
سينا تکاور- جريان معاند نظام پس از ناكامي در اردوكشيهاي خياباني در راستاي براندازي، با آغاز فاز جديدي از حركات خود، اين بار سعي در ادامه مسير براندازانه نه از طريق آرام و بدون خشونت، بلكه با سختترين شيوه ممكن يعني ترور و ريختن خون دارد. ترور مسعود عليمحمدي استاد دانشگاه تهران در حالي صورت ميگيرد كه پيش از اين نيز ورود جريان برانداز به فاز ترور حالتي رسمي و علني به خود گرفته بود. ترور سيدعلي موسوي، خواهرزاده ميرحسين موسوي و حتي پيشتر از آن ترور سردار نورعلي شوشتري از جمله اقدامات كور اين جريان است كه دست در دست يكديگر تلاش ميكنند تا از اين طريق سناريوي براندازي خود را، به مرز اجرا نزديكتر كنند.
اين جريانات خارجنشين كه با ريزش شديد نيروهاي خود مواجه شدهاند تلاش ميكنند با انجام ترور در طيفهاي مختلف، بخش عمدهاي از جامعه را درگير اين موضوع كنند و با سلب مسؤوليت از خود و واگذاري تقصير اين ترورها به گردن حاكميت همچنان در مسير بحراني نشان دادن وضعيت كشور و نظام گام بردارند. همچنين آنها قصد دارند تا از اين مسير اينگونه به مردم القا كنند كه جامعه همچنان در حال اعتراض به حاكميت است و حاكميت نيز كه از اين موضوع مستأصل شده براي آرام كردن فضا به ترور و قتل چهرههاي نسبتاً معقول جامعه روي آورده است. نگاهي به اخبار منتشر شده و همچنين شايعات گوناگون پيرامون ترور مسعود عليمحمدي كه وي را يكي از اساتيد حامي ميرحسين موسوي عنوان كردهاند، گوياي همين موضوع است. بنابراين به وضوح مشخص است كه ترور اين استاد دانشگاه تهران كه حرفها و حديثهاي مختلفي نيز پيرامون فعاليتهاي هستهاي وي منتشر شده، بيانگر اين واقعيت است كه اين سناريو در ادامه همان طرح قديمي و نخنما شده كشتهسازي است كه بارها و بارها پس از انتخابات توسط جريان برانداز در كشور پياده شده است.
آنچه گذشت
پرده اول نمادسازي: پرده اول سناريوي كشتهسازي، به مرگ دختري جوان به نام ندا آقا سلطان باز ميگردد. ندا آقا سلطان توسط عدهاي ناشناس در مقابل چندين دوربين به ظاهر غيرحرفهاي كشته ميشود و اندكي بعدتر صحنه قتل اين بانو توسط رسانههاي خارجي منتشر ميشود. برخي از حاضرين ادعا ميكنند كه وي توسط نيروهاي لباس شخصي به قتل رسيده است و همين موضوع باعث ميشود كه چهره اين زن كه شايد هيچ دخالتي هم در اعتراضات نداشته به عنوان نمادي از حركت فرقه سبز شناخته شود. اگرچه اخيراً نيز شائبههاي زيادي در خصوص مرگ وي منتشر شده و نقل ميشود كه وي در صحنه قتل خود مشغول بازي كردن فيلم است و اين دختر جوان پس از پايان نقش خود براي جلوگيري از افشاي ماجرا در خودرو كشته ميشود.
پرده دوم انتقامگيري از انقلاب: پرده دوم سناريو به ترور سردار شهيد نورعلي شوشتري و جمعي ديگر از فرماندهان سپاه، در سيستان و بلوچستان باز ميگردد. هدف در اين طرح انتقامگيري از نيروهاي سپاه و همچنين ناامن جلوه دادن كشور و همچنين ناتوان نشان دادن نظام در كنترل كشور است. علاوه بر اين آنها تلاش داشتند با انحراف ذهن مسؤولان كشور از آشوبهاي پايتخت و شهرهاي بزرگ، به اهداف بزرگتري در اين بخش دست پيدا كنند. اين بخش از سناريو يك پيام براي اغتشاشگران داشت: «حاكميت ناتوان است به حركت خود ادامه دهيد.»
پرده سوم پيچيده كردن صحنه: پرده سوم سناريو مربوط به ترور سيدعلي موسوي، يكي از نزديكان ميرحسين موسوي رهبر فرقه سبز است. موسوي در روز عاشورا در محلي بسيار دورتر از صحنه آشوبها توسط عدهاي ناشناس ترور شد تا از اين طريق سناريوسازان اين موضوع را به اغتشاشگران القا کنند كه حاكميت قصد جان رهبران حركت را كرده است و بايد براي محافظت رهبران حركت، در خيابانها باقي بمانيم. از اين رو خبر ترور موسوي و همچنين خبر بازداشت ميرحسين موسوي خيلي زود در شهر پيچيد اما اغتشاشگران به علت كمبود نيرو و حضور پرشور مردم در روز عاشورا صحنه را ترك كردند. پس از اين طرح تشييع جنازههاي نمادين (دستورات جين شارپ) براي تشييع جنازه خواهرزاده موسوي از سوي سناريوسازان مطرح شد تا از اين طريق تجمعات ادامه پيدا كند اما حضور پرشور مردم در راهپيمايي 9 دي اين سناريو را نيز نقش برآب كرد.
پرده چهارم ايجاد اصطكاك: پرده جديد سناريو نيز به ترور مسعود عليمحمدي استاد دانشگاه تهران اختصاص دارد. سناريوسازان با اجراي اين طرح 2 هدف را در سر ميپروراندند: اول جذب نيرو از بين نخبگان دانشگاهي و سپس ايجاد اصطكاك و تنش بين نيروهاي داخلي. با ريزش شديد حاميان اين جريان به ويژه در قشر دانشگاهي و دانشجويان، آنها تلاش كردند با ترور يكي از اساتيد برجسته دانشگاه تهران، فضاي ملتهبي در جامعه و دانشگاه ايجاد نموده و ضمن ايجاد اصطكاك سياسي ذهن عناصر علمي و انديشمندان كشور را دچار تشويش كنند.
از سوي ديگر در حالي كه اين استاد برجسته دانشگاه تهران، جزو نيروهاي اصيل انقلابي، بسيجي و ولايي بوده به گونهاي كه پس از شهادت وي، خانواده اين شهيد با انتشار بيانيهاي اعلام كردند «خون اين شهيد ما بار ديگر پرده از چهره كريه و ضد انساني دشمنان اين مملكت برداشت» اما سناريوسازان بدون در نظرگيري اين مواضع قاطع خانواده شهيد عليمحمدي و همچنين سوابق انقلابي وي سعي در ايجاد ابهام پيرامون ترور وي براي تحقق اهداف فتنهگرانه دارند. اين جريان از سوي ديگر با نا امن جلوه دادن كشور و از رهگذر پروژهاي تبليغاتي- رواني، با مسؤول دانستن دولت درقبال امنيت شهروندان به تحريك ديگر بخشهاي نظام براي بازخواست و طرح سؤال از دولت اقدام ميکنند تا از اين طريق به هدف ديگر خود يعني ايجاد اصطكاك و تنش بين نيروهاي داخلي برسند.
بنابراين با قطعي دانستن ورود سناريوسازان جنگ نرم عليه كشور به فاز ترور، قابل پيشبيني است كه اين جريان به دنبال بهرهبرداريهاي سياسي از اين قضاياي خشونتآميز است و قطعاً اگر مسؤولان و مردم در اين زمينه هوشيار نباشند امكان بروز وقايع ديگري از اين دست نيز وجود دارد، چراكه دشمنان از هيچ تلاشي براي سرنگوني جمهوري اسلامي فروگذار نميكنند و امروز شاهد هستيم كه با آغاز جريان ترور، دستكش مخملي از روي دست چدني كنار رفته است.