتر دوست میداری، زیرا به خدا سوگند میدانم محبوبترین فرد نزد تو، محبوترین فرد نزد رسول خداست» و ابوذر در جواب گفت: «آری، به خدا سوگند آن شخص همان است که در حال نماز است.» ابوذر در دفاع از امام خویش از سرزنش هیچ ملامتکنندهای به خویش هراس راه نمیداد ولی مهاجرانی در کجای این داستان قرار دارد. او که با خلع مسؤولیت از پست وزارت، آماج تیرهای سهمگین خویش را به سمت رهبری نشانه رفته بود و حتی در دوران مسؤولیت خود از هیچ کوششی برای تضعیف این جایگاه رفیع فروگذار نکرده بود و امروز تبدیل به بلندگوی تبلیغاتی ضد نظام جمهوری اسلامی- که یک فقیه عادل بر آن تکیهزده- شده است، کجای رفتارش با ابوذر مطیع محض ولایت سازگاری دارد؟ ابوذر یک انسان نمونه و الگویی ولایی بود. مگر میتوان قرابتی بین ابوذر با مهاجرانی قائل شد. ابوذر که در پاسخ به خلیفه وقت میگوید: «آیا به من میگویید پیروزی را با پایمردی ستم به چنگ آورم؟ به خدا سوگند تا این خورشید و اختران بر آسمان میدرخشند چنین نکنم. به خدا سوگند که من خشنودی و رضایت خدا را بر خشنودی و رضایت هر کسی ترجیح میدهم» با مهاجرانی که با سرمایه اجانبی که دستهای ننگین آنها تا آرنج به خون انسانهای بیگناه عراق، افغانستان، غزه و لبنان و... آلوده است و هر روز از زبان خیانتآلود این افراد، این جنایتها توجیه میشود و رضایت رادیوهای BBC و صدای آمریکا و... بر رضایت ملتهای مظلوم جهان ترجیح داده میشود، برابر است. ابوذر کجا و مهاجرانی کجا؟ آیا کسی که خوشگذرانی و لذتهای دنیوی و جنسی، آمال و آرزوهای اوست با کسی که برای فرار از این لذتها، صحرای خشک ربذه را برای تبعید برگزیده است، قرابتی وجود دارد. ربذه کجا و لندن مرکز فساد و جاسوسی کجا؟