
شروع سال تحصیلی با دو اتفاق ناگوار تروریستی همراه بود. در موردی، یکی از اعضای مجلس خبرگان رهبری که اهل تسنن بود و ارادت او به اهل بیت(ع)، نظام مقدس جمهوری اسلامی و امام (ره) و رهبری زبانزد بود، به شهادت رسید و در اقدام تروریستی دیگر، فرمانده دلاور اسلام سردار شوشتری و تعدادی از همراهانش که تمام همت خویش را مصروف خدمت به منطقه محروم شرق کشور کرده بودند، شربت شهادت نوشیدند.
شاید این دو حادثه به نوعی ارتباط مستقیمی با هم نداشته باشد ولی یک نکته را به اثبات میرساند و آن همگرایی عوامل برانداز و تروریست داخلی و پیوند آنها با عوامل خارجی که همواره آفریننده چنین حوادثی هستند، میباشد. حوادث تلخی که از بستر اقدامات ساختارشکنانه و برانداز در برخی مناسبتهای ملی و مذهبی در طول ماههای اخیر بهویژه پس از دو ترور کوری که در مهرماه صورت گرفت، این نگرانی را تقویت میکرد که خطی بهدنبال اقداماتی از این دست در کشور میباشد. تند شدن برخی شعارهای هتاکانه عناصری آشوبگر در مراسم 13 آبان، 16 آذر و به خصوص هتک حرمت روز عاشورا این گمانه را که خطی در داخل، مسیری متفاوت از مطالبات سیاسی دنبال میکند، تقویت کرد. بنابراین ترور روز گذشته را که منجر به شهادت یکی از دانشمندان هستهای کشورمان شد باید از دو منظر تحلیل کرد:
1- سرویسهای جاسوسی غرب به همراه عوامل داخلی برانداز آنها همچون «انجمن پادشاهی ایران» که مسؤولیت ترور این دانشمند شهید هستهای کشورمان را برعهده گرفته است، در یک سازماندهی هدفمند دست به چنین اقدامی زدهاند و در این اقدام، قطعاً نقش بقیه گروههای برانداز همچون «منافقین» و... را که ردپای آنها در ایجاد اغتشاشات و هتاکی به ارزشهای دینی و نظام اسلامی در ماههای پس از انتخابات کاملاً آشکار شده است، نباید نادیده گرفت. در این فرآیند، هر چند احتمال همراهی گروههای سیاسی داخلی ضعیف به نظر میرسد ولی حداقل نباید از غفلت آنها و بیتوجهی به هشدارهای دستگاههای امنیتی و دلسوزان نظام در حالی که میدانستند در فضای غبارآلود فتنه، دشمن به دنبال بهرهبرداری خاص خود میباشد، بیتفاوت گذشت. با این رویکرد، هرگونه اتفاقی از این دست را اگر نگوییم نشأت گرفته از خیانت سران فتنه سبز است باید آن را محصول لجبازی و توهم آنها دانست.
2- از منظر دیگر، ترور این دانشمند هستهای را باید محصول خط فشار غرب به جمهوری اسلامی با همکاری سرویسهای جاسوسی موساد، سیا، انگلیس و... در توقف فعالیتهای هستهای آن هم پس از شکست آشکار غرب در فروپاشی نظام سیاسی ایران به دنبال اغتشاشات ماههای اخیر دانست. اینکه در سفر روز گذشته جرج میچل به اروپا برای مذاکرات چهارجانبه (اتحادیه اروپا، آمریکا، روسیه و سازمان ملل) برای حل مشکل صلح اعراب و رژیم صهیونیستی و طرح صلح اوباما، جیمز جونز مخالف سرسخت جمهوری اسلامی در بحث هستهای همراه میچل عازم اروپا میشود را باید در راستای فشار غرب به ایران در پیگیری مباحث هستهای دانست.
اینکه ژنرال دیوید پترائوس فرمانده نیروهای آمریکایی مستقر در خاورمیانه و خلیج فارس در گفتوگو با C.N.N تهدید میکند که «ما هیچ گاه منتظر نمیمانیم تا ایرانیها دست به کارهایی بزنند تا ما را در موضع ضعف قرار دهند، بلکه ما همواره راههای مختلفی را برای مقابله با ایران هستهای در دست اجرا داریم» اینکه جان مک کین و جو لیبرمن دو سناتور کنگره آمریکا در گفتوگو با C.N.N تأکید میکنند «در بحث هستهای ایران ما باید هر آنچه را که میتوانیم انجام دهیم» و دهها نشان دیگر، گویای آن است که خط ترور دانشمندان هستهای برای ایجاد فشار به جمهوری اسلامی صورت میگیرد تا ایران از پیگیری مطالبات خود در بحث هستهای صرفنظر کند. غرب و در رأس آنها آمریکا و رژیم صهیونیستی امیدوار بودند پس از انتخابات، با تحریک عناصری در داخل ایران بتوانند جمهوری اسلامی را تسلیم خواستههای خود کنند و اکنون که مردم با حضور بینظیر خود در نهم دی ماه، این خط دشمن را خنثی کردند، از نگاه آنها این گزینه ارعاب و ترور است که شاید بتواند زمینه عقبنشینی ایران در بحث هستهای را فراهم نماید. به ویژه اینکه بنا بر اعلام رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، جمهوری اسلامی به توانمندی جدیدی دست یافته است که با این توانمندی، دانشمندان هستهای قادرند حجم انبوهی از سانتریفیوژهای نسل جدید3 IR و4 IR را تا پایان سال جدید به مرحله تولید برسانند و این یعنی شکست همه سیاستهای تحریمی اعمال شده و برنامهریزی غرب برای آینده ایران.
3- در پایان هر چند شهادت این دانشمند هستهای ضایعه بزرگی است که جبران آن به نوع خود مشکل خواهد بود ولی اقداماتی از این دست که سرویسهای جاسوسی غرب و رژیم صهیونیستی و ایادی برانداز و مواجبخوار آنها در داخل ایران دنبال میکنند، نشان از بالندگی، پیشرفت و حقانیت ایران اسلامی و استیصال روزافزون دنیای غرب و دشمنان در مقابل جمهوری اسلامی و ملت بزرگ ایران است.