
حبیب ترکاشوند- روز یكشنبه رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار هزاران تن از مردم قم حماسه 9 دیماه مردم سراسر ایران اسلامی را «تجلی دست قدرت خدا» نامیدند. شاید برای پی بردن به ماهیت یك رویداد باید صبر كرد تا مدت زمانی از آن بگذرد تا ابعاد آن كاملاً شناخته شود، چرا كه تا وقتی از ظرف زمانی و مكانی آن رویداد خارج نشدهایم، امكان بررسی دقیق آن میسر نیست. شركت دهها میلیونی مردم سراسر شهرهای ایران در راهپیمایی خودجوش 9 دی كه با كمترین زمان ممكن برای هماهنگی صورت گرفت را نیز باید از این دسته وقایع دانست كه بایستی در گذر زمان بتوان آن را تحلیل و بررسی كرد. كارشناسان سیاسی در تحلیل یك حادثه معمولاً بسترها، شرایط، ابعاد حادثه و تحولات پس از آن را البته به صورت ظاهری و مادی بررسی میكنند و كمتر به ابعاد معنوی یك واقعه میپردازند. اما برای كسی كه دل و روحش فارغ از هیاهوهای پوچ مادی است، اینگونه نیست و سعی میكند به كنه و باطن آن بپردازد و دلها را متوجه آن حقیقت اصلی و نه مجازی كند. پس از عملیات بیتالمقدس و فتح خرمشهر هنگامی كه رزمندگان اسلام مسرور از پیروزی و بیرون راندن دشمن از این منطقه از سرزمینمان بودند، بنیانگذار كبیر انقلاب اسلامی جملهای به زبان جاری كردند كه در عین سادگی دری از اسرار عالم ناسوت را پیش چشم مردم باز میكرد. هنگامی كه همه مردم و مسؤولان این پیروزی را مدیون رشادت و ایثار دلاورمردان سرزمینمان و جانفشانی آنها میدانستند، حضرت امام (ره)فرمودند: «خرمشهر را خدا آزاد كرد». این جمله چه معنایی میتوانست داشته باشد. آیا سرداران، فرماندهان و غیورمردان سپاه، ارتش و بسیج در این پیروزی نقش نداشتند یا اینكه قضیه مافوق اینهاست. اگر استنادی از قرآن و زندگی معصومان در این خصوص نداشتیم، شاید باور كردن این جمله امام اندكی سخت جلوه میكرد. آنگاه كه مهاجرین و انصار كم تعداد در مقابل هزاران نفر از سپاه مشركین قرار گرفتند اما برخلاف قواعد مادی عالم بر آنها غلبه یافتند. پس از آن نبرد خداوند پرده از راز آن واقعه برداشت و فرمود «اگر صبر كنید و پرهیزگار باشید چون دشمنان به شما هجوم آورند خداوند با پنج هزار فرشته علامتدار شما را یاری خواهد كرد»
(آیه 125 سوره آل عمران)نمونههای این نصرت الهی در 30 سال عمر انقلاب اسلامی كه هنوز همچون نهالی نورسته است شاید قابل شمارش نباشد و بسیاری از آنها حتی برای خواص و عوام نیز قابل لمس نباشند اما لمس پارهای از آنها برای اندیشمندان و صاحبان عقل و منطق دور از دسترس نیست كه فقط به چند مورد از آنها اشاره میكنیم:
1- حادثه طبس:پس از تسخیر لانه جاسوسی و گروگانگیری جاسوسان مستقر در آن توسط دانشجویان خط امام، آمریكا و همدستانش راههای مختلفی را برای آزاد كردن آنها آزمایش كردند كه در آخرین مرحله هنگامی كه نقشه آنان خارج ساختن شبانه و سریعالسیر گروگانها از طریق هلیكوپتر و بعد هواپیما بود، با گردبادی ناخواسته و غیرمترقبه هلیكوپترها در هم كوبیده شدند و عملیات شكست خورد. این واقعه را فقط میتوان با داستان سپاه ابرهه مقایسه كرد كه سنگهای ابابیل آن سپاه عظیم را شكست داد.
2- 23 تیر در ایام دهمین سالگرد رحلت امام راحل (ره)وقوع یك حادثه مشكوك و حمله به كوی دانشگاه تهران فضای كشور را دچار التهاب ساخت. دشمنان و منافقین نظام نیز از این فرصت حداكثر استفاده را كرده و شروع به تخریب اموال عمومی كردند. آن روز تدابیر مختلفی برای مهار آن حادثه اندیشیده شد اما هیچ كدام راهكار نهایی نبود. اما هنگامی كه مردم با بغضهای در گلو و دلهای مالامال ایمان به خیابانها ریختند، همچون آب سردی بر سر تمامی التهابها ریخته شد و همه نقشهها نقش بر آب شد و از فردای 23 تیرماه انگار نه انگار كه در این كشور طی چند روز گذشته اتفاقی افتاده است. چه كسی باور میكرد یك راهپیمایی ساده مردم بتواند تمامی فضاسازیها، داستانسراییها، ساختارشكنیها، اهانتها و تخریب اموال عمومی را خنثی كند. 3-
دادگاه میكونوس:پس از اتهامزنی دادگاه میكونوس آلمان علیه مسؤولان كشورمان، كشورهای اروپایی طی یك اقدام هماهنگ به یكباره تمامی سفرای خود را از كشورمان فراخواندند. این اتفاق در آن روزگار كه هنوز زیرساختهای صنعتی كشورمان مانند امروز فراهم نبود و نظام ایران قدرت سیاسی، نظامی و اقتصادی دوره كنونی را نداشت میتوانست نظام اسلامی را در یك فرصت كوتاه ساقط كند هر چند آن روزگار اكثر مسؤولان از این رویداد وحشت كرده بودند اما این ولیفقیه زمان بود كه قاطع و محكم ایستاد و گفت: «برمیگردند با خفت هم برمیگردند.» جالب اینكه هنگامی كه خود كشورها تصمیم به بازگرداندن سفرای خود گرفتند رهبری نظام فرمودند: «سفیر آلمان فعلاً نیاید.» این سخن رهبری شاید آن روز در ذهن كوچك بسیاری از افرادی كه حقیقت ولایت فقیه را از جان و دل نپذیرفته بودند غیرمنطقی تعبیر میشد اما همگان دیدند كه آن سفرا با خواری برگشتند و ایران حتی كمترین امتیازی نیز به آنان نداد.
4- حماسه 9 دی:پس از حرمتشكنی عزای حسینی در روز عاشورا توسط عوامل گروهك منافقین، سلطنتطلبها، مزدوران بیگانه و رسانههای خارجی، اقشار مختلف مردم در شهرهای گوناگون به این هتك حرمت واكنش نشان دادند كه سردمدار آنان دانشجویان و طلاب بودند. پس از چند روز اعتراض با اینكه خیلیها فكر میكردند مردمی كه طی روزهای قبل با حضور در خیابانها ادای دین كرده بودند خسته شدهاند در یك فراخوان دقیقه 90، میلیونها تن به خیابانها ریختند كه باعث بهت و حیرت تمام جهانیان شد كه اگر نگوییم در تمام تاریخ بیسابقه بود، حداقل این است كه بگوییم كمسابقه بود. راستی چه نیرویی میتوانست این جمعیت عظیم را به خیابانها بیاورد. جمعیتی كه فاصله دهها كیلومتری میان میدان امام حسین تا میدان آزادی تهران را پر كرده بود كه باعث دستپاچگی رسانههای دروغپرداز غرب شد. آنها ابتدا سعی كردند حضور مردم را كمرنگ نشان دهند اما بعد با یكسری ادعاهای مضحك همچون دادن ساندویچ به مردم و مرخصی دادن به كارمندان برای حضور در راهپیمایی عملاً به این حضور كمنظیر ناخواسته اعتراف كردند. راستی كدام نیرو، كدام سازمان، كدام نهاد میتوانست در این فرصت كوتاه این جمعیت چند ده میلیونی را برای حمایت از ولایت فقیه و مكتب حسینی به خیابانها بكشاند جز قدرت الهی.