کد خبر: 200451
تاریخ انتشار: ۱۳ دی ۱۳۸۸ - ۰۶:۳۷
سران فرقه رنگی که با توهم تحمیل خواسته‌های غیرمنطقی خویش به نظام و مقابله با دمکراسی و رأی مردم، کارگردانی تئاتر سیاسی- خیابانی را به صورت غیرحضوری بر عهده گرفته و صحنه‌گردان معرکه‌ای شدند که به هنگام شلوغی توان مدیریت آن را نداشتند، لذا تنها صحنه‌گردان برپایی زشت‌ترین صحنه‌های این نمایش سیاسی شدند که گرچه بهانه اولیه رقابت‌های انتخاباتی بود، اما در آن ساحت مقدس امام خمینی (ره) و سپس حرمت روز عاشورا نیز بازیچه قرار گرفت. جالب اینکه مدعیان خردورزی و عقلانیت نه تنها نسبت به این حرمت‌شکنی‌ها و جدا ساختن خویش از سرنوشت شوم هتاکان به رغم مشاهده همراهی بیگانگان و ضد انقلاب با آن، گامی برنداشتند، بلکه وقتی مردم به خروش آمده و به خیابان‌ها ریختند، همچنان سکوت کرده و همراه با سانسور خبری رسانه‌های بیگانه و تلاش ضد انقلاب برای دولتی معرفی کردن راهپیمایی 4میلیونی مردم تهران و موج عظیم و توفنده عواطف دینی و انقلابی سراسر میهن اسلامی، به تکرار هجویات دشمنان نظام و انقلاب رو آورده و با وقاحت توسط برخی سایت‌ها وگروه‌های مرتبط با خویش ترویج کردند.اتخاذ این مواضع، پس از وقایع تلخ و سیاه روز 16 آذر و عاشورای حسینی و واکنش غیرتمندانه مردم، نه تنها بی‌بصیرتی و ادامه لجاجت و تجاسر سران فرقه بلکه تشدید فاصله از مردم و ارزش‌ها و اصرار برای اطاعت از هوای نفس آنان را نشان داد که در واقع به معنای نادیده گرفتن آخرین فرصت و تن دادن به سقوط و خودکشی سیاسی بود. حال آنکه حرمت‌شکنی‌های انجام شده و همچنین اعلام حمایت علنی سلطنت‌طلب‌ها، منافقین، کمونیست‌ها و بیگانگان از آن و لبریز شدن کاسه صبر ملت و نمایش آن در قالب تظاهرات گسترده مردمی، ایجاب می‌کرد برای باقی ماندن در چارچوب نظام سیاسی، همراهی با مردم و فاصله گرفتن از هتاکان، ‌مدعیان خط امام (ره) و اصلاحات، به سرعت از عوامل هتاک و متجاسر اعلام برائت کرده و آنگاه که فراتر از سلایق سیاسی پای اعتقادات در میان است، مرز سیاسی و اعتقادی خود را با آنان معلوم نمایند. اما اینک اجتناب فرقه‌سازان از چنین اقدامی چندگمانه را به ذهن متبادر می‌سازد که عبارتند از:1- هم‌کاسه بودن و ارتباط سران فرقه با بازیگران اصلی که در واقع حتی اجازه‌ تظاهر به جدایی را نداشته و همچون مرده‌ای خود را در اختیار مرده‌شو‌ی قرار داده‌اند.2- تلاش برای حفظ فضای فتنه با استفاده از هر نیرو و با هر مسلک و مرامی در راستای استراتژی داشتن جنبش کارناوالی که به تعبیر خودشان از سروش تا گوگوش را در خود جای می‌دهد.3- عبور پایانی از نظام جمهوری اسلامی و پیوستن به اپوزیسیون در ادامه مسیر آونگاردهای دوم خردادی مثل کدیور، حقیقت‌جو، سازگارا، مهاجرانی و... که سال‌هاست به غرب گریخته و مجیز‌‌‌گویی در پشت تریبون‌های رسانه‌ای بیگانه را بر خدمت به نظام و مردم ترجیح داده‌اند.مواضع منفعلانه و مبهم سران فرقه رنگی به هر کدام از گمانه‌های فوق مرتبط باشد، فرقی نمی‌کند، چون آنان را برای همیشه از چشم مردم انداخته و نمره مردودی را برایشان به ثبت رسانده است. حال آنکه رأی 13 میلیونی آنان توسط بخشی از همین مردم به صندوق ریخته شده بود که آنها را وفادار به امام (ره) و نظام جمهوری اسلامی دانسته و هیچ‌گاه از چهره‌های مدعی قانونگرایی و عقلانیت انتظار قانون‌شکنی را نداشتند، تا چه رسد به همکاری، همراهی و تأیید حرمت‌شکنی به ساحت امام خمینی (ره) و مخدوش کردن قداست عاشورا و جسارت به اصل ولایت فقیه را که همیشه در باورهای اعتقادی و مذهبی مردم‌ جای دارد. حال آنکه استراتژی جذب حداکثری و خویشتنداری نظام و مسؤولان فرصتی برای بازگشت بود که البته متأسفانه از سوی سران فرقه رنگی حمل بر ضعف نظام شده و مثل تمام فرصت‌هایی که از نظام به آتش کشیدند، این فرصت مربوط به نجات خویش را هم از دست داده و سقوط نهایی خویش را رقم زدند که سرنوشتی شبیه رجوی و بنی‌صدر برای آنان به دنبال خواهد داشت.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار