اکثر افرادی که در سالهای موسوم به اصلاحات سیاسی به نقد ماجرای کربلا پرداختهاند، روشنفکرانی هستند که به ظاهر معتقد به پلورالیسم دینی هستند. روش امامحسین (ع) در حادثه عاشورا بنیانهای فکری آنان را به چالش میکشد و آنان را در بن بست جدی قرار میدهد. به تعبیر دیگر با طرح چند سؤال درباره حادثه عاشورا و راهبرد امامحسین (ع) در آن حرکت، روشنفکران با چالش جدی مواجه خواهند شد و مجبورند در پاسخ، به تعابیری همچون «امامحسین (ع) نمیتواند امروز الگو باشد» روی آورند یا به طور کلی خود را معتقد به سیره و روش امامحسین (ع) ندانند زیرا اگر حرکت امامحسین (ع) را تأیید کنند، خود را نقد نمودهاند. اگر کسی معتقد به پلورالیسم دینی باشد و همزمان معتقد به راه و سیره امامحسین (ع) دچار تناقض شده است و اجماع نقیضین را به نظاره نشسته است و در مقابل سوالاتی همچون: چرا امامحسین (ع) قرائت یزید از اسلام را برنتافت؟ چرا امامحسین (ع) درصدد اصلاح یزید برنیامد؟ چرا امامحسین (ع) به ترویج قرائت خود از اسلام از طریق فکری - فرهنگی بر نیامد؟ چرا نقادی یزید را با سفر به سرزمینهای مختلف اسلامی شروع نکرد؟ بیپاسخ خواهد ماند. اینها سؤالات اساسیای است که معتقدین به پلورالیسم دینی پاسخی برای آن ندارند.آنچه نباید از آن غافل شد، نزدیکی فکری برخی از عناصر فکری و سیاسی امروز، با حاکمیت اموی است. از نگاه سید شهیدان اهل قلم، حادثه عاشورا نتیجه جدایی دین از سیاست در جامعه اسلامی آن زمان بود. «اگر کسی بنگارد که جدایی دین از سیاست مسالهای است خاص امروز، سخت در اشتباه است، بیایید و ببینید در اینجا (کربلا) همین افکار باطل است»؛ زیرا یزید نه تنها به جدایی دین از سیاست معتقد بود که در حوزه فردی نیز سکولار بود، یعنی نه تنها دین را در عرصه اجتماعی نمیپسندید بلکه در عرصه فردی نیز فاقد این اعتقاد بود. بنابر این امامحسین (ع) با کسی روبهرو بود که نه تنها اسلام اجتماعی را قبول نداشت، بلکه اصل دین را نیز منکر بود. امامحسین (ع) بیدینی یزید را از رفتار وی استنباط کرده بود.شراب خواری، بوزینه بازی، ریخت و پاش بیتالمال و شکم بارگی، ویژگیهایی بود که بیاعتقادی یزید را روشن میکرد، اما بعد از شهادت امامحسین (ع) و هنگامی که سرهای شهیدان در مقابل یزید قرار گرفت، با شعر معروف خود و زدن چوب بر لب و دندان امامحسین (ع) عملاً با صراحت وحی را منکر و آن را تولید شده توسط بنیهاشم دانست. امروز و بعد از 1370 سال، دیدیم که معتقدین به پلورالیسم دینی رسماً به زمینی بودن قرآن تأکید کردند و آنچه امروز به عنوان وحی در اختیار ماست را نسخه عرفی آنچه بر پیامبر نازل شده است خواندند. امامحسین (ع) با این تلقی که دو نوع حکومت بیشتر وجود ندارد قرائت یزید از اسلام را بر نتافت و در مقابل آن قیام نمود.آن دو نوع حکومت امروز نیز در جهان مطرح است: 1-حکومت الهی 2-حکومت جاهلی؛ هر نوع حکومت غیر الهی حکومت طاغوت است و حکومت جاهلی محسوب میشود.اگر چه حکومتهای جاهلی در جامعه امروز، دارای پشتوانه تئوریک متفاوت هستند، اما از نگاه اسلام و امامحسین (ع) همه آنان جاهلی هستند، حکومت الهی فقط یک نوع است و آن نیز مبتنی بر شاخصهای مد نظر امامحسین (ع) است، امامحسین (ع) در مقابل حکومتی قرار داشت که در نگاه بسیاری از مردم آن زمان حکومت الهی بود، اما از نگاه امامحسین (ع) آن حکومت نیز جاهلی بود، زیرا فاقد حجت و ولایت بود، امامحسین (ع) شهید ولایت است و حرکت او این تفکر را ماندگار کرد که حکومت اسلامی فقط با قرائت ولائی در جایگاه حق قرار میگیرد و قرائتهای دیگر از اسلام، حکومت جاهلی است. قرائتهایی که در ایران نیز بعد از رحلت امام (ره) دچار آن شدیم و همچنان با آن مواجهایم.