
دیروز، پس از نیمروز، بغضی در دل و زبان مردمان تهران ترکید، به درازای شش ماه دنائت برخی ابناء روزگار، در گسترهای از «امام حسین» تا «آزادی»، راهی که سه دهه قبل پدران ما را به سرمنزل مقصود رساند، طریقی که در محرم سال 57 رهروانی بیشمار داشت و حق اراده کرد تا پس از 30 سال فرزندان و حتی نوادگان راهپیمایان آن روزگار، تجربه پدران خویش را باز بیازمایند.
چه تشابهات ماندگاری، مردمانی با سن و ظاهر و حتی فکر متفاوت اما همگی برای دفاع از حقی که با محبت آن رشد یافتهاند؛ «حسین» و امتداد ولایت او، یا به بیانی دیگر، «اصل ولایت» او. دشمنان نابکار این مرز و بوم از سر بلاهت دست بر اصل ولایت گذاردهاند. چه بسیار جوانان و نوجوانانی که دیروز از «امام حسین» تا «آزادی» فریاد زدند اصل ولایت را به خوبی میشناسند. آنان محرمهایی فراوان را با محبت او بر سر و سینه کوفتهاند و حدیث مظلومیت او را واگویه کردهاند. آنان دیروز همچنین با شعارهای خویش نشان دادند که از یزید و یزیدیان زمان آدرسی دقیق میدانند. شعارهایی که هیچ یک، شعارهای رسمی راهپیمایی نبودند، اما حرف دل راهپیمایان، پوسترهایی که هیچ کدام از سوی متولیان تجمع چاپ نشده بودند، اما جوانانی که این روزها بر محمل بصیرت جای گرفتهاند، آنها را در فتوشاپ رایانههای خود طراحی کردهاند.
دیروز از «امام حسین» تا «آزادی» رستاخیز بصیرت شکل گرفت، اگر هزار و اندی سال قبل، خون حسین سالها بعد قیامهایی گوناگون را رقم زد، امسال در سومین روز شهادتش صدها هزار غیرتمند بیقرار سرود جاودانگی محبت و «اصل ولایت» او را سرودند و به سینه تاریخ سپردند.
سرود زمانآگاهی و حقباوری این حسینیان هماره
پرطنین باد.