
با فروکش کردن دامنه التهابات پس از انتخابات ریاستجمهوری و آشکار شدن ابعاد و ماهیت اهداف گردانندگان فتنه پس از انتخابات،یکی از موضوعاتی که دغدغه اصلی عناصر میدانی و بهویژه بیگانگان است «رهبری»جریان فتنه است. زیرا نامزدهای شکست خورده در انتخابات نه ظرفیت و نه توان لازم برای مدیریت تحولات در این جریان را دارند و مهمتر از آن اینکه خیلی از فعالان باسابقه سیاسی این جریان محوریت این عناصر را نپذیرفته و از اینکه در این فضای مبهم و متغیر سیاسی، پیشینه و توان خود را برای حرکتی بی سرانجام هزینه کنند به شدت پرهیز دارند.
اما فراتر از عناصر داخلی، بیگانگان و دشمنان انقلاب اسلامی نسبت به این روند نگرانی دارند زیرا غرب در حوادث پس از انتخابات تمام توان خود را برای مقابله با انقلاب اسلامی به صحنه آورده و استراتژی خود را در مواجهه با انقلاب اسلامی بر این جریان متمرکز کرده است. بر همین اساس، پس از شکست راهبرد آنها برای بهرهبرداری از مناسبتهایی نظیر روز قدس و 13 آبان و بهرغم تند کردن شعارها علیه مسؤولان نظام،به دلیل ناتوانی سران فتنه در هدایت صحنه و بروز اختلافات، نظریه جبهه متحد رهبری از سوی برخی از فعالان سیاسی داخلی و با مدیریت بیگانگان مطرح میشود. در این سناریو که توسط رادیو فردا و از طریق یکی از عناصر موسوم به ملی- مذهبی مطرح و از موسوی و کروبی و خاتمی خواسته میشود مشترکاً هدایت این جبهه را بر عهده بگیرند و خیال فعالان داخلی و قدرتهای بیگانه را راحت کنند.
اما سطح اختلافات و انتقادات درونی نسبت به عملکرد سران بهگونهای بود که توصیههای راهبردی رادیوفردا و ملی - مذهبیها چندان مورد توجه قرار نگرفت بهویژه آن که اخبار واصله از درون جلسات و نشستهای آنها نشان از مطرح شدن انتقادات جدی نسبت به روند بیسرانجام تاکتیکهای کف خیابانی آنها داشت؛ اقدامات و هنجارشکنیهایی که موسوی و کروبی متهمان اصلی آن بودند.سرمایهگذاری روی «رهبری معنوی» سناریوی دیگری بود که در این میان مطرح بود. سرمایهگذاری روی مرجعیت و چهرههایی که سابقه مقابله با امام (ره) و ایستادن رودرروی نظام را داشتند به زعم طراحان پشت صحنه میتوانست خلاء «رهبری میدانی به اصطلاح جنبش سبز» را جبران کند به ویژه آنکه آنها را در ادامه استفاده ابزاری از «امام (ره)» بینیاز میساخت. نفی شعارهای اصلی انقلاب و پاره کردن تصاویر حضرت امام(ره) تنها در این سناریو قابل توجیه است.طرح استفائات مکرر از آقای منتظری و انعکاس نظرات غیرمتعارف او در مورد زیر سوال بردن مرجعیت سایر بزرگان و اعلام او بهعنوان برنده جایزه حقوق بشری کانون غیرقانونی مدافعان حقوق بشر، نمونهای از این تحرکات است. رادیو فردا در تاریخ 1/10/88 در این زمینه با معرفی او بهعنوان رهبر معنوی جنبش مینویسد: «آیتاللـه منتظری به دورانی که جنبش اعتراضی در اثر ضربه و شکست سال 60 یکی از سیاهترین دوران رکود خود را تجربه میکرد پرچم مقاومت و ایستادگی برافراشت، در اعتراض به کشتار زندانیان سیاسی در سال 67، در میان حکومتیها تنها بود. در انتقاد از رهبری آقای خامنهای و ولایت مطلقه فقیه نیز از حمایت چندانی در میان لایههای مذهبی برخوردار نبود، اما با ظهور جنبش اعتراضی اخیر حمایت و محبوبیت گسترده مردمی را تجربه کرد و با تمامی توان به حمایت از جنبش برخاست.»اما دعوای «رهبری جنبش به اصطلاح سبز» صحنههای قابل تأمل دیگری نیز دارد. بعد از مطرح شدن سخنان سیدمحمد خاتمی در مورد جلسات تبیین اصلاحات که طی آن ادعا شده بود که اصلاحات با کسانی که ضد دین هستند و با کسانی که میگویند دین نباید در سیاست دخالت کند مرزبندی دارد، سایت آینده از نامه آقای خاتمی به نمایندگی از مجمع روحانیون سخن به میان میآورد که طی آن خاتمی و مجمع از تندرویهای موسوی و کروبی اعلام برائت کرده و از حرکت در چارچوب نظام سخن به میان میآورد. این افشاگری سایت آینده که مرتبط با مهدی هاشمی است اگرچه سبب میشود که اصل وجود نامه در هالهای از ابهام فرو رود اما نشان میدهد که این صحنه مدعیان دیگری هم دارد که باید سهم آنها در توافقات منظور شود.حوادث روز عاشورا را نیز باید صحنه دیگری در این روند ارزیابی کرد. این حادثه که با فراخوان قبلی سران فتنه و تحرکات اخیر حامیان آنها در سایتهای اینترنتی و ماهوارههای دشمن اوج گرفت،با حادثه مشکوک تیراندازی به خواهرزاده موسوی ادامه یافت. پس از این حادثه غربیها کوشیدند با بزرگنمایی حادثه نقش موسوی را در ادامه بحران برجستهتر کنند و البته این حرکت آنها واکنش عجولانه کروبی را به دنبال داشت که سعی کرد با صدور یک بیانیه هتاکانه، سهم خود را در رهبری فتنه حفظ کند.