حبیب ترکاشوند- جایگاه مرجعیت دینی در دوران غیبت حضرت ولی عصر (ع) به عنوان سنگربان راستین مکتب اهل بیت (ع) و میراثدار این آئین الهی بر کسی پوشیده نیست. این جایگاه بلندترین پایگاه معنوی و علمی در سلسلهمراتب مقامات عالی دینی است، بدین خاطر که سرنوشت دین و دنیای جامعه شیعه به دست آنان رقم میخورد. مقدرات دینی مردم به این است که مرجع تقلید، احکام الهی را با زحمت و قدرت علم و تخصص از منابع اصلی آن استنباط نموده و از طریق رساله یا غیره در اختیار مقلدان و مردم قرار دهند. در طول تاریخ هر بحران و خطری که برای تشیع پیش آمده و باعث ترس و یأس و افسردگی شده است، مهمترین قدرتی که توانسته به کمک یاران، شاگردان و علمای بلاد، شیعه را از بحرانها و بن بستها نجات بخشد، مقام شامخ مرجعیت و رهبری آنان بوده است. فتوای تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی، نقش آیتالله کاشانی در نهضت ملی شدن صنعت نفت، نقش امام(ره)به عنوان یک مرجع تقلید در پیروزی بزرگترین نهضت اسلامی قرن، نقش مراجع در جلوگیری از تجزیه عراق و .. را بایستی نمونههای کوچکی از این جایگاه بینظیر دانست. جوسازیها علیه نظر جامعه مدرسین همان گونه که انتظار میرفت نظر جامعه مدرسین درباره فقدان صلاحیت شیخ یوسف صانعی با واکنشهای تند و خارج از منطق مواجه شد. جامعه مدرسین در پاسخ به سؤال جمعی از اساتید و طلاب حوزه علمیه که صلاحیت صانعی را برای مرجعیت جویا شده بودند، اعلام کرد: «با توجه به پرسشهای مکرر مؤمنان، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم براساس تحقیقات به عمل آمده در یک سال گذشته و پس از جلسات متعدد به این نتیجه رسیده است که ایشان فاقد ملاکهای لازم برای تصدی مرجعیت میباشد.» همچنین رئیس و اعضای شورای عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه طی یکی دو روز گذشته با تأکید بر غیرسیاسی بودن نظر جامعه مدرسین، آن را فرآیندی سه ساله و پس از تحقیقات فراوان روی آرای فقهی صانعی برشمردند. عناوینی چون «مرجعیت چیزی نیست که بشود آن را عزل یا نصب کرد» و یا «جامعه مدرسین صلاحیت چنین اقدامی را ندارد»، در روزنامههای منتسب به جناح دوم خرداد و سیاسی دانستن این اقدام برای تخطئه این نظر قابل مشاهد بود، حتی برای توجیه اقدام خود سعی در نظرسازی از مراجع تقلید نیز داشتند که روز گذشته دفاتر آنان طی اطلاعیههایی این خبرسازیها را به کلی تکذیب کردند. اقدام بیسابقه!سایتهای ضد انقلاب، رسانههای حامی جریان فتنه و همچنین اکثریت مطبوعات متمایل به جناح چپ در یک اقدام هماهنگ سعی کردند این نظر جامعه مدرسین را یک اقدام بیسابقه جلوه دهند. در صورتی که اگر کمترین زحمتی به خود میدادند و حافظه تاریخی خود و همچنین آرشیو سایت جامعه مدرسین را مرور میکردند نظر این جامعه درباره خلع مرجعیت از سیدکاظمشریعتمداری را میدیدند که باعث تجلیل امام راحل (ره) - که این جماعت سنگ حمایت از ایشان را به سینه میزنند - از این اقدام شد. جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در مورخه هشتم اردیبهشت ماه سال 61 و در بحبوحه جنگ تحمیلی پس از اظهارات دشمن شادکن شریعتمداری طی یک بیانیه رسمی وی را از سمت مرجعیت خلع کرد. در قسمتی از این بیانیه آمده است: «پس از کشف توطئه ننگین کودتا و با توجه به سوابق سوئی که آقای شریعتمداری در طول انقلاب و قبل از آن داشت و اسناد و مدارک فراوانی که در دست هست، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به عنوان یک وظیفه شرعی عدم صلاحیت ایشان را اعلام و غصب نابه حق مقام والای مرجعیت را به وسیله این آخرین نقطه امید آمریکا تذکر داد.»تجلیل امام راحل(ره) از اقدام جامعه مدرسینبنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی در منشور روحانیت با تجلیل از اقدامات این جامعه طی سالیان قبل و پس از انقلاب در قسمتی میفرمایند: «مگر همانها نبودند که وقتی یک روحانی به ظاهر در منصب مرجعیت از اسلام و انقلاب فاصله گرفت، او را به مردم معرفی کردند؟آیا مدرسین عزیز از جبهه و رزمندگان پشتیبانی ننمودند؟ اگر خدای ناکرده اینها شکسته شوند چه نیرویی جای آنان را خواهد گرفت؟ و آیا ایادی استکبار روحانینماهایی را که تا حد مرجعیت تقویت نموده است، فرد دیگری را بر حوزهها حاکم نمیکنند؟»تخطئه جایگاه جامعه مدرسیناظهار نظر اخیر جامعه مدرسین باعث شد جبهه فتنه در یک اقدام هماهنگ و همنوا با رسانههای ضد نظام، این جامعه را یک تشکل سیاسی دانسته و آن را فاقد صلاحیت درباره مرجعیت اشخاص اعلام کنند. ایجاد« مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم» در دوران حاکمیت اصلاحطلبان یکی از اقدامهایی بود که این جریانات میخواستند با این روش جایگاه 50 ساله جامعه مدرسین و محل خیزش مراجع تقلید بزرگ عالم تشیع و عالمان وارسته را مورد تشکیک قرار دهند. این در حالی است که همانگونه که در قسمت قبلی آمد پس از خلع شریعتمداری از مرجعیت، این اقدام حمایت امام راحل را در پی داشت. همچنین حضرت امام(ره) طی یک نامه به آیتالله مشکینی دبیر وقت جامعه مدرسین در مورخه هفتم اردیبهشت سال 68 یعنی حدود 37 روز قبل از رحلت جانسوزشان، به این جایگاه رفیع صحه میگذارند و تصریح میکنند: «اگر آنان (فرزندان انقلابیام) جذب آقایان محترم مدرسین نشوند، در آینده گرفتار کسانی خواهند شد که مروج اسلام آمریکاییاند.» ایشان همچنین در منشور روحانیت میآورند که: «اگر روحانیت طرفدار اسلام ناب و انقلاب دیر بجنبند ابرقدرتها و نوکرانشان مسائل را به نفع خود خاتمه میدهند. جامعه مدرسین باید طلاب عزیز انقلابی و زحمت کشیده و کتک خورده و جبهه رفته را از خود بدانند.»نظرات فقهی و سیاسی صانعیهر چند خلع شریعتمداری فقط به دلیل مقابله او با نظام اسلامی و دیدگاههای سیاسی وی بود که مورد طمع دشمنان نظام اسلامی صورت گرفت اما یوسف صانعی علاوه بر دیدگاههای سیاسی، دارای نظرات شاذ فقهی است که طبق اعلام علمای برجسته با منابع چهارگانه تشیع در اعلام نظرات فقهی یعنی «کتاب، سنت، عقل و اجماع» در تضاد است. فتواهای وی درباره تساوی دیه زن و مرد، رد فاضل دیه، متعه، محرمیت فرزندخوانده، ربا در قرضهای استنتاجی، پاک بودن پوست غیر مذکی، تشکیک در حکم ارتداد، ارث بردن کافر از مسلمان و ازدواج مجدد که تقریباً در همه آنها بین مراجع متقدم و متأخر عالم تشیع نوعی اجماع وجود دارد، باعث شده که اکثریت مجتهدان و علمای برجسته نظرات فقهی وی را فاقد پایگاه علمی و حجت شرعی بدانند. علاوه بر نظرات فقهی، از نگاه مسائل سیاسی نیز تابع احساسات بودن، حمله به ساختارهای نظام اسلامی و ابراز خرسندی از اینکه مردم او را ضد نظام برمیشمرند، درحالی که امام حفظ نظام را از اوجب واجبات میدانستند، تغییر دیدگاههای وی نسبت به گذشته و توهین به مسؤولان نظام را باید از دلایل فقدان وجاهت وی برای قرار گرفتن در جایگاه رفیع مرجعیت دانست.