حبیب ترکاشوند- روز گذشته اکبر گنجی حامی خارجنشین میرحسین موسوی یک مصاحبه با بنگاه خبر پراکنی «بیبیسی» باردیگر هتاکیهای خود به مقدسات دین و مذهب را ادامه داد و منکر اصل مسلم شیعه یعنی مهدویت شد. وی در بخشی از مصاحبه میگوید:«هیچگونه شاهد تاریخی مبنی بر وجود فردی به نام امام دوازدهم وجود ندارد و شیعیان هم پس از گذشت 14 قرن، حتی یک دلیل هم ارائه نکردهاند که موجودی به نام امام زمان وجود دارد.»هرچند این سخنان گنجی برای کسانی که با سیر متزلزل زندگی و افکار وی آشنا هستند مسأله تعجب برانگیزی نیست اما اهمیت این سخنان از آن روست که وی به همراه سایر خارجنشینان اصلاحطلب، خود را حامی میرحسین و جریان سبز میدانند و حتی پس از بیانیه هفدهم موسوی که بوی عقبنشینی و به رسمیت شناختن دولت از آن به مشام میرسید، گنجی به همراه عطاءالله مهاجرانی، وزیر ارشاد دولت خاتمی، عبدالکریم سروش تئوریسین پلورالیسم دینی و کدیور و بازرگان طی یک بیانیه مشترک ضمن حمایت از میرحسین، مطالبات وی را خواستههای حداقلی دانسته و به ادعای خودخواستههای حقیقی جنبش سبز را که در یک کلام میتوان آنها را به تغییر حکومت دینی و ولایی تعبیر کرد، مطرح کردند. این مطالبات براندازانه نه تنها واکنش میرحسین موسوی و سران فتنه اخیر را در برنداشت بلکه مهاجرانی یکی از این پنج نفر، طی مصاحبهای فاصله این پنج تن با میرحسین موسوی را همانند فاصله میان ابوذر و علی (ع) برشمرد که بدین ترتیب بایستی طبق ادعای مهاجرانی این سخنان را بیانات و اعتقادات شخص موسوی دانست چرا که اگر این مسائل را قبول نداشت از خط فکری آنها اعلام برائت میجست. در این باره سعدالله زارعی، کارشناس مسائل سیاسی در گفتوگو با «جوان» با بیان اینکه طی ماههای گذشته، شاهد برخی چهرههای شاخص سیاسی بودیم که خود را نماینده جریان سبز و حتی شخص موسوی معرفی میکردند، ادامه داد: یکی از این افراد آقای محسن مخملباف است که رسماً نیز نماینده میرحسین در خارج از کشور بود. وی طی یک سخنرانی در اتحادیه اروپا مواضعی کاملاً ضددینی و ضد ملی اتخاذ کرد و در آنجا خود را نماینده رسمی موسوی معرفی کرد اما ما هیچگاه شاهد تکذیب سخنان وی از سوی موسوی و همراهانش نبودیم و حتی اینکه نمایندگی مخملباف از سوی موسوی را رد نکردند. زارعی گفت: اکنون هم که شاهد سخنان اکبر گنجی و هتاکی وی علیه امام زمان (عج) هستیم، به طور طبیعی این سخنان مواضع این جریان تلقی میشود مگر اینکه صراحتاً از سخنان گنجی و شخص وی اعلام برائت کنند.همچنین حجتالاسلام ابراهیم نکونام، نایب رئیس کمیسیون اصل نود نیز در واکنش به هتاکی اخیر گنجی نسبت به ساحت مقدس امام زمان (عج) و انکار مهدویت، گنجی و امثال وی را کهنههای پارهای دانست که هرازگاهی از این اراجیف بر زبان جاری میکنند و این هتاکیها ارزش پاسخ دادن ندارد. حال باید از آقای میرحسین موسوی پرسید آیا انکار امامت آخرین منجی عالم بشریت را قبول دارد یا خیر؟ اگر جواب وی مثبت نیست پس چرا هیچگاه مرز خود را با هتاکان به مقدسترین اعتقادات این آب و خاک مشخص نمیکند. چرا وقتی که خانم حقیقتجو تنها راهکار حل مشکلات کشور را سکولاریسم میشمارد واکنش نشان نمیدهد. وقتی که خارجنشینان ضد انقلاب برخلاف ادعای میرحسین که مدعی است اغتشاشگران مردمی خداجو(!) هستند، جنبش سبز را شامل همه گونه فکر از جمله لائیک، بهایی، مارکسیست و حتی همجنسباز میدانند چرا هیچ پاسخی به این سخنان نمیدهد. آقای موسوی بارها خود را یک فرد انقلابی و پیرو خط امام معرفی کرده است، باید از وی پرسید بالاخره مرز این انقلاب کجاست؟ خطوط قرمز آن کجاست و این انقلابی که وی ترسیم میکند، شاخصهایش کدامند؟