سینا تکاور- حضور میلیونی مردم ایران در روز چهارشنبه در اعتراض به هتک حرمت عدهای فریبخورده نسبت به ساحت عاشورا، خشم سران فتنه را برانگیخته است. خشمی که با صدور بیانیهای به دست میرحسین موسوی نمود پیدا کرده است. حضور پرشور و بی سابقه ملت همیشه در صحنه ایران، در راهپیمایی بی سابقه 9 دی پیامهای زیادی را برای مخالفانی که در طول ماههای اخیر به ایجاد گرد و غبار در فضای جامعه پرداخته بودند، داشت. این راهپیمایی ضمن آنکه پاسخی محکم به معدود هتک حرمتکنندگان روز عاشورای حسینی داد، این نکته را به دشمنان و سران فتنه اثبات کرد که مردم به رغم تمام فتنهها و نیرنگهای رنگارنگ این دشمنان، در موقع لزوم و بدون درنظرگیری هیچ تفاوتی اعم از قومیتی و یا سیاسی دوشادوش یکدیگر به دفاع از آرمانهای انقلاب خود که در طول 30 سال گذشته هزینههای زیادی برای به دست آوردن آن دادهاند، خواهند پرداخت. اگرچه دشمنان و رسانههای وابسته به آنها با حیلههای مختلف اعم از عدم پوشش خبری و یا ایجاد شایعههای غیرواقعی در پس این راهپیمایی سعی در کمرنگ جلوه دادن این حرکت خودجوش مردمی داشتند اما مردمی که با تیپهای مختلف شخصیتی حضوری پررنگ در این گردهمایی بزرگ داشتند، اثبات کردند که همچنان در خط پر رنگ ولایت گام بر میدارند و تأکید کردند که همچنان بر علقههای دینی و اسلامی خود پایبندی بینظیری دارند. از طرف دیگر این راهپیمایان که تعداد آنها در یکی از روزهای کاری وسط هفته بیش از چهارمیلیون نفر تخمین زده شده است، ضمن اتمام حجت با این دست از فتنهگران که به رغم تمامی داعیهداریشان برای خط امام و اسلام، بارها حریم این دو عنصر مقدس را شکستهاند، نشان دادند که به رغم وجود برخی انتقادات همچنان بر حفظ اصل نظام میاندیشند. با وجود تمامی این پیامهای راهپیمایی روز چهارشنبه عاشوراییان، بازهم میرحسین موسوی با صدور بیانیهای عجولانه که ضمن زیر سؤال بردن مجدد نظام، باز هم بر سخنان ساختارشکنانه خود تأکید کرده است، سعی در بیگناه نشان دادن حرمتشکنان عاشورا داشته است. در این بیانیه هتاکان و حرمتشکنان در روز عاشورای حسینی را که در این روز به جشن و هلهله پرداخته و عزاداران حسینی را به استهزا و در روند هیاتهای مذهبی اخلال ایجاد میکردند، عزاداران حسینی نامیده و با افتخار آنها را حامیان خود دانسته و مدعی شده است: «باز همه ملتها و جهانیان شاهد بودند که در میان توفانی از تهدیدها و تبلیغات و تکفیرها و اهانتها، عزاداران حسینی در این روز مقدس حسین حسینگویان به صورت مسالمتآمیز و بدون شعارهای تند روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند.» شاید بتوان نکته اساسی این بیانیه را در عدم محکوم کردن هتک حرمت عاشورا توسط میرحسین موسوی قلمداد کرد، چراکه وی بهرغم تأکید بر عدم سوءاستفاده و بهرهبراری از مراسم مذهبی، حرکت ساختارشکنانه حامیان خود در روز عاشورای حسینی را محکوم نکرده و حتی با سرپوش نهادن بر این رفتارها و کتمان آنچه که در روز عاشورا اتفاق افتاد، این حرمتشکنان را عزادار امام حسین قلمداد کرده است. علاوه بر این وی در این بیانیه بر عدم صدور بیانیه برای حضور حامیان خود در روز عاشورا تأکید کرده است و این حرکت را خودجوش عنوان کرده است. این درحالی است که اگرچه بخشی از این ادعا مبنی بر عدم صدور بیانیه برای تجمع روز عاشورا صحت دارد، اما وی فراموش کرده که این تجمع غیرقانونی از سوی شبکههای ماهوارهای حامی وی در آن سوی آبها ترتیب داده و هدایت شده است. حال سؤال اینجاست که چرا میرحسین موسوی به رغم اطلاع از این تجمع و دعوت مکرر این رسانههای ضد انقلاب سکوت اختیار کرد و از سوی دیگر چرا در این بیانیه بر آزادی شبکههای ماهوارهای که نقش عمدهای در دامنزدن به حوادث پس از انتخابات داشتند، تأکید کرده است؟ شاید بتوان پاسخ این سؤال را در همان سکوت میرحسین یافت چراکه با سکوت خود در قبال آنچه در حال روی دادن بود، مهر تأییدی بر این وقایع زد و نشان داد آنچه که روی داده، خواست قلبی او نیز بوده و تأکید بر آزادی شبکههای ماهوارهای نیز دلیلی بر گسترش همین تفکر است تا این شبکهها که میلیونها دلار در آنها هزینه شده و از سوی رهبران کشورهای استعمارگر حمایت میشوند، مستقیم و غیرمستقیم به عنوان تریبون رسمی این جماعت معدود باشند. نگاهی به بخشهای دیگر این بیانیه نیز نشان میدهد که موسوی و همدستان پشت پرده وی که با زبان و قلم وی مشغول سخنرانی هستند، با طرح موضوع آشتی ملی سعی در فرار از واقعیات دارند و خود را پشت این موضوع پنهان میکنند. این عده با بحرانی جلوه دادن کشور و تأکید بر این موضوع در سخنرانیها و بیانیههای خود تلاش میکنند بر ریزش شدید نیروهای خود سرپوش بگذارند و از طریق بحرانی جلوه دادن کشور و همچنین طرح آشتی ملی در کنار آن به دنبال گرفتن امتیاز از نظام و مردم هستند. موضوعی که نمونه خارجی آن با نام «سیاست چماق و هویج» سالها است بر سر حق مسلم برخورداری از انرژی هستهای علیه ملت ایران توسط همان سلطهطلبانی که امروز فضای کشور را به آشوب میکشند، استفاده شده است. سیاست نخنمایی که تک تک مردم از آن مطلع هستند. واقعیت امر در خصوص طرح آشتی ملی اینجاست که راهپیمایی میلیونی روز چهارشنبه مردم نشان داد که «ملت» هیچ مشکلی با نظام خود ندارند و از صمیم قلب خواهان و خواستار این نظام هستند و همان عده اندک که در روز عاشورا به حرمتشکنی روی آورده بودند، با این نظام قهر کردهاند. عدهای که مردم با آنها اتمام حجت کردند و حتی خواستار دستگیری و محاکمه سران اصلی این فتنه شدند. حال چه کسی باید با سیل خروشان ملت آشتی کند؟ بدون شک با قرار گرفتن مردم در موضع قدرت و افول شدید نیروهای فرقه سبز، هیچ راهی جز بازگشت به دامان ملت و یا فنا شدن در این سیل خروشان ندارد. سیلی که سالها است زنگارهای مختلف نظام را شسته است. باید منتظر ماند و دید که این جریان در واپسین روزهای عمر خود کدامین راه را انتخاب خواهد کرد؟ بنابراین با تحلیل بیانیه هفدهم میرحسین موسوی، این موضوع اثبات خواهد شد که وی و همفکرانش با مشاهده این حضور عظیم، پی به اتمام کار خود بردهاند و این قبیل بیانیهها همانند آخرین دست و پا زدنها برای جلوگیری از غرق شدن در سیل خروشان ملت است.